تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1530

اتاق کرسی در معماری ایرانی

کرسی جایگاه ویژه ای در فرهنگ و سنت ایرانی داشته است و از لوازم آن به شمار می رود. شب یلدا یکی از جشن های سنتی ایرانیان در اوایل زمستان است که نقش کرسی در جمع کردن اعضای خانواده به دور گرمای آن مشهود بوده است. جای نشستن افراد در کنار کرسی به نقش شان در خانواده مرتبط است. معمولاً جایگاه بزرگسال ترین فرد خانواده آن پله ای از کرسی است که دورترین فاصله را از در اتاق دارد و جایگاه خردسالان جایی است که نزدیک تر به در اتاق است.

محیطی گرداگرد که اعضای خانواده را در کنار هم و روبروی هم نگه می دارد تا آنان با یکدیگر صحبت کنند و گرمای محبت یکدیگر را بچشند.

اتاق کرسی در مجموعه زمستان نشین و اغلب در گوشه های این بخش که در و پنجره کمتری به حیاط دارند، ساخته می شده تا در زمستان با بستن در و پنجره ها بتوان آن را گرم کرد. در وسط اتاق، چال کرسی قرار داشته و ابعاد اتاق تابع ابعاد کرسی بوده، چون دیواره های آن برای تکیه دادن مورد استفاده قرار می گرفته اند.

این فضا در همه خانه های اقلیم سرد و کوهستانی وجود دارد. این اتاق در مناطق پر شیب در پشت اتاق ها و داخل کوه کنده می شد و فاقد پنجره بوده است.

این بخش در خانه هایی که حیاط بیرونی داشتند،گاه روی محور اصلی که شکم دریده یا چلیپا بوده نیز قرار می گرفته است.

در خانه حیدرزاده تبریز اتاق کرسی الگوی شکم دریده دارد. که با توجه به استفاده این اتاق در شب و در بخش های خصوصی خانه تزیینات مفصلی ندارد.

در خانه پیرنیا در نایین این اتاق با استقرار در محور اصلی، تزییناتی بسیار ظریف با لایه کاری گچی دارد.

کرسی وسیله ای است که در بیشتر مناطق سرزمین ایران از دیرهنگام برای گرم ماندن در زمستان مورد استفاده قرار می گرفته است.

یک مکعب توخالی چوبی که فقط سقف و کف دارد را تصور کنید که روی آن را با لحاف پنبه ای ضخیم و بزرگی بپوشانند و داخل آن منقلی بگذارند که حدود یک کیلو ذغال سرخ شده قرار دارد.

کرسی از چهارپایه ای (میزی) از چوب به اندازه 1*1 متر و بیشتر و گاه مستطیل تشکیل شده بود که حدود سه وجب بلندی داشته، روی آن را با لحافی بزرگ در اندازه های 4*4 یا 7*7 متر و گاهی بیشتر یا کمتر می پوشاندند.

سپس روی لحاف را با جاجیم، ترمه و یا چادر شب سفید تزئین کرده و به تناسب بزرگی و کوچکی کرسی، مجمعه ای مسی برای قراردادن چراغ، سماور و ظروف خوراکیها روی آن قرار می دادند. اطراف کرسی را تشک و پشتی گذاشته و به زیر آن می نشستند.

معمولا در خانه های طبقه متوسط و اعیان، دو کرسی موجود بود، یکی برای اهل خانه در اتاقی دیگر و یکی در اتاق پذیرایی برای مهمانان قرار داده می شد. تشک پای کرسی معمولا کوتاهتر اما پهن تر از تشک معمولی بود به طوری که با قرار گرفتن در چهار طرف کرسی، لبه ها روی هم نیافتاده و ناهموار و ناراحت نباشد.

در زیر این میز و تشکیلاتی که وصفش رفت، یک منقل قرار می گرفت که حرارت مطبوع زیر کرسی را تامین می کرد و آماده کردن آن هم روشی مخصوص به خود داشت. ابتدا ته و درزهای منقلی را با گچ خیس کرده کاملا می پوشاندند سپس داخل آن را خاکستر الک کرده می ریختند و وسط خاکسترها را گود کرده، خاکه ذغال ها برسد سپس به آهستگی و ملایمت روی آن را با کف گیر خاکستر داده، خاکسترهای دور منقل را به دور خاکه ها و آتش رو برگردانده، فشرده و صاف می کردند.

سپس منقل را برای از بین رفتن بوی ذغال مدتی در فضای آزاد باقی گذاشته و سپس زیر کرسی می گذاشتند.

در الگوی کرسی، جریان گرمایشی بدن به گونه ای تنظیم می شود که بدن از راه پا گرما را دریافت و از طریق سر گرما را از دست می دهد، این جریان گرما در بدن باعث بکار افتادن عروق و تقویت سیستم دفاعی بدن می شود.

هر چند ساعت یکبار یک لایه از خاکستر روی آن را پس زده، آتشش را تند می کردند. این روش آتش کردن مخصوص اولین منقلی بود که زیر کرسی قرار داده می شد، از اینجا به بعد، هر بار منقل را «خاکه رو خاکه» می کردند.

به این ترتیب که آتش باقیمانده ته منقل را با خاک انداز برداشته، خاکه تازه در منقل ریخته، آتش را مجددا رویش می ریختند و خاکستر می دادند، یک مایه آتش دیگر، گلوله بود که از خاکه ذغال تهیه می شد.

به این ترتیب که در تابستان، خاکه ذغالها را در طشت آبی می ریختند، شن های آنکه ته نشین می شد، ذغال های روی آب مانده را جمع می کردند و با دست به شکل گلوله هایی سفت و فشرده مانند کوفته برنجی درآورده و در آفتاب خشک می کردند.

دو سه تا از این گلوله ها را در اولین آتش در ته منقل گذاشته، رویش را خاکه و آتش می دادند و باقی مراحل به شکل مذکور اجرا می شد.

چاله کرسی معمولا در میان خانواده های بی بضاعت که توانایی تهیه منقل نداشتند مرسوم بود که البته شرط آن هم داشتن اتاقی بود که «زیرپر» باشد و بتوان در آن چاله ای کند. این چاله را در محل مورد نظر می کندند. دورش را گچ کشیده و صاف می کردند و آتش را در آن درست کرده، کرسی را رویش برمی گرداندند.

(در این روش لازم بود که میز کرسی بر روی پایه های کناری بالا زده شود و پس از آماده شدن آتش سرجای خود قرار گرفته و به اصطلاح برگردانده شود.) از آنجایی که این شیوه بیشتر به کار فقرا می آمد و این خانواده ها توانایی دو جا آتش روشن کردن نداشتند، از داخل به وسط سقف کرسی قلابی نصب می کردند که دیزی آبگوشت خود را که غذای هر روزه ایشان بود بر آن آویخته، همان زیر کرسی آنرا می پختند.

این سیستم کرسی است که صدها بلکه هزاران سال است که ایرانیان را از گزند زمستان های بسیار سرد حفظ کرده است.

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید