تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :985

هذیان یک تهرانی

هذیان یک تهرانی

 بعد از یکروز کار خسته کننده  وقتی سرم را روی بالش گذاشتم  ودر حال بین خواب وبیداری بودم    یک مرتبه گفته های سخنرانان جلسه انتقال پایتخت که در انجمن مفاخر معماری ایران برگزار شده بود بصورت یک ترس وجود خواب آلوده ام را درخود گرفت که ایا واقعا  میخواهند پایتخت را از تهران ببرند  اگر پایتخت را ببرند ما چه باید بکنیم  با ما میخواهند چه بکنند . با ما که باید نفس بکشیم با ما که میخواهیم درشهر خود بمانیم وکارکنیم وزندگی کنیم . آنها که برای ما هوایی نگذاشته اند. حالا که هوا را تمام کرده اند دارند پایتخت را می برند . ما از بی هوایی داریم میمیریم . فقط گرد وغبار ودود بنزین راقورت میدهیم آیا بنظر شما وقتی که اکسیژن در هوا نایاب است میشود نفس کشید . تهران به آن زیبایی وبا آن طبیعت سر سبزش را به این روز انداخته اند وحالا دارند میروند تا تهران دیگری بسازند ومردم شهر دیگری را بی اکسیژن نمایند .مگر نه این بوده است که علت انتخاب تهران به عنوان پایتخت وجود اآب وهوایی مناسب وباغاتی سرسبز  وفراوان واراضی حاصلخیز اطراف آن بوده است  . حالا که  مزارع  دولاب وسلیمانیه وقیطریه وچیذر وشهر ری وقلعه حسنخان و ورامین  وعلی آباد وباقر آباد را از بین برده  و باغات شمیران تجریش ونیاوران و دربند وگلاب دره را تبدیل به کوههایی از آهن وآجر وبتن کرده اند دارند از زیر بار سنگین مشکلات تهران شانه خالی میکنند ومیروند .میروند تا پایتخت دیگری بسازند و باز هم باغات ومزارع سرسبز منطقه دیگری را بدست بساز وبفروش ها بدهند تا به آهن وبتن  تبدیل کنند  .یکی پیدا نمیشود بگوید ترا بخدا فرار نکنید.  مردم بیچاره تهران را باساخت وساز هایی که روی گسل های چیتگر -شهرری -قصر فیروزه -تلو- شاد اباد-  سوهانک شیان - داودیه - باغ فیض انجام شده است بی پناه نگذارید .شماوظیفه دارید امنیت مردم راتامین نمایید . مگر قرار نبود بر اساس توصیه های طرح جامع  احداث هرگونه ساختمان در حریم گسلهای مهم ممنوع باشد .که اگر رعایت نشده باشد  دسته گلی را که به آب داده اید باید از آب بگیرید وبعد فکر بردن پایتخت را بکنید. مگر قرار نبوده است که نگذارید جمعیت تهران  این همه زیاد شود .مگر قرار نبوده است با کارا کردن حمل ونقل عمومی استفاده از وسیله نقلیه شخصی را محدود نمایید . واقعا چه میشد اگر جمعیت تهران اینقدر نبود ومیشد نفس کشید واقعا چه میشد اگر اینهمه باغات سرسبز دل شهر واطراف آن بدست عده ای سود جو داده نمیشد وحرمت انسان هایی که حق نفس کشیدن راداشتند رعایت میشد . چرا حالا که تهران دیگر آب وهوای مناسبی ندارد.حالا که دیگر مناظر سرسبز وزیبا به بتن وآهن تبدیل شده است باید از تهران فرار کرد . اگر قرار است حداقل معادل پانزده سال بودجه کشور صرف انتقال پایتخت شود پس سهم تهران جامانده ما چه میشود .اگر همه نیروی شما صرف انتقال پایتخت شود چه کسی بداد تهران خواهد رسید  الان که مردم توی خیابانها در صف طویل وسیله نقلیه عمومی ایستاده اند وای به روزی که پایتخت از تهران برود آ یا فکری شده است که مردم با این آلودگی هوا که ثمره اقدامات بشر دوستانه شرکت های اتومبیل سازیست چه باید بکنند . آیا هوای قابل تنفس حق مسلم مردم تهران نیست . آیا فکر شده است که میشود در ساخت ووارد کردن وسیله نقلیه خصوصی از رکورد گیری خود داری کرد  آیا فکر شده است  که ایجاد فضاهای سبز اطراف  شهر که با زحمت فراوان توسط شهر داری وباصرف هزینه زیاد وبه عنوان ریه های  اطراف  تهران احداث شده نمیتواند بجای ریه داخل بدن اکسیژن به کالبد تهران برساند  . آیا فکر شده است که چطور میشود جلوی هجوم مهاجرت های ناشی از تهران پسندی راگرفت آیا نباید فکر کرد چطورمیشود خنده را بر لبهای تهرانیها باز گردانید .چطور میشود نشاط را به تهران جامانده هدیه داد .آیا فکر شده است که میشود از مشکلات تهران نترسید وفرار نکرد وبرای ماندن راه حل منطقی پیدا کرد . حتما میشود اگر بی خوابی دیشب بگذارد

یزدان هوش ور

موضوعات مرتبط : پایتخت    
عضو مرتبط : یزدان هوش ور  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید