تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :3971

اخلاق اسلامی در معماری

یکی از اصولی که در معارف دینی ما به صورت جدی مد نظر قرار گرفته و بسیاری از علما بر اهمیت آن تکیه دارند مقوله اخلاق است. اخلاق به عنوان یکی از معیارها و شاخصه های شناخت ابعاد انسانی در بسیاری از علوم و شاخه های هنری گسترش یافته به نحوی که صاحبان نظر بر این باورند که اخلاق و یا به عبارتی پایبندی به اصول خاص رمز جاودانگی یک اثر، علم و ... می باشد.

معماری از مقوله اخلاق به دور نیست و نفوذ اخلاق در آن را نمی توان محدود به دورانی خاص دانست چرا که در دوران قبل از ظهور اسلام بناهایی ساخته شدند که از معانی بسیار غنی برخوردار بودند و هم اکنون نیز پابرجا مانده اند. با ظهور اسلام اخلاق، نقش موثرتری را در ایجاد آثار بر عهده گرفت و به گونه ای که هر یک از عناصر ساخت یک بنا معنا و مفهومی از واقعیت های اسلامی و انسانی را به نمایش گذاشتند و خالق هر اثر تواضع ناشی از تاثیرپذیری اخلاقی را در بنای خود متبلور ساخت و اخلاق اسلامی در معماری ایرانی در جای جای این سرزمین کهن به چشم می خورد. شهرهایی مانند شیراز، اصفهان، کرمان، اردبیل و یزد نمونه های بارزی از شهرهایی می باشند که با معیار اسلامی ساخته و یا تجدید بنا شدند به نحوی که در آنها پایبندی به اصول و اعتقادات به وفور مشاهده می گردد.

تجلی صفات انسانی در بنا باعث گردید تا بنا نشانه ای از وجود حیات و جاودانگی باشد با داشتن چنین ویژگی هایی مکان هایی همچون مسجد و مدرسه مبدل به مکانی برای آموزش مبانی اخلاقی در نظر گرفته شود. قبل از ظهور اسلام هم درون گرایی هم در معماری ما به چشم می خورد به گونه ای که خانه ها با دیوارهایی بلند از معابر عمومی جدا می شدند و از این طریق فضایی امن برای ساکنان منزل فراهم می آمد ولی با ظهور اسلام توجه به درون گرایی بیش از پیش جلوه نمود تا از این طریق حفظ حریم خصوصی که در اسلام به آن بسیار توجه می شود به تجلی نهایی خود برسد.

بر روی درهای منازل دو کوبه با دو فرم مختلف نصب می شد که کوبه بزرگ صدای بم و کوبه کوچک صدای زیر داشت که با به صدا در آمدن هر یک از این کوبه ها صاحبخانه مطلع می گردید که آیا زن پشت در است یا مرد.

از آنجا که فضای به کار رفته در خانه ها بسیار بزرگ بود برای رفاه حال مراجعه کننده ساباط هایی با طول 3 الی 4 متر در مقابل در ورودی ساخته می شد تا از این طریق مهمان از گزند آفتاب و گرما در امان باشند و در فاصله رسیدن صاحب خانه و گشودن در آزاری نبیند. درها به گونه ای طراحی می شدند که فرد برای ورود برای نشان دادن تکریم و احترام خود نسبت به صاحب خانه به حالت تعظیم در آمده و با سری پایین ورودی متواضعانه را برای میزبان تداعی کند. بعد از درب ورودی فضایی به شکل هشت، که لزوما به این شکل نبود ساخته می شد تا در آن صاحب خانه از میهمان پذیرایی و حضور وی را خوش آمد بگوید. این فضا با نقاشی های چشم نواز، نقاشی های زیبا و شمسه های کوچک تزیین می گردید تا مهمان در مدت حضور خود در محل دچار کسالت نشود. پس از فراخوانده شدن مهمان توسط صاحب خانه، ابتدا از راهرویی با زاویه 90 درجه عبور کرده که فرم آن نیز در محفوظ ماندن قسمت های داخلی خانه بی تاثیر نمی باشد و در عین حال کنج 90 درجه آن باعث شده تا ناخواسته سر را پایین افکنده و علاوه بر حفظ حالت تواضع، دقت بیشتری جهت عبور از پله های ورودی حیاط مرکزی بشود.

با قرار گرفتن در حیاط مرکزی احساس آرامش، امنیت، خوش آمد گویی و دعوت کنندگی بنا، وحدت بیش از پیش عناصر قابل درک است، فضایی که جدا کننده قسمت بیرونی - محل استراحت و پذیرایی از مهمان- و قسمت اندرونی - اقامتگاه اهل خانه - می باشد.

خانه ساخته می شد تا فضایی برای پرداختن به رویا ها و آرزوها، دست یافتن به آرامش و امنیت به محلی برای درک معنای واقعی حیات باشد.

به عنوان یک اصل بدیهی، رفتار و آثار انسان ها را خودآگاه یا ناخودآگاه، تجلی ایده ها و ایده آل ها، یا به عبارتی اندیشه ها و اعتقادات آنان می دانیم، این اصل در حوزه هنر و هنرمندی و خلق آثار معماری و شهرسازی از ظرافت و عمق بیشتری برخوردار خواهد بود.

این مطالب در مورد اخلاق اسلامی مطرح گردید ولی آیا در معماری حال حاضر ما نیز به چنین قواعدی توجه می گردد؟ به قطع یقین می توان گفت در معماری حال حاضر ما توجه چندانی به مقوله اخلاق اسلامی نمی گردد به نحوی که معماران ما به اندیشیدن به اسلوب های دینی و پیاده کردن آنها در بنا به نوعی دچار تقلید گرایی و یا به عبارتی مدگرایی معماری شده اند. آن چیز که باعث ماندگاری بناها می گردد و جود معانی در آنهاست ولی به جز تعداد معدودی معمار کدام یک از معماران ما می توانند این ادعا را داشته باشند که در ساخت به اصول اسلامی توجه دارند نه به مدهای غربی.

بعضی از معماران بر این اعتقادند که ساختمان هایی لوکس با معیارهای غربی بسازند و فقط با الصاق یکی از آیات الهی بر روی سر در بنا به آن نام اسلامی بدهند. آیا بنا با نصب اسما و آیات الهی اسلامی می گردد؟

پاسخ این سوال را به این نحو می بایست داد که خانه ها با شیشه هایی تمام قد نه تنها نشان دهنده و تجلیگاه معماری اسلامی نیست بلکه بیان کننده نوعی خودباختگی فرهنگی است چرا که از این طریق حریم خصوصی که در سالیان قبل بدان توجه بسیار می گردید به باد فنا رفته است.

معماران ما می بایست بر این باور برسند که معماری اسلامی جلوه گاهی از بیان حقایق انسانی است نه اینکه با ساختن صورت های نامتجانس به صورتگرایی آلوده گردند.

صورتگرایی آفتی است که امروز معماری اسلامی ما را مورد تهدید قرار می دهد. برای جلوگیری از بیشتر شدن این روند می بایست جلالت ساحت معنای اسلام، یگانه معیار ذهنیت غالب اجتماع در شهرسازی و معماری ما متبلور گردد و اساتید معماری در دانشگاه ها به آموزش چنین مفاهیمی مبادرت نمایند.

حرکت به سوی معماری اسلامی به هیچ وجه به معنای دل کندن از هرگونه صور مدرن در زندگی روزمره نیست بلکه راهی است برای ایجاد معماری به سبک خویش نه وابسته به دیگر کشورها و طرح های ارائه شده از سوی آنها.

معماری اسلامی معماری است که در آن اندرونی خلوتگاه و بیرونی جایگاه شوکت است. معماری که آسایش را از ساکنان دور نمی کند و آرامشی ماندگار را هدیه می دهد. معماری که در آن حریم خصوصی و عمومی مشخص و واضح است و التزام و اعتقاد به اینکه دیگران هم حقی دارند آشکار و عیان است. نگارنده بر این باور است با مطرح شدن مباحث مشترک ما بین حوزه و دانشگاه راهکارهایی اصولی برای تحقق اهداف اسلامی در معماری و شهرسازی فراهم خواهد آمد تا از این طریق از این خودباختگی فرهنگی که به آرامی در معماری ما رسوخ کرده است نجات یابیم.

مجله پیام ساختمان و تاسیسات - مصطفی خدابخشی - کارشناس برنامه ریزی شهری دانشگاه شهر ری

موضوعات مرتبط : معماری اسلامی    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید