تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2335

اقوام ایرانی‌تبار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
نقشهٔ پراکندگی اقوام ایرانی‌تبار

اقوام ایرانی‌تبار، گروه قومی هستند که از تبار اقوام ایرانی‌زبان باستان‌اند.این گروه قومی در سراسر فلات ایران٫ از هندوکش تا آناتولی مرکزی و از آسیای میانه تا دریای پارس) - منطقه‌ای که گاهی ایران‌زمین نامیده می‌شود، پراکنده شده‌اند.
در نوشته‌های تاریخی و ادبی، ایرانیان با کشیدن مرزهایی بین خود و بیگانگان خویش را از دیگران متمایز کرده‌اند. برای نمونه

  • ایران و انیران (در دوران ساسانیان(
  • ایران و توران (در اساطیر ایران و روم(
  • ایرانی و تازی (عجم و عرب(
  • تاجیک (پارسی‌زبان) و ترک
  • ایران و هند
  • ایران و فرنگ (اروپا)

زمانی اقوام ایرانی‌زبان را می‌شد در سرتاسر اوراسیا از بالکان تا غرب چین پیدا کرد.
بخش عمدهٔ اقوام ایرانی‌زبان کنونی و اقوام ایرانی‌تبار با هم مشترک است ولی تفاوت‌هایی نیز وجود دارد.همانگونه که مشخص است اقوام ایرانی‌تبار محدود به مرزهای کنونی کشور ایران نیستند.

بسیاری از اقوام ایرانی‌تبار خود ریشه در شاخه‌ای از آریایی‌های هندواروپایی شناخته شده به ایرانی‌ها دارند.یافته‌های باستان شناسی در مکان‌هایی مانند:روسیه٫ آسیای میانه و خاورمیانه اطلاعات کمی را درباره این که این اقوام چگونه می‌زیسته‌اند ارائه کرده‌اند.

اقوام ایرانی نقش بسیار مهمی را در تاریخ بازی کرده‌اند. ماد‌ها یکی از نخستین کشورها و امپراتوری‌های چند ملیتی را تشکیل دادند و قبایل کوچ‌رو سکاها-سرمتی بر زمین‌های گسترده‌ای از روسیه و بالکان حکم فرما بوده‌اند و احتمالاً یک قبیله زنان جنگاور سرمتی الهام بخش اسطوره یونانی آمازون‌ها بوده‌اند.

همچنین پژوهشگران معتقداند آیین‌های گوناگونی از مردمان ایرانی تبار مانند مزدیسنا و آیین مانی تاثیرات بسیار مهم فلسفی را بر مفاهیم یهودیت و مسیحیت داشته‌اند.

اقوام ایرانی مردمان بسیاری مانند: کردها، پشتون‌ها، لر‌ها، تاجیک‌ها، بلوچ‌ها و... هستند.

 

سالهای زياديست با هم دوستيم، شايد از سالهای اول دبيرستان
و حالا هردو با بيش از نيم قرن تجربه، او در آمريکاست و من اينجا
گاهی تماسی سايبری و گاهی هم تلفنی

در طول اين سالها سه چيز او تغيير نکرده، چهره شمالی او، لهجه گيلکی او، ولی مهمتر از همه، محبت او به من
سالهاست که با او شوخی کرده ام و ادای لهجه او را در آورده ام، و سالهاست که اين شوخی های "شايد لوس" من، دوستی ما را مانند همان سالهای نو جوانی نگه داشته و حتی بعد از ماه ها و شايد سال ها بازهم رابطه ما به همان شکل بچه گانه، پاک و دوستانه و همراه با مزاح است.

سال ها پيش در همين شهر، روزی هردو سوار بر اتومبيل پدر او که خود رانندگی نميکرد، بوديم و مادر او را که در عقب نشسته بود، ميبايد به جايی ميرسانديم.

مادر، بسيار حرف ميزد، با لهجه شيرين گيلکی، و من مودبانه گوش ميکردم. مسير طولانی بود و من فقط گوش ميکردم و چيزی نميگفتم.
رسيديم به مقصد مادرو او در حال پياده شدن گفت، به خانواده سلام برسان.
خوب يادم هست و هيچ وقت فراموش نميکنم، فقط گفتم "بله خانم" و اين با نيم لهجه گيلکی!
او نگاه محبت آميزی به من کرد و پياده شد. بهمن هم نيم نگاهی به من انداخت، ولی از نگاه او هم جز محبت چيزی يادم نيست. رفتار من هم طبيعی بود. ولی هر دو مدتی سکوت کرديم.

سالهاست اين صحنه از ياد من بيرون نميرود.
" آيا من يک عذرخواهی به کسی بدهکار نيستم؟"
من که کار بدی نميکردم ، ولی آيا او يک بار، فقط يک بار، ادای حرف زدن مرا در آورد؟

حالا پس از سالها، چند سوال برای من بدون پاسخ مانده:

  • آيا اين بزرگواری آن قوم بوده که با محبت، شوخی های مرا تحمل کرده؟
  • آيا اين رفتار صادقانه و دوستانه من بوده که باعث شده شوخيهای من آزارشان ندهد؟
  • و يا اين غرور خاص اقوام ماست که هرآنچه دارند، از فرهنگ تا لهجه و غيره، پايين تر از ديگری ندانسته و شايد اين احساس برابری، خود رمز يگانگی و وحدت مردمان ماست.

 

و در نهايت سوالی از شما
شما مطمئنيد که يک عذرخواهی به کسی بدهکار نيستيد؟

شهريور 90 داريوش زمانی

مجموعه مقالات مرتبط : اقوام ایرانی    
عضو مرتبط : داریوش زمانی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید