تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :655

ایجاد فضای ادراکی در شهر

در دنیای امروز شهرها مملو از خیابان‌ها و کوچه‌هایی هستند که وجه مشترکشان ساختمان‌ها و برج‌های سر به فلک کشیده‌ای است که هزاران و گاه میلیون‌ها انسان را در خود جای می‌‌‌‌‌دهند. زندگی کردن در چنین شهرهایی به دلیل تراکم گسترده جمعیت و البته زندگی ماشینی و پرسرعت کار چندان آسانی نیست.

مردمی که برای هماهنگی با سرعت بالای زندگی مجبور به تحمل فشار روانی زیادی هستند، شهر و فضای شهری را تنها مامن و پناهگاه خود می‌‌‌‌‌یابند. تحمل فشار زندگی در کلانشهر‌ها در سال‌های اخیر موجب شد تا کارشناسان حوزه شهرسازی بر آن شوند تا با زیباسازی فضا‌های شهری و توجه به نیاز‌های بصری شهروندان، شهر، کوچه‌ها و محله‌ها را به مکانی مطلوب و ایده‌آل برای زندگی شهروندان تبدیل کنند.

در همین راستا نیز مجموعه ضوابط و قوانینی برای ساخت ساختمان‌ها به‌ویژه نمای بیرونی یا بصری آنها که به راحتی در معرض دید شهروندان قرار دارد، وضع کرده‌اند. قوانینی که در تلاشند تا محیط شهر را متناسب با فرهنگ حاکم بر جامعه برای مردم دلپذیر سازند. البته در این میان از نقش سلایق مردم در تعیین جزئیات نما به همراه قواعد کلی موردنظر قانون غفلت نشده است.

در ایران به‌ویژه در تهران اما به دلیل فقدان قوانین مربوط به نمای ساختمان یا جلوه‌های بصری، شهروندان همواره با یک نوع اغتشاش در فضای ساختمان‌ها و به تبع آن کوچه‌ها و خیابان‌ها رو به رو هستند. آنچه مسلم است این است که خیابان‌ها و کوچه‌های ما را انواع ساختمان‌ها با نماهای مختلف و سبک‌های مختلف به طور مثال سبک‌های سنتی یا رومی اقتباسی تشکیل می‌‌‌‌‌دهند که نه تنها هیچ هماهنگی با یکدیگر ندارند، گاه حتی در تضاد با یکدیگر قرار می‌‌‌‌‌گیرند. این ناهماهنگی در ذات خود می‌‌‌‌‌تواند به یک نوع احساس جدایی و فاصله از شهر و فضای شهری، استرس و تحمل فشار روانی حاصل از زندگی در شهر بینجامد.

علاوه بر این، در سایه فقدان قوانین مربوط به نمای ظاهری ساختمان‌ها در سال‌های اخیر به وفور با مواردی رو به رو بوده‌ایم که نمای ساختمان به هیچ شکل با موقعیت جغرافیایی کشور مطابقت ندارد. به طور مثال، استفاده از شیشه به‌عنوان نما در ساختمان‌ها که در دوره‌ای به امری متداول تبدیل شده بود، با توجه به قرارداشتن تهران روی چندین گسل می‌‌‌‌‌تواند در شرایط بحرانی به یک نوع فاجعه بینجامد. بی‌توجهی به این اصول اولیه همراه با تناقض‌ها و تضاد‌های موجود در ظاهر ساختمان‌ها موجب شده است تا نه تنها چهره شهر از حیث زیبایی با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو شود بلکه، امکان هر نوع ارتباط و درک فضای ادراکی را از مخاطب دریغ کرده است.

به طور حتم، تحت این شرایط انتشار خبر مربوط به تهیه و تدارک لایحه برای تعیین ضوابط مربوط به نمای ساختمان‌ها و یکپارچه سازی آنان بسیار خوشایند است چراکه، از این پس می‌‌‌‌‌توان انتظار داشت تا از میزان اغتشاش موجود در شهر و در نگاه عابران کاسته شود. البته این مهم جز با همکاری و حمایت بخش خصوصی و سازندگان و معماران حاصل نمی‌شود. در واقع، اگر این لایحه و بعد‌ها قانون شکل دستورالعمل از بالا به پایین داشته باشد و به نظر و ایده سازندگان آن توجه نشود با شکست روبه‌رو می‌‌‌‌‌شود.

تجربه این مورد را سالیان گذشته در مورد تعیین رنگ ساختمان‌های تجاری و مسکونی در مناطق مختلف داشته‌ایم. تجربه‌ای که در عمل نه تنها راهگشا نبود بلکه به سردرگمی حاکم در فضای شهر دامن زد. از این رو، جلب مشارکت و حمایت بخش خصوصی، استفاده از ایده‌ها و نظرات آنان و تعیین مرز سلایق فردی و قواعد کلی پیش از تدوین قوانین و در حین اجرای آن ضروری است. ضمن اینکه، به اعتقاد من، یکپارچه‌سازی و تعیین قواعد و قوانین برای تابلوهای تجاری که در جای جای شهر نصب شده‌اند از دیگر برنامه‌هایی است که باید مدنظر مسئولان شهری قرار بگیرد.

به طور حتم، ایجاد فضای آرام و چشم‌نواز در کلانشهر‌های امروزی از جمله راه‌های موثر برای بازگرداندن آرامش روانی و ایجاد دلبستگی با شهر است و برداشتن هر گام کارشناسی در این راستا قابل ستایش و تقدیر است. 

 

قمر فلاح



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید