تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1795

ادبیات و معماری

 در سرزمین ما ،نشانه های به جا مانده از حوادث ، اشاره به این دارند که ادبیات از سده های بسیار دور ،محکم واستوار بر فراز همه رفتارهای اجتماعی  ما ایرانیان سایه ای سیمرغ وار داشته است. بر پایه شواهد ، ادبیات کنونی ما که بر اساس تعاریف ، شامل فرهنگ ،دانش ،هنر ،حسن معاشرت است و قدما آن را شامل علومی می دانستند که درباره لغت ،صرف ، نحو و...شعر و انشا و تاریخ ، گزارش می کرده ،  از سالیان بسیار دور به ما رسیده است. چنانجه شعر که از علوم ادبیه است ، حد اقل از زمان گات های زرتشت (سروده ها) برای ماشناخته شده بوده.

 با مراجعه به کتاب های بجا مانده می بینیم که پیشینیان ما ، نیروی کلام ادبی را به خوبی درک کرده و آن را می شناخته اند واز نفوذش بر مردم آگاهی داشته اند و از آن بهره برده و برای معرفی هنرهای دیگراز جمله معماری ، از نقش آفرینی کلام چه به صورت نظم و چه نثر بسیار استفاده کرده اند. در رویکرد  این نقش آفرینی ، دو رویه متقابل را می بینیم.  بر رویه ای ، ابتدا "کلمه" است که در تبدیل سطح به فضا یاری دهنده طراح است مثل :آسایش ، راحتی ، سرپناه ، نشاط ، محل کار و... ، به سخنی دیگر بن مایه طراحی را یک کلمه یا عبارت که بیان گر ارضای غریزه ای است ، به عهده دارد ومقابل آن ودر رویه دوم "معماری" است که پس از شکل گرفتن ، در ذات خود می تواند درجان  کاربر ،حسی را به وجود بیاورد که برای ابراز آن ،ناگزیر ازیاری گرفتن  از علوم ادبی است. تا بدان جا که حتی برای شرح رموز عرفانی از حالات فضای معماری استفاده می شده.

"گفت به دروازه دوم رود، آن را نیز دو در باشد و هر دری را دهلیزی هست دراز و پیچ در پیچ ، طلسم کرده".

"گفت از آن جا به دروازه سوم رود او را نیز دو ، درست و هر دری دهلیزی دارد ، می رود تا هر دو دهلیزسر از حجره برآرد ، درآن حجره دو کرسی نهاده و یکی بر هر دو کرسی نشسته". (مونس العشاق ، شیخ اشراق شهاب الدین سهروردی)

    در این جاست که شخصیت تاریخی دو مبحث معماری و ادبیات در رابطه ای تنگاتنگ ،معرف وباز گو کننده حالات بشری ، و به موازات آن ، حاملین بار امانات زندگی او از نسلی به نسل دیگر می شوند.

می گویند انسان کامل یا بهنجار ،اشتیاق ژرف روح و روان خود را در کشف هستی وهرچه را که در اوست، می جوید. پس روشن ترین و برجسته ترین خصیصه هستی او ، هنر ، ادبیات و معماری است که تا امروز شناخته شده است.

شادروان دکتر محمد جعفر محجوب می گوید: "در دنیای امروز ادبیات به معنی خاص ،به داستان و شعر و نمایشنامه اطلاق می شود." پس به جرات می توانیم بگوئیم ، همان گونه که شعر و ادبیات ما در تاریک ترین روزگار گذشته ، موجبی برای بینش های تفکر برانگیز امروز شده ، معماری ما هم دقیقا رفتار موازی با آن ها را داشته و نشان داده است که گزینش های هنرمندانه ملت ما بی پایه نبوده است.

علاوه بر آن چه که از نقش عارفانه وتمثیلی کالبدهای معماری در فلسفه و عرفان گفنه شد ، تشبیهات مستقیم معمارانه در اشعار نیز نقش مهمی دارد مثلا:

                   چون گذارد خشت اول برزمین معمار کج           گر رساند بر فلک ، باشد همان دیوار کج
                 راست شو صائب ، نخواهی کج اگر آثار خویش     سایه افتد بر زمین کج ، چون بود دیوار کج

و یا شعری را که به دو شاعر قرن سوم  ، "رودکی" و "فرالاوی" نسبت می دهند.

                   لاد را بر بنای محکم نه                 که نگهدار لاد ، بن لاد است

"سوزنی"شاعر قرن پنجم هم چنین گفته:

                    شود بنیه ما خراب و یباب              گر از خاره داریم و پولاد ، لاد

و یا در کتاب هفت پیکر نظامی ، شاعر قرن ششم در وصف طراح و معمار چنین می خوانیم:

                  اوستادی به شغل رسامی           در مساحت ، مهندسی نامی
                 از طبیعی و هندسی و نجوم       همه در دست او چو مهره موم
                 خرده کاری به کار بنائی            نقشبندی به صورت آرائی
                 کز لطافت چو کلک و تیشه گشاد    جان ز مانی ستد ، دل از فرهاد

در این کتاب ، آن گاه که شاعر به معماری می پردازد ، مارا متوجه مجموعه ای از رنگ ،بو ،نقاشی ، گنبد ، مناره ، بالابر ، حوض و...و باغ می کند که مشروح آن ها ، درمنظومه های توصیفی خود گنجانده است.

ناگزیر به اقرارم که برایم مبحث پیچیده ای است که بضاعت کمی برای باز کردن مسائل و در هم تنیدگی های آن دارم ولی بی گمان چیزهای  دیگری هم هست که راه را برایم دشوارتر میکند ، برای دیدن آن چیزهای دیگر ، چشم های همچو منی کم سوست. به ویژه وقتی از زبان  عارف بزرگ ،منصور حلاج می شنویم:

       در هر جمیلی حسن تو، آشفته می دارد مرا           "می" جز یکی نبود اگر من "شیشه" را دیگر کنم

پی نوشت:

لاد به معنی دیوار و بن لاد به معنی پی دیوار است.
یباب به معنی زمینی که خراب و ویرانه است.

 

خوب چهر کشاورزی      امرداد  93

موضوعات مرتبط : ادبیات و معماری    
عضو مرتبط : خوبچهر کشاورزی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید