تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :791

گفت و گو با معاون پژوهشی - آموزشی مرکز مطالعات شهرسازی و معماری ایران (1)

آینده شهرهای ایران در دست معماران است

به گزارش سرویس معماری هنرآنلاین،  مهندس ناصر بنیادی، از مردهای باسابقه وزارت مسکن قدیم و وزارت راه و شهرسازی جدید است؛ مردی که نزدیک به سه دهه وقت خود را صرف پژوهش در حوزه معماری و شهرسازی ایران کرده و مدتی هم معاون پژوهشی-آموزشی مرکز مطالعات شهرسازی و معماری ایران بوده. این نهاد دولتی یکی از تاثیرگذارترین مراکز در زمینه معماری و شهرسازی کشور است که تا به حال آیین‌نامه‌های زیادی را در حوزه بهبود معماری کشور به تصویب رسانده. او در این گفت و گو از چالش‌های پیش روی بازگشت هویت به شهرها و معماری بناها می‌گوید.

بحث نمای ساختمان‌ها همواره بحث داغی بوده و گاها حتی با رویکردی کلی‌تر به موضوع سیمای شهری گسترش پیدا کرده. به عنوان یک پژوهشگر در این عرصه تاکنون چه تلاش‌هایی برای ارتقای معماری در غالب نمای ساختمان‌ها صورت گرفته است؟

موضوع هماهنگ‌سازی نماهای شهری از سال‌ها پیش مطرح بوده و حتی رهبر معظم انقلاب، روسای جمهور و حتی معاون فعلی ایشان نیز توصیه‌های مستقیمی راجع به ساماندهی وضعیت ظاهر آشفته مناطق مسکونی، عمارت‌های بزرگ شهری و به طور کلی شهرها شده است. واقعیت این است که در این بخش شاید خیلی نتوان معماری را از طراحی سازه و طراحی سازه را از نمای شهری جدا دانست، حتی در قانون سوم برنامه توسعه کشور و در ماده 137، بندی آمده که وزارت مسکن آن زمان و وزارت راه و شهرسازی فعلی را به تدوین مکانیزم اجرائی هماهنگ‌سازی سیما و منظرشهری مکلف کرده، به نحوی که این وزارتخانه موظف شده با تدوین یک شیوه‌نامه و با دخیل کردن عوامل فرهنگی و اسلامی، براساس یکسری مطالعات جامع، بتواند معماری و مظاهر آن را در سیمای شهری متجلی کند.

 Ayandeye -shahrhaye -Iran -2

پس بازگشت هویت شهرها به طور کارشناسی شده و ریشه‌دار به عنوان یک ضرورت درک شده است؟

در حال حاضر شهرهای ما همه به سمت هم شکلی پیش می‌رود و این یکسان شدن شکل شهرها، هویت آن‌ها را گرفته است. باید توجه کرد که هنر معماری حلقه مفقوده شهرهای ماست چرا که بخش عمده‌ای از سازه‌هایی که امروز در شهر به صورت شخصی ساخته می‌شوند نه تنها با معماری غریبه هستند بلکه به هیچ عنوان معیارهای معماری اصیل را ندارند. در اینجا معماران کمترین نقش را در ساخت شهر ایفا می‌کنند و به جای آن ما شاهد حضور مهندسان عمرانی هستیم که معماری را در حد استاتیک بنا می‌بینند نه هنری که در ایران پیشنیه‌ای کهن دارد. پس اگر قرار است هویتی به شهرها بازگردد، باید سعی شود که هر شهری به تناسب مردم و فرهنگی که در آن شهر بوده و هست، سیمای منحصر به فرد و منظر خاص خودش را داشته باشد و از معماری آن استفاده کند. مثلاً تاریخ محله زرتشتی نیز در ضمن حفظ معماری سنتی در معماری و ساخت و ساز جدید در نظر گرفته شود و این طراحی مسلماً با محله مسلمان‌نشین آنجا تفاوت‌هایی داشته است.

اما آیا با تدوین آیین‌نامه و دستورالعمل می‌توان مردم را که اصلی‌ترین متقاضیان ساخت و ساز هستند به سمت یک معماری بهتر دعوت کرد تا از این منظر شهرها به هویتی تازه دست پیدا کنند؟

در کشورهای دیگر به مسئله هویت اهمیت بسیار داده شده و در این زمینه کارها و مطالعات بسیار زیادی هم انجام شده تا آنجایی که آن‌ها توانسته‌اند، ابزاری را به دست بیاورند که هماهنگ‌سازی و ایجاد هویت شهری به نحوی مطلوب صورت پذیرد. این ابزارها بخش‌های مختلفی دارند: یک سری ابزار کنترلی است که در قالب ضوابط، راهنماها و دستورالعمل‌هاست و در کنارشان نهادهای اعمال کنترل و اجرائی هستند. یک دسته هم قوانینی هستند که به صورت حقوقی از این مسئله پشتیبانی می‌کنند. ما متاسفانه در ایران هیچ کدام این‌ها را نداریم، نه متخصص تدوین اسناد کنترلی، نه نهادهای اجرائی کنترل و نه قوانینی که آن‌ها را پشتیبانی کنند. البته مطالعاتی برای ارتقای معماری و تعامل مردم با شیوه‌های ایجاد هویت در بناهایشان انجام شده که اکثراً اصلاح اسناد، نهادها و قوانین بوده و در نهایت توانسته فقط ضابطه‌هایی را به وجود آورد. اما چالشی اساسی در مرحله اجرا است. فرض می‌گیریم که مطالعات پیش فرض‌ها کامل است، اما در این مقطع حمایت قانون برای اجرای آن وجود ندارد. این وظیفه طبق بند ب ماده 137 برنامه توسعه و مواد دیگری در این برنامه باید توسط نهادهای اجرائی وزارت راه و شهرسازی صورت بگیرد که تا به حال کمتر به آن پرداخته است.

پس پیگیری فعالیت در راستای هویت بخشی به معماری شهرها در وزارت راه و شهرسازی انجام می‌شود. اما ما در مقابل آن بازاری داریم که در انتخاب مصالح جدید برای نمای ساختمان‌ها آزاد و حتی از روی ژورنال معماری بنای خود را انتخاب می‌کند و کمترین توجهی به هنر معماری و سابقه آن در ایران دارد؛ با این چالش چه باید کرد؟

ببینید ورود مصالح جدید همراه با ایجاد امکانات جدید می‌تواند به معماری و شهرسازی ما کمک کند چرا که نمی‌شود بدون معاصر بودن دم از هویت معماری زد. اما مسئله نحوه استفاده از این مصالح است که باید کنترل شود. خیلی‌ها فکر می‌کنند که وقتی از معماری اصیل حرف می‌زنیم داریم از گل و سنگ و آجر حرف می‌زنیم اما نگاه وزارت راه و شهرسازی به هویت‌سازی معماری در شهرها، لزوماً هماهنگ‌سازی نمای شهری و یکسان‌سازی آن نیست. اصول معماری حتی در شهرهایی چون اصفهان و یزد هم به ما نشان می‌دهد که بر عکس تصور عموم، یکسان‌سازی نمای ساختمان‌ها، باعث خستگی و دلمردگی در شهر می‌شود. تنوع باید وجود داشته باشد، به این معنی که شما در بخشی از شهر مثل مرکز شهر که انتظار می‌رود جایی پر جنب و جوش باشد و جریان زندگی شبانه‌روزی آنجا اتفاق می‌افتد و در بخشی دیگر مثل مناطق مسکونی، باید شاهد ساختمان‌های متفاوت با معماری‌های متفاوت و منظرهای متفاوت باشید. در مرکز شهر، معماری‌ها متنوع‌تر و پر از زرق و برق و نور و شیشه و مصالح متنوع در آن دیده می‌شود، درصورتی که در یک محیط مسکونی انتظار فضای آسایش و ایمنی می‌رود و معماران باید از شلوغی در این فضا اجتناب کنند.

 Ayandeye -shahrhaye -Iran -3

وقتی که تا این اندازه، شرایط آسان و توجیه شده است پس چرا معماران هنوز به جرگه حامیان اصلاح وضع موجود نپیوسته اند؟

متاسفانه دوستان ما در تهران، از داخل مجله‌های خارجی معماری، یک ساختمانی را مثلا از مرکز شهر لوس آنجلس می‌آورند و در محله تهران‌پارس -که هیچ سنخیتی باهم ندارند- قرار می‌دهند. جالب است که در معماری گذشته ما اصلاً از این موارد نبوده و همه فضاها طوری در هم چفت شده‌اند که شما بنای ناهمگونی در بافت سنتی نمی‌بینید.

ادامه دارد...

نویسنده: سعید برآبادی



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید