تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1019

انتقال پايتخت يا اصلاح شيوه حكمراني؟

حس ناآشنایی و غریبگی هرگاه كه حافظ از دیارش سفر كرد، عاطفه جوشانش را به غلیان آورد و به یاد یار و دیار زار گریست، ما چه كنیم كه بی ترك دیار غریب مانده‌ایم؟   انگار در بلادی دیگریم.  هرچه چشم می‌دوزی این شهر همان شهر 5 سال پیش هم نیست چه رسد به دیار كودكی تو.   شیوه زندگی، روش توسعه، معماری- شهرسازی و... همه تقلیدی شد ناهماهنگ با سرزمین و بوم ما و ناسازگار با فرهنگمان نیز.

باغشهر تهران با محله‌های صمیمی و ساده دیار كودكی ما بود. باغشهری كه صدای پای آب قنات‌‌هایش هر دلشوره را از دل می‌زدود.  گذر از زیر بازارچه‌ها و طاقی‌ها و پیاده ‌رفتن تا مدرسه عالمی داشت.  محله امیریه- قلعه وزیر آفتاب را روی پوستش می‌كشید و چنارهای آن قیامتی بودنداز آواز  گنجشگ‌ها.  محله فرهنگ روزهای بارانی به  بازارچه قوام الدوله می‌رساندت تا زیر طاقی‍ امنش هرچه می‌خواهی پیدا كنی و خیس هم نشوی. خنكی شب‌های تابستان روی پشت‌بام‌ها و خنكی‌ روزهایش در  زیرزمین دلچسب بود.  كرسی‌ها گرمای صرفه‌جویانه و دلچسبی داشتند. هوا همیشه هوای تازه بود. باغشهر به منابع دیگران چشم نداشت. مردمش و باغ‌های سیب و گردو و خرمالویش همه از قنات‌ها و رود‌های خودش سیراب می شدند. كشتزارهای پیرامونش نیز خودكفایی را رقم می‌زدند. تهران شهرباغی بود كه بقول فرخ باور برپایه تجربیات انباشته و حافظه تاریخی خود گسترش می‌یافت[1].

شرح این هجران و این خون جگر        این زمان بگذار تا وقتی دگر

امروز كلانشهری داریم ناآشنا و ناسازگار با بوم و بیگانه با فرهنگ و تاریخ ما.  در او غریبیم حال آنكه ما از دیار حبیبیم و نه از بلاد غریب. كلانشهر با ارائه امكانات مصرف بی‌رویه،  نن‌آسایی، و خوش‌گذرانی ظاهری زیاد،  سلامت كالبدی و روانی انسان و نیز سلامت بوم سامانه پیرامونش را بشدت تهدید می‌كند.  

آیا می‌توان تقدم ماشین بر انسان را وارونه كرد؟  این پرسش فرخ باور را می‌توان به محاكمه‌ عصر جدید بشیوه چاپلین و یا بشیوه فریتز لانگ در چشم‌اندازهای تیره و مبهم متروپلیس یا در كارهای اكسپرسیونیستی و فوتوریستی تعبیر كرد.  می‌خواهم این پرسش پرمعنا را با پرسش‌هایی كه از دهه 70 به بعد دانشمندان توسعه پایدار و محیط زیست طرح كردند گره بزنم: آیا می‌توان تقدم انسان بر طبیعت را وارونه كرد؟ آیا می‌توان تقدم سود و پول بر انسان و ارزش‌ها را وارونه كرد (چیزی كه سهروردی9 قرن پیش خطر آن‌را گوشزد كرد)؟ آیا می توان تقدم مدرك كاغذی بر معرفت را وارونه كرد؟ آیا می‌توان تقدم  دولت شهر بر حكمرانی را وارونه كرد؟

مشكلات و معضلات كلانشهر مانند خودش غول پیكر و بزرگ است.آنها را با همه كالبد و روح خود حس می‌كنیم:

  1. تمركز جمعیت بیشتز از توان بوم‌شناختی سرزمین
  2. تصرف حقابه‌های كشاورزی بیشتر، برای مصارف نامولد شهری
  3. تخریب جنگل، رود، روددره، تپه و كوهستان‌ با ساخت‌وساز‌های بی توجه به حفاظت ا ز بوم‌سامانه‌های طبیعی
  4. آلودن دشتها، سفره‌های زیرزمینی، رودها، دهانه‌ها، خطوط ساحلی، كرانه‌ها و برون كرانه‌های  اقیانوسی، تالابی و دریاچه‌ای پیرامون به سبب دفن زباله یا ریختن پسماند و فاضلاب در آن  
  5. زمین‌خواری و افزایش قیمت زمین و فساد وابسته به آن و رونق بنگاه‌های معاملات ملكی نامولد. 
  6. افزایش خیابان و خودرو با راه‌بندان‌های آزاردهنده كه پرهزینه‌ترین ترفندها  از پل روگذر و بزرگراه‌ تا تونل‌ زیرگذر و بزرگراه دو طبقه و چند طبقه  همه را  بی اثر می‌كند.
  7. آلودگی هوای خطرناك و مزمن بگونه‌ای كه شمار سالانه روزهای با هوای پاك از شمار انگشتان دست كمتر می‌شود و افزایش شمار تلفات ناشی از هوای آلوده را در پی دارد. 
  8. گسترش مصرف‌زدگی و مدگرایی كه به كاهش شدید منابع محدود سرزمین می‌انجامد
  9. گسترش پدیده از خودبیگانگی در انسان كلانشهر و معضلات وابسته به آن
  10. گسترش‌ كانون‌های ورزشی ناسازگار باتوان بوم‌شناختی به جای كانون‌های سنتی سازگار با بوم و فرهنگ بومی

با كلانشهر پرمعضل تهران چه باید كرد؟

گروهی برانند كه پایتخت باید تغییر كند..............

  1. اگر پایتخت را جابجا كنیم كمتر از یكی دو دهه دیگر بقول استاد معماری زنده یاد محمد امین میرفندرسكی با «شهر بزك كرده چاق و بیمار» دیگری بنام پایتخت و تكاپوی یافتن پایتختی دیگر روبرو نخواهیم بود؟؟؟
  2. پس از تغییر پایتخت با صرف هزینه زیاد، تهران به شهری بی مشكل بدل خواهد شد؟؟؟
  3. آیا مشكلات 10-8 میلیون تهرانی با تغییر پایتخت حل خواهد شد؟؟؟
  4. آیا هوا و خاك و آب در تهران و پیرامونش از آلودگی پاك خواهد شد؟؟؟ 
  5. اگر پایتخت را جابجا كنیم مشكلات دیگر كلانشهرها هم حل می‌شود؟؟؟؟
  6.  آیا اصفهان و مشهد و تبریز و اهواز و.... هم مشكلات و معضلات آلودگی و شلوغی و... كلانشهر را ندارند؟ آیا پس از تغییر پایتخت نباید دنبال تغییر مراكز استانی باشیم؟؟؟
  7. آیا بهبود وضعیت شهرهای كشور به یك بازبینی جامع نگرانه در مفهوم توسعه نیاز ندارد؟؟؟

گروهی برآنند كه باید تهران ساماندهی شود..........

  1. آیا ساماندهی تهران بدون اصلاح حكمرانی از شعار فراتر می‌رود؟؟؟
  2. آیا قوه مجریه با دستگاه‌های موازی و مختل كننده توسعه پایدار مانند وزارت نیرو می‌تواند این كار را انجام دهد؟؟؟
  3. آیا قوه مقننه كه كشاورز و عشایر و صنعتگر و كارگر و تولید كننده در آن غایبند و پر شده از مدارك رنگارنگ و دكترهایی كه فكر می‌كنند در هر كاری از توجیه سدسازی و شهرك‌سازی تا حفظ یارانه و هزار ناتوسعه دیگر ماهرند، می‌تواند حكمرانی خوب را درك و اجرا كند؟؟؟
  4. آیا قوه قضائیه با سكوت طولانی دربرابر تخریب فاجعه بار زیست بوم ایران قادر به حل مشكل است؟؟؟
  5. آیا برنامه‌هایی مانند آمایش و شیوه‌های تصمیم‌گیری از بالا به پائین كارگزاران و مهندسان می‌تواند مشكل كلانشهرها، آبخیزها، رودها و پیكره‌های آّبی خشكیده را حل كند؟؟؟ چرا توسعه پایدا ر بكلی با تصمیم‌گیری‌های از بالا به پائین كارگزاران دولتی/خصوصی/ مجلسی بیگانه است؟؟
  6. آیا شهرداری‌ها  كه تااندازه‌ای فراقوه‌ای عمل می‌كنند، با شوراهای شهری كه هنوز گام‌های نخست مسئولیت سنگینشان را برمی‌دارند، به تنهایی می‌توانند این مهم را انجام دهند؟ اداره كلانشهر  به سبب اثرات و پیامدهای زیاد بر بوم‌شناخت و طبیعت پیرامون خود تغییرات مهمی در آبخیزها،پیكره‌های آبی، جنگلها، سفره‌های زیرزمینی پدید ‌آورده است كه دستگاه‌های مختلف دیگرنیز به آن گره می‌خورند بنابراین شهرداری با آنكه می‌تواند در حكمرانی خوب نقشی كلیدی داشته باشد، به تنهایی از این مهم برمی‌آید؟؟؟ 

چاره كار چیست؟

ادبیات و اسناد توسعه پایدار جهان نشان می‌دهد: حكمرانی مدرن به نابودی تمدن بشری همت گماشته است چون زرادخانه‌های كشورهای مدرن برای نابودی نه تنها تمدن بشری كه كل موجودات كره زمین مهمات دارد.  چون انسان را به تنها موجودی بدل ساخته كه سبعانه و برای آز همنوع خود را می‌كشد و  در قرن بیستم 160 میلیون انسان در جنگهای سودجویانه شركتهای مدرن كشته شدند.حكمرانی مدرن نابودی زیست بوم را رقم زده چون نزدیك به 70 درصد جنگل‌‌های جهان را نابود كرده و  بیابانزایی گسترده‌ای در كره زمین براه انداخته است. چون آلودگی آبها و اقیانوس‌ها را رقم زده است. چون آلودگی هوا را رقم زده است. چون قاره هفتم را خلق كرده است. چون از میان رفتن سه/چهارم حیات آبی جهان را رقم زده است. چون نابودی بخش بزرگی از زیستمندان و جانوران زمین را رقم زده است.

كلانشهر تهران و دیگر كلانشهرهای پر معضل جهانمحصول دنیای مدرن هستند.  ما برای چیره شدن بر مشكلات تهران و دیگر مشكلات فاجعه گونه از دست خشكیدن اورمیه، خشكیدن كارون، خشكیدن زاینده رود  وگاوخونی، خشكیدن بختگان و دیگر پیكره های آبی پارك ملی بختگان، نابودی جنگل‌های هیركانی و زاگرسی در حد گسترده، آلودگی سفره‌های زیرزمینی و افت سفره‌ها باید از این الگوی مدرن و حكمرانی بد دل بكنیم. 

مشكل كلانشهرها  و احیای توسعه پایدار ملی بدون حكمرانی خوب  دست یافتنی نیست.  سمت‌گیری بسوی حكمرانی خوب حل مشكل كلانشهرها و آبخیزها و در یك كلام توسعه پایدار در كشور را ممكن می‌سازد. 

اصلاح شیوه حكمرانی مبحثی است كه ما در جایگاه تمدنی كهن با تجربه‌ای بسیار ارزشمند در حكمرانی بدون تخریب و با تجربه هزاره‌ها كشاورزی و شهرنشینی پایدار می‌توانیم به آن دست یابیم.  اگر حكمرانی خوب برای تحقق توسعه‌ پایدار هماهنگ با اقلیم و بوم‌ را پی‌ریزی كنیم شاید بتوانیم تا دیر نشده اشتباهات و نارسایی‌های پدید آمده از حكمرانی بد و توسعه ناپایدار را جبران كنیم.  فصل‌های بسیار مهم اصلاح شیوه حكمرانی نیازمند مقالات مشروح و مفصل دیگری هستند كه شاید در جایی دیگر به آن بپردازیم.

 

پانوشت : [1] پايتخت را به ما بسپار، سخن ديماه 92، تارنماي انجمن مفاخرمعماري ايران

 

فاطمه ظفرنژاد - پژوهشگر توسعه پایدار

 

موضوعات مرتبط : پایتخت    
عضو مرتبط : فاطمه ظفرنژاد  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید