تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2422

باستان شناسی دوران اسلامی در ایران

40

مقدمه مترجم

در مقاله کوتاه حاضر ویلکنسون به تمرکز باستان شناسان دوره اسلامی در ایران بر معماری و تاریخ هنر اشاره دارد و تعدادی از پرسشهای باستان شناختیی که می تواند در باستان شناسی این دوره مطرح شود را ارائه می کند. به نظر می رسد علی رغم گذشت سالیان از انتشار مقاله حاضر مشکلات یاد شده هنوز در باستان شناسی دوران اسلامی وجود داشته باشد از این رو مقاله حاضر به عنوان نمونه مطلوبی از پیشنهادهایی که می تواند برای بهبود شرایط باستان شناسی دوران اسلامی مورد توجه قرار بگیرد ترجمه شد.

باستان شناسی اسلامی در ایران توسعه چندانی پیدا نکرده است. از حدود سال 1930 م. باستان شناسی اسلامی در ایران انحصارا در اختیار فرانسویان بوده است. حفریات باستان شناختی در لایه های اسلامی شوشان در سال 1928 توسط کوچلین منتشر شد اما نوشتاری برتر از داده های توصیفی نبود.شکل انتشارات داده های باستان شناختی به همین شکل توصیفی باقی مانده است. بعد از دهه 1930 باستان شناسی دوره اسلامی آمریکایی به ایران آمدند و نخستین سایتهایی که مورد کاوش ایشان قرار گرفت استخر و ری بود. این سایتها نخست توسط موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو و سپس موزه دانشگاه فیلادلفیا با همکاری موزه هنرهای زیبای بوستون انجام شد.

گزارش کاوشهای یاد شده در مختصرترین شکل ممکن به رشته تحریر در آمده بود اما بعدها با ذکر جزئیات و منابع کامل شد. این کاوشها توسط موزه مترولوپلیتن در نیشابور، شهری که به طور خاص در دوره ساسانی و سلجوقی رشد کرده بود ادامه یافت. چندین گزارش و مقاله در مجله پژوهشی موزه متروپولیتن چاپ شد اما گزارشهای مربوط به سفالها همچنان در انتظار انتشار ماند. جنگ جهانی دوم یک تغییر سیاسی در ساختار پژوهشی موزه متروپولیتن بوجود آورد ، کاوشهای نیشابور تعطیل شد و به ویژه داده های معماری بسیاری برای همیشه از دست رفت. پس از جنگ فعالیتهای باستان شناسان دوره اسلامی آمریکایی در ایران به طور کلی کاهش یافت اما موزه پیبادی دانشگاه هاروارد کاوش در محوطه پیش از تاریخی یحیی (در استان کرمان) را آغاز کرد و آندره سون از این هیئت کار کاوش در تپه اسلامی دشتی در کرمان را انجام داد.

در سال 1968 باستان شناسان موسسه باستان شناسی آلمان در ایران بقایای ایستگاه نگهبانی مغولان مربوط به دوره اباقای خان دوم (81-1265) را کاوش کردند. خوشبختانه آنها داده هایی شامل سفالهای لاجوردی شناسایی کردند که تاریخگذاری سایت را ممکن کرد. دیوارهای تزئین شده به دقت مورد مطالعه قرار گرفت. اگرچه شناسایی داده های غنی شامل سفال و فلز بی درنگ ذهن را به زمانی پیش از حضور مغولان سوق می دهد اما در همین دوران هم تولیدات سفالی و فلزگری وجود داشته است.بررسی و مطالعه داده های اواخر قرن 13م. یعنی اواخر دوره سلجوقیان بسیار مشکل است و تفاسیر امروزی بیشتر به قضاوت می ماند. کاوش واقعا توانایی بررسی حقایق را دارد به ویژه در جایی که تاریخ هنر نمی تواند کاری کند.

کاوشهای بعدی مربوط به دوره اسلامی به وسیله بخش مطالعات ایرانی بریتییش میوزیوم در سیراف در کناره خلیج فارس آغاز شد. هدف این کاوشها شناسایی ساختارهای معماری بود. در این کاوشها 5 دوره معماری ، بازار و کوره شناسایی شد. نتایج این کاوشها به تدریج در نشریه ایران شماره های 9-4 با طراحی و پلان بسیار عالی منتشر شده است.

شروع کاوشهای یاد شده دلیلی برای رها شدن کار در استخر و ری محسوب نمی شد. حفاری در استخر به طور خاص اطلاعات زیادی در مورد دوره انتقال ساسانی به اسلامی می دهد. اگر کار کاوش دوباره انجام گیرد ضعف پژوهشها در 40 سال گذشته را پوشش خواهد داد.

باستان شناسی گذشته دور ماهیتا با باستان شناسی اسلامی تفاوت دارد، باستان شناسی گذشته دور در سایتهای متعددی در ایران مورد کاوش قرار گرفته است و بیشتر بر شکل زندگی مردم باستانی متمرکز است اما در دوره اسلامی کاوش نوعی نقش مکمل برای تکمیل اطلاعات را دارد. در این نوع باستان شناسی روشهای متعددی وجود دارد و اصولا به شیوه زندگیی می پردازد که چندان از شیوه یک نسل قبل (پدربزرگان) ایرانیان امروزی متفاوت نیست.

تحقیقات باستان شناسی اسلامی دامنه وسیعی دارد تحقیقاتی که شامل تاریخ نگاری، واژه شناسی تاریخی، کتیبه شناسی، معماری، سکه شناسی، هنر، و بحثهای تاریخی و اجتاعی است. تاریخ کمبریج هم لزوم جمع چنین تخصصهایی را در یافته است. دوره های مغول و سلجوقی در تاریخ پنج جلدی کمبریج از دیدگاههای مختلف مورد بحث قرار گرفته اند. یکی از درخشانترین پژوهشها در این کتاب کار سکه شناسی اولگ گرا است. کاوشهای ری چندان در این کتاب مورد توجه قرار نگرفته اند ، با این وجود گزارش سکه شناسی س. مایلز زیر نظر انجمن سکه شناسی بریتانیا منتشر شده است.

لازم به ذکر است که برخی سفرهای اکتشافی به هیچ عنوان با هدف کاوش صورت نگرفته با این حال قابلیت تقسیم بندی زیر عنوان باستان شناسی را دارند. برخی ساختارهای معماری اسلامی حدود یک هزاره قدمت دارند باید به سرعت ثبت و ضبط شوند چرا که در حال ویرانی تدریجی اند. تکنیکهای مرمتی با ماهیتی چنانکه ذکر شد نخست توسط آندره گدار نخستین مدیر سرویس باستان شناسی به کار گرفته شد. او همچنین تکنینکهایی را برای ثبت بناها و ساختارهای معماری به کار گرفت. نتایج درخشان بود و منتشر شد. پژوهش بوسیله آبهام پوپ و دونالد ویلبر و دستیارانش ادامه یافت که نتایج آن در پژوهشنامه موسسه ایرانی آمریکا منتشر شد. مایو اسمیت نیز معماری آجری قابل توجه اسلامی را مورد مطالعه قرار داد.

مطالعات و روش آن توسط لیزا گلمبک تغییر کرد، او پژوهشی در مورد مقبره شیخ جام در تربت جام منتشر کرد، این پژوهش شامل ترجمه و مطالعه کتیبه مقبره از قرن 13م.، متن مقامات شیخ جام و مکان مقدسی است که قبر شیخ در آن قرار دارد. با این حال یکی از مشکلات باقی مانده در باستان شناسی اسلامی در ایران شناخت کارکرد فضاهاست.

ادامه پژوهشها در ایران بسیار مهم است اگرچه این روزها پژوهشها ادامه دارد، تحقیقاتی که در روشن سازی سبکهای معماری ناشناخته بویژه شناسایی شهرهای دوره سلجوقی کارآمد بوده است. اخیرا دیوید استروناخ و کایلریانگ در مورد شهرهای یاد شده مقالاتی را به رشته تحریر درآورده اند. مطمئنا داده های بسیار بیشتری همچنان ناشناخته است. بررسیهایی از این دست به عنوان یک نوع پژوهش مورد توجه در عرصه بین المللی مطرح است و نتایج آن به طور گسترده در مجله های باستان شناسی آلمان و ایران در حال انتشار است. در این راستا هم بناهای مذهبی و هم غیر مذهبی بررسی و منتشر شده اند. در حال حاضر پروژه های در دست اقدام شامل هشت بهشت اصفهان است با تمرکز بر این نکته که این بنا در چه فرایندی در دوره قاجاریه مورد تغییر قرار گرفت. بازسازی از روشهایی است که معمولا ایتالیاییها به کار گرفته اند تعدادی از این فعالیتها در کتاب "بازسازی بناها" در سال 1968 توسط زاندر در رم به چاپ رسیده است.

بررسی ساختار معماری دوره قاجار برای شناخت دنیای امروز لازم است اما باید به عنوان یک موضوع فرعی بررسی شود. مطمئنا سبک شاخص معماری در قرن 19 م. در ایران شکل گرفت به همین دلیل این سبک لازم است که در ارتباط با کلیت مجموعه ثبت و ضبط شود و کاشی، تزئینات، باغ و نقاشی آن در یک بافت کلی حفظ شود. در چنین بررسیهایی برجها مورد توجه قرار نگرفته اند و تنها تزئینات آجری و یخچالها بررسی شده اند. نیاز شدیدی به پژوهش در مورد سفال وجود دارد. کمبود اطلاعات ما از سفال، شیوه تولید و دادو ستد آن عجیب است. به طور مثال ما از مرکز و نحوه تولید سفال معروف به کوباچی اطلاعات اندکی داریم و همین کمبود اطلاعات در مورد سفالهای دوره صفوی وجود دارد. هیچ کوره سفالپزی از دوره های قدیم تر در ری به دست نیامده است. همچنین اطلاعاتی در مورد سفالهای گونه گروس و سیرکه اند ، و همچنین سفالهای آمل و ساری وجود ندارد. با توجه به بافت سفالها به نظر می آید منشا آن می تواند بیش از یک منبع مشخص باشد. موضوع گسترش جغرافیایی می تواند مورد مطالعه قرار گیرد.برای مثال شیوه استفاده از کبالت در تولید سفال لاجوردی دوره سلجوقی هنوز محل سوال است. می دانیم که در قرون نه و ده میلادی کبالت در بین النهرین تولید نمی شده است. به نظر می رسد هنوز بتوان از روش اورل اشتاین در کتاب "بررسی باستان شناختی شمال غربی هند و جنوب غربی ایران" استفاده کرد که مبتنی است بر استفاده از رنگ، تقسیم بندی و طبقه بندی. اگرچه این روش به شدت نیازمند کار سخت و سازمان یافته است.

Wilkinson, Charles, 1971, Islamic archaeology in Iran, Expedition, spring-summer, pp.62-65

ترجمه سولماز منصوری



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید