تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1779

بررسی نقش آب در معماری شهری کهن ایران

آب يكي از عناصر طبيعي به شمار مي رود كه ماهيتي تغيير ناپذير دارد. هرجاكه ظاهر مي شود، كاربرد آن بايد منعكس كننده برداشت طراحان و سازندگان از طبيعت باشد.

 دسترسي به منابع آب از ديرباز به عنوان يكي از مهم ترين عوامل موثر در مكان يابي شهري در ایران و سایر تمدن ها  مورد توجه بوده است. بررسي كلي جغرافيايي شهرهاي ايران به خوبي وابستگي ميان زندگي شهري و دسترسي به منابع آب را نشان مي دهد.

 فلات ايران به دليل تنوع اقليمي و چشم انداز محيط طبيعي درهمه جا از منابع آب سطحي مطمئن برخوردار نيست، زيرا همان طور كه آب هاي سطحي زمين، چون دريا و رودخانه و درياچه در معماري و به وجود آمدن آن نقش دارد، دربسياري از مناطق كه از اين منابع سطحي به دورهستند، نياز مردم از راه منابع زيرزميني، چون قنات و چاه ها حاصل مي شود.

 ساحل رودخانه ها بستر پيدايش و رشد بيشتر فرهنگ هاي كهن جهان است. در ايران نيز هرجا رودخانه اي جاري بوده، به سرعت و شتاب فرهنگي افزوده است وخود نيز در درون فرهنگ جا باز كرده است. و بايد گفت آب در گذشته هاي بسيار دور باعث به وجود آمدن مراكز حياتي و روش اقتصادي وشهرنشيني بوده است.

پيش از ظهور اسلام، در ايران، معماري در كنار آب و دردامن طبيعت بدون آنكه آن را مخدوش سازد، حضور خودرا اعلام مي كند ونقش آب بيشتر نقش تجردي است. نيايش گاه ها و معابد وآتشكده ها دركنار آب و درنهايت احترام به وجود آب شكل گرفت. گويي آب گذرگاه انسان براي ورود به دنياي ديگر بود. آب نقش معنوي خود را در معماري ايران نشان داد، به گونه اي كه گردش آب نمايش تجردي آب درطبيعت است وتمام جوهر وخواص آب به صورت مجرد كه ظاهرا جنبه نمايشي پيداكرده و در نيايش آب منظور بوده است.

رودخانه ها وچشمه ها و درياچه ها داراي جايگاه آييني و اعتقادي بودند. اين جايگاه به خودي خود شكل نمي گرفت. ساخت و وجود بناي مكان ها بود كه باورها و افسانه ها و آداب و رسومات را متجلي مي ساخت. آب هايي كه از دهانه سراب هاي بزرگ از دل كوه و درون غار و ازميان سنگ وخاك بيرون مي زند و روي زمين جاري مي شوند، چشمه هاي كوچك و بزرگي هستند كه ازميان سنگ وصخره مي جوشند و درساخت بناهايي كه در اطراف آنها ساخته مي شود نقش مهمي دارند. و در اينجا مي بينيم كه دو عامل آب وصخره در امر احداث بناهاي بوجود آمده نيز دخالت دارند.

 پس همانطور كه آب در ساخت باغ نقش دارد، باغ نيز در به وجود آمدن شهر نقش خود را ايفا مي كند. تحولات مربوط به شهرها و رابطه ساختار ميان باغ وشهر آن چنان است كه مي توان از سويي باغ را شهر و شهر را باغ ناميد و از سوي ديگر باغ را به مثابه كارگاه طرح اندازي شهر تلقي كرد كه نمونه اين مطلب را مي توان درگفتار <كلاريخد>، سياح دوره تيموري بيان كرد كه رابطه ساختاري ميان باغ شهر در آن شهر موقت كه درازاي سراپرده ها وخرگاه ها وخيمه هارا به روشني بازسازي كرده است.

نمونه ديگر اين باغ شهر را در اصفهان مي توان ديد و چهارباغ و كو چه هايي كه در جهات مختلف آن امتداد داشت و اين يكي از اصول طراحی شهري بود.

در ايران کهن، معماري به سوي آب حركت مي كند و دركنار آن آرام مي گيرد. ولي در دوره اسلامي آب در معماري حالت كاربردي پيدا مي كند و معماران آگاهانه سعي مي كنند تا به طبيعت تسلط يافته و آن را به نظم بكشانند و باشناخت قوانين فيزيكي و رفتار آب و درك نقش و تمثيل و ارتباط آن با انسان آب را به درون معماري بكشانند. آب در شكل هاي هندسي در اكثر بناها متجلي مي شود و به نوعي مركزيت وحدت معماري در آب شكل مي گيرد. حركت پرموج آن در مفاهيم مذهبي و ادبي هنري در فرهنگ ما جاري مي شود. به اين ترتيب آن چنان در ساخت و تركيب بناهاي ما وارد مي شود كه عملا نمي توان آن را ازشكل ساخته شده جدا دانست. آب در مركز كوشك ها وباغها و غيره ظاهر مي شود. در مناطق كويري، آب كمياب و زندگي بخش سبب شكل گيري معماري آب انبار ها و پاياب ها و رباط ها و يخچال ها مي شود. و به گونه اي ديگر خودرا نشان مي دهد.

آب در باغ و كوشك، نهر ها و آب نماها و جويبار و حوض و استخر و فواره ها را به وجود مي آورد و هركلام از اينها نمايانگر تسلط انسان به طبيعت است. تا تمام اينها را دركنار خود به نمايش بگذارد. آب در معماري حوض ها به عنوان سمبل آب راكد استفاده مي شود و به اشكال هندسي منظم، عامل تكميل كننده بنا مي شود.

حوض هاي جلو بناها مكمل معماري شده و مانند آيينه آنها را در خود منعكس مي كند. حوض هايي كه در معماري مساجد شاهد هستيم نيز غير از نقش تطهير، جنبه نمادين پيدا كرده و آب هم نماد زندگي و هم نماد مرگ را به وجود آورده است. و انسان را هم از نظر جسمي پاك مي كند و هم از نظر روحي و به طور كلي اينجاست كه درك مفهوم آب در معماري همان درك معماري آب است.

در ايران باستان آب پيام‌آور روشنايي و پاكي به شمار مي‌رفت و از ارزش زيادي برخوردار بود. شايد به علت اينكه ايران كشوري كم‌آب بوده، اين مايع حياتي بين ايشان قدر و منزلتي والا داشته است. آب در نزد ايرانيان نه تنها براي رفع نيازها مورداستفاده قرار مي‌گرفته، بلكه از لحاظ معنوي و روحي نيز تاثير بسياري داشته است. آب با قابليت‌هاي مختلف خود مانند حيات، تازگي، درخشندگي، پاكيزگي، رونق و رواج روشنايي، سكون و آرامش و تحرك، احساس‌هاي متفاوت در روح و روان انسان گذارده است. به همين دليل همواره در مكان‌هايي كه ساخته دست بشر هستند، به صورت‌هاي مختلف براي خود جا باز كرده است. 
اين مساله در رابطه با مكان‌هايي مانند پارك يا باغ بيشترچشمگير است. زيرا عنصر آب به عنوان يكي از زيباترين زمينه‌هاي ديد و يكي از مواردتكميلي فضاي سبز مورد استفاده قرار مي‌گيرد. البته در اين مكان‌ها وجود آب براي پاكيزگي محل و آبياري درختان و گل‌ها يا استفاده براي سرويس‌هاي بهداشتي، ضروري وپراهميت است.
در سده‌هاي گذشته ايرانيان باغ‌ها را بيشتر در زمين‌هايشيب‌دار احداث مي‌كردند و با ايجاد پلكان در مسير آب، جريان ملايم آب، تند و پر سرو صدا مي‌شد.اصلي‌ترين عاملي كه همواره به باغ‌هاي ايراني حيات مي‌بخشيد،آب جاري بود كه در چهارباغ‌ها،‌ جويبارها و جوي‌هاي كم‌شيب و مارپيچي به حركت درمي‌آمد و هواي باغ را مطبوع و دلپذير مي‌ساخت.

در باغ‌هاي تزييني كه به حوض‌هامي‌پيوست، جدول ها معمولا با سنگ و آجر ساخته مي‌شد. در كف آب‌نماها و بيشتر جاهاييكه آب در جريان بود، اغلب تخته سنگي با تراش سفيدرنگ يا با طرح‌هاي مختلف كارمي‌گذاشتند كه به موج آب، جلوه زيبايي دهد.

باغ‌هاي قديمي ايران اغلب درمناطق گرم و خشك و كم‌آب ساخته شده‌اند و دليل احداث آنها در چنين مناطقي، وجودچشمه‌هاي طبيعي و يا كاريز است. 


وسعت هر باغ بستگي به حجم و مقدار آب موجودبراي آبياري آن دارد. باغ‌هاي شهرهاي خشك و كويري به علت گرمي هوا در تابستان،همواره اهميت خاصي داشته‌اند كه از آن جمله باغ‌هاي كاشان را مي‌توان نام برد. باغ فين كاشان كه از باغ‌هاي معروف دوره صفويه، زنديه، قاجاريه و هم‌چنين زمان ما است به علت وفور آب چشمه سليماني و حوض و استخر و فواره‌هاي فراوان و درختان كهنسال وعمارت‌هاي تاريخي، همواره جزو معرف ترين و پرجاذبه ترين باغ‌هاي كشور ما بوده است.
در باغ‌هاي ايراني، براي ايجاد محيطي آرام، خنك و پرسايه، چاره‌اي جزاحداث جوي‌هاي آب در طول تمام باغ نبوده است و معمولا اين جوي‌ها در تقاطع‌ها به حوضچه تبديل مي‌شدند. آب از جوي‌ها كه اغلب از حوضخانه عمارت باغ آغاز و درفاصله‌هاي منظم با استفاده از شيب طبيعي زمين با تكرار آبشارها به داخل حوضچه‌هاروان مي‌شد.
آب‌نما كه از ضروري‌ترين عناصر ايجاد باغ محسوب مي‌شد، بيشتر درمقابل عمارت باغ احداث مي‌شد و بعد اصلي آن در جهت طول ساختمان و به شكل‌هاي مستطيل، مربع، چند ضلعي و دايره بود. گاهي در داخل عمارت‌هاي باغ‌هاي قديمي نيزآب‌نما ساخته مي‌شد كه در اصطلاح به آن محل، حوضخانه مي‌گفتند. ساكنان باغ درروزهاي گرم تابستان، به ويژه هنگام نيمروز، در كنار آب‌نما به آسايشمي‌پرداختند.
نقش آب در ساخت بناي كاخ‌ها و باغ‌‌هاي ايراني، همانگونه كه در باغ‌فين‌كاشان و شازده ماهان و ايل‌گلي تبريز و... شاهدش هستيم، تنها به‌منظور آب‌رساني باغ نيست، بلكه از حركت و سكون و صدا و كف آن بهره‌برداري‌هاي لذت‌بخش مادي و معنوي ‌شده است.كاخ شاهان در برخي از موارد در با‌غ‌هايي بنا شده كه آب نقش مهمي در زيبايي آنها دارد. كاخ چهلستون اصفهان و كاخ فتحعلي‌شاه در چشمه علي دامغان از اينگونه‌ا‌ند.

چه كسي است كه از انعكاس اين كاخ‌ها در آب حظ نبرد، گويي در انعكاس، چيزي هست كه قلب را تكان مي‌دهد. اين است كه براي عظمت بخشيدن و دلپذير نشان دادن بناهاي مهم بايد از انعكاس آنها در آب استفاده كرد. به‌طور مثال، اگر آبگير منعكس كننده تاج محل با چمن پوشيده مي‌شد، آن بنا مقدار زيادي از بار جادويي خود را از دست مي‌داد. در واقع طراحان با به كارگيري خاصيت انعكاس، عمق و بي‌كرانگي سطوح وسيع آب و حريم شخصي افراد را وسعت داده، حس خفقان در مكان‌هاي بسته را از آنها دور مي‌كنند.

در خانه‌هاي ايراني، مساجد، معابد و كاروانسراها هميشه نقش آب پررنگ بوده است. بسياري از بناهاي زادبومي كه در اقليم و جغرافياي ايران شكل گرفته‌اند در پيوند با آب و در نتيجه ضرورت آن بوده‌اند.

 آب‌انبارها، يخچال‌ها، پاياب‌ها، پل‌ها، قنات‌ها و بادگيرها از اين جمله‌اند.از طرف ديگر، شهرهايي همچون اصفهان و شوشتر نمونه بسيار متعالي از هم‌زيستي شهر و آب و به عبارتي معماري آب هستند كه موضوع حظ بصري و آرامش يافتن از آب در شكل‌گيري آنها نقش پررنگي داشته است.در ساخت تأسيسات آبي شوشتر مهم‌ترين هدف، آبياري بوده؛ اما سازندگان آن توانسته‌اند به اهداف بزرگ ديگري چون اهداف معماري، صنعتي، بازرگاني، دفاعي و... نيز دست يابند. (این موضوع در ضمیمه تحقیق بصورت مفصل مطرح میشود).

در شهر اصفهان نيز، زاينده رود نقش مهمي در معماري شهر ايفا كرده است. پل‌هاي متعددي كه روي اين رودخانه بنا شده‌اند، نمونه‌اي زيبا و متعالي از معماري آب به شمار مي‌روند كه كاركردهايي علاوه بر كاركرد اصلي داشته‌اند.

آب انبار ها یکی دیگر از ویژگی های شهری ایران کهن است  که بیشتر در مناطق خشک و نیمه خشک  دیده می شود .

نمونه ای از آن ، آب انبار مربوط به دوران صفويه است  که در گذشته منابع ذخيره آب شيرين شهر بندرعباس ازاين برکه ها تامين مي گرديد که داراي گنبدهاي موزون زيبا و منحصر به فردي بوده و مصالح آن سنگ و ملات ساروج است ، این برکه ها دارای چهار دهانه اصلی برای بهره برداری از آب بوده است.

پل یكی دیگر از نقش های آّب در معماری ایران است ، ساختن پل های مهم و زیبا بر روی رودخانه ها بوده كه در واقع جلوه های رودی را كه از زیر آن می گذرد دوچندان می كند. یكی از زیباترین پل هایی كه در دوره صفویه توسط الله وردی خان بر روی رودخانه زاینده رود ساخته شده، پل الله وردی خان یا سی و سه پل است.  لرد كرزن" در هنگام تماشای این پل می نویسد: "هنگام مسافرت به این شهر، شخص انتظار ندارد، پلی را كه شاید بتوان گفت از باشكوه ترین پل های جهان است مشاهده كند.این همه ابداعاتی كه ایرانیان با توجه به غنای فرهنگی خود برای هرچه زیباتر جلوه دادن آب انجام می دادند. در هنرهای دستی ایرانی نیز نمود یافته است. به طوری كه در مهمترین هنر دستی ایران یعنی فرش، در نشان دادن مناظر زیبا، آب چشمه سارها و حوض ها و رودخانه ها نقش آفرین شده اند.

همچنین در كمتر مینیاتور ایرانی است كه نقش جویباری زیبا و یا حوضی كه مرغان در آن به آب تنی و بازی مشغول اند، نمایش داده نشده باشد و نیز بر كتیبه ها و دیوار كاخ ها نیز هر جا مجلسی را رقم زده اند آب، آب نما ونهر جوی و جویبار خودنمایی كرده و هنر دیرپای ایران را به رخ تماشاگر می كشد.

نکته قابل ذکر دیگر آنکه زاویه دیگری در وجود رودها و آبراه ها در بین یا حاشیه شهر ها  قابل بررسی است و آن اینکه  عدم رعایت حریم رودها بخصوص در محل تلاقی آنها در شهر های کهن که نمونه هایی از آن را میتوان در جلگه خوزستان مشاهده نمود باعث ویرانی و از بین رفتن آثار گرانبهای معماری دوره کهن ایران شده است .

با توجه به خشکی بخشهای بسیاری از کشورمان ایران ، همواره حاشیه رودخانه ها و چشم انداز مجاور رود ها  بدلیل خشکی محیط ، وسوسه انگیز ترین بخش ها برای گسترش شهر بوده اند . جابجائی بستر رودخانه ها حتی در مناطق خشک و نیمه خشک با عث ایجاد محیط های نا پایداری می شوند که طغیانهای فصلی جزئی از آن بوده و باعث ضرر وزیانهای اقتصادی و فرسایش شدید محیط خود می شوند .

سیل ، نام آشنای یکی از قدیمی ترین سوانح کشور ماست .

علی رغم تصور عمومی ، سیل بیشتر در نواحی نیمه خشک  بوقوع پیوسته و جان و مال مردم ساکن در منطقه را تهدید میکند .دغدغه هدایت آبهای سطحی از دیر باز در کشور ما وجود داشته ولی همیشه با ایجاد سیل این دغدغه آمده و با اتمام سیل نیز این دغدغه و تعصبات روی آن فروکش کرده است .

شوشتر شهری بر پایه آب

معماری از اجتماعی ترین اشکال بروز هنر، فرهنگ، توانمندی یک ملت و زمینه شناخت تاریخ گذشته و امکان تبلور آینده آن است. با این باور و بر اساس فرصتی که در چند سال اخیر برای شناخت معماری شهری، تولیدی و معماری مبتنی بر آب در شهر شوشتر و پیرامون آن دست داد، سعی در طرح بزرگترین ویژگیهای آن می پردازیم .

  نقش تولیدی آب و اثر توزیع و بهره برداری از آن در شکل گیری سیستم حکومت و نظام کالبدی در کنار فعالیتهای دفاعی و اقلیمی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
در مورد بافت کهن شوشتر، ویژگی بارز پیچیده تر، بلند تر، پرتزئین تر شدن فضای شهری با هرچه خصوصی تر شدن و به عمق رفتن در بافت مسکونی است.(که طبعاً کارهای پرهزینه تر و چشمگیرتر در خانه های متمکنین و بزرگان مذهبی و دیوانی است.)

این روند با سردر های بلند، پیچیده و پرتزئین در انتهای کوچه های تنگ و تاریک با دیوارهای مرتفع به فراز می رسد و چون به درون خانه می آیی به اوج می رسی.
ایوانهای بلند و پرکار، فضاهای متعدد و پر سایه، حیاطهای مرکزی معمولاً محدود و کم وسعت، (به دلیل نیاز به سایه و خنکا) بی حوض و درخت(به دلیل صدمه ای که آب و ریشه درخت به شوادانها می زند) و بالاخره چندین طبقه زیرزمین(شوادان) با فضاهای پیچیده و در نهایت در پائین ترین سطح رسیدن به آب.
در بررسی های محلی در دو نقطه از شهر دو نمونه از استخرهای زیرزمینی را مشاهده می شود   که از شوادانهای چند خانه پیرامون آن قابل دسترسی بود و آب مصرفی و تهویه طبیعی را تا 40-50 سال پیش تأمین می کرده است، این یافته در جهت تأیید فرضیه و شواهدی می باشد که از شبکه آب زیرزمینی شهر از طریق نهر داریان وجود دارد و تنبوشه های آن در نزدیکی شهر پیدا شده است.
از دیگر سو این خود دلیل و شاهدی بر درهم آمیختگی حیات شهر با آب و حرمت و ستایش آن است. این شبکه ها به دلیل تغییر شیوه و الگوی سکونت و بوجود آمدن لوله کشی آب و نیز عدم لایروبی و حرکت لایه های زمین به مرور از بین رفته است.
شوادان خانه های کنار رودخانه نیز در سطوح مختلف به رودخانه دید داشته و از طریق آن تهویه می شده اند. همچنین از طریق مرکز محلات مجاور رودخانه راههایی به رودخانه وجود داشته که با پلکانهای بلند بر سر آب می رسیده است و در کنار رودخانه محلی برای شستشو(حمامهای کوچک) و نیایشگاههای کوچکی نیز وجود داشته است که آثار آن در چند نقطه از شهر موجود است.
این نیایشگاهها که به پیر معروفند در پاره ای از مرکز محلات و نیز در نقاط کوهستانی اطراف شهر هم وجود دارند و نام هایی چون پیر گبری نشان دهنده قدمت و دیرینگی آنهاست. در مقابل هرقدر به مکانهای عمومی تر مثل معابر و شوارع اصلی و مراکز محلات(و حتی بازار شهر) می رسیم شاهد فضاهایی ساده و گشوده، دیوارهایی کوتاه، بدنه هایی کم تزئین و عریان و فضاهای شهری کم درخت و خالی هستیم. بطوریکه تازه وارد به شهر، در موجهه با فضاهای عمومی هیچگونه مشخصه و ویژگی چشمگیر و خصیصه بارزی که شوشتر را از دیگر شهرهای همطراز آن جدا کند نمی یابد. تنها با حرکت به درون شهر و حرکت به فضاهای خصوصی تر است که شگفتی آغاز می شود.
اینگونه شکل گیری متضاد فضاهای خصوصی عمومی در شوشتر نه تنها به دلیل مقابله با اقلیم خاص منطقه بوده است، بلکه تهاجمها و غارتها و روابط پیچیده اقتصادی و اجتماعی با عشایری که در طول هزاران سال برای قشلاق به اینجا می آیند نیز نقش عمده ای در شکل گیری آن داشته است. نمای دروازه در قلعه مانند ورودی خانه ها و درهای قطور و مستحکم آن شاهدی بر این مدعاست.
جشن آجرکاری ها، کاشی ها، سنگهای کارشده و مزین به نقوش کهن و فرمهای شجاعانه و بدیع در معماری فضاهای شهری چشم را خیره می کند. اگر در دوران گرمای شهر که بیش از هشت ماه از سال را در بر می گیرد به آن وارد شویم ارزش بالای سایه ها و دیوارهای بلند و پر از شکستگی، ساباط های طویل و تاریک و خنکای چندین طبقه شوادانها را درمی یابیم. شوادانهایی که با وجود بیش از 50 درجه تغییر حرارت محیط بیرون، همواره درجه حرارت مطبوع بین 18 تا 21 درجه را دارا هستند.
در فضاهای پیرامونی شوشتر و بخصوص در جوار رودخانه و بعضی از زمینهای بزرگتر خالی شهر به انبوه درختان، بخصوص کنار و نخل برمی خوریم. ولی با وجود ارزش بالایی که این درختان چه از نظر اقتصادی و چه از نظر فضای سبز و محیط مطبوع، سایه و خنکی، دارند ولی در مناطقی از فضاهای شهری که زیر آنها را کانالها یا شوادانها فرا گرفته است، به دلیل صدمه ای که ریشه درختان به آنها وارد می کند، کمتر اثری از درخت می بینیم. این بخصوص در حیاطهای محدود و پر سایه بیشتر به چشم می خورد.(در همین راستا حتی اکثر حیاطها فاقد حوض نیز می باشند)
اما فراتر، پدیدار شدن قدیمی ترین سکونتگاههای مبتنی بر کشاورزی از ده هزار سال پیش در منطقه و شکل گیری جوامع سازمان یافته و بوجود آمدن همزمان با شهرهای ابتدایی دشت بین النهرین در اواسط هزاره چهارم پیش از میلاد، با دو پدیده محیطی ارتباط داشته است:
اول- موقعیت ورودی کارون از کوههای زاگرس به دشت و آرام گرفتن آن در برخورد با صخره ماسه سنگی شوشتر.
دوم- بریده شدن امتداد راه کهن پایکوهی زاگرس از فارس به بین النهرین.
ایجاد اولین مکان عبور از کارون عظیم و پهناور، مهار و بهره برداری از آب و انرژی آن به مدد پشتکار، هوش و درایت پدران ما در طی هزاران سال، یکی از بزرگترین و کهن ترین مجموعه های دست ساخت بشر تا پیش از دوران انقلاب صنعتی را پدید آورده است. مجموعه ای که در طول کیلومترها ادامه می یابد و در طی هزاران سال کامل می شود و در جوار خود یکی از هوشمندانه ترین اشکال بروز معماری شهری-آبی را بوجود می آورد.
از شگفتیها و فرازهای این کار آبی، ایجاد مجموعه عظیم چند عملکردی، در طول نزدیک به یک کیلومتر شامل عناصر اصلی زیر می باشد:
الف) بند میزان با هدف اصلی تقسیم آب کارون به دودانگه و چهاردانگه.
ب) تاج(دیواره سنگی) روی بند میزان که تا کناره نهر داریون و زیر قلعه سلاسل ادامه داشته است و آثاری از آن در چند نقطه بجا مانده، باهدف بالا آوردن آب و سوار کردن آن به نهر داریون و جزیره میان آب و .
ج) نهر داریون با کانالها و دریچه های متعدد و اهداف گوناگون و پیچیده ای چون آبیاری جزیره میان آب به وسعت حدود چهارصد کیلومتر مربع[چهل هزار هکتار] با تقسیم بندی ها و دریچه های بسیار دقیق کانالها، آب پخش کن ها، پلهای آب بر هوایی و نهرهای مفروش و همچنین تأمین آب شرب شوشتر و نیز ایجاد دسترسی ویژه به قلعه شاهی سلاسل.
د) پل بند شادروان به عنوان دریچه خروجی و تنظیم ارتفاع آب در نهایت غربی این مجموعه آبی و ایجاد امکان عبور از کارون در شاهراه اصلی شرقی غربی منطقه.
ه‍) ایجاد تعداد زیادی کانالهای فرعی برای آبیاری و به راه انداختن آسیابها و استفاده صنعتی از انرژی آب.
و) کف سازی سنگی کارون در این فاصله بمنظور تثبیت کف رودخانه.
ح) ایجاد عمارت کلاه فرنگی برای کنترل میزان ارتفاع آب و نظارت بر عملیات در محدوده این مجموعه.
ط) و در نهایت خود قلعه سلاسل بعنوان مرکز فنی، حکومتی و کنترل کننده.
گلوگاه دستیابی و کنترل خوزستان و آب آن عمدتاً در این منطقه شکل گرفته و تجلی آن قلعه سلاسل است که به تناوب از دوران ایلامی تا اواخر قاجار، محل استقرار حکومت محلی برفراز صخره شوشتر بوده است. این مجموعه عظیم چنانکه گفته شد در فاصله بند میزان تا پل شادروان کامل می شود و بصورت چند منظوره آب کارون رادر طول نزدیک به یک کیلومتر، چند متر بالا آورده، از آب و انرژی آبی آن بطور شگفت انگیزی در طول چهل کیلومتر اراضی جنوبی شوشتر تا بند قیر(یعنی محل تلاقی دوشاخه کارون و رودخانه دز) بهره جسته و منطقه گسترده میان آب(میان او، مینو، بهشت) را به یکی از سرسبزترین مناطق دنیا مبدل کرده بوده است. کانالهای دستکند و دست ساخت متعدد و پلهای آب بر و پل بندها و آسیابها و دیگر تأسیسات آبی صنعتی نه تنها شهر شوشتر را سیراب و تهویه می کرده، بلکه یکی از سرسبزترین و آبادترین مناطق را برای تولید انبوه و گسترده و کشاورزی(چونان انبار بزرگ غله) خلق کرده بوده است.
کشاورزان در حاصل تولید، شهرنشینان و نیروهای نظامی و دیوانی نیز از بازار تولید تغذیه می کرده اند، به نحوی که منطقه خود بستر تمدنها و شهرهای مهمی چون احتمالاً هیدالو(ایلامی هخامنشی)، دستوا(قبل و بعد از اسلام عسکر مکرم«اسلامی») و شوشتر کنونی بوده است.
در ادامه این تأسیسات آبی، پیرامون شاخه های کارون عناصر متعدد دیگری شکل گرفته اند. از آن میان می توان به مجموعه شگفت انگیز پل بند گرگر و آبشارها، برج عیار و تأسیسات منظم به آن، بند زیبای ماهی بازان(خدا آفرین)، زیگورات عظیم قلعه نو، پل بند لشکر و خاک و بسیاری از دیگر پلها و آب پخش کن ها و کانالها و تأسیسات در دوسوی جزیره میان آب(و نیز شماری از عناصر هنوز ناشناخته) اشاره کرد. رد این مجموعه را بوسیله کانال دستکند مسرقان از بندقیر تا شرق اهواز و نیز تأسیسات آبی-صنعتی کهن اهواز می توان پی گرفت. کار انسانی شگفت انگیزی که به قول مهندس حامی اجازه نمی داده است حتی یک قطره از آب کارون هدر رود و به دریا بریزد.
این مجموعه عظیم درواقع تنها با پشتیبانی مالی، نظامی، اداری و فنی حکومتهای متمرکز و مقتدر در کشور و نمایندگان آنان بصورت شاهکان و میرآبها و مهندسان خوزستان میسر می شده است به نحوی که حکومت همواره با مدیریت مهندسی آب در هم آمیخته بوده است و بر این اساس می توانسته پابرجا بماند و انبار غله منطقه و تولیدات گسترده صنعتی آن باشد.
مدیریت آب خوزستان به قدری تخصصی و مهم بوده است که حتی با تغییر حکومتها تغییر نمی کرده و تا حمله مغول هم کمابیش سر پا بوده است. این مجموعه عظیم تر از آن بوده است که با توان افراد و حتی حاکمان محلی قابل کنترل و اداره باشد.
در نتیجه مرکز مدیریت و مهندسی آب خوزستان در طول تاریخ بطور عمده در قلعه سلاسل شکل می گرفته است و شاهک خوزستان که خود میرآب خوزستان و مسئول تشکیلات فنی آن بوده، عنصر مهمی در مجموعه حکومت کشور به حساب می آمده است. وزارت «کست افزود» ساسانی با وظیفه مدیریت پیمون و آب، شاید از همین قلعه سلاسل هدایت می شده است.
هرزمان قدرت و تمرکز حکومتهای مرکزی افول کرده، در معرض تهاجمها و نابسامانی قرار گرفته است، این مجموعه در هم پاشیده و از کارآیی و رونق افتاده است. با ضعف قدرتهای متمرکز ناشی از جنگ و تهاجم و ضعف مالی و نظامی و قطع ارتباط متقابل حکومت منطقه و حکومت مرکزی این ماشین عظیم که به مراقبت پرهزینه و سنگین دائمی مالی نظامی و فنی نیازمند بوده است از کار می افتاده و قحطی و ویرانی در منطقه رخ می نموده است.(نمونه های تاریخی بقا و زوال از این دست را در این منطقه و در بین النهرین بسیار می توان یافت)
به همین سبب آب همواره عنصر مورد ستایش، مطهر، مقدس و مهمی در اعتقادات و سنن مردم این مرز و بوم بوده است. باتوجه به بحث فوق روشن است که مطالعه سیستم آبی خوزستان، ریشه ها، زمینه های تاریخی و عناصر آن نه تنها خود فی نفسه بسیار مهم و پر جذبه است، بلکه زمینه منحصر بفردی برای شناخت علت پایدار شدن حکومت های مقتدر و متمرکز آسیایی و شکل خاص آن در ایران به شمار می آید.
در این راستا شایسته است که با همکاری های ویژه فرهنگی، دانشگاهی و بخصوص سازمان میراث فرهنگی، با زمینه های معماری، معماری شهری، شهرسازی، تاریخ، هنر، مردم شناسی و جامعه شناسی در منطقه به آموزش و انتقال تجربه بی نظیر نیاکان در طول هزاره ها در مهار بزرگترین رودخانه کشور، درجهت ایجاد تمدنی بزرگ همت گماشت.
این جاری بی زوال که در جهت تکامل زندگی، تولید نعم مادی و جهت احیای شهر و منطقه در گذشته کار کرده است امروزه باید به یک مجموعه فرهنگی تفریحی و تولید با کمک احیای بخشهایی از سیستم آبی گذشته، و نیز محلی برای جلب سیاحان، بصورت یک پارک موزه گسترده، تبدیل شود. تا به حفظ میراث و انتقال شگردها و تجربه های تولید کهن و شناخت علمی اسرار زندگی پیشینیان کمک کند.

 

منبع: سایت برنامه ریزی شهری

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

موضوعات مرتبط : رودها و مدیریت آب    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید