تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :856

ایران در قرن 19 (قسمت اول)

بانوی من! ایران نام واقعی سرزمینی است که خاورشناسان به آن «لاپرس» می گویند. ایران در وضع کنونی، کشوری است که میان 25 و 42 درجه عرض جغرافیایی واقع است. در شمال به بخش شرقی تر سلسله جبال قفقاز، گرجستان و دریای خزر؛ در جنوب خلیج فارس و اقیانوس هند؛ در شرق به هندوستان؛ و در غرب به ترکیه آسیا محدود است. وسعت آن از غرب تا شرق تقریباً به چهارصد و پنجاه لیو و از شمال تا جنوب به سیصد و شصت لیو می رسد. بر اثر آشوب ها و انقلاب ها، که طی سالیان متمادی قسمتی از خاک آن را قطعه قطعه کرده و از وسعت اولیه آن کاسته است، در حال حاضر از ایالت های زیر تشکیل می­شود:

در شمال، در کرانه های دریای خزر، گیلان، که مرکزش رشت است، و مازندران با شهرهای عمده استرآباد، ساری و فرح آباد، که به همت شاه عباس بزرگ ساخته شد، و ارمنستان ایران مرکزش ایروان؛ و در شرق، سه چهارم خراسان[بزرگ] با مرکزیت مشهد و شهرهای بسیار مهم نیشابور، هرات و مرو، و دیلم در عراق عجم، شهرهای عمده تهران و قزوین؛ در شمال غرب، آذربایجان که مرکزش تبریز است؛ در غرب، کردستان ایران، شهرهای عمده اش: سنه[سنندج]، همدان(اکباتان باستانی)، کرمانشاه؛ در قسمت مرکزی، عراق عجم که شهرهای عمده اش: اصفهان، قم و کاشان است؛ در جنوب لرستان و کوهستان (سرزمین کوه ها)، شهرهای عمده آن: شوشتر و هویزه؛ فارس یا فارسستان، مرکزش شیراز؛ لارستان یا بندرات، در کرانه خلیج فارس؛ که این ایالت به دشتستان هم معروف است و شهرهای عمده ساحلی آن عبارتند از لار، بندرعباس، بندر بوشهر، بندر کنگ4، بندر ریگ، کرمان که مرکزش کرمان است.

آب و هوای ایران معمولاً خشک است. با این حال، بر حسب ایالت های مختلف فرق می کند. آب و هوای شمال در تابستان از درجه حرارت ملایم و معتدلی برخوردار است و در زمستان هوا سرد می شود. اما هوای مرکز ایران، به خصوص جنوب گرم و سوزان است. زمین ها اغلب پرشن و بی حاصل و گاهی آلوده با نمک است که این نمک با رودهایی که دشت ها را آبیاری می­کنند، در هم آمیخته و آب طعم شور پیدا می کند. اما زمین های بسیاری از جاها حاصلخیزی خود را مدیون قنات هایی هستند که با مهارت خاصی حفر شده اند و از سوی ایرانیان با مراقبت دائم نگه داری و مرمت می شوند. زیباترین و غنی ترین ایالت ایران، ایالت فارس است.

در ایران میوه های خوش طعم هم به بار می آید. بعید می دانم در جای دیگر خربزه ای به خوشمزگی خربزه های اصفهان یا کاشان بتوان یافت. این خربزه ها علاوه بر طعم شیرین مزیت دیگری هم دارند. هر قدر در خوردن آن افراط شود، هیچ ناراحتی بعدی ایجاد نمی کنند. هلو، زردآلو، و انگور هم در ایران از مرغوبیت خاصی برخوردارند. اما در باغ ها، گیلاس و انگورفرنگی کاشته نمی شود. انجیر هم، هر چند دارای ظاهر فریبنده ای است، خوردن آن برای خارجیان خالی از ضرر نیست. درباره سبزیجات، چون آن ها را خوب نمی شناسیم، هیچ اظهار نظری نمی کنم.

ایرانیان دلبستگی خاصی به پرورش انواع مختلف گل دارند، به خصوص گل سرخ علاقه بیش تری نشان می دهند. گل سرخ، زیبایی چندان درخشانی ندارد، اما عطرش بسیار مطبوع و دلاویز است. این گل ذوق شاعری بسیاری از شاعران نازک خیال این ملت را به جوش و هیجان درآورده است. سعدی نام یکی از کتاب های خود را گلستان گذاشته است، یعنی باغچه گلها؛ و نام اثر دیگرش بوستان است؛ نشانه ای از امتیاز فوق العاده ای که ایرانیان برای هرچیزی که بویی از گل و زیبای طبیعت دارد، قائل می شوند.

آب های ایران معمولا گل آلود و ناسالم است. چون هیچ رودخانه قابل کشتی رانی در این کشور وجود ندارد، فقط تعداد اندکی جویبار از چشمه هایی که آب گوارا دارند، در بعضی از شهرها جاری است؛ در نتیجه، غالب مردم جز از آب نهرها یا گودال­هایی که از شهر می گذرند، آب دیگری نمی نوشند. ایرانیان هنوز از فن درست کردن مجرای آب و ایجاد لوله کشی خبر ندارند. چنین به نظر می رسد که آن ها برای موضوع مهمی که در تأمین سلامت و تندرستی نقش اول را بازی می کند، چندان اهمیتی قائل نییستند و آب مصرفی خود را از نزدیک ترین رودخانه یا جویی که در دسترسشان باشد، برمی دارند. این چنین آشامیدنی آلوده ای معمولاً باعث تب های شدید می شود. ما در طول این سفر، با زحمت بسیار توانستیم به شرایط محیط عادت کنیم. آبی که برای رفع تشنگی می خوردیم، دل درد شدیدی در شکم ما ایجاد می کرد و ما هم آن را اغلب به نوعی بیماری بومی که در میان همه رایج بود، نسبت می دادیم. اما از لحظه ای که وارد پایتخت شده ایم، دیگر این ناراحتی به سراغ ما نیامده است؛ چون شاه از راه لطف، از چشمه گوارایی که آبش منحصراً اختصاص به او دارد، آب در اختیار سفیر گذاشته است. و همه ما از آن آب استفاده می کنیم.

این جا، شکار بسیار فراوان و بسیار متنوع است. کوه ها و دشت های اطراف تهران پر از کبک، قرقاول، غزال، خرگوش، گراز، بز و گورخر هستند. ایرانی ها گوشت گورخر را -با آن که کمی سفت است، با وجود این طعم گوشت حیوانات شکاری را دارد و گوشت خوشمزه ای است- می خورند. خر وحشی قد و اندازه خرهای اهلی را دارد. رنگ پوستش حنایی روشن است و نواری عریض به رنگ سیاه خوشرنگ، در سرتاسر مهره پشت و ساق های پای این حیوان دیده می شود. چهارپای بسیار چموش و گریزپایی است. خیلی سخت می توان آن را به چنگ انداخت. با این همه، گاهی بعضی ها به رام کردن آن موفق می شوند.

در این پایتخت ماهی کمیاب است؛ تعداد ناچیزی که یافت می شود، آن ها را از رودخانه کوچکی که در نزدیکی شهر جاری است و از نهرهای لجن آلود دیگر می گیرند و از این رو همیشه بوی لجن می دهند و زیاد مصرف نمی شوند. فقط ماهی های دریا را در بازار می فروشند. آن ها هم یا خشک شده و یا نمک سود هستند و همه را از دریای خزر می آورند.

در تهران، به سختی توانستیم گوشت گاو به دست بیاوریم، آن را هم آن روز فقط به خاطر ما کشته بودند. ایرانیان هیچ وقت گوشت گاو وارد آشپزخانه خود نمی کنند و از وجود این حیوان تنها در امور کشاورزی استفاده می کنند. گوشت گاوی که برای ما فراهم شد، چنان بی مزه بود که ما را از خوردن آن منصرف کرد.

حیوانات اهلی درشت این جا، قدری کوتاه و جثه ای لاغر دارند و گوشتشان چندان خوش طعم نیست. اما انواع دیگر چهارپایان اهلی، اندامشان فوق العاده زیبا و گوشتشان بسیار لذیذ است. گوسفندان ایران شبیه به گوسفندان قسطنطنیه هستند، و تنها گوشتی که از قصابان می شود خرید، گوشت گوسفند است. کبوترها و خرگوش ها هم یکی دیگر از منابع عمده غذایی ما را تأمین می کنند.

ادامه دارد ( قسمت دوم مقاله ایران در قرن ۱۹)

 

روزنامه اطلاعات-شماره 25917
بررسی و نوشته: تانکوانی- مترجم: علی اصغر سعیدی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید