تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1359

باغ ايراني

اي باغ تويي خوشتر يا گلشنِ گل در تو                         يا آنك برآرد گل، صد نرگس تر سازد  

باغ ايراني با پيشينه چندين هزارساله، گويا نخستين تصوير انساني از مينوي آسماني باشد. باغ ایرانی در همه عرصه‌هاي حيات مادي و معنوي چندين هزارساله ما نقش پررنگي داشته است. فرهنگ ايراني از شعر و ادبيات تا قاليبافي، از نگارگري تا  معماري و شهرسازي، جلوه‌گاه كم‌نظيري از پيوند هنر اين سرزمين با زيبايي‌شناسي و با آفريننده زيبايي‌هاست. هنر متعالي این سرزمین با باغ ايراني پيوندي ناگسستني دارد.

باغ ایرانی در ادب فارسي

 مولوي در نزديك به 400 غزل از دیوان شمس، باغ، بستان یا گلشن را به تخیل درونی شعر کمیابش گره زده است... بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست... یکی از هر پنج غزل حافظ، مفهوم باغ را برای تصویرسازی زیبایی­شناسانه بکمک گرفته است. او از سایه بید و لب کشت می­گوید و نیز از باغِ نظر

جان فدای دهنش باد که در باغِ نظر                 چمن آرای جهان، خوشتر از این غنچه نَبَست

آفریننده «بوستان» و «گلستان»، سعدی، در بیش از 400 غزلش از مفهوم باغ بهره گرفته است. به جرئت مي‌توان گفت در انبوه ادبيات درخشان فارسی و میراث مشترک ادب ایران بزرگ (همراه با ادیبان پارسی­گوی هند و پاکستان و خراسان بزرگ.. مانند بیدل دهلوی یا اقبال لاهوری و دیگران) دیوانی يافت نمي‌شود كه در آن از باغ سخن نرفته باشد. حتي ناصرخسرو در 62  قصيده از ديوان قصايدش بیان معانی را به باغ پیوند زده است. میراث ادبی این تمدن کهن ده هزارساله معناگرایی را با زیبایی­شناسی و ستایش آفریننده زیبایی­ها در مفهوم باغ و باغ نظر گره زده است. 

باغ ایرانی در قالیبافی

شايد از مهمترین نمادهای دلبستگی ایرانیان به باغ ايراني قاليبافي است که تصویر باغ را در هر تالار و هر اتاق تکرار می­کند. قالی، باغ ایرانی را در قالبی زیبا و کاربردپذیر به جهانیان شناسانده و خود پرآوازه شده است. قالی پازیریک قدمت 2500 ساله قالیبافی ایران را نشان می­دهد[1].  قالي بهارستان بافته شده در دوره ساساني با 26× 24 متر یا بنابر تاریخ طبري 450× 90 گام درازا و پهنا، باغ بهشت را نشان می­داده و در ايوان كاخ تيسفون پايتخت تابستاني ساسانيان گسترده بوده که در حمله اعراب تكه تكه می­شود. گویا تکه کوچکی از آن در یکی از موزه­های اروپایی باشد. قالی کراکو که نیمی از آن در موزه کراکوی لهستان و نیم دیگر در موزه هنرهای تزئینی پاریس است نقشی بسیار زیبا از باغ گل و سرو و پرنده دارد.

نقش­های زیبای قالی ایرانی مانند گلابتون جوشقان، نقشِ درخت و گل و مرغ، نقش دسته گلی، لچک ترنج شاه­عباسی، نقش خشتی با دها پرده جداگانه از درخت­ها و گل­های متفاوت، نقشِ اسلیمی گلدار، نقشِ افشان، نقشِ درختی، نقش گلدانیِ و... جلوه‌گاه پيوند هنرمندان بافنده این سرزمین با باغ ایرانی است.

باغ ایرانی در معماري

پردیس پاسارگاد شاید نخستین باغ جهان باشد که در زمان کوروش هخامنشی و به دستور او ساخته شد. کاخ­های ساسانی مانند تیسفون و سروستان بهرام بنظر می­رسد باغ­هایی زمردین در پیرامون و درون خود داشته­اند. چهارباغ و مجموعه نقش جهان نمونه­ای است از معماری خلاق و پرراز و رمزی که از باغ ایرانی بهره­ها برده است. باغ کم کم از بیرون به درون ساختمان­ها لغزید. با قالی به درون هر اتاق رفت. با نقاشی و هجاری روی دیوارها و سرستون­ها ماندگار شد.  طرح زیبای درخت روی دیوارهای کاخ عالی­قاپو نیز از جلوه­های نفوذ باغ ایرانی در معماری ماست. باغ ایرانی به مثابه جلوه­ توامان زیبایی­شناسی هماهنگ با اقلیم، ارمغان آسایش به جان و روان انسان پیرامون خود، و برداشت میوه و... سیمایی لطیف ارائه می­دهد. تا پیش از گسست سده اخیر، تا پیش از تحقیر ارزش­های والای ایرانی به پشتیبانیِ استعمار، و تا پیش از تمنای آنچه خود بهترش را داشتیم از بیگانگان، باغ و باغچه ایرانی یار همیشگی معماری و شهرسازی ما بود. 

باغ ایرانی و شهرسازی

شهرسازی ایرانی بیشتر بر الگوی شهرباغ شکل گرفت و باغ از شهر و باغچه از خانه ایرانی جدایی­ناپذیر بود. ناصرخسرو 16 گونه باغ در 16 شهر را توصیف کرد. درباره قزوين نوشت: «باغستان بسيار داشت بي ديوار و خار، و هيچ چيز كه مانع شود در رفتنِ راه نبود.» يا درباره ارگان يا ارجان يا بهبهان امروزي مي‌نويسد: «بر مشرق آن رودي است كه چهار جوي عظيم بريده‌اند و آب از شهر بگذرانيده و برآن باغ‌ها و بستان‌ها ساخته و نخل و نارنج و ترنج و زيتون بسيار باشد.» يا «طبس شهري انبوه است و آب اندك باشد خرماستان‌ها باشد و بساتين» يا درباره نيشابور مي‌گويد: «آب‌هاي روان داشت و زرع و باغ و درخت و بارو و مسجد آدينه و ديه‌ها و مزارع تمام دارد» درباره تون طبس مي‌نويسد «آب روان و كاريز دارد و بر جانب شرقي باغ‌هاي بسيار بود و حصاري محكم داشت، دراين شهر چهارصد كارگاه بود كه زيلو بافتندي و در شهر درخت پسته بسيار بود و در سراي‌ها».  يا در اصفهان، «اندرون شهر همه آبادان كه هيچ از وي خراب نديدم..... و در همه زمین پارسي­گويان شهري نيكوتر و جامع‌تر و آبادان‌تر از اصفهان نديدم». سفرنامه او نشان مي‌دهد شهرباغ‌ ايراني دست كم قدمتي بيش از هزار سال دارد و اروپايي خواندن شهرباغ و يا قدمت 100 ساله آن در ايران تصور نادرستي است. شهرباغ ایرانی به قنات یا دیگر شیوه­ای پایدار تامین آب ایرانی تکیه داشت. شهرباغ مولد بود. عمدتا خودکفا بود. شهرباغ با اقلیم و زیست بوم سازگار بود. شهرباغ ایرانی مصرف بسیار صرفه­جویانه­ای داشت و بعکس کلانشهرهای امروزی منابع و محصولات هزاران کیلومتر دورتر را مصرف نمی­کرد.     

باغ ایرانی در دیگر هنرهای ایرانی

باع ایرانی در نقاشی و نگارگری ایرانی نفوذ کرد. در سفالگری با نمونه­هایی چون بشقاب­های گلدار سده­های 12 و 13 قمری، یا در جلد و تذهیب با نمونه­هایی  چون جلد روغنی قاجاری با نقش گل و بوته دوره محمدعلی شاه قاجار، یا تزیین روی قلمدان لاکی لطفعلی صورتگر یا قاب آینه لاکی محمد علی اشرف اوایل سده  13، وارد شد.  این نمونه­ها حضور پررنگ باغ ایرانی در حافظه خلاق مردم و بویژه هنرمندان را نشان می­دهد.  

باغ ایرانی و خاطره جمعی

باغچه قلب تپنده خانه بود. درختهای جوانترش با بچه­ها همسال بودند. درختهای کهنسالترش حافظه تاریخی خاموش محله بودند. سایه­سارِ داربستِ مو با یک قالیچه کوچک تالار مهمانی عروسکها بود. درخت انجیر با برگهای پهنش شاهدِ هوشیار قدکشیدن ما بود. درخت انار با برگهای ظریف و گل­های جادویی سرخش روز را می­آراست. باغچه، حوض را چون جان شیرین درآغوش داشت. در تابستانها تختی روی بخشی از حوض کشیده می­شد تا هم آبش کمتر تبخیر شود و هم عصرها جایی خنک برای گردهمایی عصرانه و خوردن کاهو و سکنجبین باشد. گاه این تخت جای خوابیدن شب می­شد و پرده­ای فراموش نشدنی می­آفرید از ماه و ستاره­هایی که در حوض تن می­شستند و به همنوایی سیرسیرک­ها و پرنده­ها گوش می­سپردند. باغچه عضو مهم خانه بود. در مراسم گوناگون با پوشش ویژه شرکت می­کرد. گاه آذین بسته می­شد تا جشنی را همراهی کند. گاه خاموش و باوقار آئین سوگی را همراهی می­کرد. در نوروز زمینش زیرورو و درختهایش هرس می­شد. حوضش شسته و پُرآب می­شد. با بنفشه می­آراستندش. ارغوانش با جام عقیق و سیب و گیلاسش با شکوفه­ به پیشواز بهار می­رفتند. باغچه روح خانه بود.   

ساقی چمنِ گل را بی روی تو رنگی نیست                      شمشاد خرمان کن تا باغ بیارایی

[1]- شیرین صوراسرافیل، «طراحان بزرگ فرش ایران» انتشارات سروش 1371.

فاطمه ظفرنژاد اردیبهشت 1393

موضوعات مرتبط : باغ ایرانی    
عضو مرتبط :   


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید