تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2587

اصلاحات اجتماعی و اقتصادی رضاشاه و نقش آن در ساختار جمعیتی بوشهر

هدف:هدف این پژوهش، بررسی تأثیر اصلاحات اجتماعی و اقتصادی رضا شاه در ساختار جمعیتی بوشهر و در نهایت مهاجرت ساكنان بومی این منطقه به نواحی اطراف است.

روش/ رویكردپژوهش:در این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی و بر پایۀ اسناد و منابع كتابخانه ای به تحلیل تاریخی داده ها پرداخته شده است.

یافته هاونتایج:یافته ها نشان میدهد كه اصلاحات صورت گرفته در این دوره، بسیاری از سنن، آداب و رسوم اجتماعی، مذهبی و قومی را تحت الشعاع قرار داد و سبب تغییر ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی در مناطق مختلف از جمله سواحل خلیج فارس شد كه در آن نظام ایلی و كلان خانوادگی، پایه های محكم و استواری داشت.موقعیت ویژۀ جغرافیایی- تجاری سواحل خلیج فارس، از دیر باز،گروه ها و اقوام مختلف را به سوی این منطقه جلب می كرد و سبب می شد تا ساختارهای ا جتماعی این منطقه، بیش از نواحی داخلی ایران،تحت تأثیر عوامل خارجی باشد. بر این اساس، ناتوانی جامعۀ سنتی درحفظ بایسته های خود، در برابر تغییرات ایجاد شده و همچنین نفوذ سرمایه داری داخلی و خارجی كه سبب شد ساكنان بومی این منطقه از رونق اقتصادی بهره چندانی نداشته باشند، باعث مهاجرت بسیاری از ساكنان بومی بنادر جنوبی به بنادر عربی خلیج فارس شد كه امكانات و تسهیلات بهتری برای آنها تأمین میكرد.

سالهای سلطنت رضاشاه، دوران پی ریزی نظامی جدید بود. گفتمان نوسازی آمرانه با تأکید بر عناصری چون وحدت ملی و استقلال و پیشرفت و با استفاده از شرایط مساعد بین المللی سکان رهبری جامعة ایران را در دست گرفت . این گفتمان که به پیدایش دولت مدرن مطلقه انجامید بر پاية نوسازی جامعه از طریق واردکردن محصولات، تمدن و مدیریت غرب، تأکیدبر ضرورت تحقق اجباری و آمرانة نوسازی و انحصار یشدن قدرت سیاسی و اقتصادی قرار داشت. وضعيت جديد سبب تغ يير ساختارهاي اجتماعي، اقتصادي، و فرهنگي در مناطق مختلف از جمله ساختارهاي جمعيتي سواحل خلي جفارس شد و مهاجرت عده اي ازساكنان بومي اين منطقه را به سواحل جنوبي خليج فارس در پي داشت. بر اين اساس، در اين نوشتار سعي شد تا با بررسی تاریخی، مبتنی بر اسناد و داده های موجود در منابع به اين پرسش پاسخ داده شود كه با توجه به سياست هاي اصلاحي رضاشاه و موقعیت سیاسی و تجاری بوشهر که امکانات بسیاری از جمله فرصت های شغلی را در منطقه باعث می شد چه علل و تغییراتی در اين منطقه، سبب مهاجرت ساکنان بومی به نواحي اطراف شد؟

مهمترین پیامد جنگ جهاني اول، در ايران، نظامي از هم گسيخته و اقتصادي ويران بود. در چنين شرايطي، قدرتهاي خارجي، به ويژه انگلستان، که آشفتگي سياسي و اقتصادي ايران را به صلاح خود نمي ديدند، در پي تغيير وضعیت سياسي کشور برآمدند که نتیجة آن کودتاي 1299 ش. و ظهور رضاخان در صحنة سياست ايران بود. نفوذ نظام اقتصادي و اجتماعي سرمايه داري جهاني بر رشد و توسعة اقتصادي ايران تاثیر داشت؛ به گونه اي که اقتصاد سنتی ايران را به سوی اقتصاد کالايي و صنعتي سوق داد و در اين گذار، روابط سياسي، اجتماعي و اقتصادي سنتي کشور نیز تح تتأثیر قرار گرفت که اين امر پيامدهایي بر ساختار اجتماعي ايران برجاي گذاشت در کنار تأثيرات محيط بيروني بر اقتصاد کشور، سياست اقتصادي رضاشاه در مسیر نوسازی و صنعتي کردن کشور ، ثبات درآمد نفتي، امنيت سرمايه گذاري، تجديد سازمان مالي، و کاهش بدهي هاي دولت، اقتصاد را سامان تازه اي بخشيد. گي روشه در كتاب تغييرات اجتماعي، صنعتي شدن را بازدهي مستمر و فزاينده از رشد كار با توسل به ابداع تكنيکي و سازمان عقلایي نيروي كار مي داند؛ در اين معنا، صنعتي شدن چيزي جزجنب هاي از توسعة اقتصادي نيست و توسعة اقتصادي به نوبة خود مبتني بر استفاده از عوامل اقتصادي به منظور افزايش درآمد ملي، بالابردن سطح زندگي عمومي مردم يك كشور است و در نتيجه بهبود و رفاه عمومي مردم را در بردارد. اما اینگونه توسعه در ایران روی نداد و اسناد به دست آمده بیانگر مهاجرت تعداد زیادی از ساکنان بومی بوشهر و اطراف آن به کشورهای عربی سواحل خلیج فارس است؛ در حالیکه اغلب مهاجرتها پاسخي است اختياري به اين انتظار كه تحرك مكاني به افزايشي در خوشنودي و رضامندي كلي يا به كاهش محروميت منجر خواهد شد. بر اين اساس اين سؤال مطرح است که با توجه به سياستهاي اصلاحي رضاشاه و موقعیت سیاسی و تجاری بوشهر که امکانات بسیاری از جمله فرصتهای شغلی را در منطقه باعث می شد چه علل و تغییراتی در اين منطقه، سبب مهاجرت ساکنان بومی به نواحي اطراف شد؟

فرضيۀ پژوهش

- سياستهاي اصلاحي رضاشاه، هر چند در مراكز شهري رونق اقتصادي را به همراه داشت، اما در مناطق مرزي و حاشيه اي سبب ضعف نظام هاي توليدي و اقتصادي و اجتماعي سنتي و در نتيجه مهاجرت ساكنان بومي مناطق سواحل خليج فارس به نواحي ديگر شد.

مباحث نظری

مهاجرت و جابه جايي مكاني انسانها، به عنوان موضوعي پايدار در رشته هاي گوناگون علوم انساني و اجتماعي، توجه پژوهشگران را به خود معطوف داشته است. پويايي رابطه انسانها با مكان در قلب پديدة مهاجرت قرار داشته است(سجادپور، 1384 ،ص 64 ).

مهاجرت یکی از چهار عامل اصلي تغیير و تحول جمعيت است كه به دليل ماهيت خود مي تواند علاوه بر تغييرات درازمدت و طولاني، آثاري سريع و كوتاه مدت نيز در تعداد و ساختار جمعيت ايجاد كند(زنجاني، 1380 ،ص 12 (. از نظر «ادارة امور اجتماعی سازمان ملل »، مهاجرکسی است که:

1. جهانگرد، بازرگان، دانشجو و یا مسافر عادی نباشد.

2. جزء ساکنان مراکزی که به طور عادی بین دو کشور رفت وآمد می کنند، نباشند.

3. جزء پناهندگان یا افراد یا جمعیتهای جابجا شده یا انتقال یافته نباشند.

در اين تعريف، آن دسته از افراد كه در جست وجوي شغلي)دائم، فصلي يا موقت( تغييرمكان دهند و وابستگان آنها، «مهاجر »محسوب مي شوند(گولد، كولب، 1376 ،ص 821 ).

پیرامون مهاجرت، علل و پیامدهای آن، نظریات و دیدگاه های گوناگونی ارائه شده است.نظريه كاركردگرايان بر تبيين دلايل و پيامدهاي مهاجرت استوار است و در خصوص دلايل مهاجرت بر اين فرض تأ کید می کند كه تمام نيازهاي اجتماعي در چارچوبي از نظام اجتماعي آموخته مي شود. كنش گران در يك نظام به نيازهايي باور دارند كه در آن نظام نمي توانند آنها را برآورده سازند؛ زيرا ويژگيهاي ساختن نظا مهاي اجتماعي و كنش گران در طول زمان ايستا نيستند(تقوي، 1371 ،ص 45 )

طرفداران نظريه وابستگي در مهاجرت، بر اين عقيده اند كه علتهاي مهاجرت را نمي توان از اثرات آن جدا كرد؛ زيرا مهاجرت از یکسو معلول توسعة نابرابر است و از ديگر سو، عامل گسترش و تعميق توسعة نابرابر. در علتيابي مهاجرت از حاشيه ها مانند روستاها و شهرهاي كوچك به ساير مناطق، نظريه پردازان وابستگي ابتدا به مسئلة توسعه نيافتگي توجه دارند و در اين رابطه، نابرابري ساختي و مكاني بين بخشهاي جامعه را در نظر دارند. ازآنجا كه توسعه نيافتگي و نابرابري ساختي و مكاني در پيشرفت جهان سوم از شكل گسترش سرمایه داري در اين كشورها ناشي مي شود، بايد دو دسته عامل را براي بيان مهاجرت در آنها در نظر داشت: 1. عوامل تغييردهنده و 2. عوامل ركودي. عوامل تغييردهنده با نفوذ سرمايه داري در مناطق سنتي و ايجاد تغيير در فنون توليد ارتباط دارد. عوامل ركودي زماني ايجاد مي شود كه رشد جمعيت از توليدات كشاورزي و سنتي پيشي مي گيرد و نيروي كار اضافي را وادار به مهاجرت ميک‌ند(لهسائي زاده ، 1368 ،صص 4و 1 و 15 (. در واقع، ماهيت مهاجرت روستایيان و شهرهاي كوچك با انتقال ساختي اين مناطق در اثر ادغام در نظام سرمايه داري مرتبط است و پس از تثبيت سرمايه داري وابسته در كشورهاي جهان سوم و در حال پيشرفت، مهاجرت شكل خاصي به خود مي گيرد. نخست آنكه مهاجرت شامل بخشي از جامعه مي شود و افراد را وادار به حركت از مكان خود ميك‌ند. دوم، تصميم به مهاجرت داوطلبانه نيست، بلكه شكل ديگري براي زندگي وجود ندارد. سوم، مهاجرت به جاي نامعين نيست، بلكه از روي الگويی خاص و به بخشهاي خاصي انجام مي شود. چهارم، عامل اصلي مهاجرت،

اقتصادي و نيروي كار بوده و در غير اين صورت به شكل موردي و غيرتوده اي انجام مي شود(لهسائي زاده، 1368 ،ص 15 ).

اما نظرية ديگري كه مي تواند مكمل نظريه هاي پي شگفته باشد، ديدگاه نظريه پردازان مدلهاي جاذبه و دافعه است كه به طور كلي به دو دسته عوامل توجه دارند: 1. عواملي كه باعث دافعة انسا نها از محل اسكان خود مي شود و 2. عواملي كه باعث جذب آنها در منطقة مقصد مي شود. در اين نظريه، عوامل اقتصادي- فيزیکی نامناسب در يك مكان موجب مي شود كه افراد، محل زندگي خود را ترك كرده و به مكان ديگري نقل مكان كنند كه از نظر اقتصادي،اجتماعي، و فيز یکی در شرايط بهتري است(حاج حسيني، 1385 ،ص 37 ) .

براساس نظريه هاي پي شگفته، مهاجرت خواه در اثر فشارهاي اقتصادي يا سياسي پديدآيد و خواه شامل بخشي از افراد يا كل آنها شود، در نظام اجتماعي انجام مي شود. نظام اجتماعي نيز در كشورهاي در حال پيشرفت در قالب سه مفهوم قرار مي گيرد: 1. اقتصاد جهاني،2.شكل بندي/قشربندی اجتماعي، و 3. نظا م توليدي(لهسائي زاده، 1368 ،ص 22 (. به منظوردرك مهاجرت در ايران در دورة رضاشاه بررسي اين سه ساخت ضروري است.

با توجه به وجود اسنادي مبني بر تشديد مهاجرت بوميان بوشهر و نواحي اطراف آن به شيخ نشين هاي خليج فارس(ساکما: 240009014)، در نوشتار حاضر در نظر است علل و پيامدهاي اين مهاجرت بر اساس سه قالب فوق و با نگاهي به نظريه های پي شگفته تبيين وبررسي شود.

اقتصادجهانی

اقتصاد جهاني به گونه اي است كه فرآيندي واحد بر توليد حاكم است كه در اين روند كشورهاي مركزي بيشترين مازاد توليد شده دركشورهاي پيراموني را دريافت ميك‌نند.

كشورهاي پيراموني، داراي قشربندي اجتماعي ويژه اي هستند و در اثر نفوذ سرمايه داري، تغييراتي در نظام توليدي آنها ايجاد مي شود. بر اساس ويژگي انحصارطلب سرمايه داري جهاني، تمايل عمومي سرمايه داري به شكلي است كه در كشورهاي پيراموني نفوذ كرده و در بخشهاي مختلف سرمايه گذاري ميك‌ند.

بوشهر يا ابوشهر در ساحل خلیج فارس قرار دارد که به روايت بارتولد در گذشته دور، سيف(ساحل دريا ( ناميده مي شد) بارتولد، 1308 ،ص 219 (. خليج فارس، به لحاظ اهميت اقتصادي و بازرگاني محل عبور جادة ادويه بود)بينا، بی تا،ص 212 ( و همواره سایركشورها و دولت ها براي تبادل علم، ثروت، و گسترش قدرت به آن نظر داشتند. اين ناحيه ساحلي، از چهارهزارسال پیش از میلاد مركز تجاري واقتصادي و محل آمد وشد فينيقي ها بو د)سعیدی، بی تا، ص 205 (. در زمان هخامنشيان، كه كشور ايران به بيست ساتراپ نشين تقسيم شد، اين نواحي جزء ساتراپ نشين پارس بود. مقابر كنده شده بر سطح سنگي جزيرة خارك، دليل بر حضور سربازان هخامنشي در بوشهر است كه براي نگهباني از چنين راه طولاني تدارك شده بود )سعیدی، بی تا، ص 206 (. ساسانيان، از اين ناحيه براي لشكركشي هاي خود استفاده ميکردند )نفیسی ،بی تا، ص 65 (. به نظر مي رسد با تهاجم اعراب به خليج فارس شاپور دوم آنها را كوچاند و ايرانيان را جايگزين آنها كرد و اولين نيروي درياييبه همت او در خليج فارس ايجادشد)مدنی، 1369 ،ص 77 ( .اولين يورش دولتهاي اروپايي به سواحل خليج فارس در 912 ق. با حملة پرتغالي ها، به بهانة حراست از منافع پرتغال برابر تجار مصري و ونيزي انجام شد. در سال 1013  ق. شاه عباس، در پی اتحاد با انگليسي ها،دست پرتغالي ها را از خليج فارس كوتاه كرد )اسکندربیک منشی، 1382 ،ص 979 (. با اين اقدام، هرچند پرتغالي ها از خليج فارس اخراج شدند؛ ولي ميدان براي رقباي تجاري آنها يعني انگليس و هلند باز شد. به نظر مي رسد كه اهميت هرمز در اين زمان بيش از ساير مراكز

بازرگاني خليج فارس بود، اما زماني که انگليس و هلند برای تجارت خليج فارس باهم رقابت داشتند، از اهميت هرمز كاسته شد و بندر بوشهر رونق گرفت. نادر شاه، درصدد برآمد تا به كمك انگليسي ها در اين ناحیه نیروی دریایی تأسيس كند و تا اندازه اي هم موفق شد )تکمی لهمایون، 1380 ،ص 46 (. در دورة كريم خان زند، انگليسي ها به موجب فرماني از او، امتيازات مهمي در بوشهر به دست آوردند و با گسترش نفوذ كمپاني هند شرقي در مسير ارتباطي هند تا خليج فارس توانستند سلطة بي منازعي را در اين ناحيه کسب کنند.

انقلاب کبیر فرانسه وبه قدرت رسيدن ناپلئون، در خاورميانه تأثيرگذاربود. ناپلئون، درادامةسياست دستيابي به مستعمرات انگلیس ابتدا نيروهايي را در مصر پياده كرد و نفوذا نگلستان را دراين منطقه تحت الشعاع قرارداد؛ درادامه، مستعمرة طلايي انگلستان، هند، را نشانه گرفت كه یکی از راه هاي ورود به آن بنادر جنوب ايران بود؛ همچنين، به لحاظ تجارى، بندر بوشهر در دورة قاجار یکی از مهمترين دروازه هاى ايران، براى واردات و صادرات كالا به شمار مى رفت. بيشترصادرات كشور، از طريق همين بندر انجام مي شد ) لوريمر، 1379 ،صص 170 - 171 (. انگلستان، با درك اين موضوع با عقد قرارداد با شيخ نشين هاي پيرامون خليج فارس و درياي عمان چون كويت، عمان و مسقط حلقه اي از متحدان خود را در منطقه به وجود آورد)سديدالسلطنه، 1363،ص 637) ، و با بسط نفوذ خود، بندر بوشهر را پایگاه تجاری و نظامی خود کرد، تا آنجا که قدرت کنسول انگلیس در بوشهر از دريابیگی این بندر و فرمانروای فارس نیز بیشتر بود و سیاست های حاکم بر این منطقه از طریق کنسول انگلیس اعمال می شد.

از سالیان پیش، گمرک بوشهر، به عنوان ضمانت وام ها و یا امتیازهای اعطایی، در گرو انگلیسی ها بود و اغلب توسط مستشاران خارجی اداره و سیاس تگذاری می شد. این وضع موجب اعمال سیاست های گمرکی و مالیاتی شد که بسیاری از تجار و کشتی داران سنتی بنادر ایرانی خلیج فارس را به دلیل افزایش گمرک و سختگیری های مأموران به ورشکستگی كشاند، درحالیکه تجار و بازرگانان خارجی با استفاده از معافیت های گمرکی و دسترسی به ناوگان مجهز توانستند سود سرشاری را به دست آورند)ساکما: 293004045 (. دسترسی اروپائیان به ناوگان کشتیرانی مدرن و بهره مندی از معافیت های مالیاتی)ساکما: 293004045 (،مجالی برای تجارو کشتیرانی سنتی بندرهای ایرانی خلیج فارس نمی گذاشت. بوشهر برای انگلیس از اهمیت زیادی برخوردار بود تا آنجا که کنسول انگلیس در بوشهر سمت کنسول انگلیس در بنادر جنوب و ریاست عالیه نمایندگان سیاسی انگلیس در خلیج فارس را با هم داشت و نمایندگان انگلیس در بحرین، کویت، شارجه و مسقط تحت امر کنسول انگلیس دربوشهر بودند )ساکما: 293004045 ).

هر چند مهاجرت تجار ایرانی ضربة سنگینی بر تجارت بنادر ایرانی وارد کرد؛ اما اگر موقعیت ترانزیت بنادر ایرانی خلیج فارس تقویت می شد، امکان حفظ موقعیت برتر تجاری یران بود. ولی در این بخش هم ایران موفق نبود، چرا که تجارت خانه های هندی مایل بودند بدون واسطه با بنادر عربی معامله کنند و بنادر عربی با استفاده از این موقعیت تسهیلات لازم را در اختیار تجارت خانه های هندی و خارجی و حتی ایرانی قرار می دادند )ساکما: 293004045 ) صید مروارید یکی از مهمترین منابع درآمد مردم بنادر جنوب محسوب می شد. پس از جنگ جهانی اول، با رونق بازار مروارید پرورشی ژاپن، کاهش قیمت مروارید در سطح جهانی به دلیل بحران اقتصادی عمومی، افزایش صید مرواريد در بازار خلیج فارس )در سالیان قبل(، و ممانعت مأموران دولتی از صید مروارید، سبب كسادي داد و ستد مروارید و در نتيجه بی کاری بسیاری از شاغلان این بخش شد. در زمان رونق بازار مروارید، سود سرشاری عاید کارگران می شد. بسیاری از آنها زارعان یا پیشه ورانی بودند که شغل اجدادی خود را تبدیل به صیادی مروارید کرده بودند و از آنجا که بازگشت به شغل سابق ممکن نبود با خانوادة خود به بنادر عربی خلیج فارس مهاجرت کردند )ساکما: 293004045 (. استمرار مهاجرت اهالی بنادر جنوب سبب شد تا ادارة معادن وزارت مالیه هیاتی را مأمور رسیدگی به این امر و علل آن نماید)ساکما: 29304227 )

برتري نظام سرمايه داري و تجارت خارجي، فرآيند توليد و تجارت سنتي را بر هم زد. به خاطر ماهيت توسعه طلبانة نظام سرمايه داري عرصه بر نظام توليدي سنتي تنگ شد و نيروي كار اين بخش براي حفظ زندگي و امرار معاش مجبور به مهاجرت به ساير نواحي از جمله شيخ نشين هاي عربي شد.

نظام توليدی ومعيشت

وجود اسناد فراوانی که بیانگر علل اقتصادی و تجاری مهاجرت در بنادر ایرانی خلیج فارس به ویژه بوشهر و نواحی اطراف آن هستند، شایان توجه است. اقتصاد بوشهر و نواحي اطراف آن به بخشهای کشاورزی، دامداری، شیلات، و تا حدودی صنعت متکی بود. صنایع آن نیز به دو بخش صنایع دستی و ماشینی تقسیم می شد. صنایع کشتی و لجن سازی، توربافی، کوزه، و سفال مهمترین آنها محسوب مي شد. اما، در این دورة زمانی، هر چند بوشهر و سایرشهرهای جنوبی ایران در حاشیة خلیج فارس، به جهت دسترسی به آبهای آزاد، نقش مهمی

را در تجارت بین المللی ایفا می کردند؛ به نظر می رسد که سهم همگان از این رونق اقتصادی یکسان نبود، در حالیکه وضعیت معیشت گروهی معدود بهبود یافت، وضعیت زندگی ساکنان بومی- به ویژه ساکنان نواحی اطراف شهرها و یا کسانی که به اقتصاد سنتی وابسته بودند- رو به وخامت رفت.

سالهای سلطنت رضاشاه، دوران پی ریزی نظامی جدید بود. گفتمان نوسازی آمرانه با تأکید بر عناصری چون وحدت ملی، استقلال، پیشرفت و با استفاده از شرایط مساعد بین المللی سکان رهبری جامعه ایران را دردست گرفت. این گفتمان که به پیدایش دولت مدرن مطلقه انجامید، دارای سه ویژگی اصلی است:

1. نوسازی جامعه از طریق واردکردن محصولات، فناوری، و مدیریت غرب؛

2. تأکید بر ضرورت تحقق اجباری و آمرانه نوسازی؛ و

3. انحصاری شدن قدرت سیاسی و اقتصاد.

رضاشاه، پس از تحکیم حکومتش، برنامة اصلاحات اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی را آغاز کرد كه تأثير آن بر نظام اقتصادي و توليدي بوشهر و نواحي اطراف آن بررسي مي شود.

از دیرباز تجارت خلیج فارس و سواحل دریای عمان در بنادر و جزایر ایران تمرکز داشت و جزایر هرمز، کیش، و قشم و بنادر سیراف و بوشهر مرکز تجاری منطقه محسوب می شدند،اما پس از اصلاح ساختار گمرك و افزایش عوارض )مكي، 1380 ، صص 250 - 251 ؛ گمركات ايران1 ، 1313 ،ش 55 ،ص 1(. به تدریج، مرکزیت تجارت کالا از بنادر ایرانی خلیج فارس به بنادر کشورهای عربی منطقه منتقل شد. متعاقب این وضع، برخی تجار ایرانی، که تجارت در این وضع را به سود خود نمی دیدند، به سواحل عربی خلیج فارس همچون بحرین و کویت مهاجرت کردندکه عوارض گمرکی در آنجا حدود دو یا سه درصد بود. از سویی، تشریفات گمرکی و سختگیری های مأموران ایرانی نسبت به تردد مسافران و کشتی ها مزید بر علت بود. سهولت رفت و آمد مسافران و کشتی ها و نبود سختگیری و تشریفات گمرکی در بنادر عربی، سبب مهاجرت برخی صاحبان کشتی های بادی ایرانی به این مناطق شد )ساکما: 293004045 (

در بسیاری از گزار شها سخت گیری مأموران گمرک دلیل مهاجرت ساکنان مناطق مختلف از جمله بوشهر عنوان شده است و به نظر نمی رسد دستورات وزارت داخله برای بهبود این وضع به انجام رسیده باشد )ساکما: 293004227 (. با وجود تلاش دولت برای بازگرداندن مهاجران، در نامة محرمانة شمارة 109 م به تاریخ 19 / 10 / 1317 فرمانداری بوشهر به وزارت کشور آمده که تعداد ایرانیان بازرگان و پیشه ور صاحب املاک و ثروت در دُبی آنچنان زیاد است که حکومت دبی نیز مانند بحرین و کویت درصدد کاهش نفود ایرانیان در این بندر است)ساکما: 293004045؛ 3555000284 ؛ 293004227 (. گزارشی دیگر، از فرماندار بنادر جنوب به وزارت داخله به تاریخ 27 / 10 / 316 حاکی از مهاجرت 950 نفر از اهالی بندر لنگه در یک روز است. دولت برای رفع این مشکل دستور داد تا تلگراف بندر لنگه تا بوشهر و سایر نقاط به منظور سهولت ارتباط تجار با سایر نقاط دایر شود و وسائل بازگشت و رفاه حال مهاجران تأمین شود)ساکما: 293004227 (. اهالی دشتی و دشتستان طی عریضه ای به حکمران بنادرجنوب، ضمن بیان وضعیت بد معیشتی خود از او درخواست کردند تا به هر خانوار اجازه دهند تا چهار من برنج و مقداری خرما که از تاجر خرده پا مساعده گرفته می شود از عوارض

گمرکی معاف باشد)ساکما: 293000116 (. در گزارشی دیگر، به تاریخ 9/ 8/ 1315 عنوان شده که گمرک، اهالی را کاملاً در تنگنا قرارداده است و حتی هنگامی که کشتی های محلی، برای تهیة آذوقه اهالی و خانواده خود لنگر می اندازند، اگر کمی اضافه بار داشته باشند اجناس آنها توسط گمرک مصادره می شود. صاحبان کشتی که برای بحرین و کشورهای عربی بار حمل می کنند، هنگام عبور از بنادر ایرانی اجازه دیدار با خانواده خود را ندارند )ساکما: 293004227 (.

را ه ها و جاده ها به ويژه راه هاى اصلى يا فرعي، در پيدايش، رونق و توسعة شهر و آبادى ها نقش بسزایى دارند. شهرها و آبادي هاى واقع بر سر راه هاى مهم، با توجه به موقعيت خاص خود كه زمينة پيدايش تحولات اقتصادى،  اجتماعى، فرهنگى، و سياسى هستند؛ همواره مورد توجه و محل رفت و آمد سياحان، مورخان، جغرافيدانان، و سياست مداران هستند. احداث راه آهن سراسري ايران در سال 1307 ش. و اتصال آن به محمره )خرمشهر( درسال 1317 ش.، را مي توان از ديگر دلايل افت تجاري بوشهر و نواحي اطراف آن و مهاجرت ساكنان بومي دانست. بندر بوشهر در زمان رضاشاه در فعاليت بازرگانى با ساير كشورها وشيخ نشين هاي عربى حوزةخليج فارس، نقش مهمي ايفا میكرد. اما، به تدريج با ايجاد را ه آهن سراسرى، امور تجارى اين بندر، به محمره انتقال يافت و از رونق آن كاسته شد. چرا كه كالاها، به دليل نزدیکی محمره به بندر شاه پور از طريق اين بندر جابه جا مي شدند)مكي،1380 ،ج 6، ص 457 ؛ دهقان نژاد، 1389 ،ص 36 ؛ آرامش، تير و مرداد 1319 ، ش 2و 3، ص 33 ؛دولت آبادي، 1371 ،ج 4، ص 421 ؛ كاتوزيان، 1372 ،ص 159 (

از سرزمین ایران، به دلیل شرایط اقلیمی و کمی آب، تنها کمتر از 10 درصد آن قابل کشت است که آن هم پراکنده و در یک و یا چند منطقه بزرگ متمرکز نيست. این امر موجب پیدایش جوامع نسبتاَ کوچک و پراکنده ای شده که به دلیل دوری از یکدیگر و محدود بودن امکانات مبادلات تجاری بین منطقه ای، به ناچار بر پایة خودکفایی اداره می شوند. کوچک بودن این جوامع و خودکفایی، به نوبة خود موجب پیدایش مجموعه ای از جوامع معیشتی با بهره وری اقتصادی نسبتا پایین و مازاد تولید کم شده است. در بنادر ایرانی خلیج فارس نيزشرايط نامناسب آب و هوا مانع از رونق کشاورزی بود؛ پس از جنگ جهانی اول، خشکسالی در این نواحی مزید بر علت شد. از آنجا كه اغلب نقاط از داشتن رودخانه محروم بودند و آب دریا زمین های اطراف را برای کشاورزی نامناسب کرده بود، اندک زمین های کشاورزی هم خشک شدند و قیمت محصولات کشاورزی افزایش یافت. این وضع سبب شد تا گروهي شيوة معيشت و توليد خود را تغيير دهند يا به ساير نقاط مهاجرت كنند )ساکما: 293004045 )

مهاجرت، اقدامي است كه از طرف افراد انجام مي گيرد و به طور وسيعي در ارتباط باعملكردي است كه آنان در جامعه دارند و اين امر نه تنها به منظور افزايش درآمد خانوارها وبه حداكثر رساندن آنها انجام مي گيرد، بلكه در جهت كاهش و به حداقل رساندن مخاطراتي است كه بازار كار كشورهاي مهاجر فرست با آنها مواجه است. مخاطراتي چون نبود امنيت و فرصت های شغلی و كاستي هاي بازار و نظاير آن كه يا وجود ندارد يا از دسترسي

اكثريت نيروي كار به دور است)زنجانی، 1381 ،ص 122 (. روانشتاین، مهاجران را اشخاصی به شمار می آورد که برای دستیابی به زندگی اقتصادی بهتر برانگیخته می شوند. به عقیدة او مهاجران از مناطق فقیر به مناطقی که فرصتهای بیشتری به آنها می دهد، نقل مکان می کنند)فیندلی، 1373 ،ص 30 (.

نظام اجتماعی

گرچه عوامل اقتصادي در مهاجرت اهميت بسيار بالايي دارند، همواره نمي توان آنها را یگانه علت برانگيزانندة مهاجرتها دانست. در مواردي مهاجرت براي دوري جستن از شرايط و اوضاع و احوال تهديدکننده حيات انساني، و در مواردي براي سكونت در نقاط خوش آب و هوا يا زندگي در بطن جامعه، قوم يا فرهنگ خودي انجام مي شود كه نه تنها ممكن است انگيزه هاي اقتصادي نداشته باشد، بلكه حتي در جهت عكس آن جريان يابد. مهاجرت از ديدگاه اجتماعي می تواند معلول عللی چون تشکیل يا الحاق به خانوار، تحصيل اعضاي خانوار، تحمل ناپذيرشدن شرايط زيست در مبدأ و تمايل به زندگي در جای دیگر، همچنين به علل سياسي و تاريخي باشد كه بخش عمده اي از آنها به ديدگاه هاي فرهنگي و اجتماعي افراد مربوط مي شود)زنجاني، 1380 ،ص 128 (.

جامعة سنتي حول محور خانواده يا كلان، سازمان ميي‌ابد، بنابراين جامعه اي است با تحرك اجتماعي محدود، و مشخصة آن نوعي تقديرگرايي مزمن است، يعني وضعيت و شرايط عمومي آنچنان که هست مورد قبول عامه مردم بوده و تمايلات محدودي براي تغيير شرايط مشاهده مي شود )روشه، 1366 ،ص 208 (.

تلاش رضاشاه برای ایجاد جامعه ای شبه غربی بر مبنای غیردینی ساز ی، مبارزه با قبیله گرایی، ملی گرایی، و سرمایه داری دولتی، بسیاری از سنن و آداب و رسوم اجتماعی، مذهبی، و قومی را تحت الشعاع قرارداد. در واقع، رویارویی آداب و رسوم با سیاست های نوسازی، تغييراتي را در ساختار اجتماعي منطقه ايجاد كرد كه ناتواني جامعة سنتي در مقابله با آن و تلاش براي حفظ آداب و رسوم و ساختارهاي سنتي خود، سبب مهاجرت بسیاری از ساکنان بومی بنادر جنوبی به بنادر عربی خلیج فارس شد که امکانات و تسهیلات بهتری برای آنها تأمین می کرد. هر چند وطن خواهی و استبداد ستیزی مردمان جنوب ایران با نام بزرگ مردانی چون رئیسعلی دلواری و باقرخان تنگستاني جاودان شده، اهمیت سازمان قومی و ایلاتی دراین منطقه نیز انکارناپذیر است. نظام خدمت سربازی اجباری از عللی محسوب می شد که به خاطر نداشتن تناسب با نظام ایلی سبب مهاجرت عده ای شد. افزون برتعصبات ایلي، که وفاداری به ایل و رئیس ایل را تأکید می کرد، بدفتاری مأموران دولتی هنگام

سربازگیری و مشکلات جمعیتی، از عللی بود که سبب مهاجرت ساکنان بومی به کشورهای عربی خلیج فارس شد)ساکما: 293004045 ؛ 293000116 (. افزون بر اين، در اينگونه جوامع،به خاطر نوع نظام و روابط توليد كه بر پاية تجارت و صيد قرار داشت، مردان در تامين هزينة معيشت خانوار بيشترين سهم را داشتند. در عریضة مردم دشتی و دشتستان به فرمانداری کل بنادر جنوب درخواست شده تا مدتی مردان این بخش از نظام وظیفه معاف شوند چراکه جمعیت مرد این ناحیه کم است و شمول تعدادی از آنها در نظام وظیفه برای مردمی که حتی به خاطر نبود بضاعت مالی قادر به استفاده از لباس متحدالشکل نبودند مشکلات زیادی را در پی داشت )ساکما: 293000116 (. در سال 10307 ش.، مجلس لباسهاي سنتي را غير قانوني و افراد ذكور بزرگسال )به جز روحانیان( را به پوشيدن لباسهاي مدل غربي و كلاه پهلوي موظف کرد )آبراهاميان، 1377 ، ص 178 (. کوشش رضاشاه برای تبدیل سریع ایران به کشوری مدرن، با سرکوب اقشار و مناسبات سنتی همراه بو د. تغییر لباس مردان، به نحوی بسیارآمرانه، و تهاجم گسترده به شیوه های سنتی زندگی، موجب نارضایتی توده های مردم،به ویژه اقشارسنتی شد.

بدرفتاری مأموران اداری و نظامی با ساکنان محلی نیز از موارد شایان توجه است. بنادر جنوب تبعیدگاهی برای مأموران و کارمندان بدسابقه محسوب می شد. بدی شرایط آب و هوا مانع از اعزام مأموران کاردان و با تجربه به این محل می شد. از سویی، گرانی اجناس و سختی معیشت در این بنادر سبب گلاویزی مأموران با مردم محلی می شد. حضور اندک مأموران کاردان و با کفایت نیز در تغییر و اصلاح این وضع تأثیری نداشت )ساکما: 293004045؛ 2930004227 (. در گزارش شمارة 8494 وزارت مالیه به تاریخ 4/ 3/ 1316 ،دربارة مهاجران

بنادر جنوب،بدرفتاری مأموران دولتی، ناکافی بودن حقوق وبدی وضعیت زندگی، سختگیری مأموران نظام وظیفه و جلوگیری از ماهیگیری و صید مروارید توسط جوانان آن منطقه را سبب مهاجرت اهالی جنوب ذکر کرده است)ساکما: 293004227 (.

افزون بر موارد یاد شده قوانین، امکانات، و تسهیلاتی که کشورهای عربی برای جذب مهاجران تأمین می کردند؛ توانست بسیاری از ایرانیان ساکن در بنادر جنوبی را به سوی خودجلب كند. محل اسکان رایگان، بذر و امکانات زراعی رایگان، تسهیلات لازم برای صنعتگران، پیشه وران و تجار، تبلیغات دربارة ارزانی معیشت در بنادر عربی از جمله تسهیلاتی بود که سبب مهاجرت شمار زیادی به مناطق عربی خلیج فارس از جمله عمان، بحرین و کویت شد)ساکما: 293004045 (.

در دورة پهلوی اول، بوشهر و بنادر اطراف آن به واسطة موقعیت استراتژیک از رونق تجاری و اقتصادی برخوردار بود، اما سهم همگان از این رونق اقتصادی یکسان نبود و ساکنان محلی از آن بهرة چندانی نداشتند. هر چند ساکنان محلی بوشهر و بنادر اطراف آن زندگی ساده و مبتنی بر حداقل معیشت داشتند، نداشتن تعلقات دنیوی و اتکای آنها بر حداقل وسایل و ملزومات زندگی، زمینه را برای مهاجرت آنها و ترک محل زندگی هموار می کرد.محرک های محیطی نيز این پیش زمینه و علل دافعه را تقویت ميکردند. در بخش اقتصادی، نبود فرصت های شغلی- که معلول سیاست ها و قوانین جدید گمرکی دولت، سياست هاي اقتصادي كشورهاي توسعه يافته، و همچنین کارشکنی کشورهای مهاجر پذیر بود- زمینه را برای مهاجرت مردم محلی که به مشاغل سنتی و متناسب حال خود عادت کرده بودند و توانایی استفاده از فرصت های شغلی جدید و غیرمرتبط را نداشتند، آماده کرد. در بخش اجتماعی، رویارویی برنامه نوسازی دولت با سنن محلی و رفتار نامناسب مأموران دولتی برای اجرای سیاست های دولت، ساکنان محلی را به آن سوی خلیج فارس و کشورهای عربی سوق داد که با برنامه های تبلیغاتی و تأمین امکانات، بسیاری از اهل حِرف، زارعان و تجارمحلی بنادر جنوب ایران را که با آنها اشتراک فرهنگی و زبانی نیز داشتند، برای افزایش جمعیت کارآمد خود جذب می کردند.

کتابنامه

آبراهاميان، يرواند ) 1377 ) ايران بين دو انقلاب)احمد گل محمدي، محمدا براهيم فتاحي،مترجمان(. تهران:نشرني. بارتولد، و.) 1308 ) جغرافياي تاريخي ايران)حمزه سردادور،مترجم(. تهران: توس.

بينا، علي اكبر)بي تا(. تاريخ دوهزارو پانصدساله خليج فارس.در مجموعه مقالات خليج فارس) ج 1و 2(. بيجا:سازمان سمعي و بصري.

تركمان، اسكندربيك ) 1382 ) عالم آراي عباسي) ج 3(.( ايرج افشار.کوششگر( تهران: اميرکبیر.

تقوي، نعمت الله) 1371 (. مهاجرت هاي روستا- شهري. درآمدي جامعه شناختي بر نظريه ها تبريز: ستوده.

تكمیل همايون، ناصر) 1380 (. خليج فارس تهران: دفتر پژوهش هاي فرهنگي.

حاج حسيني، حسين) 1385 (.سيري در نظريه هاي مهاجرت. راهبر 41،36 - 46 .

دولت آبادي،يحيي ) 1371 (. حيات يحيي) ج 4(. تهران: عطار.

دهقان نژاد، مرتضي؛ كاظمي، ظريفه ) 1389 ،بهار(. تجارت بوشهر و را ه هاي تجاري آن در سالهاي 1293 -

1324 ش. گنجينه اسناد 20 ) 1(، 22 - 38 .

روشه،گی) 1370 (. تغییرات اجتماعی) منصور وثوقی،مترجم(. تهران : نشرنی .

زنجاني، حبيب الله) 1380 (. مهاجرتتهران: سمت.

سجادپور. سيد محمد كاظم ) 1384 (. چارچوب مفهومي و عملياتي در مديريت مهاجرت بين المللي مورد

ايران . فصلنامه تحقيقات جغرافيايي 78 .

سديدالسلطنه. محمدعلي) 1363 ( . بندر عباس و خليج فارس) احمد اقتداري،مصحح(. تهران: دنياي كتاب.

سعيد ي،محمد )بي تا(. خليج فارس در روزگار باستان. در مجموعه مقالات خليج فارس) ج 1(.بي جا: سازمان سمعي و بصري.

فنیدلی، سلی ) 1372 (. برنامه ریزی مهاجرت های داخلی) عبدالعلی لهسائی زاده ،مترجم(. شیراز: نوید شیراز.

كاتوزيان، محمد علي همايون) 1372 (. اقتصاد سياسي ايران ) از مشروطيت تا پايان سلسله پهلوي(. )محمدرضا نفيسي، كامبيز عزيزي، مترجمان(. تهران: نشر مركز.

گمركات ايران )ارديبهشت 1314 (. ش 66 .

گمركات ايران )تي ر 1313 ( ش 56 .

گمركات ايران )خرداد 1313 (.ش 55 .

گولد، جوليوس؛ كولب ويليام .ل. ) 1376 (. فرهنگ علوم اجتماعي) مصطفي اذيكا و ديگران،مترجمان(. تهران: مازيار.

لوريمر، ج.ج. ) 1379 (. راهنماى خليج فارس: تاريخ و جغرافى استان بوشهر) محمد حسن نبوى ، مترجم(. شيراز:نويد شيراز.

لهسائي زاده، عبدالعلي ) 1368 (. نظريات مهاجرت شيراز: نويد شیراز.

مدني، احمد)بي تا(.دريانوردي در خليج فارس و پيشينه تاريخي آن. در مجموعه مقالات خليج فارس )ج 1(.بي جا: سازمان سمعي و بصري.

مكي، حسين ) 1380 (. تاريخ بيست ساله ايران) ج 6(. تهران:علمي.

نامه راه ) 1319 ،تير و مرداد (، 2و 3.

نفيسي، سعيد)بي تا( .جغرافياي تاريخي خليج فارس.در مجموعه مقالات خليج فارس) ج 2(.بي جا: سازمان

سمعي و بصري.

اسناد سازمان اسناد و کتابخانة ملی ایران.

 

 

بررسی و نوشته: اعظم ریاحی

فصلنامه گنجینه اسناد - سال بیست و دوم - پاییز 1391
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید