تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :963

به استقبال روز معمار

درصد شماره اول صفحه معماری، یكی از دغدغه های ما واكاوی معماری امروز این بود. خوشحالیم كه این بحث هنوز موضوع روز است و بزرگان و عزیزان حرفه، از جوانب متفاوت و مختلف آن را می كاوند و بحث می كنند. حائری عزیز از آن دسته معمارانی است كه در این خصوص حرف زیاد دارد و در هر فرصتی تلا ش كرده گوشه هایی از تاریكخانه این (آلزایمر)را روشن كند. این نوشته، در حقیقت، نوعی بیانیه است كه به بهانه روز معمار نوشته شده است و حتما هم جای بحث های بیشتر را دارد.

شناخت ویژگی شگرف رشد كالبدی نیم قرن اخیر، یعنی ناتوانی معماری در راهیابی به میان این انبوه رو به تزاید ساخت وساز و استحاله مفهوم و مصداق معماری و شهرسازی ایران از (سازمان یابی خلاق فضا)به (تجمع مقتصدانه توده هایی از مصالح بازاری در قالب هندسه ای ناشیانه و بی كیفیت)، محتاج جدی گرفتن همه عوامل دست اندركار شكل دهی معماری ایران است.

جدی گرفتن معماری یعنی اینكه هر سه سطح از قلمروهای تخصصی، حرفه ای و اجتماعی مرتبط با معماری را مجددا ارزیابی كنیم و ببینیم چگونه ممكن است از همه عرصه های اجتماعی، تخصصی و حرفه ای، معماری حذف شده باشد و چیزی شبیه آن كه به كلی فاقد خاصیت های اصل است یعنی سرهم سازی (معادل رده های پایین ساختمان سازی) را به نام معماری به جامعه عرضه كنند.

پایگاه اجتماعی (معمار)

از اوایل دهه چهل تا امروز، در تمامی عرصه های حیات اجتماعی و خصوصی آنچه در قالب معماری و یا معماری ایران قابل تشخیص و بروز باشد، ناپدید شده است. به عنوان گرایشی شتابان و ناخواسته، این روال توأم با زوال همچنان ادامه دارد. یكی از آخرین های آن، قانون نظام مهندسی و كنترل ساختمان است كه معماری و معماران، شهرسازی و شهرسازان را كه در همه جای جهان به عنوان نظام های مستقل به رسمیت می شناسند، در درون نظام مهندسی كه طبیعت و قوانین دیگری بر آن حاكم است، ادغام كرد و بدین ترتیب، درسی را كه می بایست از دو قانون مشابه خود، مصوب سال های ۱۳۵۲ و ۱۳۵۶ بیاموزد، نیاموخت. وقتی در سطوح قانونگذاری استقلا ل و قلمروی معماری و شهرسازی محترم شمرده نشود، این ماجرا قابل تسری به سایر سطوح دیگر جامعه نیز است.

در سرتاسر كشور، تنها در عرصه ساخت وساز است كه نام (معمار)با حضوری فعال باقی مانده است، اطلا ق نام معمار به بنایان با تجربه، آن هم با پیشوند اوسّا (عامیانه استاد) در عبارت (اوسای معمار)واژه معمار، حیاتی اجتماعی پیدا كرده است. در سایر زمینه ها نام معمار و معماری به صورت كاملا غیرمؤثر، در حد یك عبارت اداری ـ تعارفی مورد استفاده قرار می گیرد؛ مانند (شورای عالی معماری و شهرسازی ایران)كه از مجموع مصوبه های این شوراها به اعتبار كتاب ها و خبرنامه های منتشرشده درصد ناچیزی به (اعتلای معماری)كه صریحا در متن قانون تشكیل این شورا بدان اشاره شده، پرداخته است. یا (دانشكده های معماری و شهرسازی)كه دنیایی جدا برای خود ساخته اند، آنها معمار تربیت می كنند كه در اجتماع به ساختمان ساز بدل می شود. نهادهایی كه كمتر به رخدادهای اجتماعی مربوط به معماری و شهرسازی، عكس العمل مسوولا نه نشان می دهند.

شهرسازی، بدون معماری!

شهرسازی رسمی كشور، از طریق اشاعه ضوابط و مقرراتی كه خارج از قلمروی معماری و سازمان یابی عقلا نی فضا تدوین شده اند، به تدریج برای كنترل و محدود كردن خلا ف های ممكن جهت گرفته است. و اگرچه در جلوگیری از تخلف موفق نبوده، اما در بیرون راندن تصور معمارانه از فضاهای شهر بسیار موفق بوده است. تا آن مقدار كه هم اكنون شهروندان ایرانی گمان می برند كه شهر و بنا عمدتا برای كاركردن و تجارت كردن (معادل كاربری اراضی) و دوندگی (معادل شبكه معابر) و تملك (معادل تراكم ساختمانی) به وجود آمده اند و تصور دیگری غیر از این برایشان مشكل است كه گشایش فكر، شعف خاطر، چشم نوازی، روح نوازی، دوری از خشونت و تعرض، می تواند از دستاوردهای شهر و شهرسازی و معماری باشد.

دفاتر خصوصی معماری

دفاتر خصوصی معماری، شخصیت های حقیقی معمار و انجمن های معماری و شهرسازی شاید تنها نهادهایی بودند كه می توانستند به طور نسبی معماری را ترویج و حمایت كنند. اكنون این نهادها، یك به یك از عرصه های حقوقی ـ قانونی و تجاری اداری خارج شده اند و معماران یا می بایست در تركیب با مهندسان به تشكیل شركت مهندسین مشاور روی آورند و یا در یكی از دوایر فنی و دفاتر عمرانی اداره های دولتی به استخدام در آیند و یا مانند بسیاری دیگر برای امرارمعاش از قلمروی حرفه خارج شوند. اكنون این امر، چندان بدیهی جلوه می كند كه انگار بدیلی دیگر بر آن متصور نیست. در اكثر وزارتخانه ها و اداره ها، بانك ها و مؤسسات دولتی و خصوصی، (طراحی)یا در قالب دفاتر فنی جلوه گر می شود یا در قالب معاونت های عمرانی.

خروج اندیشه از عمل اجتماعی معماران

مساله تصویب طرح های معماری و شهرسازی یكی از بحرانی ترین موقعیت ها را كسب كرده و در خروج اندیشه معمارانه از عرصه های اجتماعی و حرفه ای بسیار مؤثر بوده است، وضعیت مسند كارفرمایی كه اصلی ترین نقش را در تصویب طرح ها برعهده دارد، در نبود معیارها و مقررات ملی، مصداق ها و الگوهای متشخص، رنگ باختن معماری و شهرسازی ایرانی، كم سویی سعه صدر حرفه ای، پایین بودن آگاهی عمومی از تحولا ت معماری و شهرسازی جهانی، در پایین ترین شرایط كمی و كیفی قرار دارد. سازمان برنامه و بودجه در ارزیابی علل شكست طرح های عمرانی، میزان قصور كارفرمایی را بیش از ۶۰ درصد برآورد كرده است. اثرات مخرب بحران معیار در ارزیابی پروژه های معماری و شهرسازی گریبان همه را گرفته است. در این شرایط، وجود هیات های كارشناسی جهت ارزیابی پروژه ها نیز، چندان كارساز نبوده است. غالب این هیات ها، از میان رشته های مختلف برگزیده شده اند و به خاطر نبود تصور، ادراك بینش و دیدگاه های مشترك فضایی، جلسات بررسی و قضاوت بدون نتیجه ساعت ها، روزها، هفته ها، ماه ها و در عمل، سال ها به طول انجامیده است.

اینكه معماران ایرانی مجبور شده اند امضای خود را به فروش برسانند یا خود خواسته اند یا اینكه اساسا شرایطی فراهم شده است كه آنها چنین كنند خود گواه بارزی است از خروج اندیشه از عمل اجتماعی معماران كشور. بدین ترتیب، آنچه شكل می گیرد نه معماری است نه ساختمان. نه از توانایی ها و خلا قیت های فضایی بهره برده و نه از مهارت ها و دقت های فنی.

بدین ترتیب، ملا ك و معیار متقاضی تملك بنا، اگر قدرت خرید یا انتخاب داشته باشد؛ زیربنا و تعداد اتاق یا در سطحی بالا تر، دارا بودن شوفاژ یا فن كوئل (ونكوور به قول یكی از متقاضیان تملك بنا) و كمی تخصصی تر اسكلت بتونی یا فلزی است و دست آخر روكار داخل و خارج بنا، كه تا به دست آوردن رضایت چشم های مشتری پیش تر نمی روند. بناهایی كه به این گونه خواسته ها تعلق می گیرند، شیوه زندگی صاحبانشان را نیز تا سطح تحقق عملكردهای بیولوژیك تقلیل خواهند داد و این نگرانی از آینده، محق جلوه خواهد كرد، كه چه خواهد آمد بر سر ما، در شهرهایی كه حد اعلا ی زیستن را تحقق عملكردهای بیولوژیك رقم می زنند.

آینده معماری و آینده شهرسازی

آینده معماری ایران با آینده شهرهای كشور، گره خورده است. می بایست این موضوع را جدی بگیریم. شهرنشینی می بایست درجات بالا تری از كیفیت را در مقایسه با سایر شیوه های زندگی برای شهروندان ایرانی فراهم كند. جدی گرفتن، یعنی اینكه معماری در هر سه سطح از قلمروهای تخصصی، حرفه ای و اجتماعی فعال شود:

قلمروهای تخصصی، شامل دانشكده های معماری و شهرسازی، انجمن های معماران و شهرسازان، مسابقات معماری و شهرسازی و از این قبیل.

قلمروهای حرفه ای به عمل، معیار عمل، پژوهش و نقد هر چه كاراتر شدن نهادهای خصوصی و دولتی مرتبط با معماری و شهرسازی و هر چه گویاتر و دقیق تر شدن ضوابط و مقررات معماری و شهرسازی مربوط می شود.

قلمروهای اجتماعی به آگاهی اجتماعی، از طریق تاسیس نهادها و انجمن های مردمی معماری جهت ارتقای شعور عام، آن هم از طریق مشاركت هنرمندان، فیلمسازان، مجسمه سازان، نقاشان، شاعران و سایر عرصه های اندیشه اجتماعی ـ فیلسوفان و متفكران ـ مربوط می شود.

چه كسی بود صدا زد معمار؟

وچه می خواست از این نام؟

از این شخص، از این یار؟

  

سایت aftab- اردیبهشت 1387
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

موضوعات مرتبط : روز معمار    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید