تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،22-8-1396
تعداد بازدید :18

اعدام فاطمی با درخواست چرچیل

 

نخستین برخورد من با دکتر فاطمی در اجتماع ۲۵ بهمن سال ۱۳۳۱ اتفاق افتاد. در اجتماعی که بعد از شکست کودتای ۲۴ مرداد در میدان بهارستان تهران برگزار شده بود. من یک نوجوان ۱۵ ساله بودم که به‌خاطر علاقه به فعالیت‌های اجتماعی در میدان بهارستان حضور پیدا کرده بودم و اتفاقا عکسی نیز از آن روز دارم. شدیدا تحت‌تاثیر سخنرانی پر شور و احساس و شعار‌های دکتر فاطمی علیه شاه قرار گرفتم. تا جایی که به‌خاطر دارم، دکتر فاطمی در طول سخنرانی‌ خود، چیزی برای دربار و شاه باقی نگذاشت. البته دکتر شایگان نیز صحبت کرد و حرف‌های او نیز تند بود اما با صحبت‌های دکتر فاطمی خیلی فاصله داشت و خیلی ملایم‌تر بود. کریم‌ پورشیرازی هم یکی از سخنرانان آن روز بود. من همیشه به لحاظ تاریخی، خاطرات بسیار خوبی از دکتر فاطمی داشتم و او را همواره به‌عنوان یکی از خدمتگزاران تاریخی ایران در دوران نهضت ملی ایران ارزیابی می‌کردم و به همین دلیل نیز در شورای نامگذاری که بعد از پیروزی انقلاب در شهرداری تهران تشکیل شد، برای تقدیر از چنین شخصیت تاریخی‌، یکی از خیابان‌های اصلی شهر تهران و میدان واقع در آن به نام دکتر فاطمی نام‌گذاری شد. دکتر فاطمی بعد از شهریور ۱۳۲۰ که فضای سیاسی ایران نسبتا باز می‌شود، نشریه باختر امروز را در تهران منتشر می‌کند. نکته‌ای که در آن شرایط برای من جلب‌ توجه کرد، این بود که دکتر فاطمی، شعار «خدا، شاه، میهن» را که در آن زمان مطرح بود به شعار «خدا، ایران، آزادی» تبدیل کرد.

او در یک سفر همراه یک هیات فرهنگی و اجتماعی به فرانسه می‌رود و در آنجا تصمیم می‌گیرد که تحصیلات خود را ادامه بدهد. بنابراین بین سال‌های ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۷ در فرانسه به ادامه تحصیل می‌پردازد و علاوه‌ بر اینکه در رشته علوم اجتماعی - اقتصادی دکترا گرفته، چند دیپلم نیز از جمله دیپلمی در زمینه خبرنگاری می‌گیرد. به‌نظر می‌رسد که دکتر فاطمی نخستین خبرنگار قانونمند و علمی در ایران است و توانسته این نهاد خبرنگاری را در ایران پایه‌گذاری کند و نقش موثری در اطلاع‌رسانی و خبررسانی داشته باشد. یک سال بعد از بازگشت فاطمی به ایران در یک فرصتی در منزل دکتر مصدق که یاران او در آنجا تحصن کرده بودند، پیشنهاد می‌کند که ما باید خود را از این شرایط همکاری غیرتشکیلاتی‌ خارج کنیم و جبهه واحدی را تشکیل بدهیم.

- ‌دکتر مصدق پس از مرگ دکتر فاطمی می‌نویسد: «اگر ملی شدن نفتخدمت بزرگی است، از آن کسی که اول این پیشنهاد را کرد باید سپاسگزاری کرد و آن شخص شهید راه وطن دکتر حسین فاطمی است. در تمام مدت همکاری با اینجانب ترک اولی هم از آن بزرگوار دیده نشد.» خود دکتر فاطمی پس از صدور حکم اعدامش چنین می‌نویسد: «... ما از نهضتی به پیشوایی دکتر مصدق حمایت کردیم که هیچ قصد و غرضی جز عزت و استقلال مملکت نداشت. من برای آن کشته می‌شوم که نخستین اقدامم در وزارت بستن سفارت و قطع رابطه با انگلستان بود. هیچ مایوس نیستم، از هر قطره خون من هزاران نهال می‌روید و با تایید خداوند قهار انتقام این ملت ستم‌دیده را از استعمار ناپاک می‌گیرد.»

اعدام دکتر فاطمی ظاهرا به‌دستور چرچیل انجام شده است. او طی نامه محرمانه‌ای در ۳۰ سپتامبر ۱۹۵۳ از شاه می‌خواهد حال که مصدق در کودتا کشته نشده است از اعدام او صرف‌‌نظر کند اما درباره دکتر فاطمی چنین می‌نویسد: «برای فاطمی بهترین جواب اعدام است. تا زمانی که این افراد زنده هستند، امکان ضدکودتا وجود دارد.» کرومیت روزولت، جاسوس آمریکا در تهران نیز پس از کودتا با شاه دیدار می‌کند و پس از تشریفات به شاه می‌گوید: «میل دارم بدانم در مورد مصدق و دیگرانی که علیه شما توطئه کردند، چه فکری کرده‌اید؟» شاه می‌گوید: «در این مورد زیاد فکر کردم، مصدق محاکمه و به سه سال حبس محکوم می‌شود... ولی یک استثنا وجود دارد و آن فاطمی است. او هنوز دستگیر نشده است. فاطمی بیش از همه ناسزاگویی کرد... او پس از دستگیری اعدام خواهد شد.» به‌طور کلی ارزیابی بنده این است که با وجود آن ویژگی‌های شخصیتی ممتازی که در دکتر فاطمی هست، اما او گرفتار عدم‌ واقع‌بینی، افراط‌گری و عدم اعتدال در سیاست‌ورزی‌ می‌شود. این عدم اعتدال موجب می‌شود که این سرمایه‌های اجتماعی ما نتوانند در یک زمان قابل‌‌قبول و با ایجاد تحول زمینه‌های تدریجی و گام‌به‌گام، تغییراتی را در ساختار سیاسی ایجاد کنند. جامعه هیچ واکنش سنگینی بعد از اعدام او انجام نداد. دلیل آن نیز همان شرایط اختناقی بود که در جامعه حاکم بود.

- از خاطرات محمد توسلی، فعال سیاسی



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید