تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :3883

بررسی هنری و بازسازی دیوار نگاره های کوه خواجه

(مقالات گذشته - زمستان 1380)

درآمد

انگیزه انتخاب این مطلب به سال های 1343 باز می گردد؛ در آن زمان شادروان علی حاکمی، رئیس وقت موزه ایران باستان، من را مأمور کرد تا در انبار نابسامان وقت در زیرزمین ساختمان موزه، صندوق های محتوی آثار نقاشی روی گچ انتقالی از کوه خواجه را ردیابی کنم؛ آثاری که بیش از سی سال پیش، به آنجا منتقل شده بود.

درآن هنگام شایع بود که به علت غفلت و عدم امکانات محافظتی علمی، آثار پوسیده و از میان رفته است. شاید هم چنین باشد، زیرا من در کار خود موفق نبودم و پس از آن نیز مطلبی در این باره شنیده نشد.

در اولین مجالی که پیش آمد، کوشیدم تا بر مبنای تعداد یازده قطعه عکس رنگی دیواره نگاره منتشر شده توسط ارنست هرتسفلد، رئییس ثبت کاوش، کوه خواجه را بازسازی و تحلیل رایانه ای کرده و بقیه اطلاعات مورد نیاز را از طریق مطالب منتشره در دو کتاب باستان شناسی ایران باستان و ایران در شرق باستان گردآوری کرده و برای مخاطب عام از دیدگاه نقد و بررسی هنرهای تصویری ایران تنظیم و بازنویسی کنم. چه مطالب منتشر شده توسط هرتسفلد پراکنده و بیشتر با هدف پژوهش های شرق شناسی بوده است. واقعه دیگری که سبب تقویت اندیشه ارائه گسترده این آثار از میان رفته گردید، بازدید از محل گردشگری موسوم به «لاسکو2» در فرانسه بود. لاسکو غارهای دوره نوسنگی در کوه های پیرنه در غرب فرانسه است. در این غارها تصویرهایی از صحنه های شکار وجود دارند. این غارها به هنگام جنگ جهانی دوم کشف گردید، و پس از برقراری آرامش و ایجاد امکانات لازم برای بازدید عموم گشوده شد. دیری نپایید که در اثر جریان هوا و حتی تنفس بازدیدکنندگان، تخریب سریع در آنها ظاهر شد. ناگزیر دوباره مسدود گردید و در پی آن، یکی از برجسته ترین پروژه های حفظ آثار فرهنگی آغاز گردید. به این صورت یک «ماکت» بزرگ از غار، در پارکی قرار داده شد، نقاشی دیوار غارها را بازسازی و به روش فاکسی میل (Facsimile)  بر دیواره های ماکت قرار دادند، و با تامین کلیه ضوابط  لازم در آن بر روی گردشگران گشوده گردید. من نیز، به فکر بازسازی و ارائه آثاری را که به نحوی بازدید آن برای عموم میسر نمی باشد، با همکاری دانشجویان کارشناسی ارشد رشته نقاشی دانشگاه هنر آغز کردم -و بخش اول آن شامل غارنگاره های لرستان، و سپس دیوارنگاره های از میان رفته کوه خواجه بود- تا توسط رسانه های مختلف انتشار عام داشته و امید آن که روزی کپی های فاکسی میل آن نیز در محل نصب شود، یا آن که همراه با ماکتی از بنا، به صورت نمایشگاه سیار ارائه گردد.

کوه خواجه نام یک قلعه و شهر در بلندای تپه ای واقع بر قطعه سنگ عظیم از نوع بازالت در میان آب های دریاچه هامون سیستان است. ویرانه های مورد نظر بر شیب جنوبی تپه قرار دارد و بلندترین قسمت آن را اشغال کرده است.

این قلعه محل سکونت فرمانروایان محلی بوده و شواهد نشان می دهد که بنا، دوبار مورد استفاده قرار گرفته بود -هرتسفلد بر اساس اشکال معماری آن را متعلق به دوران اول از سده یکم میلادی و دوران دوم از سده سوم میلادی می داند.

ساختمان در اطراف یک حیاط مرکزی قرار گرفته و ورودی جنوبی آن یک دروازه سرپوشیده است. در جبهه های شرقی و غربی ایوان های بزرگ با سقف گهواره ای و رو به حیاط احداث و در پشت آن اتاق هایی به شکل T به دست آمده است.

در بخش شمالی حیاط یک تالار سرتاسری احداث شده که بلندترین بخش تپه را اشغال کرده و به محل آتشدان در قله تپه می رسد. بنا، به طور کلی از خشت خام یا روکش گچ است. ساختمان دوران اول دارای نیم ستون های سبک دوری (Dori) یونان است که در دیوار نصب و گیلویی پیش آمده آن، آراسته به پیچک های یونانی است ولی در هنر یونان این نقشمایه، هرگز چنین کابرد وسیعی نداشته است. یک طاق مرکزی میان ردیف پنجره ها احداث شده است. این امر، دربنائی به ظاهر یونانی، عنصر خارجی به نظر می آید.

دو پیکره زن با حلقه انتساب تنها تزئین گچی ساختمان است. این ترکیب بندی بعدها در هنر ساسانی رواج کامل گرفت. به طور کلی ساختار بنا یونانی است ولی عوامل تزئینی بومی چندی در آن مشاهده می شود. شکل کاربرد تزئینات گچی در این بنا که گفته می شود از مناطق شرقی سرچشمه گرفته است به موطن اصلی خود نزدیک است.

دیوارهای چند اتاق این مجموعه ساختمان، پوشیده از نگار بوده است. نگاره های مورد مطالعه و بازسازی آن در این مقاله، متعلق به دوران اول سکونت و از تالاری در ضلع جنوب شرقی برگرفته شده است.

نگاره ها دارای درونمایه های موضوعی و آذینی و به شیوه (Tempera) اجرا شده است ....

این تالار مرکزی دارای طاق گهواره ای بود و در گیلویی زیر طاق یک هلال بزرگ برگ غار نقش شده بود. و یک سقف صندوقی نیز در داخل آن جای داشته است. سطح سقف یکسره قاب سازی شده بود و داخل هر قاب یک در میان یک نقش آذینی گیاهی و تک تصویرهای مختلف جای داشت. ساده ترین نقش گیاهی یک طرح شمسه(روزت) مانند است. روزت های کوه خواجه از نمونه های هخامنشی تخت جمشید اقتباس شده اند و ساختاری دقیق و اجرایی آزاد و طبیعت گرایانه دارد. طرح گیاهی دیگر ترکیب چهار برگ نخل (پالمت) است که به شکل لوزی به دور یک دایره مرکزی تنظیم شده اند و در سقف صندوقی مکرر آمده اند. نخلک های کوه خواجه تداوم نقشمایه (موتیف) های هخامنشی است. نمونه های مشهور آن را در جامه کمانداران شوش و متن قالیچه پازیریک می توان دید. در هنر  هخامنشی و آشوری نخلک به طور کلی برگرفته از نیلوفر و پاپیروس بین
النهرین است ولی در کوه خواجه طرح سومی بر مبنای برگ کنگر (آکانتوس) یونانی نیز آمده است.

بررسی هنری و بازسازی دیوار نگاره های کوه خواجه

در قاب سازی های سقف دو نقش از رب النوع یونانی « اِروس» یکی سوار بر اسب، دیگری سوار بر پلنگ با چهره سه رخ و بدنی کمی خمیده ترسیم شده و از حالتی غیررسمی برخوردار است و در هنر هخامنشی مرسوم نبوده، بنابراین یونانی بلخی (خاوری) است. از مرکب های اروس، اسب و پلنگ تنها دو نقش جانوری مجموعه است که در پیشینه هنرهای تصویری ایران پیوسته با دقت و تجه به جزئیات تزئینی و طبیعی بیشتر اجرا شده است. چهره های انسانی داخل قاب ها متنوع هستند. نوازنده، پایکوب، بندبازی که بر روی سر خود ایستاده است. ولی تنها نمونه منتشر شده آن، نی لبک نوازی است که در چهره او ویژگی های قومی اهالی شبه قاره هند کاملاً مشهود است. این تصویر می تواند مؤید نظریه مسیر حرکت کولی های مطرب از شبه قاره به سوی غرب باشد.

 

بررسی هنری و بازسازی دیوار نگاره های کوه خواجه تصویرهای گروهی بر دیوار پنجره های تالار اصلی نقش شده است. و هرتسفلد آنها را با نام های ایزدان یونانی، نظاره گران و خراج آوران معرفی کرده است. این اشخاص بی حرکت و در سطح های مختلف گروه بندی شده اند. طرح چهره و بدن آنها یونانی تر از سایر نگاره ها و جامه های آنها کاملاً یونانی و اغلب از طرح های ظریف برخورداردند و حلقه ای از برگ غار به همراه دارند.

نماد ایزدها نیم یونانی و نیم شرقی هستند. خود دو شاخ در یونان نماد «هرمس» خدای جنگ است. در اینجا خود، سه شاخ دارد و نماد ورترغنه یا از ایزد بهرام است. رب النوع دیگر نیز سه شاخ دارد که در اساطیر یونان نماد یوزئیدون ایزد دریایی است، در اینجا نشان شیوا خدای هندوان است. همچنین مردی با هلال ماه نیز مشاهده می شود که رب النوع ماه است. به طور کلی تمامی این موضوع ها از محدوده هنرهای تزیینی  یونانی است که معنای اساطیری آن مدت ها پیش از یاد رفته بود و ازسوی دیگر در هنر هخامنشی نیز بیگانه بوده است. در این مجموعه نقش سه راهب به گفته گیرشمن به سبب معنای مذهبی و ارزش های هنری که در بطن خود دارد، هنر را از تجربه تازه ای برخوردار ساخته است. هرتسفلد در کتاب تاریخ باستان شناسی ایران این سه مرد را سه مجوس می داند که به روایت کتاب سیرت توماس مقدس به راهنمایی ستاره ای درخشان در آسمان از مشرق زمین به بیت لحم می روند تا شاهد تولد عیسی مسیح (ع) باشند.

چهره ها در سه حالت تمام رخ، سه رخ و نیم رخ ترسیم شده اند. و به یاری آنها می توان سبک های مختلف اجرای این نقش ها را تفکیک کرد. چهره های تمام رخ بازگشت به سنت های بومی مشرق زمین است. چهره های سه رخ یونانی و به شیوه ناتورالیسم (طبیعت گرایی) نزدیک است. گروه چهره های نیم رخ که در نقش های دیوار پنجره ها آمده است به سبک خراج آوران تخت جمشید بسیار نزدیک است. و مانند آنها همگی یک گل به دست دارند. این چهره ها قدیم ترین نمونه های تصویری ایرانی است که نه یونانی و نه یونانی بلخی بلکه بازمانده هنر هخامنشی است. بنابراین می توان گفت که هنر نگارگری کوه خواجه در این مرحله گلچین عوامل مختلف است. سبک یونان مآبی باب سلیقه حکمرانان بود و سبک های بومی دمساز مردمان پدیدآورنده اثر می باشند.بر دیوار عقبی تالار مرکزی بخشی از یک مجلس باقی مانده که می توان آرا اثر بینابین این دو شیوه هنری دانست. موضوع این بخش، به طول 80/1 متر، زمینه نمایش یک مجلس رسمی و تشریفاتی به ظن قوی جهت انتساب شاه محلی انتخاب شده بود. بخشی از مجلس که به هنگام خاکبرداری هنوز قابل تشخیص بود، شاه و همسرش را دربرداشت. این تصویر گرچه بخش مرکزی مجلس را تشکیل می دهد، ولی کاملاً در وسط دیوار قرار ندارد. شاه و همسرش در زیر چیزی شبیه سایبان ایستاده اند. چهره ها سه رخ، بدن تمام رخ و به شیوه شرق باستان رسم شده است. شاه در سمت راست و همسرش یک قدم عقب تر در سمت چپ جای دارند. حالت حکمران خشک و رسمی است، ولی حالت انعطاف و انحنا که نگارگر برای همسر او منظور کرده ترکیبی از احترام و احساس عطوفت را بیان می کند، وضع دست های این زوج کاملاً مشخص نبود (بازسازی کامپیوتری نیز چندان موفق نشد)  جامه مجلل ملکه از پرده های رنگ بنفش و غنایی تا ارغوانی برخوردار است. قبای حکمران پرتغالی رنگ است و به نگین های فراوان آراسته و با دقت تمام ساخته شده است (شیوه کاملاً شرقی) و موجب شده تا

بررسی هنری و بازسازی دیوار نگاره های کوه خواجه
غنای رنگ در زیباترین شکل خود به نمایش درآید. نقش ها با توجه به سلیقه بومی و ملی دارای دورگیری پویا است. با توجه به این سبک سلف و تبار نگارگران ایران در سده های بعد به خصوص مجالس نسخه های خطی را می سازند. ویژگی های آن را چنین می توان خلاصه کرد: اجرای دو بعدی، پهنه رنگ غنی، دورگیری پویا و توجه فراوان به ریزه کاری های تزیینی.


در تنگه غلامان واقع در بخش شمالی آثار دوران دوم سکونت مشاهده می شود، هر چند آثار منقوش دیواری متعلق به دوران اول نیز در نقاط مختلف کشف گردید. این اکتشافات توسط

بررسی هنری و بازسازی دیوار نگاره های کوه خواجه

هیئت ایتالیایی در سال 1975 میالادی در دو مرحله انجام گرفت. بخش های مهم این دیواره نگاره ها عبارتند از نگاره های آبرنگ بر روی خشت خام در نوار و باریکه هایی با طرح

بررسی هنری و بازسازی دیوار نگاره های کوه خواجه

های تزئینی، هندسی و گل و بوته، چند چهره انسانی به حالت نیم رخ، شش چهره کامل و یکی نیمه در سمت راست و در سمت چپ فقط یک چشم و بخشی از بینی انسانی دیگر قابل ملاحظه بود. طرح کلی متن در زمینه نقاشی نیز، شهر مستحکمی را در میان برج و باروهای استوار القاء می نمود.در مرحله دوم عملیات قطعه دیگری از این دیواره نگاره کشف گردید. در این دیواره نگاره صحنه های مختلط و آشفته ای به تصویر کشیده شده بود، لذا بازسازی و تفسیر و تعبیر آن، فقط بر مبنای پاره ای حدس و گمان و به دشواری امکان پذیر بود.

بررسی هنری و بازسازی دیوار نگاره های کوه خواجهزمینه و ترکیب بندی نقاشی، شامل چند چهره با کلاه های مخصوص است، و بستر معماری آن ردیف جان پناه و مضرس های کنگره دار را نشان می دهد. و عناصر معماری به گنبدهای کوچک و به تدریج برجسته، منتهی می گردد. بنابراین استنباط می شود که بیانگر حصار و باروی شهری با برج های مرتفع و کنگره دار باشد. موضوع دیوارنگاره مراسمی است که در یک مجموعه شهری می گذرد. اختلاف در پوشاک و ظرافت و لطافت نیم رخ ها اقشار و طبقات متمایز و مختلف و حتی نژادی را نشان می دهد.

گرچه هیئت ایتالیایی تا حدودی موفق شده اند که تصاویر را به اندازه حقیقی در صحنه ای واقع گرایانه در درون فضای شهری بازسازی کنند، ولی تا هنگام تهیه این پژوهش (تابستان 1379) نگارنده موفق به دریافت و یا حتی رویت عکس آن نگردید. (نک موسوی1357). و همچنین مجلس جنگ سخت و دهشتناکی را که هرتسفلد در این اتاق ها سال های پیش کشف و جفت و جور کرده بود، نیز اکنون با کمال تأسف از میان رفته است.

بنابراین نگارنده موفق نشد که تحلیل ساختاری از نقاشی ها و شیوه های فنی اجرایی آن را ارائه دهد، ولی به احتمال بسیار قوی با همان ویژگی هایی که ذکر شد، اجرا گردیده است.

کتاب شناسی

1. تاریخ باستان شناسی ایران، ارنست هرتسفلد، ترجمه علی اصغر حکمت، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب،1359

2. دیوارنگاری در ایران، نوشته ل. مورگنستون، ترجمه فیروز شیروانلو، مجله تماشا، شماره222،1359.

3. باز پیراتی در دهانه غلامان و کوه خواجه، نوشته گ.ریگولی لوکاماریانی، ترجمه سید احمد موسوی، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور،1375، صص 53-59.

4. هنر ایران، پارتی و سامانی، نوشته رومان گیرشمن، ترجمه بهرام فره وشی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، 1350.

5. مواد و تکنیک های نقاشی دیواری، نوشته ولت کورت، ترجمه منصور حسامی، انتشارات برگ، تهران، 1369.

6. هنر پارت و ساسانی، نوشته باریو بوساتلسی و امیر ترشه اتو.

 

 

بررسی و نوشته: نوشین دخت نفیسی

نشریه موزه ها  -شماره 29- زمستان 1380
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

استان مرتبط : سیستان و بلوچستان  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید