تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1356

اگر شهرداربودم چه میکردم (بیژن علی آبادی)

پیش گفتار :

مطالبی که در این مقاله ذکر خواهد شد قسمت اعظم آن جاری براداره شهرداری و قسمت دیگر از دید یک شهروند میباشد.

این مقاله نظر شخصی نگارنده بوده و شاید در مورداین مطلب دارای نشیب و فرازهائی باشد که تصور می رود ذکر آن موارد و نتایج  بدست آمده بحثی جدید  در این باب گردد .

این مقاله در دوفصل مختلف به رشته تحریر در میاید  یکی براساس واقعیات و دیگری براساس  تخیلات .

واقعیات در مورد مدیریت شهر

دراین زمان که ارتباطات و دنیای آی تی در دنیا حرف اول زندگی را می زند مرزهای بین کشور ها و یا بین شهرها و دهستان ها خطی فرضی است مدیریت ومدنیت شهر ها تابع ویا متاثر ازاین مطلب میباشد .

 اداره کردن هر کشور ویا اقلیمی تابع مقررات جاری برآن میباشد که در مقیاس کلان ( مدیریت کشوری ویا اقلیمی )  نیاز به قوانین و مقررات خاصی دارد که ذکر آن خارج از این مقاله است ولیکن اداره کردن یک شهر نیاز به قوانین و مقرراتی دارد که سعی میگردد قسمتی از آن را در این مقاله با حفظ امانتداری ذکرگردد.

 انسان ها  در جا که زندگی میکنند سبک و سیاق زندگی شهری را سرلوحه زندگی خود قرارمیدهند واین فر ایند زندگی مدنی را بوجود میآورد مدنیت و زندگی شهری به بزرگی و وسعت جغرافیائی شهر نیست بلکه به رفتار و کردار شهروندان و مدیریت شهری که در آن زندگی میکنند میباشد  

ادارهکردن شهرها در ایران برچه اساسی انجام میشود :

  1. شهرها توسط اداره ای بنام شهرداری ها اداره میشوند .و قوانین شهرداریها دولتی و درآمد شهرداریها ملی است و با توجه به درآمد و وسعت و جمعیت شهردرجه بندی شهرداریها تعیین گردیده ومیگردد و هرچند سال یکبار ( مدت مقرردر قانون ) درجه بندی شهرداریها مورد بازبینی قرار میگیرد واز طرفی اگر جمعیت دهستانی دارای جمعیت تعین شده گردد آن دهستان به  شهر تبدیل و مدیریت آن از دهداری به شهرداری تبدیل میگردد.
  2. قوانین مدیریت شهرداریها یکسان ولیکن از نظر مالی  وزارت کشور به آن گروه از شهرداریها از نظر پرداخت حقوق و مزایای کارکنان و پادار شدن اعتبار جهت انجام بعضی از پروژه ها کمکهای مالی مینماید  ولیکن در شهرداریهای بزرگ این اتفاق هرگز نخواهد افتاد . مگر درحالتی که پروژ  جنبه ملی داشته باشد همانند پروژه مترو و امثالهم که دولت برای اجرای آن پروژه به شهرداری مربوطه کمک مالی میکند .
  3. شهرداریها دارای یک حوزه عملکردی میباشند که بنام حوزه خدماتی شهرداری نامیده میشود و خارج از آن حوزه بنام خارج از محدوده نامیده میشود وشهردری مجاز نیست درآن محدوده ارائه خدمات نماید وخدمات شهرداریها در محدوده خدماتی و تابع برنامه وطرحهای مصوب شهری  آن شهرداری میباشد .

ارکان مدیریت شهری ووظائف مدیران شهری

  • الف- ریاست شهرداری بنام شهردار نامیده میشودو شهردار مجری  مصوبات  شورای شهر میباشد .  
  • ب - هرشهری داری شورای اسلامی شهر بوده و تعداد نفرات  عضو شورا بستگی به جمعیت و مقررات لازمه دارد .

اعضاء شورای شهر از منتخبین محلی وبا رای مردم آن شهر انتخاب میشوند - شورای اسلامی شهر موظف به رسیدگی برنامه های عمرانی و...   شهرکه توسط شهردار و یا از سایر ادارات واستانداری آن استان به شورا میرسد میباشدوهمچنین شورای اسلامی شهر نسبت به رسیدگی مالی و برنامه ها و عملکرد شهرداری اقدام وحضور شهردار و یا نماینده مخصوص شهردار در جلسات به منظور دفای از لوایح شهرداری و برنامه های جدید .

با توجه باینکه تصمیم گیرنده جهت تصویب طرحهای عمرانی و برنامه های مالی و لوایح شهرداری شورای شهر میباشد لازمست که بین شهرداری و شورای شهر تعامل  لازم بعمل آید و شهرداری است که از لایحه پیشنهادی  از نظر فنی و مالی دفاع کند وشورای اسلامی شهر آن را تصویب میکند . کلیه مصوبات  شورای شهر به فرمانداری جهت تائید و تطابق با قانون ارسال میشود .

شهرداریهائی در اجرای پروژها ی خودموفق هستند که با شورای شهر همسو باشند در غیراینصورت یک سردرگمی در تصویب و اجرای برنامه ها برای شهر پیش خواهد آمد .

اگر شهردارشدم چگونه مدیریت کنم   

در این گفتارموردی فرضی در نظرگرفته میشود که اگر شهردارشدم چگونه مدیریت میکنم .که در ابتدا اعلام میشود شهردار شهر آرمانی خواهم شد.راستی شهر آرمانی من کجاست وباید دارای چه ظوابطی باشد وبرای کدام شهروند مدیریت کنم .

اگر به پذیریم  که شهرداری در مقابل شهروندان مسئول و باید پاسخگوباشد به این نکته خواهیم رسید که تفاهم و تعامل شهرداری با شورای شهر از الزامات است  شورای شهرباید برای بررسی وتصویب لوایح شهرداری اطلاعات لازمه فنی ومهندسی و مدیریتی داشته باشد تا بتواند لوایح شهرداری را کاما" درک نماید. بنابراین خواست اولیه پشتبانی شورای شهر از شهردار میباشد .

مدیریت شهر باید یکپارچه باشد و دستگاه ها وادارات دیگر نباید نسبت به برنامه ریزی زیربنائی وروبنائی شهر دخالت داشته باشند

شهردار  از نوع دوم  ( شهردار آرمان گرا )

شهردار آرمانگرا در مقابل شهروندان مسئول است وشهردار آرمانگرا شهرداریی است که قانون به اواجازه میدهدعملیات عمرانی را در چهار چوب برنامه های مدون معماری و شهر سازی پیاده کند .

کالبد شهر به تنهائی مطرح نیست بلکه امکانات ذیستی و رفاهی و اخلاقی و توسعه شئونات  و شهری و ملی مطرح است .

در تمام شهرهای سرآمد دنیا برای شهروندان ارزش قائلند و شهررا برای شهروندان طراحی ومیسازند .

 ما ایرانی هستیم و کشورمان دارای هویت تاریخی کهن است . تمدن و تاریخ کهن مطلبی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت . در کشورهای پیشرفته برای شهروندان و تمدن و آثار تاریخی و ارزش های مادی و معنوی ملی خود جایگاه خاصی قائلندوبرای آن هزینه میکنند نه آنکه بگوئیم نگهداری آثار ارزشمند کهن برای شهرداری صرف نمیکند .

باغ ایرانی و کوچه باغها پیچ و خم دار با پرندگان آن کجاست . محلات شهرها که دارای ارزش خاص بوده چرا تغیر فرم داده اند .

اگر قدرت تصمیم گیری در مدیریت شهری را به اینجانب واگذارشودو اگر شورای محترم شهر و سابر ارگانها و دستگاه های دولتی نیزبپذیرند که مدیرت شهری همچون مدیریت سیاسی نیست  مطمعنا" شهرداری و در راس آن شهردار میتواند بهالگوهای قابل دسترسی  شهری برسد .

زمانی که برای شهرهای بزرگ تصمیمات گوناگون چه از نظر بافت شهری و چه ازنظر الگوی رفتاری و ذیستی شهروندان و استقرار آلاینده های شهری بطور بطور جدی فکر نمیشود حاصل آن چه خواهد بود . نارضایتی شهروندان در زمینه ها ی محتلف ..  

برنامه ریزان شهری و شهرسازان برای  هرشهری در قالب طرح جامع طراحی وبرنامه ریزی کرده اند  اهداف میان مدت و بلند مدت و پیش بینی  شده است . اگر در طرح جامع پیش بینی پیش بینی حل ترافیک با احداث چند بزرگ راه ویا راه های قرعی در نظر گرفته شده باید بمورد اجرا در آید نه آنکه بدون نظر یه کارشناسی  اقدام گردد .

شهردار آرمانگرا مدول فضای شهری  را که توسط صاحب نظران ارائه شده بمورد اجرا درمیاورد

 شهردار آرمانی سرعت در اجرای پروژه های شهری را منوط به تقویت شهروند سالاری میداند .

شهردار آرمان گرا برای سلامت شهر وندان حس مسئولیت میکند و در پاک نگهداشتن هوای پاک طبق ظوابط سازمان محیط ذیست عمل میکند و کنترل ترافیک با مقررات لازم بدون فروش ورودیه به طرح  ممنوعه اتجام میشود  .

 شهردار آرمان گرا خروج سریع کارخانه ها و کارگاه ها را از شهر خواستار است .

شهردار آرمان گرا مجوز ساخت وساز  ویا اجاز ه احداث  بناهای بدون پروانه در حوزه خدماتی شهر ونوار پیرامونی شهر که نوار خفاظتی فضای سبز است  را نمیدهد ودستور آنها را تخریب صادر میکند .

شهردار آرمانگرا شهر را نمی فروشد تعادل جمعیتی شهررا بهم نمی زند تا حقوق پرسنل  وکارکنان راپرداخت نماید.

شهردارآرمانگرااز بخش خصوصی و متخصصین کمک میگیرد تا فرهنگ شهر نشینی وسلامت  وارتقاء فرهنگی را به شهروندان بیاموزند  

 شهردار آرمانگرا زمانیکه حدود یک چهارم سطح شهرش بدلیل واقع دریافت فرسوده که نیاز به نوسازی دارد از احداث وایجاد شهرکها ی مسکونی در فاصله نزدیک شهر  ( حدود 60) کیلومتری جلوگیری میکند زیرا این شهرکها در میان مدت انگل شهر جانبی خود میشوند و شهرداری موظف به دادن خدمات شهری به آنها میشود وبدین سان قسمت بافت فرسوده گران بهای شهر پوک میگردد .وخلاصه شهردار آرمانگرا معتقد است که شهرمتعلق به شهروندان است وشهروندان باید در اداره شهربه نحوی موثر  دخالت باشند .

گفتار پایانی :

راستی  اگر شهردار شهر آرمانی بشوم  / شهردار کدام شهرم . /  شهری بی هویت . شهری بدون قانون مدنی وشهرنشینی  /

شهری که فقط شهردار حق دستور دادن به کارکنان خدمات شهری دارد و در تصمیمات کلیدی واداری شهر نقشی ندارد ..

این سئوال ها را پاسخ  بسیار است که با وجود اطلاعات  ناقص نتیجه گیری نتوان گرفت زیرا باید دید که در کدام شهر وبا کدام قانون واختیارات  شهرداری را اداره میشود ..

                                                                  سخن کوتاه و رشته کلام به دیگران سپرده میشود .

 بیژن علی آبادی

مجموعه مقالات مرتبط : اگر شهردار بودم    
عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید