اخبار و مقالات مربوط به محمد رضا جودت

موانع رشد معماری خِردسالارموانع رشد معماری خِردسالار

محمد رضا جودت : سرتاسر قرن گذشته، شناخت نیازی جدید در معماری، مطرح و پیگیری شده است. این نیاز بر مبنای تغییراتی عمیق در دیدها، معیارها، ابزار، مفاهیم و نگرش هایی همراه بوده است که توانسته اهدافی مشترک را (ورای هر چیز) در فضاهای گوناگون فرهنگی یک جا گرد هم آورد.

 
گفتگو با محمدرضا جودت گفتگو با محمدرضا جودت

من متولد 1318 در شهر اردبیل هستم و از زمان شش سالگی به تهران مهاجرت کردیم و در اینجا ساکن شدیم. همه‌ی تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ام تهران بوده و بعد از آن سه سال دانشجوی نقاشی دانشکده هنرهای زیبا بودم. اما پس از آن منتقل شدیم به دانشکده معماری دانشگاه ملی آن زمان و بعد از فارغ‌التحصیلی در همانجا نگه‌ام داشتند تا حدود شش سال پیش که بازنشسته‌ام کردند..

 
شهرسازي، مُد روزشهرسازي، مُد روز

محمدرضا جودت - شهرسازي مقوله پيچيده‌اي است كه معماني چندگانه‌اي را دربردارد، از سويي به اموري از قبيل برنامه‌ريزي اقتصادي سرزمين، تبيين مقررات و قوانين راي كاربردي مناطق مختلف شهر و هم‌چنين آرايه‌بندي بافت شبكه‌هاي شهري و جز آن مي‌پردازد و از سوي ديگر باتوجه به حساسيسيتي كه به كليت و كالبد شهر دارد، به ساختار فضايي آن توجه دارد. به اين ترتيب، باتوجه به اهميت موضوع، مقياس شهر براي فردي كه بخواهد به ساختارشهري بپردازد، بي‌ترديد نياز به آمادگي خاص دارد. به بيان ديگر بي‌اطلاعي چنين فردي از حيطه اموري كه به آن اشاره شد، مي‌تواند بسيار فاجعه‌آميزتر از بي‌اطلاعي معمار از معماري باشد.

 

 
4260242602

اتفاق نظر است كه تنزل در كيفيت محيط شهري، نتيجة مستقيم وجود بحران در خود اجتماع است. اين مشكل بسيار گسترده‌تر از جزييات نگران‌كننده موجود در محيط شهري، نظير مشكل جمع‌آوري و دفع زباله، سر و صدا، بريدن درختان، تخريب ساختماني كه ارزش محافظت دارد، از بين بردن فضاي سبز يا نابودي محله و ناحيه‌اي در شهر است. به‌نظر مي‌رسد اين موارد علائم بيماري ريشه‌داري هستند و ريشه در تضادهاي بين منافع خصوصي و صلاح عامه، بين ثروت و سعادت بين كمبود و انفجار جمعيت و جز آن دارند...

 
نبود خلاقیت، مهمترین عامل رشد معماری خردسالار استنبود خلاقیت، مهمترین عامل رشد معماری خردسالار است


هرچه جلوتر می رویم، ارتباط معماری با مسائل عینی و کلی این علم کمتر شده و این دانش به سمت فن و روش سوق می یابد.
در واقع می توان گفت، این هنر ارتباط خود را با جنبه های اجتماعی و زیباشناختی زندگی از دست داده است.