تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :3796

ابزار روشنایی در هنر اسلامی و نور در معماری ایران

«پیشینه نور در معماری و وسایل روشنایی در هنر دوران اسلامی ایران»


بحث نور و پرداختن به آن می تواند از جهات مختلف در شاخه های هنر اسلامی مطرح و مورد بحث باشد. از جمله علوم و هنرهایی که می توان به نقش نور در آن اشاره داشت، هنر معماری است که بحث مفصلی را در زمینه روند بهره گیری از نور طبیعی به خود اختصاص می دهد. ابزار و وسایل روشنایی نیز به عنوان عواملی که تأمین کننده نور مصنوعی هستند مطرح می باشند. نگارگری ایران نیز بعنوان «استاد منقوش» در شناسایی عناصر نورگیری در معماری و همچنین ابزار و وسایل روشنایی نقش بسزایی دارد و چه بسا در نگارگری ایران نمونه های بسیار بدیع و منحصر به فرد از این وسایل وجود دارد که در حال حاضر اثری از آنها موجود نیست و تنها در مینیاتورها می توان سراغ آنها را گرفت و ما با رجوع به این منبع مهم می توانیم با این نمونه ها آشنا شویم.

ابزار روشنایی در هنر اسلامی و نور در معماری ایران

نور در معماری سنتی ایران:

نور جدا از نقشی که در جهت روشنایی بخشیدن به داخل ساختمان به عهده دارد در ارتباط با تزیینات معماری اسلامی نیز حائز اهمیت است. چون تزئین در معماری ایران در تمام ادوار صرف نظر از دقت و ظرافت آن، نمودار روشنی و شادی نیز می باشد. هنرمند اسلامی در تزئینات بنا از عناصری استفاده می کند تا بتواند به هدف نورپردازی خود جامه عمل بپوشاند، از جمله استفاده از مقرنس که گونه ای جلب کردن و پخش نور به درجات دقیق و باریک است. حتی استفاده از رنگهای ویژه در امر روشنایی بنا موثر است و با توازن و هماهنگی رنگهاست که به نقش و جایگاه آن در روشنایی و شفافیت بنا پی می بریم. بعضی از نویسندگان با بررسی منشأ و نق ش نور در معماری اسلامی، نور را نمادی عرفانی می دانندو معتقدند معمار مسلمان می کوشد هر ماده ای را که به کار می گیرد و شکل می دهد لرزش و ارتعاش نور را در آن اثر بگذارد. به علاوه نور دیگر عوامل تزیینی را نیز بهتر می نمایاند و به طرحها حیات و جان می بخشد. فاکتورهای معماری در بناهای اسلامی شکل یافته و با بازی نور و سایه، انعکاس و اِنکسار در آنها به وجود می آید. از جمله استفاده از کف و دیوارهای صیقلی برای جذب و بازتاب نور، استفاده از مقرنس برای گرفتن، شکستن و پخش نور، گنبدهایی که بر حسب ساعات مختلف روز و شدت و ضعف نور چرخان به نظر می آیند، سردر هایی که نور خورشید از تزئینات گچی آنها می گذرد و به آنها شکل می دهد، حتی آینه ها و کاشیهای درخشان و براق، چوبهای مذّهب و مرمرهای صیقلی که همگی می درخشند نور و سایه تفاوتهای زیادی را بین سطوح هموار پدید می آورند. حتی آب و نور به تنهایی یا در ترکیب با یکدیگر طرحهای تجسمی ملوّن و متحرکی را پدید می آورند. این سلسله از تاثیرات نور در معماری اسلامی بسیار شگفت آور است و به نظر می رسد از اولین قرنهای اسلامی آغاز شده و همچنان استمرار یافته است. حتی در دوره بنی امیه نیز طرحهای سنگی مشبک در خربه­المفجر به دست آمده که نشان­دهنده قدمت استفاده از ناصر مشبک جهت ایجاد طرحهای نوری است.

عناصر نورگیری در معماری سنتی ایران از دو جهت مورد مطالعه قرار می گیرند، گروه اول به عنوان کنترل کننده های نور مانند انواع سایه بانها و دسته دوم نورگیرها. گروه اول نقش تنظیم نور وارد شده به داخل بنا را به عهده دارند و به دو دسته تقسیم می شوند: دسته اول آنهایی که جزو بنا هستند مانند رواق و دسته دوم آنهایی که به بنا افزوده شده و گاهی حالت تزیینی دارند مثل پرده.

عناصری که به عنوان نورگیرها مطرح می شوند نامهای مختلفی دارند ولی همه نورگیر هستند و عبارتند از: روزن، شباک، در و پنجره مشبک، جامخانه، هورنو، ارسی، روشندان، فریز و خوون، گلجام، پالکانه، فنزر، پاچنگ، پاچلاقی، و تهرانی. در مقابل اینها عناصری مانند رواق پرده، تابش بند، سایه بانها، سرادق و ساباط قرار دارد که نقش کنترل کننده نور و تنظیم آن برای ورود به داخل بنا را به عهده دارند. علاوه بر این موارد عناصری مانند شباک ها، علاوه بر نورگیری نقش کنترل آنرا نیز بر عهده دارند.

کنترل کننده های نور:

رواق:

فضایی است مشتمل بر سقف و ستون که حداقل در یک طرف مسدود می باشد و انسان را از تماس با بارش و تابش نور آفتاب مصون می دارد و در مناطقی که شدت نور و حرارت خورشید زیاد باشد نور مناسب و ملایمی را به داخل عبور می دهد و در این صورت روشنایی از طریق غیرمستقیم یا باواسطه خواهیم داشت.

تابش بند:

تابش بند یا تووش بند یا آفتاب شکن تیغه هایی به عرض 6 الی 15 سانتی متر است که گاهی ارتفاعی تا حدود 5 متر دارد و با کمک گچ و نی آنها را می ساختند. معمولاً در بالای در و پنجره کلافی می کشیدند که در واقع تابش بند افقی بوده و اصطلاحا به آن سر سایه می گفتند و توسط آن ورود آفتاب به درون فضا را کنترل می کردند.

سایه بانها:

ایجاد سایه بر روی پنجره ها از تابش مستقیم آفتاب به سطح پنجره جلوگیری کرده و در نتیجه حرارت ایجاد شده ناشی از تابش آفتاب در فضای پشت ان به مقدار قابل ملاحظه ای کاهش می یابد. سایه بانها ممکن است اثرات گوناگونی از قبیل کنترل تابش مستقیم آفتاب به داخل، کنترل نور و تهویه طبیعی داشته باشند. کارآیی سایه بانها متفاوت بوده و به رنگ و محل نصب انها نسبت به پنجره و همچنین شرایط تهویه طبیعی در ساختمان بستگی دارد. سایه بانها به انواع ثابت، متحرک و همچنین سایه بانهای طبیعی مثل درختان تقسیم می شوند.

سرادق:

سایه بان را بر سَراکه پرده آن را بر خرپاهایی که بالای سَرا نشانیده بودند، می کشیدند و بدین ترتیب مانع تابش تند خورشید به درون سرا می شدند

ساباط: کوچه ای سرپوشیده که هم در شهرهای گرمسیری و هم سردسیری به چشم می خورد. در شهرهای گرمسیری مجبور بودند کوچه ها را تنگ و دیوار را بلند بگیرند و برای ایجاد سایه ساباط می گذاشتند.

پرده:

استفاده از پرده های ضخیم برای جلوگیری و تنظیم نور خورشید برای ورود به ساختمان از دوره صفویه معمول بوده و همچنین در دوره قاجار نیز از آن استفاده می شد. این پرده ها معمولاً از جنس کرباس و یا ابریشم بوده و به صورت یک لا و دولا استفاده می شدند و به طور معمول در جلو ایوانها و یا پنجره ها و ارسی ها نصب می شد. بالا کشیدن این پرده ها توسط قرقره و بندهایی بوده که به طور هماهنگ تمام قسمتهای آنها را یکنواخت جمع می کرده است چون این پرده ها معمولاً ضخیم و سنگین بوده و غیر از این نمی شد آنها را بالا کشید.

نورگیرها:

شباک:

هوای متغیر ایران، آفتاب تند و روشن، باد و باران، توفان و گردباد و عقاید خاص ملی و مذهبی ایجاب می کرد که ساختمان علاوه بر در و پنجره، پرده ای یا شباکی برای حفاظت درون بنا داشته باشد. درون ساختمان با روزنها و پنجره های چوبی یا گچی و پرده محفوظ می شد و بیرون آنرا با شبکه های سفالی یا کاشی می پوشاندند، این شبکه ها شدت نور را گرفته و نور ضعیف تری از لابه­لای آن ایجاد می کرد. انحراف پرتوهای نور در اثر برخورد با کنارهای منقوش شبکه سبب پخش نور شده و به یکنواختی و پخش روشنایی کمک می کرد. ضمناً علی رغم آنکه تمام فضای بیرون از داخل به راحتی قابل رویت بود از بیرون هیچ گونه دیدی در طول روز به داخل نداشت.

دروپنجره های مشبک:

پنجره معمولاً برای دادن نور، جریان هوا و دیدن مناظر بیرون بدون برهم زدن خلوت اهل خانه است، در مناطقی که نور خورشید شدید است پنجره باید متناسب با شدت نور ساخته شود.

پنجره های مشبک تعادلی بین نور خارج و داخل ایجاد می کند، تعادلی که وقتی از داخل نگاه کرده شود جلوی نور شدید آفتاب را می گیرد و مانع خسته شدن چشم در مقابل نور شدید خارج می شود. طرحهایی که در ساختن پنجره های مشبک به کار برده می شود اغلب به گونه ای است که نور داخل اتاق را تنظیم می کند. پنجره های مشبک نور شدید خارج را پخش کرده و آنرا تعدیل می کنند و وقتی نور بیرون شدید نیست همه آن را به داخل اتاق عبور می دهند. گاهی برای در و پنجره های مشبک شیشه نیز به کار برده می شود. (به درهای مشبک، در و پنجره گفته می شود) در و پنجره و روزنهای مشبک چوبی، سفالین و گچین در زمستان با کاغذ روغن زده و مسدود و در تابستانها باز می شد.

روزن:

روزن و پنجره را نمی توان از هم تفکیک کرد. در واقع روزن را می توان یک پنجره کوچک دانست که معمولاً در بالای در و گاهی در دو سوی آن برای گرفتن روشنایی و تامین هوای آزاد برای فضاهای بسته به کار می رفته است. به عبارت دیگر روزن به سوراخهایی اطلاق می گردید که در کلاله و یا شانه طاقها تعبیه می شده است. روزن گاهی با چوب و گاه با گچ و سفال ساخته می شده و اغلب ثابت بوده است. در بناهایی که دارای بافت مرکزی و درونگرا بودند و از سققف هشتی یا از نقطه ای دیگر نور کافی برای هشتی تامین می شد، در بالای در ورودی روزن قرار می دادند.

اُرسی:

ارسی پنجره مشبکی است که به جای گشتن روی پاشنه گرد، بالا می رود و در محفظه ای که در نظر گرفته شده جای می­گیرد. ارسی معمولاً در اشکوب کوشکها و پیشان و رواق ساختمانهای سردسیری دیده می شود. نقش شبکه ای ارسی، معمولاً مانند پنجره و روزنهای چوبی است.

جامخانه:

در کلاله گنبدها و کلمبه های گرمابه ها و غلامخانه رباطها و رسته ها و بازارها هنوز هم روزنهایی وجود دارد که با چند حلقه سفالین به صورت قبه یا کپه برجسته ای درآمده اند. در این قسمت حلقه های سفالین را در کنار هم چیده اند و در زمستانها جامهای گرد شیشه ای مانند ته قرابه در میان حلقه ها کار می گذارند و تابستانها یک یا کلیه آنها را برمی دارند، امروزه هم برای روشنایی سرپوشیده هایی که به مناسبت فصل باید گاهی سرد و گاهی گرم باشد مناسب ترین وسیله است و بر فراز بام گرمابه ها جای خود را حفظ کرده است.

 

 

هورنو:

به نورگیر بالای سقف گفته می شود. چون در نزدیکیهای تیزه گنبد امکان اجرا به صورت بقیه قسمتها میسر  نیست. لذا در نزدیکیهای تیزه، سوراخ را پر نمی کنند تا در بالای طاق کار نوررسانی را انجام دهد. مثلاً در پوشش بازارها اکثراً سوراخ هورنو باز است تا عمل روشنایی و تهویه صورت پذیرد.

روشندان:

در بناهایی که استفاده از پنجره در دیوارها ممکن نبود مثل بازارها و سایر بناهای عمومی، معماران در قسمت «خورشیدی کاربندی» روزنهایی ایجاد کرده اند که عبور نور مناسب و تهویه را به بهترین وجه میسر می ساخته است و به آن روشندان می گویند. روشندانها معمولاً به شکل یک کلاه فرنگی بوده و عمود بر قسمت خورشیدی کاربندی ساخته می شوند و برخی از آنها دارای شیشه بوده، بعضی از آنها زمینه چندضلعی دارد، مثل روشندان حوضخانه کاخ هشت بهشت اصفهان.

فریز و خوون در ساختمان:

خوون یک نقش تزئینی است که با تکه های آجر تراشیده و موزاییک آنرا پدید آورده اند، آن گاه روی آن را با خاک و سرپشم و رنگهایی که در آب حل کرده اند به رنگهای گوناگون رنگرزی می کنند و در پیشانی ساختمان، میانه ستونها و «فریز در» چیده می شود. برای ورود روشنایی و هوا به اتاقها لوحه های گچین را سوراخ کرده و نقشهایی پدید می آورند و آن لوحه ها را در بالای درها و پنجره ها می نشانیدند.

گلجام:

شیشه های کوچک و رنگینی که در داخل گچ کار می گذاشتند و آنرا در بالاترین قسمت طاق تعبیه می کردند تا نور رسانی به داخل بنا را تأمین کند. به شبکه گچی و آلات شیشه ای که در بالای در استفاده می شد، نیز گلجام می گویند.

پالکانه:

به پنجره های پیش آمده در ایوان با بالکنی که اطرافش پنجره باشد پالکانه می گفتند. بعضی از پالکانه ها به صورت پنجره­های بیرون زده از نمای اصلی ساخته شده و با شیشه های کوچک تزئین شده اند.

پاچنگ:

پنجره یا روزنی که پای آن بسته است و به زمین نمی رسد.

پاچلاقی:

ترکیبی از در و پنجره که قسمت در آن تا پایین باز می شود و بقیه آن به صورت پنجره باقی می ماند.

باجه:

نوعی پنجره است

تهرانی:

تالار رو به آفتاب که ارسی داشته باشد.

سنگ مرمر:

استفاده از این گونه سنگ برای نورگیری در بنا و شبستانهای زیرزمینی به علت فقدان نور صورت می گرفت و قسمتی از سنگفرش حیاط از سنگ مرمر بود تا نور وارد شبستان در زیرزمین شود.

کاربندی و مقرنس:

در فضاهایی که نورگیری و در نتیجه روشنایی فضا از طریق سقف انجام می شود. نور به طور مستقیم وارد فضا شده و فقط بخشی از آن را روشن می نماید. کاربندی و مقرنس به غیر از زیبایی برای بهره گیری هرچه بیشتر از نور خورشید نیز استفاه می شود. بدین ترتیب که موجب می شود نور در جهات مختلف از مسیر خود منحرف شده و آن را به صورت پخش شده به داخل راه می دهد، در این صورت در داخل بنا روشنایی یکنواخت و غیر متمرکزی خواهیم داشت که حجم بیشتری را در بر می گیرد.

نقش هشتی در نور رسانی به بنا

بعد از ورود به ساختمان به علت شدید بودن نور در بیرون می باست نور شکسته شود تا داخل ساختمان حالت نامطلوبی از نظر وارد شونده نداشته باشد. یکی از عوامل مهم معماری در تقسیم و شکست شدت نور، هشتی های ورودی هستند که گرد و یا چند ضلعی ساخته می شدند. در بالای هشتی معمولاً نورگیری وجود دارد که نور متمرکز ملایمی را در ساعات مختلف روز به داخل انتقال می دهد، به کار بردن این شیوه برای تنظیم و متعادل کردن نور و حرارت از ویژگیهای معماری سنتی، به ویژه در حاشیه کویر است.

انواع طاقها، قوسها و فیلپوشها نیز در چگونگی نورگیری در داخل بنا سهم بسزایی دارند. وجود فیلپوش منجر به ایجاد 3 منطقه متمایز ساختمانی در قسمت گنبدها شده است. منطقه سوم همان گنبد اصلی است که گاهی در محورهای آن پنجره های کوجکی باز می شد و به نورگیری بنا کمک می کرد. ابداع شیوه طاق و تویزه باعث شد تا بار سقف مستقیماً بر روی جرزها عمل کند و دیوارها و طاقها  سبک شده و آنها را شکافته و پنجره در آن قرار دهند و بدین طریق نور فراوان و غیرمستقیم حاصل شود. طاقهای آهنگ نیز یا دارای پنجره های جانبی است و یا در بالای آنها گنبدهای کوچکی با پنجره تعبیه شده است. در طاق چهار بخش نیز که از تقاطع دو «طاق آهنگ» هم ارتفاع و هم عرض حاصل می شود نیز می توان روزنه های وسیعی ایجاد کرد.

طاق گهواره ای نیز به معمار اجازه می دهد که در فاصله میان دو قوس پنجره تعبیه کرده و روشنایی طبیعی داخل بنا را ایجاد کند. عمل نورگیری در بناهای مختلف به اشکال گوناگونی صورت می گرفت. از جمله اینکه در حمامها از طریق روزنه های متعدد و یا جامخانه ها صورت می گرفت. در بازارهای سرپوشیده توسط روزنه هایی که در بالای سقف و یا در بالا و دو طرف آن تعبیه می شد. در واحدهای مسکونی نیز بر حسب درونگرا یا برونگرا بودن، نورگیری متفاوت بود.

هر چند که نور خورشید همیشه برای ایجاد روشنایی طبیعی در یک ساختمان مورد نیاز است اما از آنجا که این نور سرانجام حرارت تبدیل می شود باید میزان تابش مورد نیاز برای هر ساختمان با توجه به نوع ساختمان و شرایط اقلیمی آن تامین شود. چون اهمیت تابش آفتاب به نوع اقلیم منطقه و فصول مختلف سال بستگی دارد. در شرایط سرد حداکثر انرژی خورشیدی مورد نیاز بوده و ساختمان باید در جهتی قرار گیرد که بیشترین تابش آفتاب را دریافت نماید برعکس وقتی هوا گرم است جهت ساختمان باید به نحوی باشد که شدت آفتاب بر دیواره های آن به حداقل رسیده و نیز امکان نفوذ مستقیم اشعه خورشید به فضاهای داخلی وجود نداشته باشد. به همین دلیل نحوه نورپردازی بنا در اقلیمهای مختلف مثل گرم و خشک و حاشیه کویر، اقلیم گرم و مرطوب و سردسیر با هم متفاوت است وهر کدام از این مناطق برحسب اقلیم خاص خود  نحوه نورگیری و نورپردازی خاص را  می طلبد.

 

 

ابزار و وسایل روشنایی:

بعد از به پایان رسیدن روشنایی روز انسان در تاریکی شب نیز نیازمند نور بوده است. لذا پس از استقرار دائم و تشکیل شهرها و ساخت خانه های مسکونی وجود یک وسیله به عنوان عامل نور مصنوعی که بتوان آنرا از جایی به جایی حمل کرد و یا اینکه بتوان از آن در هر جایی از ساختمان استفاده کرد، حس شد. بنابراین از این زمان تأمین نور مصنوعی با وسایلی که عوامل نوری نامیده می شوند آغاز شد و بشر به ساخت وسایل گوناگونی در این زمینه روی آورد. این وسایل که در مجموع وسایل روشنایی نامیده می شوند جهت تامین نور مصنوعی برای روشنایی بخشیدن محیط اطراف در هنگام تاریکی شب بودند این وسایل عبارت بودند از: پیه سوزها، شمعدانها، چراغدانها، پایه چراغها، قندیلها، فانوسها، مشعلها، شمعها و چراغهای روغنی.

ابزار روشنایی در هنر اسلامی و نور در معماری ایران

 

سوخت:

بشر برای روشن نگاهداشتن این وسایل نیاز به سوخت داشت و سوختهای اولیه ای که برای افروختن این چراغهای ابتدایی به کار می رفت. از پیه یا چربی حیوانات و روغن دانه های روغنی مثل بزرک و کنجد و به تدریج مواد سوختی آلی مثل نفت بود.

 

پیه سوزها:

پیه سوزها شاید به عنوان اولین وسیله روشنایی برای تامین نور مصنوعی توسط انسان ساخته شدند. این چراغها به علت داشتن ماده سوختنی که از پیه و چربی حیوانات و روغن دانه های

Abzare Roshanayee L3

روغنی بود به چراغهای روغنی و یا پیه سوز معروفند. ابعاد آنها در اندازه های متفاوت بوده و از جنس سنگ و سفال ساخته می شدند. نقطه مشترک آنها داشتن محفظه ای برای سوخت بوده که گاهی پایه دار و گاهی بدون پایه است و همچنین محلی برای نگاهداشتن فتیله که از یک عدد تا تعداد بیشتری بوده است. بعضی از آنها دارای دسته ای برای حمل و بعضی فاقد آن هستند. شکل دسته، مخزن سوخت و یا بدنه، شکل و محل قرار گرفتن جای فتیله و تعداد آن در این دسته از چراغها متنوع بوده و عاملی برای دسته بندی آنهاست. نوع استفاده از پیه سوزها نیز متفاوت بوده است، بعضی بر روی یک پایه قرار می گرفتند، برخی از سقف آویزان می شدند و تعدادی نیز حالت تزئینی داشتند.

پایه چراغها یا چراغ پایه ها:

پایه چراغها وسایلی هستند که وسیله روشنایی بر روی آنها قرار می گرفت و احتمالاً مقصود از این کار روشن کردن فضای بیشتر بوده است. ارتفاع پایه ها متفاوت و از جنسهای مختلفی مثل سفال، گچ و فلز ساخته می شوند. پایه چراغها معمولاً دارای یک بدنه (استوانه ای، مخروطی یا چهارگوش) هستند که در قسمت تحتانی پهن تر و مسطح بوده و یا پایه دار هستند و در قسمت فوقانی به یک صفحه صاف منتهی می شوند که چراغ بر روی آن قرار می گرفت و یا اینکه در نوع فلزی بر روی آن نصب می شود. بعضی از این پایه ها دارای دسته نیز می باشند.

چراغهای روغنی:

علی رفم اینکه اطلاق چراغ روغنی به پیه سوزها متداول بوده، ولی این نوع از چراغها دارای فرمی متمایز از پیه سوزها هستند. این وسیله به شکل محفظه ای است که در داخل آن روغن ریخته می شود و در آن فتیله می نهادند. این چراغها معمولاً فلزی و از نوع برنزی بوده و دارای یک بدنه تقریباً استوانه ای و یا چهارگوش تو خالی در زیر محفظه روغن هستند. احتمالاً قطعات مختلف آن مثل محفظه، بدنه و پایه جداگانه به هم متصل می شوند.

چراغدانها:

این وسایل به صورت محفظه ای برای حمل یک وسیله روشنایی (پیه سوز یا شمع کوچک) است. اشکال متنوع و در انواع سفالی و گچی ساخته می شوند، اما تقریباً همه آنها دارای یک محفظه تقریباً بسته یا مشبک هستند که داخل آنها وسیله روشنی دهنده را قرار می دادند. چراغدانها شاید از جمله وسایلی باشند که برای روشن کردن مسیر حرکت توسط انسان حمل می شوند و یا اینکه از محل دسته حلقه ای از جایی آویزان می شوند. از دلایل استفاده از آنها جلوگیری از خاموش شدن چراغ به وسیله باد و ریختن سوخت بوده. چراغدان در دوران اولیه به نوعی نقش فانوس را نیز برعهده داشت. نوع سفالی آنها بی لعاب و یا تزئیناتی مثل نقش کنده است. شکافهای روی بدنه بعضی از آنها برای پخش نور و منفذی جهت جریان ورود و خروج هوا بوده است. چراغدانهای اولیه بعضی بصورت یک زنگ وارونه و بعضی پایه دار است. در نقوش نیشابور از این نمونه چراغدانها به دست آمده است.

فانوسها:

فانوسها فلزی در دوران متأخرتر، از جمله دوران صفوی ساخته می شدند، این فانوسهای مدور استوانه ای دارای محلی برای روغن و جای فتیله یا شمع هستند و به وسیله دسته ای که در بالای آنها قلابی تعبیه شده آویخته می شوند.

فانوسهای مذکور دارای ابعاد متفاوتی بودند و صفحه فلزی مشبکی که در بالا و پایین آنها قرار می گرفت. عمل تعادل جریان هوا را انجام می داد. بین این دو صفحه فلزی پارچه موم اندود قرار داشت که منعکس کننده نور بود،  صفحه فلزی زیرین محل روغن و جای فتیله یا شمع بود و صفحه فلزی بالا دارای قلابی برای آویختن فانوس بود. در مواقعی که از فانوس استفاده نمی­شد، آن را جمع و تا می کردند و پارچه آن حالت موّاجی پیدا می کرد، احتمالاً این فانوسها ریشه چینی دارند. نوع بزرگ آنها در هنگام عمل بر تیرکی آویخته می شد و به علت وزن سنگین توسط دو نفر جا به جا می شد.

 

قندیل:

این دسته از وسایل روشنایی از طریق آویزان شدن از سقف باعث روشنایی می شدند. قندیلها از فلز و آلیاژهای طلا، نقره، برنج، مس و برنج، شیشه و سفال ساخته می شدند و دارای ابعاد متفاوتی بودند. قندیلها چه فلزی، چه شیشه ای و چه سفالی دارای یک بدنه اصلی هستند که شمع یا فتیله در داخل آن قرار می گرفت و همین طور نقاطی که زنجیربه آنها جهت آویختن متصل می شد.

قندیلهای فلزی معمولاً بدنه مدور و گردی دارند، بعضی از آنها دارای قسمتی برای پایه و برخی فاقد آن هستند. اطراف بدنه آنها 2 و یا تعداد بیشتری محل نصب زنجیر به چشم می خورد و در برخی نیز این دسته وجود ندارد و زنجیر به لبه قندیل لحیم شده است. البته بعضی از قندیلهای فلزی دارای صفحه ای در بالا هستند که شمع را در آنجا قرار می دادند، چون قندیل فلزی نور شمع را از خود عبور نمی دهد مگر اینکه مشبک باشد و شمع در داخل آن قرار بگیرد. قندیلهای سفالی بیشتر از نوع تزئینی بودند. قندیلهای شیشه ای نیز دارای فرمهای مختلفی هستند، برخی گلدانی، برخی استوانه ای، برخی پایه دار و بعضی دارای کف مسطح هستند. در قسمت داخل این قندیلها نیز لوله ای اضافه شده تا بتوان شم را در داخل آن قرار داد.

مشعلها:

این وسیله جهت روشن کردن محیط اطراف، در خارج یا داخل مکان مسکونی و بیشتر در بالای گنبدها و گذرها و سردر خانه­ها نصب می شود. در حفریات سیراف مربوط به دهه 1960 یک مشعل شیشه ای از اوایل اسلام به دست آمده که دارای محلی برای دسته و یک محفظه برای سوخت است، احتمالاً یک پایه جهت قرار گرفتن و یا یک بست دیواری داشته است، چون استفاده دستی از این گونه مشعلها به دلیل داغ شدن شیشه ممکن نبود.

اما در دوران صفوی مشعل عبارت از میله بلندی بود که در بالای آن محفظه مشبکی نصب شده بود و پارچه ای که به روغن و نفت آغشته بود داخل آن قرار می گرفت. این مشعلها یا توسط افرادی حمل می شود و یا در جایی نصب می گردید.

شمع:

شمعها در دوران قدیم از موم یا پیه ساخته می شود و فتیله ای در میان ان قرار می گرفت. نوع اعلاء آن را شمع کافوری می نامیدند و در اندازه های مختلف تهیه می شد. معمولاً شمعها را در داخل شمعدان قرار می دادند و در مینیاتورها دیده شده که حتی توسط افراد حمل می شود. شمعها بعضی ساده و برخی منقوش بودند. در قدیم وقتی شمعها به نیمه می رسیدند آب شده و دوباره قالبگیری می شوند. بعضی از آنها به قدری بزرگ بودند که بعد از یکروز سوختن به نیمه می رسیدند و دوباره از آنها استفاده می شد.

شمعدانها:

شمعدانها وسیله ای بود که شئی روشنایی دهنده مثل شمع در داخل آن قرار می گرفت و یا اینکه به عنوان پایه ای جهت قرار گرفتن وسیله روشنایی مثل پیه سوز به کار می رفت. شمعدانها در انواع مختلفی و بیشتر از نوع فلزی و کمتر سفال به دست آمده اند. شمعدانهای سفالی اولیه که نمونه هایی از آنها از اوایل اسلام در شووش به دست آمده دارای 2 قسمت است. قسمت پایین که مسطح بوده و دیواره صاف یا مشبک داشتند و قسمت وسط که محل قرار گرفتن شمع بود، به صورت یک شیپور رو به بالا است. شمعدانهای سفالی اوایل اسلام دارای اشکال دیگری از جمله زنگ وارونه است و یک جای شمع در بالا دارد. در دوران سلجوقی نیز شمعدانهای مفرغی کوتاه و سنگین دیده می شود که پلیه آنها گرد و یا کثیرالاضلاع است. در دوره مغول و تیموری نیز شمعدانهای مجسمه دار و یا تزئیناتی از مس و نقره ساخته می شدند. شمعدانهای فلزی از تنوع زیادی برخوردارند. آنها دارای بدنه ای به شکل زنگ وارونه هستند و برخی از آنها دارای یک سینی در زیر بدنه می باشند که گاهی پایه دار و گاهی مسطح است. بدنه شمعدانها گاهی مقعر، چندضلعی و حتی مشبک ساخته می شد. جنس شمعدانها فلزی معمولاً از مفرغ و برنج بوده است و دارای تزئینات نقره کوب و قلمزنی شده هستند. در دوره صفویه ساخت شمعدانهایی رواج پیدا کرد که مشخصه این دوره است و به شمعدانهای استوانه ای شکل معروف است و تماماً دارای پایه پهن، بدنه استوانه ای و توخالی، دهانه گشاد و گاهی همراه با درپوش گنبدی بودند. بعضی از آنها دارای دسته ای جهت حمل بودند. این فرمها بیشتر در غرب ساخته می شوند اما نمونه هایی از آن از شرق ایران نیز به دست آمده است. این نمونه از شمعدانها دارای نقوش قلمزنی هستند. فرمهای دیگری نیز علاوه بر این فرم استاندارد در این دوره ساخته می شد.

نقش وسایل روشنایی بخ خصوص قندیل بر روی بسیاری از وسایل از جمله محرابها فرشها و کاشیها دیده می شود و در واقع سمبلی از نور (همانا در نهایت نور معنوی) است.

بررسی وسایل روشنایی در نگارگری ایران

یکی از خصایص بارز نگارگری ایران، دقّتی است که نگارگر در ثبت و به تصویر کشیدن انسانها، وقایع، حوادث، مراسم، اشیاء و چگونگی کاربرد آنها دارد و می توان به عنوان منبع معتبری از این مأخذ استفاده کرد. در رابطه با موضوع مورد بحث ما نیز می توان به مینیاتورها رجوع کرد، زیرا با توجه به ویران شدن ابنیه تاریخی در گذشته و کمبود ابزار مربوط به روشنایی، یکی از راههای شناخت این کمبود، بررسی وسایل موردنظر در نگارگری است حتی نمونه هایی را که در حال حاضر در دسترس ما نیستند می توان در مینیاتورها یافت و همچنین می توان چگونگی روشنایی بنا و عواملی را که در معماری ذکر کردیم از دید نگارگر بررسی کرد.

نحوه روشنایی بنا از دید نگارگر:


عناصری ک هدر معماری سنتی ایران به عنوان عنصری برای روشنایی بنا نام برده شدند تا اندازه ای در مینیاتورها قابل رویت هستند. مثل جامخانه، روشندان، در و پنجره مشبک .... حتی نگارگر برای نمایش روشنایی داخل بنا در شب از رنگ سفید در پشت پنجره استفاده کرده است. به عنوان مثال می توان در بالای صحنه پنجره ای را که دارای شیشه های رنگی

ابزار روشنایی در هنر اسلامی و نور در معماری ایران   ابزار روشنایی در هنر اسلامی و نور در معماری ایران

است مشاهده کرد و همچنین در پایین صحنه، 3 عدد جامخانه به تصویر کشیده شده است که دارای شیشه های رنگی هستند و مورد سوم طاقچه های که به صورت قرینه قرار گرفته و در داخل هر کدام از آنها یک پیه سوز در حال سوختن است.

«وسایل روشنایی در نگارگری»

یک شمعدان در بالای پشت بام خانه مشاهده می شود که چند ضلعی بوده و هر ضلع ان با پنجره های مشبک پوشیده شده است.

در مینیاتورها نه تنها می توانیم انواع وسایل روشنایی را که نام بردیم جستجو کنیم بلکه به انواعی برخورد می کنیم که تا کنون موجود نبوده و فقط در مینیاتورها ثبت شده اند. و همچنین نحوه استفاده از این وسایل و مکان استفاده از آنها در مینیاتورها قابل توجه است.

به غیر از شمعدانهایی که در صحنه نقش شده با وسیله جدیدی به شکل یک قفس آشنا می شویم که در داخل ان یک شمع قرار گرفته و بر روی آن پرده شفافی کشیده شده است. این پرده در هنگام حرکت مانع از خاموش شدن شمع و هنگام استفاده در محل ثابتی باعث تعدیل و افزایش نور آن بوده است.

نوع جدیدی از چراغهایی که آویزان می شوند آشنا می کند و نمونه ابتدایی یک لوستر را به یاد می آورد. صفحه ای که برروی آن چراغهای کوچکتری قرار گرفته تا کنون موجود نبوده و این نمونه تنها در تصاویر مینیاتورها به جا مانده است.

قندیل نسبتاً بزرگ به همراه 4 شمعدان با شمعهای قدی بزرگ و شکیل به چشم می خورد.

2 شمعدان که بر روی یک سینی قرار گرفته اند، نقش شده است. این شمعدانها دارای پوششی احتمالاً از پارچه هستند که تاکنون دیده نشده است.

4نوع از وسایل روشنایی دیده می شود که از راست به چپ عبارتند از 2 شمع بلند تزئین شده، یک عدد پیه سوز فلزی که متصل به میله ای است 2 عدد مشعلِ یک شاخه و سه شاخه و چهارم قفسی که در داخل آن شمع قرار گرفته است.

 

بررسی و نوشته: مهرانه گرگانی

میراث فرهنگی -شماره 17
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید