تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :3284

محمد رضا جودت
انسان مدرن كیست؟ چه چیزی او را انسان مدرن می‌سازد؟ چه بسا پاسخ به این پرسش، مجادله برانگیز به نظر رسد، اما بررسی علل آن چندان مشكل نمی‌نماید. به معنایی،‌ تبدیل ویژگی‌های گذشته انسان به ویژگی‌های نو، ترك طرز تفكر و احساسی است كه سال‌ها و چه بسا قرن‌ها ریشه دارد و ترك آن به معنای ترك اصولی است كه آن طرز تفكر در پی داشته است و درمواردی چندان ساده ترك نمی‌شود.

ویژگی برجسته انسان مدرن دوسویه دارد: یكی داخلی و دیگری خارجی، یكی به شرایط اومربوط می‌شود و دیگری به وجه نظرات،‌ ارزش‌ها واحساسات او.
تغییر شرایط خارجی انسان مدرن، امری شناخته شده است ومی‌توان به سهولت به آن‌ها اشاره كرد، نظیر شهری شدن، تعلیم و تربیت،‌ ارتباط جمعی، صنعتی شدن، سیاسی شدن. به این ترتیب، معلوم می‌گردد كه انسان مدرن، برخلاف اسلاف سنتی خود، عمدتاً در شهر زندگی می‌كند و نه تنها با ازدحام جمعیتی تداخل پیدا می‌كند، بلكه به تمام منابع و انگیزه‌هایی كه از ویژگی‌های زندگی شهری است، دسترسی می‌یابد از جمله وسایل ارتباط جمعی.

گرچه قرار گرفتن انسان در معرض زندگی نو، به‌طور قطع به پاره‌ای تغییرات در او منجر می‌شود و گرچه در معرض زندگی نو قرار گرفتن، پیش گرفتن شیوه زندگی تازه‌ای را در پی دارد، اما تنها زمانی می‌توان انسانی را مدرن دانست كه طرز تفكرش و درنتیجه در احساس و كردار خود، شیوه‌های جدیدی را در پیش گرفته باشد.

به‌طور كلی، در تعریف انسان مدرن، نخستین عامل، آمادگی او برای كسب تجربه‌های جدید و گرایش او برای ابداع و تغییر است. بدین لحاظ، بحث بر سر نوعی حالت ذهنی، وضعیت روانی و آمادگی‌ای درونی است و نه سطوح خاصی از فنون یا مهارت‌ها كه فردی یا گروهی به آن دست می‌یابند.

عامل یا معیار دوم، دارا بودن نظری نه تنها درباره موضوع‌هاو مسائل موجود در محیط بلافاصل خود، بلكه درباره موضوع‌ها و مسائل خارج از محیط نیز هست. چنین انسانی در برابر عقاید متفاوت، آزاداندیش‌‌تر است. چنین انسانی توانایی آگاهی از اختلاف عقاید را دارد و خشك‌اندیش نیست یا عقیده جزمی ندارد، نظر یا چیزی را كوركورانه نمی‌پذیرد یا رد نمی‌كند.

سومین عامل یا زمینه، زمان است. ذهن انسان مدرن بیشتر متوجه حال و آینده است تا گذشته و به علم و فن‌آوری ایمان دارد.
مسلماً نیروهایی در ساختن انسان مدرن مؤثرند. از میان نیروهایی كه نام برده می‌شود، آن‌كه در ارتباط با زمینه كار ما قرار می‌گیرد، محیط شهری است. نظر به این است كه برخورد با شهر، به نوبه خود تجربه جدید و نیرومندی است. شهر، فرد را با تشویق و به بیان دیگر، تا حدودی به اجبار، وادار می‌سازد كه شیوه‌‌هایی جدید برای زندگی در پیش گیرد. شهر از طریق قراردادن فرد در معرض شیوه‌های گوناگون زندگی، دامنه وسیعی از افكار، تحرك فزاینده، منابع گوناگون و پیچیده، مسیر تغییر و تحول را در او تسریع می‌كند. در عین حال، فرد در شهر چشم‌انداز وسیع‌تری دارد و به‌طور نسبی از قیود و تكالیفی كه در جوامع محدود با آن‌ها روبروست، آزاد است.

اختلافات شهر و جوامع محدود و بسته، فرد را برای تغییر یافتن آزاد می‌سازد، اما به‌خودی خود تضمین نمی‌كند كه تغییراتی كه در فرد پدید می‌آید در جهت نوتر شدن او باشد. در بسیاری از شهرها، نمونه‌های نیرومندی از شیوه‌های عقلایی، امر به كار بردن فن‌آوری برای برآوردن احتیاجات مادی زندگی، از پاداش‌هایی كه توان و مهارت فنی داده می‌شود، از ارزش آموزشی و پرورشی و از تضمین شأن انسان در زیر لوای قانون وجود دارد. اما بسیاری از شهرهای بزرگ نیز، از هر جهت، برخلاف این نیروهای نوساز هستند و اگر انسان جدیدی به‌وجود آورند، آن آدم‌ها كمتر شباهتی به آن تصویری دارند كه از انسان نو رسم شد. هم‌چنین شهر در شرایط رشد سریع، اغلب نمی‌تواند تمام مهاجران را در خود جذب كند، در حاشیه شهر و یا محلات قدیمی، اجتماعات بزرگ زاغه‌نشینی ایجاد می‌شود كه مردم آن در شهر هستند، اما از شهر نیستند و از بسیاری از امتیازات شهر و تأثیر نیروهای نوسازی محروم‌اند.

یكی دیگر از عوامل نوسازی كه معمـــولاً با شهری شـدن همراه است اما نفوذ مستقلی دارد، وسایل ارتباط جمعی است. می‌توان گفت مطالباتی كه درباره رشد نوسازی فرد صورت گرفته است، حاكی از آن است كه آنانی كه بیشتر در معـرض وسایل ارتباط جمعی بوده‌اند، وجه‌نظـرهای نوتری دارنـد و می‌توان اضــافه كرد كه این وسایل، اثرهای خود را بر هر گروهی در هر سطح تعلیم و تربیتی كه باشند، نشان می‌دهند. البته این امكان هم وجود داشته كه بیش از آن‌كه وسایل ارتباط جمعی، افراد را نو كنند، افرادی كه دیدگاه‌های نو داشته‌اند، به‌دنبال وسایل ارتباط جمعی بوده‌اند، اما در هر حال، می‌باید اذعان داشت كه این تأثیر، دست كم متقابل است. وسایل ارتباط جمعی، مدام ابزارهای جدید، مواد مصرفی نو، وسایل حمل و نقل و بسیاری راه‌های تازه انجام كارها را نشان و به دست می‌دهند. وسایل ارتباط جمعی، علاوه بر نشان دادن پرقدرت‌ترین شیوه‌های كاری، از جمله حتی فتح فضا، الگوهایی از ارزش‌ها و معیارهای رفتار را نشان می‌دهند كه پاره‌ای از آن‌ها دور از دسترس بیشتر افراد است. اما پاره‌ای از آن‌ها را می‌توان تقلیدكرد كه مستقیماً بر رفتار افراد اثر می‌گذارد.

البته ناگفته نماند، نقش دولت و دستگاه‌های آن نظیر دستگاه اداری، احزاب سیاسی و مبارزات بین آن‌ها و جز آن را نیز در امر نوسازی نباید نادیده گرفت. هرقدر جامعه بیشتر تجهیز باشد و هر قدر حكومت بیشتر خود را وقف توسعه اقتصادی كرده و ایدئولوژی پیشرفت را رواج داده باشد، بیشتر می‌توان انتظار داشت كه دیدگاه‌ها و ارزش‌های نو سریع‌تر و وسیع‌تر اشاعه یابند.

به هرحال، انسان شاهد تغییراتی است كه بر همه چیز تأثیر می‌گذارد و به‌ظاهر اختیار آن نیز در دست هیچ‌كس نیست. به بیان دیگر، این تغییرات خود به خود صورت می‌گیرد. با این همه، به‌نظر می‌رسد بیش از هر جریان تاریخی كه تاكنون شناخته شده، درباره آن‌ها تصمیم مستقیم گرفته شده است و از آن‌جا كه هیچ‌كس نمی‌تواند از آن بگریزد، لذا نمی‌تواند به آن بی‌اعتنا باشد، زیرا انسان خود نیز در حال تغییر است. هرچند به‌نظر می‌رسد بسیاری از زشتی‌های پاك شده‌اند، اما اشكال جدید فساد و تباه‌كاری را در جهان حدی نیست.

به هر حال، به دسته‌ای از ویژگی‌های فكری اشاره شدكه در كل ویژگی‌های مدرن نامیده می‌شوند و به‌نظر می‌رسد سزاوار توصیه باشند. این ویژگی‌ها اغلب با كیفیت‌های رایج در فرهنگ‌های قدیمی وجه مشتركی ندارند، اما گمان می‌رود كه انسان‌ها می‌توانند در بسیاری از موارد این ویژگی‌ها را برگزینند، بی‌آن‌كه با بهترین سنت‌های فرهنگی و میراث معنوی آن‌ها تعارضی داشته باشد. از نظر بسیاری، این ویژگی‌ها از بهترین مظاهر جریان تجدد به‌شمار می‌روند و چه آن‌ها را مثبت یا منفی تلقی كنیم، در هر صورت ویژگی‌هایی هستند كه نهادهای جدید آن‌ها را ترویج می‌كنند. ویژگی‌هایی كه داشتن آن‌ها، از بسیاری جهات از شهروندان جوامع نو انتظار می‌رود. از این‌رو، منطقی به‌نظر می‌رسد كه آن‌ها را شناخت و درك كرد و به‌عنوان موضوع‌های مهم زندگی كنونی ارزیابی نمود.

موضوعات مرتبط : محیط شهری    
عضو مرتبط : محمد رضا جودت  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید