تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1590

باغ و حافظه ی تاریخی

سالها پیش، واله ابراهیمی، که تقریبا دو سال پیش به علت سرطان بی امان لوزالمعده مرحوم شد، همراه با شوهر آلمانی اش و پس از شاید بیست سال به کرمان، زادگاهش برگشت و با هم به دیدار مشتاقیه رفتیم. شاید تعریف کرده بود که مشتاقیه و آن دو درویش دیگر کی بودند. درویشی که قرآن را با آواز می خواند و تار می نواخت و مردم زیادی دوستش داشتند و گوش می دادند، تا وقتی که گویا، اگر درست بخاطر بیاورم، امام جمعه وقت او را به کشتن داد. مشتاقیه با سه گنبدش دور از کرمان ساخته شد اما شهر کرمان فربه و پت و پهن شد و به آنجا رسید. یک میدان خاک آلود بزرگ هم کنارش زدند!

این مقدمه برای این است که شدت انزجار واله را به عنوان یک حافظه ی دست نخورده ی تاریخی بیان کنم. تا وارد حیاط کوچک ورودی مشتاقیه شدیم واله فریادی کشید و بیرون رفت. مدتی فحش داد و بعد دیگر هیچ نگفت. نمی دانم قبلا این حیاط کوچک چگونه بود. آنچه را که می دیدم یک حیاط چهارگوش منظم، مربع، یک درخت گویا درست در وسط، و یک سنگفرش خاکستری داغ که بیخ حلق درخت را پوشانده بود.

چند سال که به همانجا برگشتم از دیوار کهنه نیز خبری نبود و جای آن یک نرده ی بلند با نیزه های نوکش، حرمت و حریم باغ را از بین برده بود. سایه ی دیوار از سر باغ کم شده بود. من هم میلی به درون رفتن نداشتم. داریم از حافظه ی تاریخی باغ صحبت می کنیم که در سر انسان ها نقش بسته و مانند ریشه های انسان هاست که هنوز مانند واله با لهجه ی غلیظ کرمانی صحبت می کرد. نه مانند برو بچه های شیراز که مانند تلویزیون صحبت می کنند و شاید از لهجه داشتن > خجالت می کشند.

حافظه ی تاریخی همان رگه هاست. رگ و ریشه هاست ، که هم در انسان ها و در نسل هاست و هم در آثاری که برجای گذاشته اند و هم در طبیعت. بو یعنی خاطره. بوی گل محمدی یعنی ایران. بوی گل نرگس، بوی دم کردن سماور هیزمی، صبح زود توی ده، بوی آب و جارو کردن حیاط آجری، بوی طویله و پهن و دود هیزم. بوها هم ملیت دارند.

من هم پس از سی و شش هفت سال که از ایتالیا برگشتم، و بویایی ام به شدت کم شده بود، با شنیدن بعضی بوها خاطرات بسیاری را دوباره پس از نمی دانم چند سال به یاد آوردم. به دنبال ریشه ها گشتم تا خودم را بیابم. که نشد. باغ و امامزاده جای پای حافظه ی تاریخی ملت هاست. حالا وضعیت عوض شده. بر منکرش لعنت! باغ که مورد استفاده ی ارباب و اطرافیانش بوده حالا بر روی مردم باز شده. که استفاده کنند. که مصرف کنند. اما باغ برای چنین استفاده ی پارک مانند ساخته نشده.

معمار بزرگ و از خود راضی چه غلطی می تواند بکند؟ اگر بگوید باغ که پارک نیست، کار را از دست می دهد. باید فکری بکند. پیاده روهای پت و پهنی درست می کند که قبلا وجود نداشته و درختان کاج بلند با چتر بزرگ و سرحال، درست وسط این پیاده رو قرار می گیرند و چون مثل چنار، گردن کلفت نیستند و مثل شاه بلوط ها نازک نارنجی اند، یکی دوساله خشک شدند. ما هم مرده پرست، جسدشان را نگه می داریم. جسد چنار کهن امامزاده صالح تجریش را که بخاطر دارید. من که نمی دانم اما خانم فریار جواهریان که باغ جهان نما را پیش از مرمت جانانه دیده بود و در کتاب باغ های ایرانی کاج هایش را وصف کرده بود، نمی گویم باید! باید وجود ندارد، اما می تواند توصیف کند و توضیح دهد حتی اگر به عبای معمار مشهور شیراز بر بخورد و اگر روابطی داشته باشند خراب شود. بده بستون که نیست؟! اصل در مرمت باغ حفظ همین خاطره تاریخی است. فرهنگ سازی که مردم آن را بجا بیاورند و از باغ برای پیک نیک استفاده نکنند.

پاشنه های چوبی درهای باغ شاهزاده پس از سه سال که دچار مصرف گرایی پیمانکاری شده بود صاف شد. حمام وکیل که رستوران شد، پس از چند سال که آجرهایش پر از دود و روغن آشپزخانه ای شد که جای خزینه را گرفته بود، مانند حمام - رستوران قاجاری کرمان، تعطیل شد.

سال ها پیش به دیدار حافظ شیرازی رفته بودم. کفش ها را در آورده و جلوی سنگ مزارش زانو زده بودم. مردی لاغر و بلند قد سنگ مزار را وجب می کرد و با هر وجبش آن را می بوسید. پیشش رفتم. افغانی بود و استاد ادبیات. چند سال بعد مردمی چاق و با نشیمن های پهن، خسته و عرق کرده روی سنگ مزار تمرگیده بودند. کفش که به جای خود. لااقل معماران چنین نکنند. افه نیایند. فرافکنی نکنند. در جلو تعارف و در پشت زخم زبان نزنند. به درویش مسلک بودن تظاهر نکنند. اگر این طور بشود و اگر شمایی که می خوانید موافق باشید مرمت باغ ها را یکی یکی بررسی می کنیم و ایراد هایی را باید گرفت می گیریم. آخرین باری که باغ دلگشا را دیدم داشتند کف جوی زیر ساختمانش را ایزوگام براق آلومینیومی می چسباندند. دستگاهی هست که مانند لوله های آندوسکپی، شترگلوها و لوله های سفالین گرفته را می بیند و باز می کند. حیف است که حوض زیبای زیر کوشک باغ جهان نما خشک بماند

فرخ باور - 1 تیر 1390

موضوعات مرتبط : باغ ایرانی    
عضو مرتبط : فرخ باور  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید