Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1377

اتاق موزه یا تالار موزه

 (مقالات گذشته-بهار 1381)

ناصرالدین شاه علاقه وافری به توسعه فرهنگی داشت: دارالفنون به همت میرزا تقی خان امیرکبیر و با حمایت او تاسیس شد، روزنامه وقایع اتفاقیه ، روزنامه دولت علیه ایران، روزنامه ایران و بالغ بر بیست عنوان نشریه در زمان سلطنت او و با حمایت وی نشر یافت.

به دستور وی ده ها کتاب تالیف شد و بالغ بر 2500جلد کتاب از زبان های انگلیسی، فرانسوی ، آلمانی، روسی، ترکی، عربی و ... به فارسی برگردانده شد.

ناصرالدین شاه از طرف دیگر میل وافری به سفر داشت و با نگاهی گذرا به ایام سلطنت وی (1264 تا 1312 ه ق) در می یابیم که بالغ بر سی سفر داخلی و خارجی داشته است. اگر نخستین سفر او را در مقام ولایتعهدی به تبریز در نظر نگریم، باید سفر تبریز به تهران او را برای به سلطنت نشستن سرآغار این سفرها بدانیم و متعاقب آن سفر به قم (1266 ه، در سال سوم سلطنت)، سفر اصفهان(1267 ه ق، سال چهارم)، سفر سلطانیه(1269ه، سال ششم)، سفر فیروزکوه و دماوند(1272 ه سال ششم)، سفر سلطانیه از راه قم(1275، سال دوازدهم)، سفر آذربایجان از سلطانیه(متعاقب سفر سلطانیه در 1276 ه)، سفر ییلاقات مازندران(1279ه، سال شانزدهم)، سفر نوروکجور(1280ه، سال هفدهم)، سفر شکارگاه مسیله (در همان سال)؛ سفر دوم سواحل بحر خزر (1281ه، سال هجدهم)، سفر مازندران (1282ه، سال نوزدهم)، سفر خراسان(1283ه، سال بیستم)، سفر قم و شکارگاه مسیله (1284ه، سال بیست و یکم)، سفر گیلان (1286ه، سال بیست و سوم)، سفر عتبات عالیات نخستین سفر خارج از مرزهای سیاسی (1287 ه، سال بیست و چهارم)؛ سفر سواحل بحر خزر (1289ه، سال بیست و ششم)، سفر اول فرنگستان (1290ه، سال بیست و هفتم)، سفر مازندران(1292 ه، سال بیست و نهم)، سفر دوم فرنگستان (1295ه، سال سی و دوم)، سفر دوم خراسان(1300ه، سال سی و هفتم)، سفر نیمه تمام گیلان زیرا که تا قزوین رفت و به واسطه برف شدید و بسته بودن راه ها ناگزیر به تهران بازگشت(1304ه، سال چهل و یکم)، سفر قم(1305ه، سال چهل و دوم)و سفر سوم فرنگ (1307ه، سال چهل و هفتم سلطنت).

هریک از این سفرهای داخلی و خارجی افزون بر هزینه سنگین ره آوردی هم داشت. برخی از آنها سودمند، برخی صوری و گاهی زیانبار و گاه حاوی ره آوردهایی از مظاهر تمدن اروپایی بودند. او پس از بازگشت از سفر دوم فرنگ (1295 ه)در سال سی و سوم از سلطنت خود، دستور تاسیس یا ایجاد موزه را به سبک موزه های اروپایی صادر کرد و با علاقه وافر همچون تعلق خاطر کودکان به اسباب بازی ها یشان ، شاه فرنگ رفته مواظب موزه تازه تاسیس بود.

Talare -mooze -2va3

اعتماد السلطنه در تشریح و معرفی موزه می نویسد:

« از غرایب آثار عتیقه و مفردات اعلاق نفیسه و بدایع اشیاء متینه از هر جنس و هرقبیل چون مقداری لایق در محل واحد جمع و وضع شود آن را در ممالک اروپ«موزه» می نامند ودولت ها در اتساع نطاق امر موزه با یکدیگر همی به تنافس می گذرانند و پیوسته تفاضل می ورزند»

همو در جای دیگر در معرفی موزه می گوید:

« موزه به اصطلاح اهالی فرنگ عبارت است از مکان و محلی که مخزن آثار قدیمه و اشیاء بدیعه و نفایس و مستظرفات دنیاست و از هر تحفه و یادگاری که در آن مخزن موضوع است اهل علم و اطلاع کسب فایدتی و کشف سری می نمایند و از احوال و اوضاع هر زمان و صنایع و حرف آن و رسوم و آداب معموله آن ایام و عادات طوایف آنان باخبر می گردند ومی توان گفت که موزه مقیاس شعور و میزان عقول و درجه افهام اصناف و مرآت ادراک سلاسل است، مشکلات لاینحل در این جا حل می شود و بر معلومات تاریخی شهود اقامه می نماید» (روزنامه شرف، نمره پنج، جمادی الثانیه 1300ه ق)

و متعاقب آن در شرح فواید موزه در المآثر و الآثار می گوید:

« از فواید مهمه موزه آن که صنایع عتیقه عالم وآثار افکار قدیمه بشر را در آن با مصنوعات حادثه و اعمال جدیده به رای العین موازنه و مقایسه می نمایند و درجه ترقیات ملل را از این جا استخراج و استنباط می کنند» (المآثر و الآثار ، 135).

 Talare -mooze -4

اعتماد السلطنه افزون بر فواید علمی و ارزش تاریخی اشیای موزه ای به حظ بصری و دلنواز بودن اشیاء نیز اشاره کرده است:

«سر در اختراع این تشکیل آن است که نفس را از مشاهده و تماشای این گونه اشیای شگفت یک نوع شگفتی پدید می آید و لذتی دست می دهد که از سایر موجبات انبساط روح و تفریحات قلب معهود نیست و حکمای اروپا از تاریخی که به شاهد علم عشق مفرد به هم رسانیده اند از این سنخ اسباب بهجت و وسایل تمتع بسیار ابتکار فرموده اند» (همان، 135).

میل علاقه شاهانه و یا به قول اعتماد السلطنه « پادشاه دانش پرور که مملکت خود را از هیچ هنر و دانش و شناسایی و آگاهی و انکشاف بدیع و صنایع عالی خالی نمی توان دید» او را بر آن داشت که     « از غرایب آثار طبیعت عالم و خلاصه یادگار شاهنشاهان عجم موزه ای ایجاد فرماید که وصف آن هفتاد من کاغذ را فاقد خواهد بود.»(المآثر و آلآثار ، 135).

ناصرالدین شاه در آغاز سال سی و سوم سلطنت خود(1296 ه) در یکی از تالارهای کاخ گلستان به تاسیس موزه اقدام کرد و متعاقب آن دستور داد تا در ضلع دیگر محوطه کاخ شاهی عمارتی ویژه موزه بنا کنند و به قول اعتمادالسلطنه:


«یکی از آثار معظمه عهد ابد مهد همایون تالار و عمارت مبارکه موزه است که این اواخر صورت انجام و زیور اتمام یافته است و نظیر این بنای عالی از حیث رفعت و سنت و لطف تناسب و استحکام و حسن مکانت و مقام دراین ازمنه و ادوار و قرون و اعصار در ممالک محروسه بلکه در اغلب امکنه و بلاد خارجه ساخته و آراسته نشده است» (روزنامه شرف، شماره پنج).

 Talare -mooze -5

اعتمادالسلطنه پس از اعلان خبر اتمام بنای موزه به شرح موقعیت آن در محوطه کاخ گلستان می پردازد و می نویسد:

«تالار موزه همایونی که طولاچهل و سه ذرع و عرضا هجده ذرع و مشتمل بر بیست اطاق است در سمت شمال قصر زمستانی و باغ سلطنتی واقع شده همین که از دیوانخانه بزرگ به دربار اعظم آمدند و از دربار اعظم از در معروف به سلام که در طرف مغرب قصر زمستانی است وارد عمارت مبارکه مزبور شدند، یک دریاچه مشاهده می نمایند که علی الدوام چهار سنگ آب از وسط آن فوران دارد. و از پهلوی دریاچه که گذشتند در طرف شمال محاذی همین دریاچه یک در بسیار عالی از فلز هست که از این در به واسطه پله های مرمر عریض که به اقسام گلدان های چینی و ملخیف و مجسمه های بسیار مزین شده صعود نمود به سطحه می رسند، در این سطحه حوضی از مرمر دیده می شود که بر سبیل استمرار آب از فواره آن جاری است، از این سطحه به واسطه دو پله بسیار مزین دیگر به زیر یک طاق بسیار بلند عریضی ورود می نمایند، در طرف جنوب این طاق تالار گلستان است که تخت طاووس معروف در آن گذاشته شده، در طرف مغرب تالار موزه و در شمال کتابخانه و در سمت مشرق تالار عاج است»(همان جا).

عمارت جدید موزه همایونی در سال 1299 ه ق افتتاح شد و در کنار عمارت موزه به دستور ناصرالدین شاه کتابخانه سلطنتی را قرار دادند تا هر دو مجموعه نفیس در جوار هم باشند، کتابخانه دارای «چندین هزار جلد کتاب خطی و چاپی از کتاب های معتبر قدیمی و جدید» و به قولی هرکتابی که اسم آن «مسموع شده در این کتابخانه شریفه نسخه ای از آن موجود» بوده است.

در مراسم گشایش عمارت تازه بنای موزه، ابونصر فتح الله خان کاشانی متخلص به شیبانی قطعه ای سرود و قرائت کرد که مطلع آن این است:

ای قصه ها شنیده زارتنگ و روم و چین

خیز ایدر آی و موزه شاه جهان بین مجموعه اشیای موزه مستقر در عمارت جدید، شامل: اشیای اهدایی سلاطین فرنگ و روس و ترک و هند و خانات ماوراء النهر، پرده های نقاشی و رنگارنگ عمل نقاشان مشهور مکتب های مغولی و تیموری و هرات، تبریز و اصفهان و شیرازو ... و جواهرات نفیس همچون دریای نور و غیره بود و به قولی:

«خزینه ای است مشحون به زواهر و جواهر گرانبها و ظرایف و نفایس اشیاء آثار حلیله عملیه و مهمات حربیه و آلات و ادوات متنوعه و مصنوعات ازمنه سالفه و نتایج خیالات حکمای بزرگوار و تماثیل و تصاویر نگارنده های بی مثل و مانند روزگار و پرده های نقاشی کار نقاشان مشهور و حاصل صناعی کارخانه های معروف و ظروف چینی بسیار ممتاز کار چین و سور و انگلیس و ژاپن و بلورآلات کارخانه های ساکس و ونیز و سایر کارخانه های معتبر و مسکوکات قدیمه با صور سلاطین معظمه ایران و غیره و بعلاوه تزیینات لایقه بسیار و محصولات رایقه بی شمار که هر یک در عالم علم و درایت و حوزه اطلاع و بصیرت گوهری است بی بدل و در نفاست و امتیاز ضرب المثل» (روزنامه شرف، نمره پنج، 1300 ه ق ).

تالیف به جامانده از اعتماد السلطنه، اطلاعات جامع و کافی و وافی از چهل و نه سال و اندی سلطنت ناصر الدین شاه در بر دارند(المآثر و الآثار ، تاریخ منتظم ناصری، مرآه البلدان، روزنامه ایران ، روزنامه شرف و به ویژه روزنامه خاطرات از جمله این آثارند.)

بدنیست با نگاهی گذرا و فهرست وار آنچه در روزنامه خاطرات نگاشته شده در این جا نقل شود:

17ربیع الثانی 1299 ه [شاه] به تماشای اطاق موزه که زینت داده اند تشریف آوردند. صورت شکارگاه ها به دیوار نصب شده، غالبا شاه است و ملیجک و مردک.

1 جمادی الاولی 1299ه [شاه] در اطاق موزه که تازه به اتمام رسیده است جلوس فرمودند. اطاق موزه تالاری است بسیار وسیع که در ایران به این زندگی اطاق ساخته نشده است .

5صفر 1301به مهر جیب مبارک که در موزه و کتابخانه مختوم می شود خواستند مهر کنند .

8شعبان 1301ه شهر تشریف بردند که درب موزه را مهر فرمایند، زمین موزه هم که تخته فرش بود چهار پنج هزار تومان خرج شده بود عرض کرده کاشی کردند و چهار پنج هزار تومان دیگر خرج کاشی نمودند. 25ذی قعده 1301ه بعد از داخل اطاق موزه شدند، ناهار آنجا صرف نمودند.

17جمادی الاولی 1302ه بعد از ناهار، شاه موزه رفتند.

2رمضان 1302ه چند روز قبل [شاه] موزه تشریف برده بودند.

1رمضان 1304 ه شاه موزه تشریف داشتند.

10رمضان 1306ه در دالان موزه ناهار میل فرمودند.

26جمادی الثانیه 1311 ه امروزها جواهرات و نفایس موزه را حمل به خزانه اندرون می کنند که سقف موزه را تعمیر بکنند و در این اطاق بزرگ موزه که هوایش در نهایت بی اعتدالی است بندگان همایون به واسطه سوء ظنی که به تمام مردم دارند مجبورند که خودشان پنج شش ساعت آن جا بروند که اشیاء را بسته به خزانه اندرون حمل نمایند. خدا حفظ کند که این موزه اسباب کسالتی برای شاه فراهم نیاورد.

6شعبان 1311 ه تالار موزه به واسطه سوء ظنی که بندگان همایون پیدا کرده بودند دیگر مخزن جواهرات نفیسه و فلزات گرانبها نیست. در قفسه بلور و چینی چیده اند. جواهرات را در صندوق ها گذاشته به خزانه اندرون بردند و مباشری این چین و واچین با امین همایون بوده است. انصافا هم خوب از عهده برآمده است .

لازم است که درباره خزانه اندرون توضیحی ارائه شود تا معلوم شود که چرا ناصرالدین شاه جواهرات ونفایس موزه را بعد از قریب به یک دهه و نیم که از تاسیس موزه می گذشت به خزانه اندرون منتقل کرد.

در دربار سلطنت فتحعلی شاه خزانه ایران دو قسمت شد یکی خزانه خرج سالیانه بود و یکی خزانه جواهر و طلا که در زمان ناصرالدین شاه هم به همان صورت باقی بود. مقدار اندوخته خزانه اندرون یا خزانه طلا و جواهر معین نبود و در آن هیچ کس آن را کمتر از صد کرور تومان (پنجاه میلیون تومان) ارزیابی نمی کرد،تنها ناصرالدین شاه بودکه از خزانه باخبر بود، زیرا که گاهی سری به آن می زد و جواهرهای ساخته و نساخته را از بعضی از صندوق ها بیرون آورده در پشت جعبه آینه های تالار موزه به نمایش می گذاشت. در آن ایام چند تکه از جواهرات تخت طاووس توسط شاگرد باغبانی ربوده شد و شاه که علاقه وافری به جواهرات داشت ناگزیر شد که جواهرات موزه را نیز به خزانه اندرون منتقل کند تا از دسترس « هرکس و ناکسی » به دور باشد. و این جواهرات امروز همان جواهرات است که در بانک مرکزی پشتوانه اسکناس ایران محسوب می شود.

حال که ناخواسته بحث جواهرات غلاظ و شداد پیدا کرد بد نیست از نفایس مهم این جواهرات نیز سخن به میان آید.

از جمله اشیای نفیس جواهرنشان داخل موزه ناصری یا سلطنتی یک کره جغرافیایی بود که به دستور ناصرالدین شاه ساخته شده بود و در آن جواهرات رنگی فراوانی تعبیه شده بود.

عبدالله مستوفی گوید: از یکی از پیشخدمت های ناصرالدین شاه شنیدم که ولیعهد مظفرالدین میرزا سفری از تبریز به تهران آمده روزی به خدمت شاه رسید، شاه کره ای از جواهرات ساخته بود به پسر خود نشان و در ضمن به او گفت: امسال که با مبلغی از جمع خرج کشور علاوه داشتیم، مقداری جواهر پیاده و طلا هم از خزانه بیرون آورده با آن پول و این جواهر این کره را ساخته ایم (مستوفی، شرح زندگانی من: تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجار ، ج 1، ص 392).

بر اساس روایات و تصاویر به جا مانده از روزگار ناصری: اقیانوس و دریاهای آن کره جغرافیایی از فیروزه و هریک از پنج قطعه خاکی آن از یک رنگ جواهر و حدود کشورها از جواهر رنگ دیگر و بسیار زیبا بوده ولی در دوره مشروطه خواسته اند جواهرهای سلطنتی را برای فروش تقویم کنند، جواهر آن را پیاده و علی حده حفظ کرده اند وکره بی جواهر آن هم در گوشه ای افتاده و جواهر و طلای آن جزو جواهرهای پشتوانه اسکناس تحویل بانک ملی شده است(مستوفی، ج1،392).

دیگر از نفایس موزه: مرواریدهای درشتی بودند که از هند آورده بودند. داستان از این قرار بود که: وقتی که نادرشاه افشار بر هندوان غلبه کرد، سراپرده محمدشاه را با دیگر جواهرات همچون کوه نور و دریای نور به ایران آورد. می گویند آن چادر مملو از مروارید بود که آن را زینت داده بودند. بعدها که پارچه چادر پوسیده شد و از بین رفت مرواریدهای آن را در جوالی ضبط کرده بودند.

 

به قول مستوفی:

« ناصرالدین شاه جعبه آینه مکعب مستطیلی به ارتفاع یک ذرع و قطر سه چارک ساخته و این مرواریدها را در آن ریخته بود و در آن طوری تعبیه شده بود که از بالا باز و بسته می شد. و این جعبه اینه را روی میزی در یکی از شاه نشین های تالار موزه گذاشته بودند و آنان که این مرواریدها را دیده بودند می گفتند به درشتی فندق تا درشتی نخود سیاه بود.(همان، 391).

از جمله جواهرات نفیس و گرانبهای موزه: الماس دریای نور بوده که شاه علاقه وافری به آن داشته است.

مستوفی می گوید:

یکی از پیشخدمت های شاه گوید: روزی در سر حمام که معمولا شاه صبحانه خود را در آن جا صرف می کرد، شرفیاب بودم. [شاه] مشغول لباس پوشیدن بود، در آن روز می خواست الماس دریای نور را جلوی کلاه خود نصب نماید. در ضمن عمل، جواهر گرانبها از دستش رها شده روی کاشی ها افتاد، شاه با اضطراب عجیبی خم شده آن را برداشت و با دقت تمام در آن نظر افکند، همین که از سلامت ماندن آن مطمئن شد، به سجده افتاد.

وقتی سربلند کرد به چند نفری که حاضر بودیم گفت: شکر من برای جنبه مالی این جواهر نبود، بلکه برای این بود که اگر قطعه نفیس عیبی می کرد در تواریخ می نوشتند که نادرشاه این جواهر را از هندوستان آورد و ناصر الدین شاه آن را شکست یا معیوب کرد» (همان، 393).

ناصرالدین شاه علاقه وافری به حفظ جواهرات و اشیای موزه داشت و از این رو:

رسم داشت که آن چه از خزانه اندرون و زیر کلید خودش خارج و به جعبه آینه های گالری یا تالار موزه یا صندوقخانه نقل می کرد، ثبت منظمی از آن بر می داشت و به مستوفی صندوقخانه می سپرد، چنان که همان ثبت و سررشته ها که سواد آن چند جا محفوظ بود، سبب شده که این جواهرها و اشیای موزه ای تا حدی از دستبرد مصون مانده اند (درباره حیف و میل اشیای موزه جداگانه سخن خواهیم گفت) و در دست به دست گشتن سلطنت ها خیلی مورد تطاول و چپاول واقع نگشته است [والله اعلم] (مستوفی ، ج1، 393).

ناگفته نماند که این علاقه شاهانه برای محافظت شامل کتابخانه سلطنتی که آن هم تحویل کتابدار شاهی و جزو صندوقخانه بود، نیز می شد و در آن کتابخانه مقادیر زیادی کتاب و قرآن های خطی که اکثر کتاب ها تصویرهای مینیاتوری هم دارند و هم چنین قلمدان ها و قاب آینه های گرانبهای نقاشی شده و مرقعات بوده است. تنها در دوره سلطنت مظفرالدین شاه دستبردی به این گنجینه عظیم توسط یکی از کتابدارها یعنی علی خان لسان الدوله که از تبریز کتابدار شاه بود، صورت گرفت که در نوع خود از فجایع و ضایعات مهم به شمار می رود و اگر فرصتی به دست آید جداگانه و در مقامی دیگر در این مورد سخن خواهیم گفت.

فروش اموال موزه و خزانه

با همه عشق و علاقه ناصری به موزه و اشیای درون آن که به گفته اعتمادالسلطنه قریب پانزده سال خود مهر و موم درب موزه را انجام می داد، در زمان جانشین وی یعنی مظفرالدین شاه اشیای موزه ای نیز همانند کتابهای کتابخانه سلطنتی از گزند و آسیب درباریان دور نماند. در این مورد بهتر است که عین نوشته حسین قلی خان نظام السلطنه را از خاطرات و اسناد او نقل کنیم.

«بعد از چندی حظرات ترک ها که متصرف در وجود شاه بودند، بعد از این که راه در موزه و خزانه به هم رساندند و آن ظروف طلا و مسکوکات اندوخته ناصرالدین شاهی را دیدند، طمع در آنها کردند و شاه را واداشتند که بگوید: چون ما شش صد هزار تومان قرض رژی تنباکو داریم و هفتصد و پنجاه هزار تومان به بانک شاهنشاهی مقروضیم، صندلی طلا و ظروف طلا صحیح نیست نگه داریم، همه را باید فروخت و مسکوکات را عددی پنج تومان  و ده تومان را هم باید عوض طلب به بانک داد. قدح های طلای مینای کار قدیم و اسباب های مینایی، از سینی و اسباب قهوه و چای که هر یک مثقالی [وزن داشتند] و مسکوکات طلای عددی ده تومان و بیست تومان که حسام السلطنه در فتح هرات برای اثبات تصرف سکه زده بود و خود شاه شهید برای ذخیره با منگنه وچرخ به شکل امپریال و لیره مقبول و خوش سکه، سکه زده بودند، همه را بیرون آوردند.

در آن مجلس مرا[حسین قلی خان نظام السلطنه مافی] هم با مرحوم امین الملک که آن اوقات مردود و مغضوب بود، حاضر کردند. امین الملک ازبیم جان سکوت کرد، من عرض کردم که : تمام مردم ایران و دول خارجه به واسطه اکونومی حرص شاه شهید، ماخذ پول خزانه ایران را اقلا دارای چهل کرور پول می دانند و بدین واسطه دولت اعتباری دارد. این ظروف و آلات و ادوات که اثاثه دولتی است و این مسکوکات که رفت و درمعرض فروش آمد، به کلی سلب اعتبار از دولت و مایه مایوسی و جسارت رعیت می شود.

چون منظور اطرافیان شاه و معتبرترین رکابش که از آذربایجان آمده بودند، بردن اغلب این مسکوکات و آلات و ظروف بود، قول مرا تکذیب کردند، اغلب محرمانه در حیطه تصرف نوکرهای ولیعهدی رفت و بعضی رابه قیمت طلای وقت که مثقالی سه تومان بود فروختند.

من چند فقره از سینی و قوری و غیره مینای او را دیدم که نصرالسلطنه و آقاغلامحسین و نظام الملک به شرکت خریده بودند مثقالی بیست تومان و بیست و پنج تومان فروختند. شاهد این مدعا این است که در خانه خودم، دو اشرفی فتحعلی شاهی بود که روی آن را صورت فتحعلی شاه و محمد شاه مینا کرده بودند و یک مثقال وزن داشت، هرعددی را در هفده تومان می خریدند و ندادم.

به هر حال تمام این طلاها و مسکوکات در سیصدهزار تومان فروخته شد و قرض رژی و قرض بانک شاهنشاهی انگلیس کماکان باقی ماند. از جواهر و اشیای نفیسه به سرقت رفته محرمانه به این اجزاء داده می شد که نوکرهای قدیمی مطلع نشوند. میرزا محمود خان حکیم الملک به خود من گفت: بند ساعتی که شاه شهید سی هزار تومان خریده بود به من مرحمت کردند، من عرض کردم که: این عمل برای شما بدنامی و برای من خطر جانی دارد، در عوض این، یک ملکی از خالصجات یا کاری رجوع کنید که معادل این منتفع شوم (خاطرات و اسناد حسین قلی خان نظام السلطنه مافی، باب اول ، ص208 و 209).

کارکنان موزه:

اطاق موزه در دوره ناصری جزو ابواب جمعی امین السلطان صدر اعظم ناصرالدین شاه بود و در نبود وی امین الملک عهده دار مسئولیت امور موزه می شد چنان که بصیرالملک می گوید:

روز سه شنبه 24رجب 1301 امین السلطان رفته بودند تلگرافخانه، امین الملک عوض ایشان موزه بودند(روزنامه خاطرات بصیر الملک ، ص13).

روز یکشنبه 29رجب 1301امین السلطان خانه خود بودند، امین الملک عوض ایشان موزه آمده بودند(همان ، ص15).

افزون بر این دو که مسئولیت عالی موزه با ایشان بود پنج نفر دیگر به طور رسمی در موزه کار می کردند و اعتمادالسلطنه پیوسته در سالنامه های خود در 1295 ه ق چهار تن و بعدها تا 1311 ه ق پیوسته نام پنج تن را به شرح ذیل یاد می کند:

اطاق موزه مبارکه

به ریاست جناب امین السلطان، میرزا علی اکبر مستوفی، میرزا علی نایب میرزا علی اکبر، آقاباقر نایب آبدارخانه مبارکه، آقا یوسف نایب سرایدار خانه و آقا مهدی ساعت ساز (1299 ه ق ).

اداره جناب امین السلطان

موزه مبارکه: میرزا علی اکبر مستوفی، اطاق موزه: آقاباقر، مهدی ساعت ساز، آقا یوسف خانلرسلطان (1295 ه ق).

اطاق موزه مبارکه:

آقا میرزا علی اکبر مستوفی، میرزا علی نایب ایضا ، آقا باقر، آقا محمد نایب، آقا مهدی ساعت ساز(1301ه ق ).

در زمان سلطنت مظفرالدین شاه کارکنان موزه زیر نظر یا ابواب جمعی عین الدوله درآمدند و به شرح ذیل بودند:

اطاق موزه مبارکه:

در اداره جناب جلالت مآب محقق السلطنه، سرایدارباشی، جناب میرزاسیدعلی اعتماد حضور مستوفی، میرزا سید حسین خان مستوفی اخوی معزی الیه، سررشته دار بیوتات خاصه، میرزاسیدمهدی مستوفی اخوی ایضا سررشته دار، آقا محمد مهدی ساعت ساز، میرزا علی رضا مستوفی سررشته دار ایضا (1315 ه ق ).

از افرار یاد شده کارکنان اتاق موزه، تنها یک تن یعنی آقا محمد مهدی ساعت ساز از کارکنان دوره ناصری بود و بقیه کارکنان موزه تغییر یافته بودند.

اطاق موزه یا تالار موزه که به دستور ناصرالدین شاه تاسیس شد و در دوره سلطنت مظفرالدین شاه برخی از اشیای آن به ثمن بخس به بیع و شری رفت تنها موزه ای بود که تا تاسیس موزه ایران باستان در دوره پهلوی به حیات خود ادامه داده و در دوره پهلوی نیز مدت ها پابرجا بوده است.

بعدها بخشی از اشیای آن از قبیل جواهرات به عنوان پشتوانه اسکناس یه بانک ملی منتقل شد و بعدها بخش اعظم از سلاح های گرم و سرد آن نیز به موزه نظامی انتقال یافت و عملا موزه تعطیل شد. و امروزه مجموعه کاخ گلستان به صورت یک اثر تاریخی درآمده و با عنوان موزه کاخ گلستان فعالیت می کند.

  

بررسی و نوشته:جمشید کیان فر

مجله موزه ها -شماره نهم -بهار 1381
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

موضوعات مرتبط : معماری موزه    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید