Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2051

باب همایون

حتماً مي‌دانيد خيابان «باب همايون» کجاست. همان خياباني که ميدان سپه را به خيابان شمالي وزارت دارايي وصل مي‌کند. همان خياباني که تا چند سال قبل بزرگ‌ترين مرکز فروش لباس در تهران بود و حالا هم براي گروه کثيري از مردم تنها محل خريد لباس است. خياباني که در سال‌هاي دورتر مرکز صنايع دارالخلافه بود.

باب همايون يکي ازقديمي‌ترين خيابان‌هاي تهران است، و اين خيابان قديمي، امروز با سال‌هاي بيش تر تفاوت بسيار دارد.

من هر وقت ا زاين خيابان گذشته‌ام (همانطور که شما اگر گذشته باشيد) صداي ماشين‌ها را شنيده‌ام و زمزمه‌ها و فريادهاي مردم را و صداي مسافران خسته را که در کنار خيابان‌ها ايستاده‌اند و در سکون مقصد را فرياد مي‌کنند. اما آن سالها، سال‌هاي دور و دورتر، باب همايون چهره‌اي ديگر داشته است.

کوچه‌اي باريک

تا سال 1287 قمري يعني 110 سال پيش محل فعلي خيابان «باب همايون» کوچه‌اي باريک و کثيف بود و عجيب اينکه اين کوچه درست در قسمت شمالي ارک قرار داشت و در ميان ساختمان‌هاي سلطنتي قسمت غربي‌اش عمارت الماسيه بود و پايين‌تر مسجد مهد عليا و مدرسه صنايع که ديگر خرابه‌اي بود.

اما يک مرتبه بخت اين کوچه باريک گشوده شد و ناصرالدين شاه به محمد رحيم‌خان علاالدوله (اميرنظام) دستور داد،‌از اين کوچه خيابان بسازد،‌ خياباني که بودنش در شمال ارک مايه‌ مباهات باشد نه آبروريزي. و اميرنظام در اجراي اين دستور از کوچه باريک. خيابان عريضي ساخت که تماماً سنگفرش بود و حاشيه‌اش را در ختکاري کرده بودند درخت‌هايي که هنوز بعضي از آنها مانده است و همين چند هفته پيش يکي از آن‌ها را باد لرزاند و شهرداري آن را بريد.

در دو سوي اين خيابان نيز،‌ به دستور امير نظام دکان‌هايي ساختند که چندي بعد مرکز فعاليت صنعتگر آن روز گار شد و خيابان باب همايون در واقع اولين مجتمع صنعتي را داشت. در اين دکان‌ها تيغ مطلا گرفته تا عصاهاي چوب آينوس و پارچه و به اين ترتيب صنايع مملکت،‌جايي براي فعاليت در قلب «دارالخلافه» پيدا کردند.

باب الماس يا باب همايون

وقتي که اين خيابان گشوده شد، بسياري از ساختمان‌هاي سلطنتي در کنارش قرار گرفت. و ازجمله در شمالي ارک که سردري از سنگ و آئينه کاري داشت در قسمت غربي خيابان افتاد،‌اين راه ورود را «باب الماس» يا «باب همايون» مي‌گفتند و به همين دليل اسم خيابان جديد هم شد باب همايون.

غير از اين سر در که اسمش روي خيابان ماند در بقعه امامزاده روح الله و مدرسه دارالفنون هم به اين خيابان افتاد و چند بناي مهم آن روزگار که امروز از برخي اثري نيست و از برخي بهرحال نشاني مانده است، مثل قورخانه، مسجد مهد عليا و مجمع‌الصنايع و گوشه اي از سردر «باب الماس».

بعد از اينکه خيابان ساخته شد دکان‌هاي اطرافش کم‌کم به صورت مرکز فعاليت صنعتکاران درآمد، ناصرالدين شاه به فکر افتاد که صنايع دارالخلافه از رونق دهد و به اين دليل دستور داد در محل مدرسه صنعتي که ويران شده بود، يک «مجمع الصنايع» به و جود آورند.

اين مدرسه که طرح ايجاد آن را اميرکبير ريخته بود،‌ درست در پشت مسجد مهد عليا مادر ناصرالدين شاه قرار داشت و در اجراي دستور ناصرالدين شاه حجره‌هايي در آن ساختند و گروهي از صنعتگران در آن مستقر شدند و به اين ترتيب اولين مجتمع صنعتي کشور که توليداتش بسيار محدود بود شکل گرفت.

مسجد و مدرسه مادر شاه

در کنار خيابان باب همايون، مسجد مهد عليا و مدرسه مادر شاه که در جنوب مسجد بود قرار داشت. اين مدرسه براثر توسعه خيابان شمالي وزارت دارايي که به «درب اندرون» معروف است از بين رفت اما قسمتي از مسجد هنوز باقي مانده است. مدرسه دارالفنون هم که اولين مرکز آموزش عالي تهران به شمار مي‌آمد و اميرکبير آن را ساخته بود در قسمت غربي خيابان قرا رگرفت و علاوه بر آن ساختمان‌هاي مدرسه نظام (مدرسه ناصري) و قورخانه هم د رکنار همين خيابان واقع شد. به اين ترتيب «باب همايون» مهم‌ترين خيابان آن روزگار شد، خياباني که شب ها که دسته‌هاي موزيک در کنار آب نماهايش «مارش» مي‌نواختند.

و بعد ...

با گذشت زمان، همچنانکه همه چيز تغيير کرد، خيابان باب همايون سيمايش را تغيير داد. شهر بزرگ و بزرگ‌تر شد و خيابان‌هاي جديد اندک اندک اعتباري يافتند و از اعتبار خيابان «باب همايون» کاسته شد. خيابان ناصر خسرو که در قسمت غربي ارک قرار دا شت و هنگام ساخته شدن باب همايون، خندقي بود، به صورت خياباني زيبا درآمد و ايجاد ساختمان «شمس العماره» ...

 Babe -homayoon -1

در اقرب زمان

پيرامون ايجاد مجمع الصنايع دارالخلافه در خيابان باب همايون، اعتمادالسلطنه وزير انطباعات ناصر الدين شاه در روزنامه ايزن نوشت از آنجا که خاطر همايوني پيوسته مايل به تکميل صنايع و تشويق اهل حرفت و صنعت است اين اوقات به نواب اشرف والا، اميرکبير، نايب‌السلطنه، وزير جنگ و حکمران دارالخلافه تهران مقرر فرمودند که مدرسه مجمع‌الصنايع واقعه در خيابان باب همايون را که مدت‌ها خالي از سکنه و باير مانده بود به جمع اهل حرفت و صنعت داير نمايند. نواب معظم له در اقرب زمان، مکان مزبور را مرمت کامل کرده و در ترتيب وضع هيئت مدرسه و جمع و تشکيل اهل حرفت و صنعت اقدامات بعمل آوردند.

اصناف حرفت و انواع صنايع با استادان ماهر در آنجا مجتمع و هر حجره را به صنعتگري مخصوص داشتند.

 Babe -homayoon -2

که آسمانخراش آن سال‌هاي تهران بود اهميت اين خيابان را بيشتر کرد تا جايي که در اصلي مدرسه دارالفنون را به اين خيابان گشودند و دري که در باب  همايون داشت بسته شد صنعتگران هم کم‌کم راهشان را کشيدند و رفتند به خيابان هاي ديگر و مجمع‌الصنايع هم رو به تعطيل گذاشت.

با گسترش سريع تهران در دوران رضاشاه کبير، خيابان باب همايون شکل ديگري به خود گرفت صنايع مملکت ديگر آن قدر وسيع شده بود که در خيابان باب همايون نگنجد و نياز مملکت به ادارت و سازمان‌هاي مختلف باعث شد که در جنوب اين خيابان کاخ دادگستري و کاخ دارايي ساخته شود و اينها همه باعث تغيير بود. کم‌کم فروشندگان کالاها به اين خيابان آمدند و جاي صاحبان صنايع را پرکردند.

مرکز فروش لباس

به طور دقيق معلوم نيست اولين لباس‌فروشي کي در اين خيابان بوجود آمد اما در سال‌هاي بعد از تغييرات، باب همايون مرکز لباس‌فروش‌ها شد همچنان‌که هنوز بيشترين مغازه‌هاي اين خيابان لباس‌فروشي است و گرچه کارشان هم پررونق است اما ديگر آن رونق سابق را ندارد.

سال‌هاي پيش در تهران بوتيک و فروشگاه‌هاي لباس به صورت امروز نبود و غير از يکي دو فروشگاه که بعد از ساخته شدن خيابان لاله‌زار به وجود آمد مردم لباس را از باب خيابان لاله‌زار بوجود آمد مردم لباس را از باب همايون مي‌خريدند و خيلي کم بودند کساني که به خياط سفارش لباس بدهند. (به جز خانم‌ها که لباس دوخته براي آنها نبود) مخصوصاً نزديک عيدها باب همايون پر مي‌شد از مردها و زن‌هايي که دست بچه‌هايشان را گرفته بودند و براي خريد کت و شلوار بچگانه يا مردانه از اين مغازه به آن مغازه مي رفتند و سرانجام با دست پر از مغازه‌‌اي بيرون مي‌امدند.

...و خاطره هايش

خيابان باب‌همايون امروز با 109 سال سن پر از خاطره است. خاطره هاي خوب و خاطره‌‌هاي بد، از سال‌هايي که بهترين خيابان دارالخلافه بود از زماني که در سال‌هاي دور قلب «صنعت» کشور بود و از سال‌‌هاي نزديک‌تر، که تغيير شکل پيدا کرد و شوق و ذوق هزاران بچه را در خود ديد که نزديک‌هاي عيد براي خريد لباس مي‌آمدند.

اما شايد خاطره‌اش از شاهان و رؤساي جمهور کشورهاي ديگر که براي ديدار به ايران امده‌اند چيز ديگري باشد. تا چند سال پيش «باب ‌همايون» يکي از مسيرهايي بود که ميهمانان خارجي براي رفتن به کاخ گلستان از آن مي‌گذشتند.

خيابان پير،‌امروز با خاطره‌‌‌هايش تنها به صداي اتومبيل‌ها گوش مي‌دهد و به زمزمه‌ها و فريادها.

اندر باب تولیدات

در مورد صنایع « دارالخلافه» و تولیدات آن ، اعتماد السلطنه طی مطلبی که در روزنامه « ایران» نوشت، آنها را به این شرح معرفی کرد:

 

  • حجره ی حاج اسماعیل: صندلی فنردار آهنی در نهایت امتیاز، آئینه مفضض اعلاء، قهوه ریز مطلای نوظهور، آفتابه لگن برنجی، قلمدان مطلا، قاب سیگار مطلا، قداره ی مطلا طلاکوب.
  • حجره استاد محمد صادق: چاقوی تیغ مطلا و تیغ خشکه از قلمتراش و میوه خوری، اسباب جراحی از همه چیز، مهمیز چکمه و نیم چکمه، اسباب مخابراتی با تمام لوازم آن که تماما در این حجره خود ساخته، بادام شکن.
  • حجره استاد اسماعیل: پایه فنری و برنجی کوتاه و بلند، قداره غلاف آهن ممتاز میوه خوری پایه دار برنجی بزرگ و کوچک، آجیل خوری پایه دار، تنگ برنجی بزرگ و کوچک بانواع مختلفه، سینی برنجی مدور و مربع.
  • حجره استاد بهرام: پرده شبیه همایونی در شکارگاه .
  • حجره میرزا مصطفی: آئینه مصور مربع تذهیب شده ، آئینه دستی مصور تذهیب شده قلمدان صورت جنگ.
  • حجره استاد مهدی ساعت ساز: ساعت بزرگ زنگی عمارتی که تمام اسباب آنرا در دارالخلافه تهران ساخته اند.
  • حجره عیسی خان: عصاهای چوب آبنوس، مهر دسته شیرماهی به اشکال مختلفه، قاب های مختلفه، جای جواهر آلات، جعبه لوازم التحریر چوبی، قنداق تفنگ بسیار اعلی!
  • حجره آقا سیدعلی: قداره قزاقی طرح ایرانی و روسی و اطریشی، قداره نظامی آهنی بطرح های مختلف. قمه قزاقی و غلاف برنج منبت، قمه جوهری، رکاب و دهنه طرز فرنگی، رکاب و دهنه طلاکوب ایرانی، کارد جوهری.
  • حجره میرزا نصرالله: بندقواره نظامی، اشارب گلابتونی قزاقی، اشارب ابریشمی جهت سردست و یقه لباس، نظام و یراقهای پهن و باریک جهت لباس زنانه ، گلابتون ریشه ابریشمی، قیطان جهت دور مخده.
  • حجره میرزا رضی مذهب: جلد آلبوم، عکس تذهیب کرده، قلمدانهای تذهیب شده اعلی.
  • میرزا غلامعلی میناکار: سرقلیان طلای مینا، سرقلیان مس مینا کاری شده .
  • حجره مشهدی حسین: پارچه های بافته طرز آغاجاری از همه رنگ که در دوازده دستگاه اتصالا مشغول کار است.

 

 

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید