تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :896

بدون آب زندگی بر باد است

نمیدانم چه چیز در درون من می جوشد که نمیتوانم از خاطرات محیط دوران کودکی فارغ باشم . خیلی ها دوست ندارند خانه دوران کودکی و محله زندگی آن دوران وشهر محل تولد خودرا در خاطر نگه دارند .شاید این مسئله را بتوان به مسائلی که در زندکی کودکیمان نقط ضعف تصور میکردیم مربوط باشد وشاید دلمان میخواهد که اگر آن مسائل جور دیگری بود بهتر بود وامروز بخاطر آوردن آن عوالم برایمان دلنشین نیست وبهتر است بباد فراموشی سپرده شود که برای من این طور نیست . بهر صورت من الان در سن 77 سالگی که به بعضی از ان چیز هائی که در بچگی نداشتم ویا نداشتیم رسیده ام نمی توانم خاطرات خوب ویا بد دوران بچگی را از یاد ببرم وبا اینکه ممکن است این یاد اوری ها برای خواننده هیچ لطفی نداشته باشد مع الوصف هر از چند گاهی گریزی به مطلبی میزنم وصفحه ای از ذهنیات کودکیم را باز میکنم . کسانیکه نوشتارهای دیگری را از من خوانده اند بیاد می اورند که من بچه تهران وشرق تهران .حوالی خیابان شهباز مرز تهران ودولاب ودر محدوده بازارچه نایب السلطنه زندگی میکردم ویا بعبارتی زندگی میکردیم . در 70 سال پیش بچه های هر منطقه ای از شهر یکنوع سرگرمی وعلاقه وبقول امروزی ها ها بی داشتند. محله های مرفه تر اسباب بازی های فرنگی ساز وسیله تفریحشان بود ومحله های نیمه مرفه اسباب بازی های دست ساز مثل روروک های چوبی نجار ساز ویا خودساز(دختر ها عروسکهای پارچه ای که با پارچه های از رده خارج توسط مادر ها دوخته میشد) ویا غلطاندن طوقه های دوچرخه که دیگر مصرفی نداشت وسیله بازیشان بود . ودر محلات کم تسهیلات تر شهری مثل نواحی شرقی تهران که محله ماهم جزو انها بود بازی با وسائلی که به تقلید از اسباب بازی های دست ساز مغازه های شابدولعظیم(َشاهزاده عبدالعظیم) خودبچه ها میساختند انجام می گردید .رایج ترین سرگرمی ما مخلوط کردن آب وخاک ودرست کردن گل وساخت خانه های گلی بود که علیرغم آلوده شدن دست ولباس به گل.عملا کار بسیار خلاق ومفرحی بود که ساعتها میتوانست مشغولیات ما باشد . مصالح مورد نیاز آب بود وخاک که همه جای محله پیدا میشد ومادرانیکه مقید تر به حراست از بچه ها بودند خاک حیاط ویا باغچه خانه رابه این کار اختصاص میدادند .من یکی از ان بچه هائی بودم که خاک بازی توی خانه را به سایر بازی ها ترجیح میدادم چون هیچ هزینه ای نداشت و مزاحم کسی هم نبود وفکر چه چیز ساختنش هم مشغول نگهم میداشت و ساختن وخراب کردن واز نوساختن نیز خودش لذتی داشت ووقتی در آخر کار دستم را باآب آفتابه ای که از حوض برمیداشتم میشستم ارامش خاطری را پیدا میکردم که توانسته بودم چیزی راخلق کنم . درهمان عالم بچگی نیز حرمت آب وخاک را داشتیم ودست گلی خود را داخل حوض نمیکردیم . راستی هیچ فکر کرده اید که آن زمان ها چقدر حرمت آب را داشتند وآب را مقدس میدانستند ؟ در باور های مذهبی قدیم ما آب مهریه حضرت فاطمه بود ونباید آنرا آلوده کرد برای نوشیدن، آب درحد مورد احتیاج درظرف ویا لیوان ریخته میشد .چشمه های آب مقدس بودند وعده ای در بعضی از روستاها یک وعده نماز خود را در سرچشمه ادا میکردند . هرچه سعی میکنم از خاطرات کودکی جدا شوم ولی باز دستی ذهنم را متوجه ان دورانی میکند که در خانه پدری در ضلع شمالی حیاط کوچک سبزمان که مجاور کوچه ادیب الممالک بود نهر آبی در عمق دو متری کف حیاط جریان داشت که باچند پله آجری بلند که برای ما بچه ها خیلی بلند تر بنظر میرسیدمیشد به سطح آب رسید.بعضی از خانم های محلات مجاور که با پرس وجو فهمیده بودند که این نهر در خانه ما دارای دسترسی است معمولا صبح زود به خانه ما مراجعه میکردند که ما اجازه دهیم عریضه ای را که به امام زمان نوشته اند به آب نهر که بصورت کانال زیر زمینی به طرف جنوب تهران در جریان بود به سپارند .وامید داشتند حاجتشان روا خواهد شد وگهگاه شمعی نیز د ر کنار پله ایکه به نهر ختم میشد روشن میکردند . دراین نهر هیچگاه زباله ویا خاک مازاد روفت وروب ریخته نمی شد. در آن روزگار علیرغم جمعیت کم تهران وفراوانی آب که در هر کوچه ای نهری روان بود مع الوصف آب به اندازه نیاز مصرف میشد باغچه منزل با آب پاش ودر حد اعتد ال آبیاری میشد ، مسلما آنچه راکه از کودکی ونوجوانی بیاد دارم زائیده فرهنگی است که از گذشته های دور در وجود من وهمه ایرانیان نهادینه شده است . تقدس آب ازگذشته های دور مورد توجه بوده بنحوی که هم اکنون نیز اغلب چشمه های آب روستا ها وشهرها محترم است ودر بعضی از چشمه ها شبهای جمعه مردم با روشن کردن شمع حاجت می طلبند ودر زیارتگاههائی مانند بابا یادگار کرمانشاهان در روز ششم فروردین که زاد روز حضرت زرتشت است در کنار چشمه های آب بابا یادگار از جمله چشمه آناهیتا مراسم آئینی عقیدتی فرقی از دراویش برگزار می شود واز شهرهای استانهای کردستان کرمانشاهان وارومیه علاقمندان جهت شرکت درمراسم به بابا یادگار می آیند وبا ذکر اوراد وادعیه وانجام مراسم مدح خوانی آبهارا تقدیس نموده وبا نوشیدن جامی آب یک بطری نیزجهت تبرک به همراه میبرند .در نزدیکیهای اردکان یزد نیز زیارتگاهی بنام پیر سبز وجود دارد که همه ساله درروزهای آخر ماه خردادزرتشتیان طی مراسمی به انجام مراسم آیینی و جشن وسرور می پردازند وآب چشمه پیر راکه به چک چک معروف شده مقدس میدارند وبرای تبرک به خانه می برند . تقدس اب مربوط به اسلام نیست وقبل از آن نیز آب جایگاه ویژه ای در بین مردم داشته است در اساطیر آمده است که ( فروردین که فروهر پرهیزکاران است آب را به باد سپرد وباد هم آب را ازطریق آسمان وابر ها به همه دنیا راهبر شد تا از ان دریای فراخگرد یا دریای بی انتها را تشکیل دهد که آنسوی البرز است که چشمه های ایزد بانو آناهیتا از آب این دریاها در خود دارد) . در اوستا در فصل آبان یشت وتیر یشت به آفرینش آب اشاره می شود که( روز یازدهم اسفند که روز خور است وآخر روز دی به مهر باشد آب آفریده شد. هرچند که در ادیان مختلف بخصوص در دین زرتشتیان به کرات از چگونگی آفرینش وحرمت وتقدس آن وانتصاب آب به یکی از فرشتگان گفته شده است .مع الوصف وابستگی حیات همه موجودات ذیروح بآب موجب گشته است که بشر وجود آنرا گرامی بدارد ودر حفظ آن تلاش بسیار معمول دارد .نقش آب در تامین خوراک همه گیاهان، حیوانات وانسان انکار ناپذیر است . وجود آب در تبدیل بعضی از مواد به نحوی که قابل بهره برداری باشد ازجمله تبدیل گندم وسایر غلات به آرد قابل توجه است . آسیابها از گذشته های دور یاور انسانها بوده اند .انرژی موجود در آب پس از انبار شدن آن در محفظه ای بنام تنوره موجب به حرکت در آوردن سنگ وزین آسیاب و آرد شدن غلات میگردید که هنوز هم اینگونه آسیاب ها با انرژی پاک آب کارساز هستند .امروزه وجود نیروی الکتریسیته که اغلب از طریق سوختهای آلاینده فسیلی بدست می آیند شاید کار را آسان تر نموده باشد ولی وابستگی به انرژی های تمام شدنی را بیشتر نموده وبنظر میرسد و نابودی موجودات را سرعت می بخشد .

در گذشته استفاده از انرژي هاي طبيعي نقش بسيار اساسي در زندگي مردم داشت و از غني وفقير در بهره برداری منطقی از مواهب طبيعت سعي لازم مبذول مي داشتند .استفاده از نيروي باد براي گردش آسياب هاي بادي كه نمونه بارز آن آسياب هاي نهبندان و نشتيفان است حاکی از دانش بومي مردم در بهره وري كامل از مواهب طبيعي بود.. توجه به خصلت آنچه در طبیعت یافت میشد موجب خلاقیت در بهره وری در جهت رفاه زندگی بود وهمین آشنائی با خصلت مواد ومصالح بود که معماران را وا مي داشت تا با ايجاد ديوارهائي با مصالح مقاوم در مقابل گرما و سرما زندگي داخل را از گزند مزاحمت هاي اقليمي دور بدارد.ذهن خلاق معماران بود که هوای گرم کویر های داغ را از طریق بادگیرهای برافراشته بربامها به خانه های کویری و مناطق گرم هدایت می نمود تا فضای مطلوبی را برای زندگی فراهم کند که هنوز هم این بادگیرها علیرغم وجود کولر های گازی نقشی اساسی در زندگی مردم نواحی جنوبی وشرقی ایران دارد .

به منظور بهره وري از مواهب طبيعي و انرژي هاي موجود در طبيعت كشاورزان در بخش آبياري مزارع و باغات و صنعت گران در بخش ساخت ابزار و لوازم كار و معماران در بخش ساختمان هاي مسكوني و غير مسكوني تمام تلاش خويش را به كار مي بردند تا با خلاقيت بسيارو منطبق بر نيازهاي روزمره دست به ابتکاراتی بزنند که متاسفانه امروز همه ما مقهور تکنولوژی شده وراه را برای میدان دادن به زندگی پر مخاطره تکنولوژیکی باز نموده ایم .انسان امروزي غرق در گرداب نا امیدی در پيدا كردن راه حل خروج از بحران انرژي حاصل از سوختهای فسیلی سعي مي نمايد نسبت به كم كردن بهره وري از انرژي مذکور وافزایش بهره وری از انرژی های پاک اقدام نمايد. لكن بدون همياري همه مردم امكان دستيابي به يك زندگي فارغ از انرژي فسيلي امكان پذيرنخواهد بود هرچند که روزی سوختهای فسیلی نیز تمام خواهد ولی تا آنروز مواظب باشیم که هوا برای استنشاق وآب برای ادامه حیات داشته باشیم و بحران کمبود آب در دنیا وبخصوص ایران وآلوده بودن هوا را بسیار جدی بگیریم که فردا دیر است و دير يا زود بن بست ادامه زيست ديده خواهد شد. تمهيدات سياسي و اقتصادي تا حدي مي تواند جلوي بحران ها را بگیرد ولي تا زمانيكه تمهيدات اجتماعي به كار گرفته نشود تمهیدات سیاسی واقتصادی کارگشا نخواهند بود .اگر به ذهن های خلاق میدان داده شود وامکانات مورد نیاز فراهم شود شاید هنوز هم بتوان باد- آب -گرمای زمین -نور خورشید - امواج دریاهارا بکار گرفت وانرژی های ازیاد رفته را با شکلی نو به خدمت زندگی برگرداند. توان واراده بشری سرمایه های گران سنگی است که با یک خیزش همگانی می تواند بکار گرفته شود ومارا به یک زندگی کم وابسته تر به انرژی سوختهای فسیلی آشتی دهد .هرچند ممکن است این طرز تفکر بسیار ایده آلانه باشد لیکن اگر مردم بخواهند عملی خواهد شد . بدیهی است نقش حکومت - دولت وشهرداریها را نباید فراموش کرد . ایجاد ضوابط قاطع برای تجهیز محیط بارعایت شرایط اقلیمی در هر بخش چنانچه بطریق علمی وبر اساس بنیان های اساسی آن مطالعه گرددحتما قابلیت اجرا پیدا خواهد کرد. همراه با یک تکنولوژی مدرن که بشر گرفتار آن شده است ضرورت خلق شیوه های مقابله با مضرات آن نیز باید مورد توجه قرار گیرد . بطور مثال اگر کولر آبی آب زیادی هدر میدهد واگر کولر گازی انرژی الکتریکی زیاد مصرف می نماید واگر ساخت باد گیر در ساختمانهای چند طبقه وبا معماری امروزی امکان پذیر نیست واگر دستگاههای مکانیکی مرکزی ایجاد برودت وحرارت که انرژی سوختی فسیلی زیادی نیاز دارند، متناسب با شرایط زندگی بسیاری از اقشار جامعه نیست پس باید فکردیگری کرد .هنوز شایدانرژیهای ناشناخته های دیگری در طبیعت وجود دارد که تحقق بهره برداری از آن در آزمایشگاه ها ثابت شده و بدلایل سیاسی - اقتصادی قابل ارائه در بازار نباشد . باید بند هارا پاره کرد وملاحظات رقابتی بازار را باید کنار گذاشت . باید به مردم عادی فکر کرد .اگر ده ها هزار نفر از طریق کار در بخش تولید اتومبیل وصنایع وابسته ارتزاق می کنند ونهایتا سود آنرا سرمایه داران بزرگ کشورکسب ودود آنرا مردم میخورند .حتما راه زندگی این ده ها هزار نفر فقط خدمات مربوط به اتومبیل نیست ووظیفه دولت است که کلید حل مسائل را به بقفلهای زنگ زده اقتصاد کشور بخوراند وراهکارهای دیگری که رفاه مردم در آن باشد را ارائه نماید.

مطمئناً نزديك شدن به رأس جدول توليد اتومبيل و قرار گرفتن در رده های بالا افتخاري براي يك كشور با سابقه فرهنگي طولاني نيست . افتخار ما زماني است كه در جدول كتاب خوان ترين مردم دنيا در رأس قرار گيريم . افتخار ما زماني است كه در جدول بهره وري از سوخت فسيلي در پايين ترين حد باشيم و حتي افتخار ما زماني است كه ما علي رغم داشتن منابع غني نفتي در پايين ترين درجه صادرات مواد سوختني در جدول كشورها باشيم و پيش خداي خود و وجدان خود سربلند با شیم كه در آلودگي محيط كمترين سهم را داشته ایم.

اگر كشوري افتخارش اين است كه در جدول توليد كنندگان چوب در رده هاي اول قرار دارد بايد افتخارش اين باشد كه در ايجاد جنگلهای جديد نيز در رده اول جداول مربوط باشد.

زماني كه مثل كشورهای دارای منابع جنگلی وسیع در جهت قطع درختان .چه مجاز و چه غير مجازو براي چرخاندن چرخ هاي صنابع چوب و كاغذ سازي تلاش مي كنيم. اما در جهت ايجاد جنگلهای جديد و تأمين اكسيژن لازم براي مردمي كه حقشان نفس كشيدن است .اقدام موثری که پاسخگوی تخریب جنگلها باشد ننمائیم باید نظاره گر غبار آلودگی محیط های انسانی باشیم وانتظار داشته باشیم که در آتیه ای نه چندان دور فرزندان ما حضور نشانه های آفرینش را در کوهها ، جنگلهای مخروبه ودشت های لم یزرع فقط از طریق تصاویر حیوانات منقرض شده احساس نمایند.

بايد قبول كرد كه سرمايه گذاري براي خدمات رفاهی ،اجتماعی وخدمات احیاء محیط زیست کم انجام می شود در صورتیکه حق وارثین فرهنگ دوهزار وپانصد ساله که مدعی ان هستیم بیشتر از اینها است اگر جنگل هاي ما نابود مي شود اشكال از روستائیانی نيست كه براي ادامه زندگي اقدام به قطع درختان مي كند بلكه گناه به گردن كساني است كه بجای اره برقی ، بیل و آب زمین به او نداده اند ودست یاری را برای ادامه حیات از دوش او برداشته اند . اگر كارگران کارخانجات اتومبيل سازي در ايجاد آلودگي هاي محيطي شهرها و روستاها سهم اساسي دارند گناه به گردن آنها نيست بلكه گناه به گردن كساني است كه سرمايه گذاري در بخش صنعت مذكور را به سرمايه گذاري در بخش كشاورزي ترجيح مي دهند وباحمایت صندوق های مالی ،آتش کوره های آنهارا شعله ور تر میکنند. گویا مهم نیست که مردم در اثر آلودگي هوا به مشکلات جسمی ویا روحی مرگ بار دچار می گردند .

اگر سرمايه گذاران بخش مسكن که از طریق وام های بانکی که میتواند صرف ارتقاءکشاورزی وتولیدات دامی وصنایع وابسته گردد سرمايه خود را در بخش هاي سودزا و رفاه آور روستايي صرف نمايند طبيعتاً از مهاجرت هاي بي دليل روستائيان به شهرها بزرگ كاسته شده و چندين هزار شغلي را كه باتخریب محیط زیست موجب گرداندن چرخ ساختمان سازي شهر های بزرگ می شوند ، بسوی فعالیت بخش های ساختمانی . تولیدی ورفاهی در روستاهای محروم کشورسوق داده خواهد شد . مسلماً اگر عزم دولت ومردم قاطعا این چنین باشد، برنامه ریزان خواهند توانست راهکارهای عملی ومنطبق بر امکانات کشور ارائه دهند و اگر دولت بخواهد وعزم عمومی نیز جزم باشد حتماً مي توان اميدوار بود روزي را خواهيم ديد كه شهرها و روستاهائی فعال، تولید کننده، با مردمی مثبت اندیش و سالم و با فرهنگ داشته باشیم.

در نوجوانی يعني در سن ده يازده سالگي كه بتوصیه بزرگترها بخصوص در ماه رمضان در پاي منبر واعظین می نشستیم . بسيار مي شنیديم كه در مواقعي كه ضرورت حاد ايجاب مي نمايد مجتهدين مي توانند فتواي جهاد همگانی دهند كه بر همه واجب مي گردد كه به دستور فتوا دهندگان عمل نمايند و عمل نكردن به آن جزو گناهان بزرگ و قابل عقوبت عنوان می گردید . در آن عوالم نوجوانی اين امر واين حكم برایم بسيار جالب و مهم تلقی می شد و هميشه احساس مي كردم که چه قدرتي در قشری از جامعه وجود دارد كه در مواقع خطر مي توان جان مردم رابا به كار بردن آن نجات داد .امروز كه هفتاد و اندی از عمرم مي گذرد احساس مي كنم كه چرا فكر مي كردم كه اين امر اين چنین كارساز مي تواند باشد. درصورتیکه امروزه علیرغم تنگناهائی که در زمینه بحران بی آبی وآلودگی هوای شهرها وازبین بردن جنگلها وتبدیل اراضی کشاورزی ومنابع طبیعی داریم کمتر اتفاق افتاده است که آموزه های مذهبی بطور قاطع وپیگیر برای رفع بحرانهای این چنینی بکمک آمده باشند .انسانهای دور اندیش برای روز مبادای خود قسمتی از مایملک خودرا ذخیره می نمایند تا زمانیکه در تنگدستی قرار گرفتند ذخیره خود را بکار بندند و بسیاری از این پس اندازها علیرغم تنگناهای سخت زندگی صاحبان آنها به انتظار روز های بدتر به کار گرفته نمی شود وبا لبیک حق نصیب دیگرانی میگردد که اهمیت این اندوخته ها را درک نمی کنند .امید است در مورد بهره گیری از مواهب اعتقادی این گونه نباشد و.شایدفتاوی مذهبی بتواند تحت شرایطی برای مقابله با حیف ومیل آب وسایر مواهب طبیعی مثل هوا ، اراضی کشاورزی وجنگلی وزندگی گونه های مختلف حیوانات رها بوده در طبیعت بعنوان ذخیره ای انباشته شده وقبل از اینکه کارد به استخوان برسد به کمک زندگی مردم کشور بیاید .که امیدواریم نوش دارو پس از مرگ سهراب نباشد .چون بلائی بد تر از شنیدن ناله فرزندان این مملکت از بی آبی وتشنگی که بزودی گریبانمان را خواهد گرفت نیست .اگر قبل از آن هوای آلوده ناشی از عملکرد بد صنایع مزاحم ودود اتومبیل های نا مطلوب راه تنفسمان را نبسته باشد .باید زودتر دست به کار شد ومنتظر وضعی بد تر از این نباشیم .که زود دیر می شود .

یزدان هوش ور

 

موضوعات مرتبط : رودها و مدیریت آب    
عضو مرتبط : یزدان هوش ور  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید