تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :592

از آماتورها تا شهروند خبرنگاران

روزنامه‌نگاري با توليد انبوه خبر و گزارش براي عموم مردم به صورت آماتوري در سده‌هاي هفدهم و هجدهم آغاز شد و سير تحول آن در نيل به حرفه‌اي‌گري مرهون آزمون و خطاهاي بسياري در سده‌هاي نوزدهم و بيستم است. بلوغ روزنامه‌نگاري و حرفه‌اي‌گرايي سده بيستم طي مراحل مختلف محقق و با عبور روزنامه نگاران از مراحل سخت و رشد و تكامل حرفه‌اي با ياري مراكز علمي و پژوهشي و دانشگاهي ميسر شد. در واقع، روزنامه‌نگاري امروزي با ده‌ها شاخه از روزنامه‌نگاري تحقيقي گرفته تا فتوژورناليسم و سايبرژورناليسم، به صورت هم كنشي تجربي و تئوريك شكل گرفت و روزنامه‌نگاران بسياري براي تحققش تلاش و مجاهدت كردند.
با وجود تفاوت ديدگاه‌ها نسبت به نحوه شكل‌گيري، تحول و تكامل روزنامه‌نگاري و وجود تفاسير گوناگون درباره چرايي، چگونگي، شرايط، نحوه و نقش عوامل مختلف در رشد و توسعه اين حرفه، ترديد نبايد داشت كه اين پديده را بايد در بستري تاريخي و در يك جغرافياي سياسي منحصر به فرد با ويژه‌كارهاي اقتصادي و فرهنگي خاص درك و تحليل كرد. روزنامه‌نگاري يك خرده نظام از جامعه‌اي مدرن است كه با ساختارها و كاركردها و راهبردها، سياست‌ها و سازوكارهاي خاص نظامات كلان جامعه مدرن ظهور كرده، تكامل يافته و از شكلي به شكل ديگر تغيير كرده و داراي انواع گوناگون شده است.
همچنين، روزنامه نگاري را بايد محصول نياز جامعه‌اي رو به توسعه دانست كه  اصول رنسانس يعني انسان گرايي، علم گرايي، آزادي گرايي، طبيعت گرايي و خودهشياري و نقد را به عنوان وديعه‌اي تاريخي و ناشي از تكامل اجتماع انساني پذيرفت و با تاسيس بنيان‌هاي مدرنيته و دولت- ملت مدرن، دگرگوني‌هاي اساسي‌اي را در سيرتحول انسان و جامعه ايجاد كرد. علاوه بر اين، با فراهم شدن زمينه‌هاي اجتماعي ياد شده در سطح كلان جامعه، تحولات روانشناسانه و ارتباطي در زمينه‌سازي رشد و تكامل روزنامه‌نگاري در دنياي مدرن نيز تاثير بسزايي داشته است. به عبارت ديگر جامعه مدرن با تكيه بر عقلانيت، پارادايم علمي، دانش و پژوهش و آموزش سيستماتيك و پذيرش اصل تغييرپذيري ارزش‌هاي بنيادين و دگرگوني‌هاي نهادي كه رشد حرفه‌اي‌گرايي در دنياي مدرن بدون آنها ميسر نمي‌گرديد، زمينه‌هاي تحول فردي و رواني افراد را نيز فراهم ساخت و روزنامه‌نگاران مدرن و داراي مهارت‌هاي انديشه‌ورزي و نگارش اثربخش را به جامعه معرفي كرد كه تحولات اين حرفه را تحقق بخشند.
بنابراين تحولات روزنامه‌نگاري در دو سطح خُرد و كلان به وقوع پيوست. همان‌طور كه گفته شد علاوه بر تحولات اجتماعي و انساني و شكل‌گيري جامعه و انسان مدرن، تحول ديگري نيز مورد نياز بود تا روزنامه‌نگاري حرفه‌اي امروزي شكل بگيرد و آن چيزي جز تحول در نظام ارتباطي جامعه نبود.  نظام ارتباطي در عصر جديد از حاكميت ارتباط ميان‌فردي و ارتباط شفاهي رها شد و ارتباط جمعي به عنوان يك نهاد اجتماعي مورد پذيرش نهادهاي ديگر قرار گرفت و اعتماد فردي در ارتباط شفاهي به اعتماداجتماعي در ارتباط جمعي شكل گرفت؛ پديده‌اي بي‌نظير، تحول‌انگيز و بي‌سابقه كه بدون آن نفوذ رسانه‌اي هرگز رخ نمي‌داد و رسانه‌هاي همگاني جاي نهادها و سازمان‌هاي ذي‌نفوذ سنتي را نمي‌گرفتند. اكنون با توجه به سير تحول پيش‌گفته درباره روزنامه‌نگاري، مساله اساسي اين است كه روزنامه‌نگاري به عنوان يك حرفه براساس چه مباني و اصولي استوار شده است؟ چه جايگاه و چه چشم‌اندازي در آينده دارد؟ پاسخ ازنظر نگارنده اين است كه آزادي‌هاي بنيادين نظير  آزادي بيان، عقيده، مطبوعات، به همراه درستي، امانتداري، واقع‌گرايي، بي‌طرفي، شفافيت و اعتبار منبع و رعايت استانداردهاي روزنامه‌نگاري و اخلاق حرفه‌اي و نظام حقوقي پشتيبان آن(رژيم تنبيهي و نه اجازه قبلي)، در فرآيند توليد خبر ملاك و فلسفه وجودي روزنامه‌نگاري و حرفه‌اي‌گرايي آن را تشكيل مي‌دهند. اصول ياد شده نمي‌تواند با تحولات فناورانه تغيير كند زيرا تاريخ روزنامه‌نگاري هرگز از دفاع از اين اصول در هر شرايط و وضعيتي خالي نبوده است. نكته حائز اهميت در اينجا اين است كه آيا تحولات گسترده و پي‌درپي فناوري‌هاي ارتباطي در دهه‌هاي آخر هزاره دوم و سده بيستم بر ماهيت، كاركردها و اهداف اين حرفه نيز اثرگذار بوده است؟ آيا آماتورها مي‌توانند بدون تكيه بر فرآيندهاي حرفه‌اي‌گرايي عناصر مطلوبي براي روزنامه‌نگاري باشند؟ با مرور تاريخي رشد و توسعه روزنامه‌نگاري مي‌توان اين تفسير را تاييد كرد كه روزنامه‌نگاري بنيانش بر آگاه‌سازي، نقد قدرت و حرفه‌اي‌گرايي استوار است. روزنامه‌ها با آماتورهايي ظهور كرده‌اند كه هيچ تجربه‌اي از گذشته در اختيارشان نبوده است. اين آماتورها به مرور زمان با كمك محققان و انديشمندان و سپس نظريه پردازان و طي دوره‌هاي آموزشي به روزنامه نگاران حرفه‌اي تبديل شدند و نقشي اساسي در رشد وتكامل جامعه و آحاد مردم ايفا كردند. در واقع آماتوريسم، زاده برهه‌هاي مختلف روزنامه‌نگاري است و نخستين روزنامه‌نگاران نيز همچون شهروند روزنامه نگاران امروزي فاقد تخصص بودند اما با آموزش سيستماتيك و دانشگاهي و به مدد تحقيق و تئوري توانستند نقش تعيين كننده‌اي در جامعه ايفا كنند. آماتورهاي امروزي يا همان شهروند خبرنگاران نيز بايد با كمك مراكز آموزشي حرفه‌اي به روزنامه‌نگاران حرفه‌اي و آزاد تبديل شوند در غير اين صورت، ما شاهد حاكميت آماتورهايي بر عرصه روزنامه‌ها خواهيم بود كه از قدرت تشخيص خبر از اطلاعات بي‌مصرف بي‌بهره‌اند و با سطحي‌نگري‌هاي خود مي‌توانند ميراث پرافتخار روزنامه‌نگاران حرفه‌اي سده بيستم را برباد دهند!
روزنامه‌نگاري با توليد انبوه خبر و گزارش براي عموم مردم به صورت آماتوري در سده‌هاي هفدهم و هجدهم آغاز شد و سير تحول آن در نيل به حرفه‌اي‌گري مرهون آزمون و خطاهاي بسياري در سده‌هاي نوزدهم و بيستم است. بلوغ روزنامه‌نگاري و حرفه‌اي‌گرايي سده بيستم طي مراحل مختلف محقق و با عبور روزنامه نگاران از مراحل سخت و رشد و تكامل حرفه‌اي با ياري مراكز علمي و پژوهشي و دانشگاهي ميسر شد. در واقع، روزنامه‌نگاري امروزي با ده‌ها شاخه از روزنامه‌نگاري تحقيقي گرفته تا فتوژورناليسم و سايبرژورناليسم، به صورت هم كنشي تجربي و تئوريك شكل گرفت و روزنامه‌نگاران بسياري براي تحققش تلاش و مجاهدت كردند. با وجود تفاوت ديدگاه‌ها نسبت به نحوه شكل‌گيري، تحول و تكامل روزنامه‌نگاري و وجود تفاسير گوناگون درباره چرايي، چگونگي، شرايط، نحوه و نقش عوامل مختلف در رشد و توسعه اين حرفه، ترديد نبايد داشت كه اين پديده را بايد در بستري تاريخي و در يك جغرافياي سياسي منحصر به فرد با ويژه‌كارهاي اقتصادي و فرهنگي خاص درك و تحليل كرد. روزنامه‌نگاري يك خرده نظام از جامعه‌اي مدرن است كه با ساختارها و كاركردها و راهبردها، سياست‌ها و سازوكارهاي خاص نظامات كلان جامعه مدرن ظهور كرده، تكامل يافته و از شكلي به شكل ديگر تغيير كرده و داراي انواع گوناگون شده است.
همچنين، روزنامه نگاري را بايد محصول نياز جامعه‌اي رو به توسعه دانست كه  اصول رنسانس يعني انسان گرايي، علم گرايي، آزادي گرايي، طبيعت گرايي و خودهشياري و نقد را به عنوان وديعه‌اي تاريخي و ناشي از تكامل اجتماع انساني پذيرفت و با تاسيس بنيان‌هاي مدرنيته و دولت- ملت مدرن، دگرگوني‌هاي اساسي‌اي را در سيرتحول انسان و جامعه ايجاد كرد. علاوه بر اين، با فراهم شدن زمينه‌هاي اجتماعي ياد شده در سطح كلان جامعه، تحولات روانشناسانه و ارتباطي در زمينه‌سازي رشد و تكامل روزنامه‌نگاري در دنياي مدرن نيز تاثير بسزايي داشته است. به عبارت ديگر جامعه مدرن با تكيه بر عقلانيت، پارادايم علمي، دانش و پژوهش و آموزش سيستماتيك و پذيرش اصل تغييرپذيري ارزش‌هاي بنيادين و دگرگوني‌هاي نهادي كه رشد حرفه‌اي‌گرايي در دنياي مدرن بدون آنها ميسر نمي‌گرديد، زمينه‌هاي تحول فردي و رواني افراد را نيز فراهم ساخت و روزنامه‌نگاران مدرن و داراي مهارت‌هاي انديشه‌ورزي و نگارش اثربخش را به جامعه معرفي كرد كه تحولات اين حرفه را تحقق بخشند.
بنابراين تحولات روزنامه‌نگاري در دو سطح خُرد و كلان به وقوع پيوست. همان‌طور كه گفته شد علاوه بر تحولات اجتماعي و انساني و شكل‌گيري جامعه و انسان مدرن، تحول ديگري نيز مورد نياز بود تا روزنامه‌نگاري حرفه‌اي امروزي شكل بگيرد و آن چيزي جز تحول در نظام ارتباطي جامعه نبود.  نظام ارتباطي در عصر جديد از حاكميت ارتباط ميان‌فردي و ارتباط شفاهي رها شد و ارتباط جمعي به عنوان يك نهاد اجتماعي مورد پذيرش نهادهاي ديگر قرار گرفت و اعتماد فردي در ارتباط شفاهي به اعتماداجتماعي در ارتباط جمعي شكل گرفت؛ پديده‌اي بي‌نظير، تحول‌انگيز و بي‌سابقه كه بدون آن نفوذ رسانه‌اي هرگز رخ نمي‌داد و رسانه‌هاي همگاني جاي نهادها و سازمان‌هاي ذي‌نفوذ سنتي را نمي‌گرفتند. اكنون با توجه به سير تحول پيش‌گفته درباره روزنامه‌نگاري، مساله اساسي اين است كه روزنامه‌نگاري به عنوان يك حرفه براساس چه مباني و اصولي استوار شده است؟ چه جايگاه و چه چشم‌اندازي در آينده دارد؟ پاسخ ازنظر نگارنده اين است كه آزادي‌هاي بنيادين نظير  آزادي بيان، عقيده، مطبوعات، به همراه درستي، امانتداري، واقع‌گرايي، بي‌طرفي، شفافيت و اعتبار منبع و رعايت استانداردهاي روزنامه‌نگاري و اخلاق حرفه‌اي و نظام حقوقي پشتيبان آن(رژيم تنبيهي و نه اجازه قبلي)، در فرآيند توليد خبر ملاك و فلسفه وجودي روزنامه‌نگاري و حرفه‌اي‌گرايي آن را تشكيل مي‌دهند. اصول ياد شده نمي‌تواند با تحولات فناورانه تغيير كند زيرا تاريخ روزنامه‌نگاري هرگز از دفاع از اين اصول در هر شرايط و وضعيتي خالي نبوده است.
نكته حائز اهميت در اينجا اين است كه آيا تحولات گسترده و پي‌درپي فناوري‌هاي ارتباطي در دهه‌هاي آخر هزاره دوم و سده بيستم بر ماهيت، كاركردها و اهداف اين حرفه نيز اثرگذار بوده است؟ آيا آماتورها مي‌توانند بدون تكيه بر فرآيندهاي حرفه‌اي‌گرايي عناصر مطلوبي براي روزنامه‌نگاري باشند؟ با مرور تاريخي رشد و توسعه روزنامه‌نگاري مي‌توان اين تفسير را تاييد كرد كه روزنامه‌نگاري بنيانش بر آگاه‌سازي، نقد قدرت و حرفه‌اي‌گرايي استوار است. روزنامه‌ها با آماتورهايي ظهور كرده‌اند كه هيچ تجربه‌اي از گذشته در اختيارشان نبوده است. اين آماتورها به مرور زمان با كمك محققان و انديشمندان و سپس نظريه پردازان و طي دوره‌هاي آموزشي به روزنامه نگاران حرفه‌اي تبديل شدند و نقشي اساسي در رشد وتكامل جامعه و آحاد مردم ايفا كردند. در واقع آماتوريسم، زاده برهه‌هاي مختلف روزنامه‌نگاري است و نخستين روزنامه‌نگاران نيز همچون شهروند روزنامه نگاران امروزي فاقد تخصص بودند اما با آموزش سيستماتيك و دانشگاهي و به مدد تحقيق و تئوري توانستند نقش تعيين كننده‌اي در جامعه ايفا كنند. آماتورهاي امروزي يا همان شهروند خبرنگاران نيز بايد با كمك مراكز آموزشي حرفه‌اي به روزنامه‌نگاران حرفه‌اي و آزاد تبديل شوند در غير اين صورت، ما شاهد حاكميت آماتورهايي بر عرصه روزنامه‌ها خواهيم بود كه از قدرت تشخيص خبر از اطلاعات بي‌مصرف بي‌بهره‌اند و با سطحي‌نگري‌هاي خود مي‌توانند ميراث پرافتخار روزنامه‌نگاران حرفه‌اي سده بيستم را برباد دهند!
به نقل از روزنامه آرمان امروز


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید