تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1442

بازسازی دربند

آقاي تيموري يك سرمايه‌گذار و سازنده در بخش ساختمان است. روزي كه با شك و ترديد به محله‌ي ما آمد تا خانه‌اي را در يك كوچه باريك تخريب و نوسازي كند، با خود گفت: "همين يكي در اين محل بس است"! چرا كه محله به كوه چسبيده بود و دسترسي‌هاي خوبي هم نداشت. اما به‌هرحال محله از شمالي‌ترين جاهاي شميران بود و اگرچه به او گفته بودند جزو "بافت‌هاي فرسوده" است، اما خانه‌ها را خيلي خوب فروخت. چون آب و هوايش خوب بود و راه‌هايي هم در آن در دست اصلاح و تعريض بود. راه هائی که قبلا کوچه باغ بود و امروز خیابان می شد. حالا آمده بود خانه ی ما به اعتراضات من در مورد نحوه تخریبش در خانه مجاور ما، که کم مانده خانه مان را روی سرمان خراب کند، توضیح بدهد و از من دلجوئی کند. بخصوص آنکه برایش خط و نشان هم کشیده ام.

به من مي‌گويد: "بله خانم مهندس! بالاخره آلوده‌ي اين محله شدم. الان 6 قطعه را دارم همینجا تخريب و نوسازي مي‌كنم! به شما هم ، يك پاركينگ توی همین مجتمع 12 واحدی ام مي‌دهم كه ديگر گرفتار اين كشمكش‌هاي شبانه در جنگ و ستيز با همسايگان بر سر جاي پارك توی این کوچه ی شلوغ و بن بست نباشيد!"

معلوم بود آقاي تيموري بعد از ده بيست سال كار در بخش ساختمان، پول و پله‌اي به‌هم زده است. چون به همسايه‌ي ما كه حضور داشت و با او در مورد ساخت و ساز كلان در ملك موروثي‌شان در محله‌ي آن‌طرف رودخانه وارد مشورت شد، گفت: "آن دو هزار و پانصد متر را هم با شما شريك مي‌شوم و مي‌سازم، اگرچه زميني كه مي‌گوئيد می خواهید بسازید، درست پائين "محله آپاچي‌"هاست، ولي بهرحال آتيه دارد."

 وقتي بردم خانه قديمي‌ام را كه در آن 6 سال پيش استحكام‌بخشي جانانه ای انجام داده بودم، و به قول معروف استخوان لاي ديوارها و سقفهاي قديمي‌اش گذاشته بودم، نشان دهم، گفت: آفرين! خيلي قشنگ و با سليقه درست كرده‌اي و به‌خاطر این ديوارهاي كلفت، داخل خانه چقدر خنك است! به او گفتم:" بله! آقاي تيموري. شما هم مي‌توانيد تمام اين خانه‌هاي قديمي و قشنگ شیروانی دار باقيمانده را به‌جاي تخريب و نوسازي، با قيمت بسيار كمتري استحكام‌بخشي كنيد و به مشتریان پولدار تر بفروشید، یا از صاحبانشان پول خوبی بگیرید. هم خيلي خوب كاسبي كنيد، هم نگذاريد بافت زيباي اينجا، (كه برعكس گفته شما "بافت فرسوده" نيست، بلكه طبق طرح‌هاي شهري تهران "بافت ارزشمند روستايي" نام دارد،) از بين برود. آخر، تهران هم بايد هويت و اصالت خود را تا حدودي حفظ كند، مگرنه؟"

" گفت: البته! منتهي بايد كسي پيدا شود و اين‌كار را با هزار جور هماهنگی و کلک سامان دهد. فعلا که به همه می گویند اینها همه بافت فرسوده است و باید تخریب و نوسازی شود. خوب هم تراکم میدهند، و راستش نمی صرفد آدم این دو سه طبقه های قدیمی را نکه دارد و 8 طبقه هائی را که اجازه میدهند ، نسازد! به علاوه، حتی در تلویزیون هم برنامه و فیلم گذاشتند و گفتند همه ی این کوچه های غیر ماشین رو باید گشاد شود تا ماشین رد شود! پس کل بافت باید تخریب شود. این طرح ها که شما می گوئید فقط برای روی کاغذ خوبست. در شهرداری ماجرا طور دیگری است. آنها باید خرجشان را از همین فروش تراکم در بیاورند."

داستان همين است: متأسفانه صورت مسئله از ابتدا بد طرح شده است. به همه محلات قديمي در تهران و سایر شهر های تاریخی کشورمان، به خاطر خطر زلزله، اَنگِ "بافت فرسوده" زده مي‌شود، در حالي‌كه اين بافت‌هاي شهري قديمي ما، علاوه بر دارا بودن زيبايي و اصالت، تنها يادگارهاي تاريخي ما هستند. از شهري كه 200 سال است پايتخت كشورمان است و بايد نشانه‌هايي از گذشته خود را حفظ و صيانت كند، بافت‌هاي روستايي ارزشمندي كه در شمال تهران قرار دارند، یا محلات تاریخی تهران مرکزی و شهر ری، محلاتي اصيل‌اند كه بعضاً با نقشه و طرح ويژه (مانند دربند و ميدان آن)، و بسیاری به صورت بافتهای باغ-مسکونی و به‌خاطر شرايط ويژه اكولوژيكي و جغرافيايي از سالها پيش به‌وجود آمده و نه‌تنها بافت اصيل، بلكه مردماني اصيل را در خود جاي داده‌اند. از هم پاشيدن اين بافت‌ها به معناي پراكنده شدن و سرگرداني اين سرمايه‌هاي اجتماعي نيز هست.

آقاي تيموري و همكاران گرامي ايشان، به فكر سرمايه‌گذاري و كسب و كار خود از طريق حرفه بساز و بفروشي هستند و قاعدتا تقصيري متوجه‌شان نيست. اما وقتي شهرداري اجازه مي‌دهد در محله‌اي بن‌بست كه به كوه سنگي البرز مي‌خورد،- به جاي هر خانوار امروز، اقلاً 10 خانوار در آينده ساكن شوند، و به فكر خدمات شهري و پاركينگ و فضاي سبز و بازي براي بچه‌هايشان نيست، از نظر مردم محل، شهرداری است که مسئول شناخته مي‌شود، و اگر از عهده‌ي پاسخگويي برنيايد، محله جدا" با بحران روبرو خواهد شد. بگذريم از اينكه در طرح جامع جديد تهران، مقرر گرديده كه به جمعيت محلات شميران اصلا  اضافه نشود!

حال اگر به چشم‌اندازهاي شهر تهران به‌عنوان يك كلان شهر جهاني با ماموریت های خاص یک کلانشهر  توجه كنيم، دامنه مشكل محله‌اي بسيار گسترده‌تر هم مي‌شود. محلات واقع بر رود- دره‌هاي تهران و فضاهاي عمومي شهري اطرافشان، در این سطح دیگر صرفا محلاتی مسکونی نیستند، بلکه مكان‌هايي براي گردشگري و تفريح نیز قلمداد مي‌شوند، و قرار بر اين بوده كه شميران ويژگي تاريخي منطقه‌ي سبز و گردشگري تهران را، که تاریخا" به عنوان ییلاق تهران به عهده داشته، همچنان حفظ كند. اكنون، بگذريم كه ديگر حتي يك پهنه‌ي كوچك از باغ- مسكوني‌هاي شميران باقي نمانده است، اما بهرحال روزهاي جمعه بطور سنتي تمام محلات اطراف دربند، دركه و فرحزاد پر از تهرانيها و مسافراني است كه با ماشين براي تفريح به شمالي‌ترين نقاط شهر تهران سرازير مي‌شوند، زیرا خاطره جمعی چنین حکم میکند، و درختهای دو سوی خیابان چنین غلط اندازی را القا می کنند.  

شهرداري تهران اگر كمي دورانديش و آینده نگر باشد، اولاً به توصيه‌ها و ضوابط طرح جامع توجه مي‌كند و به آقاي تيموري و همكارانش اجازه‌ي ساختن 8 طبقه ساختمان را  چسبیده به کوه نمي‌دهد. و تراكم‌هاي مجاز در ضوابط پهنه‌بندي قانونی شهر را رعايت مي‌كند؛ در ثاني، به الگوهاي موجود در اين روستاهاي زيباي كوهستاني توجه مي‌كند و رفت و آمد به سمت عرصه های گردش و تفریح در روزهای تعطیل را با راه‌اندازي حمل و نقل عمومي و ايجاد پياده راههاي مناسب برای دسترسی به این عرصه ها سامان مي‌دهد، و براي تشويق فعاليت‌هاي گردشگري در اين محورها راهكارهايي مي‌انديشد. آقای تیموری و همکاران ایشان باید به بافتهای فرسوده واقعی تهران هدایت شوند و در آنجا نیز طبق طرح های شهرسازی معقول و زیبا و مورد پسند ساکنین منطقه، دست به ساخت و ساز بزنند.

واقعاً حيف است كه ما با داشتن شهري با اين پتانسيل‌هاي بالا، تمام اوقاتمان را در ترافيك بگذرانيم و نتوانيم از طبيعت و بافت‌هاي ارزشمند زيباي شهرمان كه مناسب تفريح و گردشگري هستند، به‌طور شايسته بهره‌مند شويم.

ترانه یلدا

موضوعات مرتبط : معماری و کیفیت زندگی    
عضو مرتبط : ترانه یلدا  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید