تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،13-9-1396
تعداد بازدید :5

اعتراض به عهدنامه ایران و افغانستان

در اوایل دوره قاجاریه بخش‌هایی از افغانستان جزئی از خاک ایران به‌شمار می‌رفت و حاکمان آن از دولت مرکزی ایران فرمان می‌گرفتند. اما به زودی این نواحی صحنه رقابت‌های سیاسی و استعماری قرار گرفت.

در میانه کشمکش روس و انگلیس درجایی‌که انگلستان تلاش داشت ازهندوستان به‌عنوان مستعمره ثروتمند خود در برابر دیگران محافظت کند، با حمایت از افغان‌ها در برابر دولت مرکزی ایران، راه را برای استقلال این کشور گشود و با ناکامی محمدشاه در فتح هرات این مساله قطعیت یافت. هرچند در دوره‌های بعدی از جمله در زمان ناصرالدین‌شاه تلاش‌هایی برای بازپس‌گیری آن مناطق صورت گرفت اما با معاهده پاریس در سال ۱۲۳۵ه.ش،ایران موجودیت افغانستان را به رسمیت شناخت و از ادعای خود بر هرات چشم‌پوشی کرد.  در دوره‌های بعدی معاهدات مرزی برای بهبود وضعیت همجواری منعقد شد که از جمله عهدنامه ایران- افغانستان بود که تکلیف قبایل کوچ‌رو در بین مرزهای دو کشور را مشخص می‌کرد. در تاریخ ۸ آذرماه ۱۳۰۰ه.ش«محمدهاشم میرزا» از نمایندگان دوره چهارم مجلس شورای ملی دو مورد اعتراض خود به فصل دوم عهدنامه ایران- افغانستان را به کمیسیون خارجی مجلس ارائه داد.

اعتراض اول: طوایف و ایلات معمولا شامل بربری، تیموری، هزاره، جمشیدی و امثال آن هستند و اشخاص متفرقه را در برنمی‌گیرند. حال آنکه، چند هزار نفر که به هیچ طایفه و ایلی بستگی ندارند، به‌صورت فردی به ایران آمده و ساکن شده‌اند که باید به‌صورت ذیل اصلاح شود: طوایف و ایلات و اشخاصی که در گذشته به ایران آمده‌اند. اعتراض دوم این است که ذکر شده «طوایف سرحدنشین که در خاک دولتین ییلاق و قشلاق می‌کنند.» ییلاق و قشلاق منحصر به طوایف یا طوایف سرحدنشین نیست از این‌رو باید به این شکل اصلاح شود: «کلیه طوایف و اشخاصی که ییلاق و قشلاق می‌کنند.»

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید