مقالات معماری و شهرسازی

آنکه بمن آموختآنکه بمن آموخت

بیاد استاد سیحون - آدم وقتی که دانشکده را تمام میکنه یعنی فارغ التحصیل میشه مخصوصا اگر دانشجوی معماری باشه فکر میکنه که دیگه هیچ غصه ای نداره ودیگه هرکاری دلش میخواد میتونه بکنه . برای من که اینطوری بود . یعنی اینطوری فکر میکردم ولی اینطوری نشد ...

 
شهر آینه ماست؟شهر آینه ماست؟

نوشته اند که شهر تاریخ منجمد مردمان است و با دیدن شهر می توانیم به فرهنگ و سنن و رسوم مردمان پی ببریم ،نمی دانم آیندگان وقتی شهر امروز ما را ببینند در مورد ما چه فکر می کنند ، چه برداشتی از ما و مردم این دوره خواهند داشت مسلما برداشت مناسبی ندارند ، اگر بخواهیم کمی خودمان را جای آنها بگذاریم و از ورای تاریخ به تهران امروز نگاه کنیم ، چه می بینیم ...

 
شهر آیینه ی من استشهر آیینه ی من است

نقش پذیری متقابل شهر و شهروندان از یکدیگر؛ "هر دورانی معماری خودش را دارد". این جمله را یک معمار آلمانی در سده ی 1800 پس از بازدید از شهرهای صنعتی انگلستان نوشته بود. ببینیم دوبله به فارسی آن چه می تواند باشد. شهرهایی هستند که آیینه ی شهروندانش هست، وقتی که شهروندان با خود در آشتی و با طبیعت در همزیستی مسالمت آمیزند، و شهرهایی که شهروندانش با خود غریبه و در جنگند، با شهر قهر و با آن دشمنی و ویرانش می کنند...

 
 اگر من شهردار بودم چه میکردم اگر من شهردار بودم چه میکردم

از من سوال شده : اگر شهردار تهران بودید چه میکردید؟
هر چقدر که خصوصیت‌های اجتماعی-فرهنگی یک زمان پنهان باشد، ذات یک دوره خود را در معماری آن دوره نشان میدهد.
جواب : نخست، بجز بزرگراه‌ها، کارهای معماری ئی که از زمان کرباسچی شهردارد تا امروز برسر این شهر انجام شده است را نمی‌کردم.

 
مشق هاى نا نوشتهمشق هاى نا نوشته

يادى از كلاس درس و آنكه به من آموخت - هر چه در اين شهر شكل ميگيرد از قضاست واتفاقى - اين شهر از آن كيست؟ - شهر،آئینه من است.
مشق هايى نا نوشته كه تابستان گرم را گذراندم و مانند كودكى بازيگوش ، گويى نيمى از "شيطنت و بازيگوشى ام" براى فرار از هرچه مشق و مدرسه بود.

 
در مورد زیبایی های شهر - سخن آبان ماه ۱۳۹۳در مورد زیبایی های شهر - سخن آبان ماه ۱۳۹۳

موقعی که از من خواسته شد در زمینه زیبایی های شهر مطلبی بنویسم ، پیش خود میگفتم ، من که هر چه تا به حال گفته و نوشته ام به جایی نرسیده ، چون فضا ، فضای به کار بستن ایده ها و افکار مثبت و سازنده نبوده است ، در نتیجه جایی برای پژوهش و پیشنهاد های سازنده هم وجود ندارد...

 
شهر به چه کسی تعلق دارد ؟شهر به چه کسی تعلق دارد ؟

نسیم ایران منش : شهربه چه کسی تعلق دارد ؟ قاعدتا شهر به آن کودکی تعلق دارد که درشناسنامه اش نام شهری راکه درآن به دنیا آمده است رامی نویسند . ولی این کودک تا مدت های مدید به دلیل ناتوانی و ابعاد کوچکش قادر به استفاده از فضاهای شهر به راحتی نیست! ...

 
سال پائینی، در سربالائی مراد و مریدی (آن که آموخت مرا)سال پائینی، در سربالائی مراد و مریدی (آن که آموخت مرا)

پذیرفته شدن در کنکور دو مرحله ای آن زمان (سال 1342) ، یعنی شکستن شاخ غول ! ومن این شاخ را شکشته بودم و به همین دلیل با پدر و مادرم در سرافرازی و افتخاری که بر خانه حکم فرما شده بود سهام دار اصلی بودم. نامم جزو قبول شده ها در آزمون اختصاصی دانشکده هنرهای زیبا، رشته معماری اعلام شده بود.

 
دو ژاپنی در گیلاندو ژاپنی در گیلان

شین جو سُوزوُکی (که نام کوچک او شین سِی هم خوانده می شود) سال ها در دفتر بنیاد بودایی در نیویورک ماموریت داشت، و در سال 1905 پس از 8 سال اقامت در امریکا با کشتی روانه ناپل در ایتالیا شد. پس از دیدن این شهر و رُم، در دنباله سفر دریایی خود به اتن و از آن جا به ازمیر آمد و سپس به استانبول، از این بندر با کشتی نفتکش به بندر باتوم در روسیه رسید و به قصد سفر به ایران با قطار به باکو، و از طریق دریای خزر به انزلی آمد..

 
در پایتخت قاجارهادر پایتخت قاجارها

صبح، در هوایی عالی ده بزرگ غروه را ترک کردیم و در دره ای هموار و پهن به سفرمان ادامه دادیم. دره ای که کوههای جنوبش به خاطر فاصله زیاد به زخمت دیده می شود. یک سلسله کوه سیاه رنگ در سمت جلو ظاهر می شود و در میان دره وسیع، تپه سنگ کوچک و مجردی مثل یک جزیره به چشم می خورد.