تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1210

اگر شهردار بودید چه می کردید؟! (پرویز طلایی)

میگذاشتم مردم ساکن شهر فکر کنند و راه حل ارائه دهند و برای فکرشان ارزش قائل میشدم .کاری که مسئولین و متخصصین و برنامه ریزان میگویند ولی عمل نمی شود . معمولا مردم را برای حمایت و مشارکت در اجرای نقشه ها و اهداف خود فرا می خوانند بدون همراهی و همدردی. وصله بی فرهنگی و ... به مردم را کنار می گذاشتم . رسیدن به هدفهای اساسی و برجسته ساماندهی را از پایه و نیاز مردم جستجو کرده، دنبال راه حلی سهل و یک شبه نمی گشتم و مثل آدمهای مستاصلی که چاره را در ظهور روشی زورگویانه می دانند( که همه را به اطاعت وا دارد)، عمل نمی کردم ، آیا شهری با 15 میلیون نفر جمعیت حاضر، سرمایه کمی است و نمی توان همسو مشکلات را مدیریت و رفع کرد ؟ ابتکارهای ارزشمند کجاست ؟ با سابقه هزاران سال شهرنشینی : ((شهر سوخته در 3000 سال پیش از میلاد که علاوه بر پیدا شدن آثار پیشرفته از فن و دانش اثری از سلاح جنگی در لایه های مداوم شهرنشینی کشف نشد )) .

من چون هر شهروندی که سالها به مسائل فرهنگی و اجتماعی اندیشیده، حال خود را با سئوال هوشمندانه و دشوار" اگر شهردار بودید" مواجه می بینم !من بنا را بر برنامه ریزی بلند مدت برای شهری پایدار متکی بر نیروهای میلیونها شهروند میگذاردم، چرا که هدفی بالاتر از سلامت و خیرآنها نمی بینم. در شرایط کنونی که با کثرت بیکاری در مملکت و بی نظمی در کار و حرفه ها و نارضایتی کارگر و کارفرما ، مصرف کننده و تولید کننده روبرو هستیم، شهرداری می تواند و وظیفه دارد کار( یکی از مهمترین ارکان و نیازهای شهروندان) را فراهم کند . برای همه ساکنین که توانایی دارند ، کارایجاد کند و موسسه های کوچک را تحت حمایت آموزشی و پوشش انواع بیمه بیکاری و زیانهای ناشی از نوسانات اقتصادی قرار دهد و بجای معامله با موسسات دولتی مدافع شهروند باشد و فضاهای سبز و منظرهای طبیعی و آثار تاریخی و فرهنگی را از تهاجم ساخت و سازها ی غیر پایدار که شهر را ناسالم می کند ، حفظ می کردم و پروانه تخریب و نوسازی به بنایی که عمر مفید خود را به سر نبرده صادر نمی کردم .تعداد کارهایی که شهرداری نباید انجام دهد و یا مانع شود بسیار است . من به دور از سیاست و ملاحظه های تیمی مانع از دست رفتن مناظر، مواهب و ارزشهای پایدار طبیعی شهر چون رود دره های دامنه های البرز و طبیعت خاص مناطق جنوبی شرقی و غربی شهر میشدم و الگوی شهر را برای منظرهای چون پارک و فضای باز و سبزه و درخت به سمت بومی بودن و رعایت هویت و ماهیت آب و هوایی منطقه و نه به تقلید از کشورهای اروپایی که آب و هوایی مرطوب و متفاوت دارند ، گرایش میدادم .

من از پیشنهادات و طرح های جدید و مبتکرانه استقبال میکردم اطلاع رسانی و بیان مشکلات از محله ها را بسیار جدی و اساسی تلقی و پیگیری میکردم نه با رفع مسئولیت. مسائل و مشکلات را بدرستی با مردم و مسئولین در میان میگذاشتم با قبول کار به این مهمی از تمام نیروهای متخصص به دور از سیاست ورزی استفاده می کردم .

خودم از سیاست به مفهوم عضویت دوری جسته ادامه و تمدید دوره شهردار بودنم را به خواست و نظر شهروندان واگذار می کردم و عرصه شهر را هم به مردم واگذار میکردم ، نه به پیمانکاران ویژه.

با آرزوی اینکه شهرداری بیاید که بخواهد شهردار باشد و بداند شهر چیست! من گوشه کوچکی از عظمت شهر (با همه ساکنین ) را میشناسم و شهردار ما شهر را بشناسد و به مردم بنمایاند.

پرویز طلایی
شهروند تهران
93/6/12

 

مجموعه مقالات مرتبط : اگر شهردار بودم    
عضو مرتبط : پرویز طلایی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید