Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1510

آشنایی با پیشکسوتان معماری ایران (مقالات گذشته – آذر 1384)

دکتر سیاوش تیموری پس از ورود به دانشگاه تهران در سال 1335 شمسی، در بخش معماری دانشکده هنرهای زیبا آغاز به تحصیل نمود و در سال 41- 1340 پس از احراز رتبه اول این رشته، با اخذ بورس از دولت فرانسه به عنوان جایزه، جهت ادامه دوره تخصصی تحصیلات خویش و کسب تجارب علمی این حرفه، عازم کشور فرانسه شد.

طی دوران اقامت 8 ساله خود در آن کشور ضمن تحصیل در بخش معماری مدرسه ملی عالی هنرهای زیبا "Ecole   National Superieur des Beaux arts" و رشته عالی شهرسازی دانشگاه پاریس، در چند دفتر مشهور و جهانی همکاری داشته و به معماری تجربی و علمی و کسب اندوخته در این زمینه پرداخت.

دکتر تیموری با اخذ عنوان D.P.L.G از دولت فرانسه، عضو سندیکای معماران آن کشور بوده و یکی از اعضای گروه هجده نفری GIAP (گروه بین المللی آشیتکت های پیش قراول) می باشد. محور مطالعات گروه فوق، تحقیق در مورد معماری و شهرسازی در مسیر پیشرفت تکنولوژی و همگام با معضلاتی که در سده اول و دوم قرن بیست و یکم رخ خواهد نمود، متمرکز است.

وی در بسیاری از کنکورهای بین المللی و به ویژه ملی در کشور فرانسه موفقیت داشته و یکی از کاندیدای جایزه سندیکای معماران آن کشور در دهه شصت بوده است.

دکتر تیموری طرح و  نظارت بر اجرای تعدادی از پروژه های مشهور در فرانسه را به عهده داشته است. از جمله:

استادیوم سی هزار نفری پارک د پرنس در پاریس (Princes parc des)، استخر سرپوشیده مجموعه هتل و کازینوی شهر دوویل (Deauville) در ساحل غربی فرانسه، استخر با سقف متحرک روی کابل در بلوار کارنو (Carnot) و خیابان David d angers و ... "همکار دفتر روژه تایبر ( Roger Taillibert) در پاریس"

بنادر تفریحی در ویل فرانش (Villefranche) و مارینا ( Marina baie des anges) در ساحل مدیترانه و ... همکار، دفتر میشل مرو (Michelle Marot) در شهر پاریس".

دکتر تیموری طی سال 1964 میلادی در شهر پاریس و طی زمانی که با دفتر تایبر همکاری داشت و پس از ابداع سقف های سبک متحرک (باز و بسته شو) که به نام خود او در دایره­المعارف نیمه دوم قرن بیستم ثبت شده است و توسط فرای اتو ( Frei Otto ) از کشور آلمان( که چند سال بعد استادیوم ورزشی شهر مونیخ را طراحی نمود و به سال 1968 ساخته شد) محاسبه گردید، به اجرای نمونه هایی از اینگونه استخرها در شهر پاریس با همکاری همان دفتر و پیمانکاری آقای استرومایر (Schtromayer) اطریشی اقدام کردند.

نمونه های دیگری از این مجموعه های ورزشی در سایر کشورها از جمله الجزایر به اجرا درآمد. دکتر تیموری مدت چند ماه از اواخر عمر پربار معمار بزرگ قرن بیستم لکزبوزیه ( Le Corbusier ) را نزد وی تلمذ نمود، ولی عمرش دیری نپایید و گردش ایام و حوادث ناگوار روزگار با مرگ آن بزرگمرد این فرصت را از وی دریغ داشت.

اواخر سال های دهه 40 رئیس وقت دانشگاه تهران (آقای پروفسور رضا) از دکتر تیموری جهت همکاری با دانشکده هنرهای زیبا در رشته معماری دعوت به عمل آورد.

وی به سال 1348 در پاسخ به این دعوت به ایران بازگشت و تا سال 1353 به تدریس در این دانشکده ادامه داد. اما کارشکنی در حوزه فعالیتش منجر به استعفای وی گردید.

طی همین سال وی با همراهی گروهی از مهندسین خبره در امر تاسیسات و سازه اقدام به تاسیس مهندیسن مشاور «فرموم» نمودند و به فعالیت حرفه ای و تعلیم و تربیت جوانان در این زمینه همت گماشتند.

در پرونده های موجود نزد وی و در مدت نیم قرن فعالیت در حرفه معماری خود بیش از یکصد و پنجاه پروژه از انواع مختلف مضبوط است.

وی در تعلیم شاگردانش به صورت فعالیت در قالب کارهای اجرایی کوشش فراوان می نماید و از این طریق سعی می کند تا سبک ها، عقاید و شیوه های معماری خود را به ایشان منتقل نموده و مورد بررسی و استمرار قرار دهد. یکی از نصایح وی به شاگردانش، تقویت نیروی درونی طراح است که باید:

 

  1. خوب ببیند.
  2. خوب تجزیه و تحلیل و در ذهن بایگانی نماید.
  3. از احساس و منطق هر دو پیرویداشته باشد.
  4. اصالت ارزش ها را در گستره زیر طرح دریابد و به تشخیص محورهای حاکم در این گستره وقوف کامل داشته و به شکلی مسلط عمل نماید.
  5. به ارزش های موجود اعتبار بخشد.
  6. به قرین شدن و همنشینی فضاها به نحو مطلوب توجه کند.
  7. وفاق با شرایط محیطی (جغرافیای منطقه تا جغرافیای انسانی، سیاسی، اقتصادی و ...) را لحاظ نماید.
  8. در ارائه راه حل جهت رفع نارسائی ها، به روش و نحوه بکارگیری اهرم ها برای از میان برداشتن نقصان ها و درانداختن طرحی نو، در جوامع برون مرزی تعمق نماید. نه اینکه نتیجه آن را عیناً کپی کند.
  9. توجه به موارد فوق، قدرت تشخیص بد از خوب را در درون تقویت می کند و طراح به پختگی دست می یابد که هرگز متزلزل نخواهد شد و در نهایت، به یک نوع کنترل و خود تصحیح کردگی ادامه دار (auto-correction) نایل گردد.
  10. لازمه همه این ها و مهم تر اینکه باری به هر جهت نباشد.

او معتقد است معماری ایران نیازمند تریبون های آزاد و زبان منتقدینی است که ضعف ها را بررسی و علنی نمایند و اینکه چرا باید معماران فقط به ساختن، عاری از هر ماهیت و کیفیت مشغول شده و از اندیشیدن به نتیجه و وضعیت معماری غافل باشند؟

اگر ایرادها و انتقادات با صدای بلند به گوش همه رسانده شود، کلیه معماران ملزم به پاسخگویی در مقابل نقایص خواهند بود.

یک معمار مسئول و واقعی به دور از سیاست های مالی و مصلحت اندیشانه، باید هم­و غم خود را صرف رشد هنر و دانش خود در مسیری صحیح نماید و ضمن آن، هر معمار باید صاحب خط، مکتب، سبک و سیاق خاصی باشد.

یکی از نکات جالب توجه و حائز اهمیت راجع به سبک معماری دکتر تیموری این است که وی در طراحی  خانه شخصی خود، خطی را دنبال نموده که کاملاً منحصر به خود اوست. طی احداث بنای آن به هیچ یک از عناصر طبیعت موجود لطمه ای وارد نشده است تا بدان جا که در جریان ساخت خانه، همه درخت ها بر جای خود باقی مانده و به شکلی هنرمندانه در تار و پود بافت خانه تنیده شده اند و ادامه حیات خود را مدیون سبک خاص دکتر تیموری در تلفیق معماری با طبیعت به شکلی موزون و خوانا هستند.

وی می گوید:« این درختان در بافت زیرطرح موجود بودند و مشکلی نداشتند، تا هنگامی که من دست به کار شدم. لذا گرفتاری برای من آغاز می شد تا با وضع طبیعت غنی، همنشینی و وفاق داشته باشد که حتی المقدور در این آزمایش موفق بودم».

به عقیده وی، اصالت معماری ایران طی ادوار گذشته در پاسخگویی به نیازهای آن ادوار، با تکنولوژی مختص همان زمان به نحو احسن موفق بوده است و به صورت پشتوانه ای برای مرور فرهنگ غنی معماری ایران عمل می نماید. فرهنگ معماری امروز باید با اتکاء و بازنگری به نحوه پاسخگویی آن معماری به نیاز جوامع آن دوران، توجه داشته باشد و نمی توان از آن تقلید نمود.

فرهنگ غنی، همچون پشتوانه و ذخائر ملی در بانک مرکزی است که به اعتبار آن پول رایج امروز چاپ، تکثیر و منتشر می شود و این ذخایر قابل خرج کردن نیستند.

وی در ادامه می گوید: نیازهای تکنولوژیکی جامعه امروز باعث ایجاد دگرگونی در لبه های کار فضای معماری شده است و این امر را به هیچ وجه نمی توان انکار نمود.

معماری در هر دوره مختص همان دوره بوده و الگوبرداری محض از دوره های پیشین منجر به استحصال نتایج منفی خواهد شد که در بعضی موارد شاهد آن هستیم.

ار آنجایی که فلسفه معماری بسیار عمیق است و عدم درک آن، معمار را به بیراهه هدایت می کند، معماران از طریق درک سرشت طبیعت و با کوشش فراوان باید مسائل آن را حل نمایند.

یک معمار مطلع و آگاه بر این اصل که مجموعه ی اجزا فضایی ضمن حفظ خصوصیات ذره بودن وقتی تشکیل یک کل را می دهند، تعریف و تعبیر دیگری پیدا کرده و همین اجزاء در تجمیع ثانوی خود وقتی به کل جدید دیگری شکل می بخشند تعریفی متفاوت از تعریفی که برای کل اولیه شده، خواهد داشت و الی غیرالنهایه، آن وقت به مفهوم واقعی معماری پی خواهد برد.

کشف رموز و ظرایف در معماری نیازمند فعالیت هوشیارانه طی درازمدت و زیرنظر اساتید مجرب و خبره ممکن می گردد.

وی با ابراز تاسف راجع به سیستم آموزش، چنین می گوید: روند آموزش در دانشکده های معماری ایران نادرست است و نقص در تعلیمات را به وضوح می توان مشاهده نمود. بسیاری از دانشجویان در ترم های پایانی تحصیلات خود فاقد دانش و مهارت لازم می باشند به نحوی که در برخی موارد، اساتید ترم های پایانی، ناگریز از تدریس اصول پایه ای معماری می شوند.

به محض اتمام تحصیلات، از دانشجویان به عنوان اساتید در امر تدریس در دانشگاه ها استفاده می شود در حالی که این اساتید جوان و تازه کار خود بر بسیاری از اصول و قواعد پایه ای واقف نیستند و بر گوناگونی مسائل بغرنج و مطرح در معماری اشراف ندارند.

به اساتید مجرب نیز به دلیل عدم پرداخت حق­الزحمه به خصوص در دانشگاه آزاد به ندرت و به شکلی محدود دسترسی دارند صابون رشته ی معماری یکی از واحدها بیشتر از این به تن حقیر خورده است، چنین رفتار زشت و کلاهبرداری آشکار در نهایت منجر به عدم همکاری و امتناع اساتید در امر تدریس گشته و حاصل و ثمره آن فارغ التحصیلان ناتوانی هستند که شاهد آنیم.

بهره کم دانشجویان از دانش معماری و ورود آنان به عرصه فعالیت حرفه ای و کار در چنین شرایطی موجب خلق آثاری می شود که آیینه تمام نمای دانش ناقص و ناپختگی اینگونه معماران فارغ­التحصیل از دانشکده معماری است.

وی در ادامه یکی دیگر از نقایص سیستم آموزشی را متذکر شده و می گوید: در دانشکده های معماری، بیشتر به نقاشی معماری پرداخته شده و توجهی به روابط فضاها در همجواری و مقارنه با یکدیگر و کاربری آنها نمی شود و نیز ایستایی و تأسیسات ادغام شده در آن تا حدود زیادی مهجور مانده و این نقص منجر به احداث بناهایی می شود که فاقد شمی از ایستایی می باشند.

برای نمونه عکس و مدارک ساختمان مرکزی بانک ملت واقع در تهران، خیابان طالقانی، نبش خیابان فرصت - طالقانی آورده شده است.

این پروژه در حکومت گذشته ساختمان بانک تجارت خارجی بوده است که طرح و اجرای آن را آمریکائیان به صورت ( Turn Key) انجام می دادند. بعد از انقلاب این پروژه را بانک ملت در اختیار گرفت. چون کلیه طرح ها و آلبوم های موجود اعم از معماری و سازه تا تاسیسات مکانیکال و الکتریکال را آمریکائی ها با خود برده اند الزاماً جهت تهیه طرحی مجدد با این مهندسین مشاور (فرموم) قراردادی جدید منعقد گردید و اینجانب بعد از مطالعه دقیق و بررسی وضع موجود « که پی ها و ستون­گذاری­ها فقط تا دو زیرزمین اجرا شده بودند، اقدام به تهیه ی طرح های معماری نمودم، از وضع ستون گذاری ها چنین گمان می رفت و سپس قطعی گردید که ساختمان مذکور از دو قسمت تشکیل یافته است:

  • اول ساختمانی کم ارتفاع که امور بانکی و ارز و ... در آن انجام می شد.
  • دوم ساختمانی بلند مرتبه که فقط با چهار تکیه­گاه وزن آن به پی­ها منتقل می شد.

کلیه طرح ها، تهیه، آماده و به تصویب کارفرما (بانک ملت) رسید و کارگاه راه اندازی شد. به اجرای ساختمان برج که روی چهار تکیه گاه غول پیکر استوار بود و به شاه تیری که آنها را کلاف می کرد. رسیده بودیم، ابعاد این شاه تیرها و وزن آرماتورها و بتن مصرفی در آن داربستی را ایجاب می کرد که زیر این بار عظیم دوام بیاورد که آن هم به انجام رسید. طبقات روی سکوی استوار بر این چهار تکیه­گاه به ترتیب ساخته می شد و بالا می رفت.

این مشاور طی اجرای کار و رسیدگی به صورت وضعیت های پیمانکار متوجه ارقام ساختگی یاد شده که توسط ناظر مقیم دستگاه نظارت نیز مورد تایید قرار می گرفت، شد، که این مابه التفاوت ها از طریق وی به حساب کارفرمایان وقت منظور می­گردید و همه چیز بر وفق مراد جا افتاده بود.

اولین عکس العمل ما، فراخوان ناظر مقیم و جایگزین نمودن وی با اینجانب بود که مراتب به کارفرمایان منعکس گردید. چند روز بعد کارفرمایان طی نامه ای به عنوان این مشاور ضمن تأیید و تثبیت ناظر مقیم « به منظور حفظ منافع خود»، و در ادمه چند ماه بعد جهت رفع مشکل از این مشاور کتباً خلع ید نمودند. وکیل این مشاور ضمن شکایت، پرونده ای حاوی مستندات به دادگستری ارجاع نمود ناگفته نماند که کارفرمایان، قبل از خلع ید از این مشاور با مهندس مشاور دیگری قرارداد منعقد نموده بودند که با نقشه های ما به ادامه کار پرداختند.

چون توان اختلاس در کارفرمایان از یک طرف و پی گیری این مشاور (فرموم) در عیان کردن دست ایشان بعد از چند سال محرز گردید، طلب ما را به کارشناسی خبرگان دادگستری پرداختند و ایشان نیز به درجات بالاتر در مقام های کلیدی اقتصادی دولت راه یافتند. سخن کوتاه، نتیجه این پروژه آن چیزی است که امروز می بینید.

صورت بیرونی نماهای طراحی شده پروژه توسط اینجانب را با چهره پایانی این بنا قیاس نمائید، در خواهید یافت که طراحان جدید آن، حتی مفهوم وزن بنا را که بر روی چهار تکیه گاه از بتن مسلح می نشسته، درک نکرده و آن را با شیشه به زمین می رسانند. تمیز نگاه داشتن این سطوح شیشه ای از گرد و غبار و ریزدانه های معلق در فضای شهر تهران، حفظ آن از دوده و باران و ... همه شوخی است؟

فرو ریختن و خرد شدن این شیشه ها در اثر حوادثی چون زلزله یا طوفان هم شوخی است؟

وی ضمن صحبت های خود به آثاری اشاره می کند که با توجیه الهام گرفتن از طبیعت توسط معمارانی چند بنا می گردند. اینان به منظور جلب نظر و تایید سایرین، نام و آثار معماران نامدار جهان را یدک می کشند. به عنوان مثال به آثار (Frank LIoyd Wright) فرانک لوید رایت و خانه آبشارش (خانه کوفمن) متوسل می شوند، غافل از اینکه رایت در خلق این اثر مقارنه بنا را با طبیعت به ترتیبی در نظر داشته که هم به غنای اثرش در کنار طبیعت می افزاید و هم بر ارزش والای طبیعت در همنشینی با اثرش تأکید دارد.

در آثار رایت، با تقلید نابخردانه و کورکورانه از طبیعت مواجه نمی شویم.

دکتر تیموری می گوید: در طرح های به اصطلاح جدید امروزی حتی به قوانین ابتدایی معماری نیز توجه نمی شود.

اصرار طراح در بیان عدم تعادل و ایستایی طرح به شکلی زشت و ناهنجار عرضه می گردد تا جلوه نامتعارفش توجه را جلب نماید. طراحان چنین بناهایی با دستاویز قرار دادن و الهام گرفتن از بناهای مشهور جهان به ایده های بی اساسی خود اعتبار می بخشند.

عوامل بیشماری در بروز این نابسامانی ها نقش دارند و بخشی از این کاستی ها نیز به عدم آگاهی صاحبان و کارفرمایان پروژه ها باز می گردد. در این میان نقش معماران حرفه ای پررنگ تر می شود ولی دست آنان در ممانعت از اجرای چنین طرح هایی بسته بوده و بهره گیری از تجربیات و دانش آنان به دست فراموشی سپرده شده است.

وی با تأکید به این مهم اشاره دارد که با صرف هزینه های گزاف، بناهای غیرمتعارف طراحی و ساخته می شوند در حالی که غیرمتعارف بودن ملاک خلق آثار شاهکار معماری محسوب نمی شود و باید به دنبال اصول و مبانی واقعی بود و در سایه حقایق روشن و اصیل ماهیت حقیقی آثار را تعیین نمود.

به نظر دکتر تیموری آنچه که مایه­ی تأسف و عامل بنیادی انحطاط در معماری ایران است پوچی معیارها و از بین رفتن ارزش های اخلاقی می باشد.

2500 سال تاریخ مدون معماری و شهرسازی، با شاهکارهای مایه عبرت برای سایر جوامع را در سرزمینمان پشتوانه و محفوظ داشته و به آن افتخار می کنیم اما در هیچ زمانی تا به این درجه و سرعت به انحطاط کشیده نشده بودیم. چنین پس­رفت و نابودی ارزش ها نیازمند مدت زمانی بس طولانی تر است. اما گویی ایرانیان نسل جدید در این زمینه دارای نوعی استعداد بوده و به جرأت می توان اذعان داشت که سرعت منحط گردیدن معماری در کشورمان ایران همچنان که در مورد سایر ارزش ها نیز صادق است آنچنان شتاب می گیرد که آن را نمی توان با سایر کشورها قیاس نمود.

وی تقلید کورکورانه را از اصلی ترین عوامل وقوع چنین عقب ماندگی بر می شمرد و می افزاید: معمارانی که داعیه الهام گرفتن از معماران مشهور جهان را دارند بدون توجه به فلسفه ایشان در تحلیل مسایل اجتماعی و تکنولوژیکی ویژه سرزمین­شان فقط ظاهر طرح هایشان را دریافت و کپی می کنند در حالی­که از بررسی و درک ماهیت فلسفه و تفکرشان در مورد فضا و وفاق آن با سایر عناصر محیطی عاجز هستند. اینان برعکس شعر مولانا که: «ما درون را بنگریم و حال را» به مصداق «ما برون را بنگریم و قال را» عمل می نمایند. جالب اینجاست که نتیجه عملشان مورد پسند و تایید مطبوعات و غیر متخصص نیز واقع می شود.

به عنوان مثال از فرم بدن حشرات و پرندگان در ساخت بناهایی استفاده می شود که هیچ سنخیتی با فضای مورد نیاز طرح ندارد و با واژه فرنگی دهن پرکن ارگونومی (orgonomei در رابطه با ساختمان اندام های آلی) به آن ثقالت می بخشد و  در توضیح آن گفته می شود: «آنچه در طراحی به لحاظ فرمال (شکلی) مورد توجه قرار گرفته، حرکات روان، سیال، به هم پیوسته، حجم خوانا و پرسپکتیوهای متفاوت و متاثر از هم بوده و پس ازانجام طرح های مختلف و بررسی چندین طرح، فرم­ها را برگرفته از فرم بدن حشراتی چون زنبور و ملخ یافتیم» و در ادمه آورده می شود: «کارهای فرانک لوید رایت (frank loyd wright) و تاثیر طبیعت در طراحی های داخلی و بیرونی نمونه شاخص و بارزی دارد به طوری که در طراحی خانه آبشار، کالبد بنا جزء انفکاک ناپذیری از محیط و بستر ساختمان می باشد».

دکتر تیموری راجع به این مقوله اظهار می دارد: معماری رایت چه ارتباطی به پروژه معرفی شده همچون کالبد ملخ دارد؟ در بالا به ویژگی خانه کوفمن (خانه آبشاری) که فرانک لوید رایت آن را طراحی نموده اشاراتی داشتم. باید اضافه کنم که رایت با شیوه و نگرش خود به معماری، یک میان خط سروده و تعریف کرده است که درک رموزات و مفاهیم آن برای شکل گراها (فرمالیست ها) میسر نیست.

روبرت لو ریکوله (Robert le Ricolais) استاد استخوان بندی ها و سازه های سبک سه بعدی فولادی، با تحلیل و بررسی در مورد موجودات ذره بینی مجهز به پوسته آهکی اعماق اقیانوس ها به راز استحکام و مقاومتشان در مقابل فشارهای خرد کننده آب پی برد و به کشف ساختمان بافتی منظم آنها با محاسبات پیچیده دست یافت.

رنزو پیانو (Renzo piano) در آثار خود از سیستم ترکیبی بافتی بهره گرفته و آن را همواره دنبال نموده است.

کالاتراوا (Calatrava) شاگرد فلیکس کاندلا (Felix Candela) همچون استادش به راز تکثیر مدول های فضایی در بیان و تفسیر فضاهای بزرگ تر پی برده و آن را به کار می گیرد.

ریچارد میر(Richard meyer) نیز به مانند فرانک لوید رایت به حرکات و سمت و سوی محورهای عطف در بسترهای طبیعی نگرش دارد. لذا آثار این اساتید هرگز نباید در توجیه آثار بی بضاعت امروزی هر معماری مورد اشاره واقع شوند.

وی با اظهار تاسف از وضعیت طرح های مفلوک و بی منطق معماری امروز آثاری را مورد اشاره قرار می دهد که به شکلی تمسخر آمیز و با طرز فکری منحط پاگرفته و بنا می گردند.

دکتر تیموری می گوید: تاثیر تحرکات نیروهای خارجی و داخلی بر ماده موجب ایجاد شکل می شود و لبه کار را تعیین می کند هرگز نباید ابتدا شکل را انتخاب نمود و سپس اقدام به ادغام آن با معماری کرد.

متاسفانه روش دوم در دانشکده ها توسط اساتید عاری از تجربه و دانش معماری تدریس می گردد و در کار حرفه ای هم مصداق دارد.

باید از بدن آدم به عنوان یک سازمان تشکیلاتی منظم که هر عنصری در جای خود کاربری دارد و در نظامکلی همه چیز در حال تعادل است یاد بگیریم. اما می بینیم برای خلق فضای کلیسا، نقش صورت آدمی به عاریت گرفته می شود، به چهره طراح آن بنگرید و سن و سال او را حدس بزنید، متاسفانه طرحش با چند عکس کامپیوتری غلط انداز در مجله چاپ می شود.

در عوض به بنای برج العرب (دبی) طرح اتکینز (W.S Atkins) توجه کنید. در خلیج فارس، به کشتی با بادبانی برافراشته می­ماند که بر روی آب شناور است و نمادی از برداشت درست یک معمار باتجربه است بدون اینکه کشتی طرح کرده باشد تحرک باد و موج دریا را القا می کند که بیان حال موضع استقرار آن است.

در همین خلیج با مجتمع های توریستی و هتل های پرستاره مواجه می شویم، یکی از آنها در شکل برج اختصاص یافته به هتلش، از دم از آب بیرون مانده نهنگ اقتباس می نماید که از چنان عدم توازن و عدم تعادلی برخوردار بوده و بی منطق است که انسان را به حیرت می اندازد. خلیج فارس را چه به نهنگ؟ جالب اینجاست که این طرح ها جهت اظهارنظر، برای سایر متخصصین نیز ارسال می گردند. اینان خود را واقعاً باور دارند!

بیائیم در عوض تقلید کورکورانه از طرح معماران معروف جهان نحوه و روش حصول به هدف های نهایی آنان را ارزیابی کنیم و از ترفندها را بیاموزیم و به کار گیریم که نقش تعیین کننده را در به تعالی رساندن افکار ما ایفا می کنند، از طریق کپی برداری راه به جایی نخواهیم بد و شاهد زوال و انحطاط معماری در کشورمان خواهیم بود.

نیرو و توجه معمار ایرانی، امروز بیشتر به سمت و سوی کپی برداری از مسائل حل شده توسط دیگران متمایل است، در حالی که این نیرو باید صرف یافتن راه حل هایی جهت رفع معضلات جامعه ایرانی و تامین فضای مورد نیاز آنان گردد. به عبارت دیگر راه حل های یافته و ارائه شده در ماورا مرزهای کشورمان از آن ما نیست و در سرزمینمان کارآیی ندارد.

گویا اکتساب و الگوبرداری یا تقلید از معماران خارجی، در ایران نوعی ارزش محسوب می شود و این امر تا بدان جا رشد نموده و جاافتاده که برخی از آنان صورت بت یافته و به خدایان حرفه معماری مبدل گشته اند، در حالی که در همین آب و خاک هستند کسانی که در عرصه معماری از بت های خیالی ماورا مرزها کسر نمی آورند، اما چون از پوست سبزه و چشم سیاه برخوردارند نه تنها از آنان یاد نمی شود بلکه در مقابلشان جبهه گیری و کارشکنی نموده و به نوعی از ادامه کار و فعالیت مثبتشان جلوگیری به عمل می­آید.

چون فرصت کار خلاقه و طراحی را «روابط به دست می دهد و نه ضوابط» لذا آنان همواره در گوشه عزلت به تحلیل مسائل می پردازند و از آشفته بازار گرم معماری به دور هستند.

آنگاه مطبوعات از آثار عجیب و غریب و فاقد هویت و اصالت معماری با ستایش یاد می کند، این فرهنگ نادرست اشاعه یافته و دانشجویان معماری در تشخیص و تمییز دادن واقعیت ها، دچار سردرگمی می گردند و دراثر بروز چنین روندی، گام موثر دیگری در انحطاط طرز و خط تفکر معمار ایرانی برداشته می شود.

معماری خود عاری از اضافات و حشو و زوائد و به اصطلاح شاخ و دم است، این را بایست به معماران جوان تفهیم نموده و آموخت.

وی در پایان، علت اصلی عدم تفاهم میان معماران با مهندسین سازه و تاسیسات را متذکر شده و می گوید: معمار باید در شناخت و انتخاب سازه و سیستم های تاسیساتی صاحب نظر باشد. علت اصلی بروز اختلاف میان معماران با مهندسین سازه و مهندسین تاسیسات، به کیفیت طرح ارائه شده از طرف معمار باز می گردد. در اغلب موارد معماران به دلیل عدم تسلط به سیستم ایستایی طرح و تاسیسات دچار مشکل بوده هنگامی که آن را جهت محاسبات به متخصصین سازه و تاسیسات می سپارند، آنان اقدام به حذف و حک عوامل متشکله استخوان بندی و تاسیسات در طرح نموده و فضاها را دستخوش تغییرات پیش بینی نشده از طرف معمار می نماید. متاسفانه در دانشکده های معماری فضا را نقاشی می کنند و به ایستایی و استواری آن توجه ننموده و به تاسیسات در بنا اشراف ندارند. در دانشکده های فنی و عمران نیز تنها به ایستایی و ... می اندیشند و به تنظیم هنرمندانه و کاربری فضا بی اعتنا هستند. به منظور رسیدن به هدفی که نقصان ها را رفع کند بایست در برنامه های آموزشی عوامل موثر در کار طراحی، تجدیدنظر به عمل آورد.

پروژه برج های سیروس از تجمیع دو برج در قالب موجی عظیم، شکل گرفته است.

این برج در 33 طبقه طراحی شده و دارای بخش تجاری، تاسیسات ورزشی و استخر سرپوشیده در قسمت فوقانی بخش تجاری و بالاخره به آپارتمان های مسکونی با مشخصات متفاوت و سطح زیربنای مختلف پایان می یافت. در زیرزمین پارکینگ ها به تعداد لازم انبارها - تانک های تصویه فاضلاب و موتورخانه تاسیسات مکانیکال و سایر ملزومات مستقر گردیده است.

دورامپ جهت ورود و خروج اتومبیل های مستقر در زیرزمین ها پیش بینی شد که به دو خیابان ظفر (ازجنوب) و با یکی (از شمال) راه می یابد.

پله فرار - سیلوی زباله - ایستگاه های تامین فشار آب در طبقات، در فصل مشترک دو برج سمالی و جنوبی در نظر گرفته شده بود و برج های خنک کننده و منابع ذخیره آب و ... در بام نهایی.

عکس های اجرایی مراحل عملیات سفت کاری در زمانی تهیه گردیده که نظارت کارگاهی این پروژه با خود اینجانب و مستقیم در کارگاه بوده ام.

این مجموعه بعدها بدلیل نارسایی مالی کارفرما تعطیل و چند دست فروخته شد.

آخرین مالک آن نظام پزشکی بود که خود عملیات اجرایی اش را به دست گرفت و با نام برج بوعلی سینا و یا حذف قسمت­ هایی از طرح فوق آن را به هیئتی که در عکس ها ضمیمه شده بعد از اتمام کار ملاحظه می فرمائید، عرضه نمودند. متأسفانه این روال بسیاری از کارفرمایان است که در مملکت ما جا افتاده و امری متداول است.

 

مجله عمران و معماری-شماره 11- آذر 1384
بررسی و نوشته: سایه زبردست و معصومه امیرخانی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید