تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :96

امامزاده یحیی و آیت الله مدرس، مدرس و مجلس، مجلس و مردم، مردم و خانه مدرس در محله امامزاده یحیی

نام محله امامزاده یحیی را قبلا از زبان همسرم شنیده بودم. چون اون قدیما پدر بزرگ او در این محله زندگی می کرده. محله ای همانند همه محله های قدیم طهران، با کوچه ها و شخصیت درخور تعریف ویژه شان، و خانه ها و ساکنین متفاوت ولی هم بسته. با بازارچه و قناتش، که در این محله با نام "قنات میرزا محمود وزیر" شناخته می شده. با دو درخت چنار چند صد ساله و البته همانگونه که از نام محله پیداست با داشتن یک مکان مقدس، "امامزاده یحیی".   

 به منظور کسب اطلاعاتی، تلفنی از یکی از اعضای در قید حیات خانواده که کودکیش را در این محله گذرانیده و سپس از آنجا کوچ کرده است و به صورت بسیار تصادفی همین هفته پیش برای دیدن محله دوران کودکیش به آنجا رفته بود، پرسیدم " به نظرت محله خیلی تغییر کرده"؟ جوابش برایم شگفت انگیز بود. "تغییرات کالبدی آن بسیار جزئی است". ولی دلش  سوخته بود که یکی از چنارها که وسط کوچه ای هم بوده، خشک شده. ضمنا شنیده بود که هم اکنون مردم ساکن این محله هم بیشتر افغان های مهاجر هستند. خانه ها هم کم و بیش یا انبار کالا شده اند و یا کارگاه های دوزندگی. خوشحال بود که مطبی که خانواده اش هنگام بیماری به آن مراجعه می کردند هنوز دائر است، حمام خشتی هم هنوز سرجایش است. بین صحبتش به او گوشزد کردم که ماهم همین هفته پیش به منظور دیدن خانه مرمت شده آقای مدرس، آنجا بودیم. با لحنی که لبخندی را به شنونده اش القا می کرد گفت فکر می کند منزل پدربزرگ همسرم که پیشتر از ایشان ذکری شد و معلم مدرسه مروی بوده، چند خانه با خانه مرحوم مدرس فاصله داشته. 

 معنی آن لبخند بی رمق را در ادامه گفتگویش فهمیدم چون با افسوسی عمیق و با تمام وجود غصه می خورد از بابت مطلبی که از پسر بقال قدیمیشان که هنوز هم در همان مغازه ولی به شکل امروزی مشغول کسب است، شنیده بود. او گفته بود که:  "اعتیاد در محله بیداد می کند".

این عبارت تلخ را روزی که از خانه مرحوم آیت الله مدرس به اتفاق رئیس و چند تن از اعضا انجمن مفاخر معماری بازدید می کردیم، از زبان گردانندگان جوان آنجا هم شنیدم. اما آن ها مصمم بودند که از راه های فرهنگی با برنامه هایی که در نظر دارند، از مقام تاریخی و فرهنگی خانه مدرس و نام بزرگ و شخصیت مبارز او به عنوان پایگاه بهره گرفته و با راهکارهای آگاه کننده و فرهنگی، با مشکل اعتیاد مقابله کنند و مقام اجتماعی محله را دوباره احیا کنند. آن ها از دست رفتن عودلاجان را با تاسف یادآوری می کردند و می خواستند جلوی مشگل خانمانسوز اعتیاذ را در محله امامزاده یحیی و نهایتا نابودی آنجا را بگیرند ولی هنوز به روشنی نمی دانستند چگونه، چون با مسئله بسیار پیچیده ای در مقیاسی بزرگ روبه روهستند. ولی اگر روی این عهد و هدفشان استوار بمانند، بسیار کار بزرگ ودرخور تقدیری خواهند کرد و روشن است که کمک همه کسانی که در این امور تجربه دارند، راهگشا است.

 البته هم اکنون مسئولین با برپائی دارالقرآن، راهکارهای ارتباطی خود را با اهالی محله، آغاز کرده اند و در ادامه می خواهند از هرگونه برگزاری جلسات تخصصی و فرهنگی که از خارج از این مجموعه پیشنهاد می شود، استقبال کنند. البته هنوز نمی دانستند با مسئله نبود پارکینگ چگونه برخورد کنند ولی شاید برگزار کنندگان ناچارباشند از اتوبوسها و یا ون هائی که به منظور حمل ونقل داوطلبین حضور در جلسه ها، پیش بینی و آماده شده، استفاده کنند.بدین معنی که اتوبوس از نقطه معینی و ساعت معینی حرکت کند و همین کار را برای بازگشت، انجام دهد.

حضور فیزیکی کنونی مرحوم مدرس، با مجسمه ای که از او در اتاق کار و پشت میزی در حال مذاکره با سه تن از مقامات وقت است و استادانه ساخته شده، بسیار اثرگذار است. در این میان، دستخط ایشان و همچنین نامه ای که وکالت مجلس شورای ملی ایشان را با تعداد ارائی که آورده بودند، تائید می کرد، در اتاقی که فعلا موزه شده بود، دیدنی است و من یاد جمله معروف ایشان زمان بسته شدن مجلس افتاده بودم که در خیابان و خطاب به مردم گفته بودند "هرجا مُدرسه، همون جا مجلسه".

و در کنار حیاط، به یاد صحن مجلس آن زمان، میز خطابه و یک ردیف صندلی طراحی و ساخته شده که به نظر می آمد گنجایش چشمگیری برای ارائه هنرهای نمایشی و اجراهائی برای آگاه سازی عمومی را دارد. و همه این ها از طریق خود مردم آنجا و مدارس، با مدیریتی هدفمند، قابل استفاده است. رفتارهای محله ای، تاثیری شگرف در ایجاد خودباوری و یادآوری فرهنگ درست در مردم را دارد.

بازدید از منزل بازسازی شده آیت الله مدرس، و آشنائی با جوانانی که با نیروی اراده و صداقت خود، آنجا را می گردانند و رویاهای زیادی در سر دارند، با پایانی زیبا و خوش در شربتخانه کوچک ولی بسیار جذاب و دلچسب، با نوشیدن چای و خوردن نهار به پایان رسید. ولی باخودم قرار گذاشتم که مجددا سری به آن جا بزنم چون جاذبه های ناشناخته ای از این خانه هنوز در تنم می جوشد که مرا به خود می خواند.

                                                                            خوبچهر کشاورزی    اردیبهشت 96 

 

مدرس 1

مدرس 2

مدرس 3

مدرس 4

 

مدرس 5

مدرس 6

عکس ها توسط نگارنده گرفته شده اند

عضو مرتبط : خوبچهر کشاورزی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید