تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :4535

بازار بزرگ تهران

شناختی بر بازار بزرگ تهران در گفت و گو با مهندس «شیخ الاسلامی»

بازار مهم ترین محور ارتباطی و فضای شهری در شهرهای ایرانی در گذشته به شمار می آمده است. بازارهای اصلی و دائمی در هر شهر به طور معمول در امتداد مهمترین راه محوری شهری که از یک دروازه شروع می شد و تا مرکز شهر ادامه می یافت، شکل می گرفت. بر اساس اسناد موجود می توان ححدس زد که پیشینه بازارها حداقل به چند هزار سال پیش از میلاد می رسد اما بازارهای بزرگ تهران به واسطه قدمت، وسعت و موقعیت جغرافیایی و واقع شدن در پایتخت ایران، اهمیت فراوان تری نسبت به دیگر بازارهای کشور از لحاظ وضعیت اقتصادی داشته است.

هرچندگاه نوع معماری و اولویت های فرهنگی آن نسبت به برخی بازارهای معتبر در شهرهای باسابقه تاریخی قدیمی تر در کشور در اولویت های دوم و سوم پس از بازارهای معروف کشور قرار گرفته است.

با مهندس شیخ الاسلامی کارشناس میراث فرهنگی استان تهران درباره ساختار، معماری، ویژگی های جغرافیایی، فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بازار بزرگ تهران به تفصیل به بحث نشسته ایم .

همواره در معماری شهرسازی به بازار به عنوان یک موضوع بسیار مهم نگاه شده است. تا چه حد این مسئله در مورد بازار تهران رعایت شده است؟

اسناد و مدارکی که در مورد شهرهای اسلامی وجود دارد نشان می دهد که شاکله اصلی این شهرها را بازار تشکیل داده است. بازارها در شهرها نقش اساسی  داشته اند. علاوه بر اینکه نقش اقتصادی وسیعی را ایفاء می کردند. به واقع عامل اصلی پیدایش شهرها و شهرسازی را سبب می شدند. تهران هم از این قاعده مثتثنا نیست.

اگر تاریخ شهر تهران را در نظر بگیریم به اوایل دوران صفوی می رسیم. قبل از آن تهران، و روستاهای کوچکی در شمال  «ری» بود البته از ابتدا هم نام این روستای کوچک «تهران» بود و این نام تقریبا یک قدمت دو هزار ساله دارد. تهران لبه منای کوهپایه و اسامی مشابه آن است.

در زمان شاه تهماسب تهران دارای حصار می شود و میدانیم که حصارها نماد شهرها بودند. این اتفاق بین سالهای هزار تا هزارو صد هجری قمری می افتد و در همان زمان یکی از مهمترین عناصر پیدایش شهر تهران همین بازار تهران بوده است و از همان دوران برای ساخت آن طرح هایی ریخته شده بود .

می خواهید بگوئید که بازار تهران قدمتی از صفویه تا امروز دارد؟

دقیقا، از همان زمان تا امروز در واقع در محدوده شهری تهران در دوران صفویه یکی از اصلی ترین نقاط تهران بازار تهران بوده است . و شاکله اصلی آن البته نه به طور کل و صرفا در قالب مسیرهایی که برای دسترسی به بازار ساخته شده بود طبق نقشه ای که از تهران در سال 1275 هجری قمری در دست است. در همان زمان شکل می گیرد. یعنی از جنوب خیابان پانزده خرداد فعلی، در واقع مسجد امام خمینی (که در آن زمان مسجد شاه نام داشت) به سمت جنوب تا جایی که در حال حاضر به نام خیابان مولوی می شناسیم یک محور و ستون فقراتی به عنوان بازار وجود دارد. این به واقع چیزی است که ما از آن سند داریم. پس در واقع هسته اصلی بازار که تاریخچه آن را شکل می دهد. مربوط به دوران صفویه است. البته در دوران های مختلف دچار تغییر شده است. ولی آن شکل اصلی بر اساس تعریفی که ما از بازار داریم شامل: تیم و تیمچه، چهارسوق و کاروانسرا و ... تماما مربوط به دوران صفویه می شود .

این شاکله و اسکلت بندی که شما از آن صحبت می کنید مربوط به کدام قسمت بازار می شود و طبق آنچه که فعلا از بازار می بینیم کدام قسمت را شامل می شود؟

برای پاسخ به این سوال باید نقشه هایی که از این چند دوره وجود دارد را کنار هم بگذاریم و تطبیق بدهیم. مثلا فردی به نام « موسیو کرشیش» که فرانسوی هم بود و در توپخانه فعالیت می کرد، به کار نقشه کشی هم وارد بود او از حصار دوران صفویه نقشه ای را تهیه کرد که ما امروز آن نقشه را داریم. باکنار هم گذاشتن آن نقشه و نقشه فعلی تهران می توان ریز عناصری را که تغییر کرده است دید.

ولی در پاسخ به سوال شما باید بگویم که بازار سنتی در ایران تعریفی دارد و به محوطه ای گفته می شود که مسقف است و در آن تبادلات اقتصادی در کنار فعالیت های اجتماعی و مذهبی انجام می شود. این تعریف به واقع  عناصری را می سازد. یعنی وقتی قرار است که بازار نقش اجتماعی خودش را ایفاء کند به یک سری مکان هایی نیاز دارد شامل: حسینیه ، تکیه و مسجد و این قبیل مکان هایی که محل تضارب افکار و تجمع افراد است و در آن ریش سفیدها برای جوان ترها صحبت می کنند. وقتی قراراست بازار نقش اقتصادی خودش را ایفاء کند در واقع مکان های مورد نیازش متشکل می شود از «راسته ها». «باراندازها».حجره ها و الی آخر . بازار تهران هم همین ساختار را داشته و هنوز هم کم و بیش دارد. در حال حاضر دو راسته خیلی مهم در بازار داریم که محل تقاطع این دو راسته مکانی است به نام «چهارسوق» بزرگ بازار که در حال حاضر هم خیلی معروف است. محور شمالی این چهارسوق امتداد پیدا می کند و به خیابان پانزده خرداد فعلی می رسد و محور جنوبی آن نیز به خیابان مولوی می رسد. محور شرقی و غربی آن نیز از یک طرف به خیابان خیام فعلی و از طرف دیگر به خیابان مصطفی خمینی ختم می شود. در کنار آن نیز چند مرکز مهم دیگر قرار دارد. مثلا در جنوب شرقی بازار چند کاروانسرا و سرا داریم که می توان به سرای گردن کج اشاره کرد که جزء سراهای خیلی معروف موجود بازار است. باید متذکر شوم که بحث طراحی شهری نیز در این بازار رعایت شده است. جنوب سرای گردن کج « امامزاده سید اسماعیل» و « مدرسه فیلسوف الدوله» را در کنار چند سرای دیگر و مجموعه اینها گردش خیلی جالبی را به وجود آورده است. در محور شمالی و جنوبی راسته های بازار را به این سراها ختم میکرده و از طریق این سراها به جلوی خوان امامزاده سید اسماعیل وصل شده اند. در آنجا نیز یک فضا به نام گشایش طراحی شده است که این مسیر را به سمت امامزاده هدایت می کند امامزاده سید اسماعیل جزو امامزاده های قدیمی تهران است و قدمت آن شاید به قرن هفتم هم برسد به واقع می خواهم بگویم که ساخت بازار تهران بر اساس حدسیات انجام نشده و عناصری در آن دخیل بوده اند. عناصری مذهبی و شهری این محور بازار را شکل داده به تدریج کامل شده تا به دست ما رسیده و ما هم انصافا چیزی از آن باقی نگذاشته ایم و همه را از بین برده ایم .

در تعریف بازار به این موضوع برمی خوریم که بازارها از قرار گرفتن چند کاسب آن هم در کنار به وجود می آمده اند. با این حساب بازار اساسا ساختی مردمی دارد و یک طرح نمی تواند در ساخت آن نقش داشته باشد. لطفا کمی در این باره صحبت کنید؟

آن چه که امروز از بازار می بینیم یک مبحث طراحی شهری است . این گونه که یک معمار شهرسازی برای کار خودش تقسیماتی انجام می دهد. مثلا یک «زونی» از شهر را به کاربری مسکونی اختصاص می دهد و زون دیگری را به مباحث اقتصادی و بخشی را هم برای سرویس دهی به این مناطق تعبیه می کند به نام بازار. ما در شهرسازیمان به صورت سنتی آن هم با تفکری سنتی، یک چنین تقسیم بندی را نمی بینیم. اما این طور هم نیست که همه چیز روی هوا رها شود. شهرهای سنتی ایران یک نظم ارگانیکی دارد. اگر شهر به محلاتی تقسیم می شود، این محلات هرکدام مایحتاج روزمره و مایحتاج فرهنگی شان را از مرکز همان محله تهیه می کنند. فرض کنید که محله «پاچنار» تهران البته منظورم فرم سنتی آن است نه چیزی که در حال حاضر وجود دارد. تعداد زیادی مرکز محله دارد و در این مرکز محله ها مسجد هست تا حدودی آب انبار وجود دارد.بازارهای محلی هستند، حسینیه و غیره که بسته به نیاز محله به آن محله سرویس می دهند. این شکل شهرسازی در فرم سنتی در واقع ناشی از یک طراحی ذهنی و عقیدتی است نه شکل معماری و شهرسازی امروزی. بازار تهران مثل دیگر بازارهای ایران دارای ستون فقراتی است که از همان راسته های اصلی تشکیل شده است. اما در دوران های مختلف می بایست که این بازار به جاهای دیگر هم خدمت می داده است. به خصوص از بعد از این که تهران پایتخت می شود . بازار تهران به خاطر وجود چنین مسایلی گسترش پیدا می کند . همان طور که گفتم این گسترش یک اتفاق کاملا ارگانیکی است و بسته به نیاز راسته ها و باراندازها وسیع تر و گسترده تر می شوند و این مساله تا شروع مدرنیسم در ایران ادامه داشته است. البته در ایران این نام خیلی بامفهوم جهانی خودش مطرح نشده است ولی به هرحال ما نیز در راستای صنعت قرار می گیریم. به خاطر همین از دوران رضاشاهی به بعد گسترش بازار تهران مطابق حساب و کتاب و اصول شهرسازی انجام می شود . خیابان هایی چون 15خرداد یا بوذر جمهوری، خیام و مولوی محصول همین دوران صنعتی است. از زمانی که شهرسازی به سبک مدرن وارد مملکت  ما شد. (که البته من به شخصه معتقدم که هنوز هم وارد نشده است) تا امروز این سبک شهرسازی شروع به تخریب عناصر تاریخی ما کرده است.

عناصری که خیلی مردمی و بر اساس آن چه مرحوم «پیرنیا» می گویند«خودبسندگی» شکل گرفته اند. این تفکر صنعتی با این عناصر دچار تعارض می شود و باعث از هم گسیختگی آن میشود. و این نظم ارگانیک مردمی را از هم می پاشد .

در نوشته ها آمده است که بازارها بر اساس رفت و آمد کردن مردم یک شهر یا محله به مساجد جامع و در کنار این مساجد شکل گرفتند که ما امروز هم نمونه های فراوانی از این شکل بازارها را داریم. نقش این مساجد و مسجد جامع بازار تهران در پیدایش این بازار تا چه حد اهمیت داشته است؟

کنار هم بودن مسجد جامع و بازار نشان از یک وابستگی قدیمی دارد. ما نمی توانیم برای هر کدام موخره ای زودتر از دیگری در نظر بگیریم. جالب است بدانید که چند سال پیش از طرف اداره میراث فرهنگی روی مسجد جامع تهران کار پژوهشی صورت گرفت که متوجه شدیم قدمت بعصی از آثار داخل این مسجد مربوط به قرن پنج و شش قمری می شود. حتی پی و شالوده مسجد جامع را تا آن دوران می توانیم عقب ببریم. حتی امامزاده سید اسماعیل نیز به همین اندازه قدمت دارد. این عناصر مسلما به حضور پر رنگ تر بازار هم کمک کردند.ولی در طی شکل گیری بازار و تا قرون متاخرتر این عناصر دچار تغییر و تحول هم شدند. مسجد جامع تهران در راسته ای با همین عنوان در بازار وجود دارد.در شمال این مسجد با مسجد شاه که امروز مسجد امام خمینی نام دارد را می بینیم که محصول دوره فتحعلی شاهی است. بین این دو مسجد را هنوز هم «بین الحرمین» می گویند. در واقع محور ارتباطی اتصال این دو مسجد بازار تهران بوده است. ساخت این مساجد به نوعی مربوط به جریان سیاسی می شوندبرای مثال در اصفهان، یک مسجد جامع سلجوقی داریم و بازاری که خیلی قدیمی است. در زمان شاه عباس، برای این که شاه عباس به نحوی قدرت خودش را نشان بدهد یک مسجد دیگر آن هم فارغ از ساختارهای بازار و بزرگ تر از مسجد سلجوقی می سازد. در مورد تهران هم تا حدودی این حرف را می زنند که مسجد شاه صرفا برای بیرون آوردن روحانیت از مسجد جامع بازار و آوردنشان به مسجد شاه که بزرگ تر است و نشانه اعمال قدرت شاه بود، ساخته شده است. اما اگر به ابتدای بحثمان برگردیم باید بگوییم وجود مسجد جامع در شکل گیری و گسترش بازار بی تاثیر نبوده است.

فکر می کنم تا امروز این مثاله رعایت می شود مثل ساخته شدن بازاری کنار مرقد امام خمینی...

دقیقا همین طور است اساسا معماری ایرانی بر اساس نیازهایش بوده است. این مساله: در تک بنا و چه شهرسازی رعایت شده است. حال این نگاه به شهرسازی باعث شده که زمانی بازار شکل بگیرد و زمانی دیگر مسجدی و یا خانه ای با فضای اندرونی و بیرونی و صرف رفع نیازها ملاک معماری ما بوده است.

شما از اسکلت بندی بازار تهران به عنوان یک طرح ارگانیک سخن گفتید اما گویا بازار تهران در گسترش خودش تابع هیچ نظمی نبوده است و ما گاهی اوقات در آن شاهد پیدایش کوچه های تنگ هستیم که به سختی می توان از آن عبور کرد. آیا در اینجا بازار به صورت بداهه ساخته شده و هیچ نظارتی روی آن صورت نگرفته؟

اگر بازار تهران را از بالا نگاه کنید و کلیه مراکز بازار را به صورت متمرکز زیر نظر بگیرید عملا این بی نظمی را کمتر می بینید. در واقع همان معابر تنگ و باریکی که شما از آنها سخن می گویید، معابری هستند که شما را از جزء به کل می رسانند. این مساله امروز در بحث شهرسازی هم دیده می شود. یعنی وقتی شما از خانه تان بیرون می آیید، و اگر خانه تان در یک کوچه شش متری باشد بعد از طی کردن کوچه به یک خیابان ده متری می رسید و از طریق چند اتوبان و بزرگراه به دیگر نقاط شهر دسترسی پیدا می کنید. به واقع سلسله مراتبی را طی می کنید تا در شهر گردش کنید.

در بازار هم این سلسله مراتب هست. وقتی شما یک راسته اصلی را می بینید که تعدادی مغازه در آن وجود دارد. معابر تنگی هم می بینید که شما را از این راسته به راسته دیگری می برد.

اما این سلسله مراتب در بازار تهران همراه با نظمی در کنار هم قرار گرفته است. و این نظم را فقط می توان با نگاه کردن به بازار از بالا متوجه شد. اما اگر هم بی نظمی حس می شود محصول همین پنجاه سال گذشته است و من فکر می کنم که بازار تهران در گذشته جزو بخش های فکر شده تهران محسوب می شده است. اما امروزه نجات دادن بازار کار سختی شده است.

امنیت از جمله ارکانی بود که کاسبان را دور هم جمع کرد و کم کم بازار را شکل داد. اما در بازار تهران آنچه که امروز دیده می شود چنین امنیتی وجود ندارد و حادثه ای مثل یک آتش سوزی می تواند فاجعه آفرین شود. زیرا تا آتش نشانی بیاید و از بین این کوچه های تنگ بازار گذر کند چندین حجره و مغازه دیگر هم سوخته است...

اگر به تهران سیصد، چهارصدسال پیش نگاه کنیم در بازارش چنین وضعیت اسفناک و بی سروسامانی را نخواهیم دید. این بحثی که شما مطرح می کنید فاصله نزدیکی به زمانه ما دارد. در حال حاضر هر معمار شهرسازی برای ساختن یک شهر از مهم ترین بخش هایی که به آن فکر می کند سرویس هایی چون آتش نشانی و بهداری و زلزله و غیره است. اما در شهرسازی سنتی، کمتر به این مسائل تکیه می شده است. در همان دوران هم بازار آنقدر لگام گسیخته و در هم تنیده شده نبوده است. امروز شما وقتی وارد بازار می شوید متوجه این موضوع خواهید شد که شیوه گسترش بازار به نحوی بوده است که حتی اگر راهی هم وجود داشته، کور شده است. و از سانتی متر به سانتی متر آن استفاده شده است. به خاطر همین امنیت در بازار به شکل سنتی به طور حتم وجود داشته با توجه به عدم وجود چنین انباشتی در آن زمان حتی امکان بروز حریق و این گونه اتفاقات هم کمتر بوده است. زیرا ما در حال حاضر در بازار لوله گاز و تاسیسات هم داریم که خطر یک چنین اتفاقاتی را افزایش می دهد. البته امروزه در بازار ما نقاط مسکونی کمتری داریم...

مگر در بازار تهران فردی هم زندگی می کند؟

بله هم اکنون چیزی حدود 1000 نفر جمعیت ساکن دارد. البته طبق آمار و ارقامی که مثلا در سال 1320 اعلام شده البته نه چندان دقیق نزدیک به سی تا چهل هزار نفر در بازار زندگی می کردند. بخش جنوبی بازار که منتهی به خیابان مولوی می شود در دورانی اکثریت قریب به اتفاق مسکونی بوده است.

چه قشری از جامعه آنجا زندگی می کرده است؟

آدم های معمولی شهر، البته آدم های مرفه فراوانی در بازار سکونت داشتند و در نقشه کرشیش هم به این نکته اشاره شده است. مثل خانه نصیرالدوله،خانه سفیر کبیر روس، یا وزیر مختار انگلیس. در حال حاضر در بازار دو یا سه سرای اعیانی موجود مانده است. دو تا از آنها را ما ثبت کردیم. در حال حاضر ساکنین بازار را کارگران تولیدی ها و مهاجران تشکیل می دهند. و جالب است بدانید در آن زمان که در بازار سکونت فراوانی وجود داشت سرویس هایی چون نانوایی و قصابی و غیره هم بودند که در حال حاضر تمام آنها به پاساژ وغیره تبدیل شده است.

این بی نظمی و آشفتگی بازار را گفتید محصول دوران مدرن است. آیا آن را باید از دوران قاجاریه به بعد بررسی کرد؟

اگر بگوییم پهلوی دوم بهتر است و اگر باز هم بخواهیم ریزتر به مسائل نگاه کنیم به دوران جمهوری اسلامی ایران می رسیم که بیشترین آسیب را به بازار زده است. دوران پهلوی دوم، محمد رضاشاه همواره از نزدیک شدن به بازاری ها هراس داشت ولی پس از پیروزی انقلاب بازاری ها دیگر خودشان را به نوعی صاحب انقلاب هم می دانستند، هرکاری که دلشان خواسته کرده اند.یعنی در واقع می خواهم بگویم به نوعی حکومت کرده اند. و به قوانین شهرسازی و مقررات شهرنشینی بی توجه بوده اند.

یعنی شما می خواهید بگویید که خود بازاری ها باعث چنین آشفتگی شده اند؟

بیشتر به همین شکل است. ما نیاز به یک مدیریت شهری مناسب داریم تا بتوانیم به اهدافمان برسیم. مثلا میراث فرهنگی بازار را ثبت کرده است اما عملا هنوز نتوانسته دخالتی در آن داشته باشد البته یکی از طرح های جدی شهردار جدید تهران طرح سامان دهی بازار است که در این زمینه کمیته ای را نیز تشکیل داده است. من برای نخستین بار بود که می دیدم دارد یک همفکری و تعاملی می شود که طی آن جلسه ای با حضور اعضای شهرداری، مشاور طرح، یک سری استاد دانشگاه و افراد صاحب نظر به اضافه نماینده کسبه بازار(نماینده انجمن های اسلامی بازار) تشکیل شد. کسبه  هم دوست دارند که بازار سروسامانی بگیرد اما تا امروز زمینه آن پیدا نشده بود. علت ان می تواند سیاسی یا هزارو یک مسئله دیگر باشد. اما به نظر من با مشارکت افراد منسجم کردن ایده ها شدنی است. آن بحث آتش نشانی هم در این مساله می گنجد اما ما باید این مساله را هم در نظر بگیریم که در عین ساخت و ساز بازار به بافت مخصوصا بعضی قسمت های آن دست نزنیم و یا آنها را مرمت کنیم. چون نقاط باارزش و تاریخی بسیاری در این بازار وجود دارد.

آیا بازار تهران به ثبت میراث فرهنگی رسیده است؟

بله این بازار ثبت تاریخی شده است این را بگویم که حتی اگر ما بخش هایی را عریض کنیم برای گذر مثلا ماشین آتش نشانی باز هم برای عبور این وسایل در بازار دچار مشکل خواهیم شد چون روزانه سه میلیون نفر در این بازار رفت وآمد می کنند . ولی درباره امنیت بازار باید گفت که این مساله با توجه به تکنولوژی جدید قطعا قابل بررسی و تعمیم است ومی توان از روش های دیگری برای رفع این نقص بازار اقدام کرد.

تا این جای بحث درباره گسترش و شیوه های گسترش بازار تهران صحبت کردیم . اما امروز دیگر شاهد گسترش آن نیستیم. از چه زمانی ساخت وساز بازار برای بزرگ تر شدن آن متوقف شده است؟

حدود پنج سال که روابط میراث فرهنگی تهران با شهردار منطقه 12 نهادینه تر شده است. ما برای بازار ضوابطی را در نظر گرفته ایم و ساخت و ساز آن را زیر نظر خودمان انجام می دهیم انصافا هم شهرداری با ما همکاری های لازم را می کند و هر ساخت و سازی را در بازار برای ما استعلام می کند به واقع این ضوابط و قوانینی که ما برای بازار طراحی کرده ایم باعث عدم گسترش بیش از حد آن شده است. و به نحوی توانستیم آن را کنترل کنیم. جالب هم هست بدانید که به تازگی بازاری ها خودشان هم این مسایل را رعایت می کنند و برای تعمیرات می آیند تا از کانال میراث فرهنگی عبور کنند.

بازار تهران

شما می گویید این منطقه یعنی بازار تهران از محدوده خیابان 15خرداد تا مولوی و از خیابان مصطفی خمینی تا خیام به عنوان محدوده بلوک بازار ثبت میراث فرهنگی و آثار تاریخی شده است و هرگونه ساخت وسازی هم در آن زیر نظر این مرکز انجام می شود. پس چطور است که در آنجا ما شاهد ساخت و ساز پاساژهای جدیدی هستیم، آن هم متفاوت با بافت قدیمی بازار؟

بزرگترین اشکالی که میراث فرهگی دارد این است که نیروی اجرایی بسیار کم دارد . اصلا می خواهم بگویم که به لحاظ قانونی هم مشکلاتی دارد. فرض کنید که ما می گوییم این پاساژی که در بازار ساخته می شود برخلاف ضوابط معمول بازار تهران است زیرا محدوده ای که به ثبت آثار تاریخی رسیده است هیچ گونه ساخت و سازی نباید در آن صورت گیرد . ولی ما مستقیما این اجازه را نداریم تا کار را متوقف کنیم باید گفت که ضابطه قانونی و قضایی است که می تواند مجوزی را لغو کند. ما در نهایت شاید برخوردی هم بکنیم ولی این مساله به جایی نمی رسد چون حکم قضایی نداریم و تنها به عنوان ناظر می توانیم کارمان را انجام بدهیم. حتی زمانی می خواستند بازار تهران را از این منطقه انتقال بدهند اما متوجه این موضوع نبودند که این بافت تاریخی بر اساس کسب و کار هویت خودش را به دست می آورد. حتی وجود بازار در کنار کاخ گلستان و دیگر مراکز است که هویت و بافت تاریخی شهر را ایجاد می کند. این نقش را از بازار تهران که بگیریم دیگر مفهومی پیدا نمی کند. این ساخت و سازهای جدید که البته خیلی هم کم هستند به فضای توریستی بازار لطمه وارد کرده است . وباید با یک تعامل این کار به سامانی ختم شود. ما مکان های زیاد تاریخی در بازار داریم که نیازمند مرمت هستند اما نباید از بین بروند. این بازار به لحاظ توریستی نیازمند مراکز اطلاعاتی و بازسازی های بسیاری است . اگر توریستی بخواهد این گونه بازار تهران را ببیند، همان بهتر که نیاید و نبیند چون باعث آبروریزی می شود در واقع مشکلات بازار زیاد و پیچیده است. از مشکل مالکیتی گرفته تا بازسازی و غیره... به هر گوشه اش دست بزنی هزار مساله دارد. این مساله یک عزم ملی می خواهد و این هرگز شعار نیست . این مساله از حد اختیارات یک اداره کل وشهرداری خارج است.

احیا کردن بازار حرف خیلی بزرگی است و نیاز به کمک همه دارد. من باز هم تاکید می کنم که بخش هایی از این کالبد آشفته قابل نگهداری و مرمت است و این را به عنوان کارمند میراث فرهنگی نمی گویم بلکه به عنوان یک شهروند می گویم و بخش هایی از این بازار تهران شناسنامه شهر تهران است . اما در بخش های دیگر نیاز به برنامه ریزی دقیق شهری دارد. سرویس بازار تهران فقط مربوط به شهر تهران نمی شود بلکه به کل ایران سرویس می دهد . ترمیم این بازار نیازمند پول و قدرت و دیگر مسایل این چنینی است  و واقعا عزم ملی را می طلبد.

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید