تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1279

به بهانه روز تهران

تهران

 معمولا رسمی مودبانه در نگارش حاکم است که به موجب آن، حکم برآن شده که نوشته هائی که مخاطب خاص دارند، اولین جمله اش ،نام وعنوان ایشان باشد. منهم خواستم این رسم را بجا بیاورم ولی در انتخاب اسم جا ماندم و دیدم این فقط خداوند است که میداند چندین و چند نفر میتواند مخاطب این نوشته باشد. هر کارشناسی اعم از معمار و یا شهرساز، هر مدیری ،هر مالکی، هر مسئولی وهرآینه خود من به عنوان یک شهروند که میتواند ضرب درn"  شود. در این میان شخصیتی نافذ ،کارشناس ،با تجربیاتی بسیار ویژه وچشم گیر ناشی از مدیریتهائی که در سه دهه گذشته ،به دست آورده  و به دلیل یک آشنائی و شناخت دیرینه که به واسطه شانس هم آتلیه ای بودن است، انگیزه ای قوی شد و مرا بر آن داشت که انگشت اشاره ام را سوی ایشان بگیرم وبنویسم :

هم آتلیه ای ارجمند ، جناب آقای مهندس چمران، که افتخار داشتم بین سالهای 42-49 سال پائینی شما باشم و قبل از هر چیز به یاد بیاورم که شما شخصیتی اهل بحث بودید. چالش های اجتماعی ،معماری و از این قبیل را خیلی جدی نقد می کردید. مهم تر این که چیزی که از چهره شما خوب به یادم مانده، روی گشاده شما و لبخندتان حین بحث بود. همه اینها را گفتم که شاید خودم را متقاعد کنم که باز هم دراین سالهای سالمندی میتوانم نقدهائی را باشما در میان بگذارم. شاید هم برای شما شبیه غر زدن باشد ولی اگر مسئولین سنگ صبور مردم نباشند؟

می گویند پشه ای پیش حضرت سلیمان رفت واز باد بفریاد آمد. فرمود که با باد بجنگ. گفت اگر مرا طاقت مقاومت او بودی، خود از او بفریاد نیامدی!

به هر روی، در بحث هائی که با بچه های آتلیه می شد،آنهائی که با برادر زنده یادم ادامه می یافت ،به خاطر هم دوره ای بودن با شما و دیدگاههای متفاوت مذهبی و اجتماعی، به شدت شور انگیز میشد.نقدها هم بیشتر راجع به رفتارهای اشتباه و کج سلیقگی ها بود که موجب میشد در میان عامه مردم چالش و مشگل به وجود بیاید. من سال پائینی بودم و محلی از اعراب نداشتم ولی مثل هر ناظری بودم که در نهایت تبدیل به قاضی می شدم ولو در نهان گاه سینه ومغز.

این ناظر اگر خوش شانس باشد ،  می تواند زمانی را تجربه کند که با نتایج بحث هائی که به هر دلیل در طی زمان برایش پیش آمده روبه رو شود. اگر به خاطرتان باشد همیشه  در آن دوران پس از بحث با خنده وشوخی می گفتیم حالا پیدا کنید پرتقال فروش را.!

دورانی پیش آمد که ناظران ، یعنی آحاد مردم، شادمان از این که دیگر مسئله ای که ناچار باشیم پرتقال فروش را پیدا کنیم، نخواهیم داشت. وچه بهتر از این که  به جای کارهای بیهوده،زندگی کنیم.

ولی متاسفانه مسائل پیچیده تر هم شد و پرتقال فروش مفلوک ومسخره آن زمان به غولی بدل شد. چه احتیاج است که بنویسم همه آن مباحثی که در مورد محله ها می شد، به دلائلی که شما خیلی بهتر آنها را میشناسید به چه نا کجا آبادی رسید.  بطور مثال تفکر ایجاد شغل کردن،با ساختمان سازی آنهم در طی این همه سال، به جای فقط رفع نیاز، چگونه زمین داری وسرمایه گذاری درآن بصورتی فاجعه آمیز وبضرر عامه مردم را تشویق کرد.

بخاطرتان باشد محله یوسف آباد تقریبا حد نهائی شمال تهران بود. این محله با طراحی چهار خانه ،خیابانهای مستقیم، چهار راههای نزدیک به هم بود.ایراد همه هم به طرح این بود که این محله فقط  برای ماشین ارزش قائل است و آدمها در درجه های بعدی قرار گرفته اند که بسیار هم درست بود. ولی ما چه پندی گرفتیم؟ شنیده ام  شهرسازی جدید دنیا برای آسایش بیشتر مردم ،دوباره طراحی همان محله ها با همان مغازه های دم هر خانه ای راتشویق میکند در حالیکه بولدزرهای ما همینطور مشغول فراهم کردن آسایش برای ماشینهائی که خود آنها هم زاده کارخانه های فکر نشده خودروسازی میباشند، هستند.هم اکنون شاهد احداث بزرگ راههائی مثل اندرز گو هستیم که گذشته از نابود کردن درختان،چنان با آن خیل عظیم ماشینها و سرعتهایشان و گذشتن موتور سوارها از راههای پیاده،دیگر آدمی که محله قدیمیش اینچنین شقه شده ،برای دسترسی به پارک مورد علاقه اش ویا خانه نزدیکانش یا مغازه ای که قبلا خرید میکرده که قبل از احداث بزرگ راه، همسایه اش بوده اند، باید راهی پر وحشت را طی کند.برای آزمایش یک روز از خیابانهای منتهی به میدانی که نامی هم ندارد و از تعدادی دوربرگردان  با وسعتی زیاد تشکیل شده،   از روی خطوط عابر پیاده عبور کنید. در این راستا به دلیل مجوزهای عجیب وغریبی که برای ساختمان سازی ها داده شده که هزینه سرسام آور این مجوزها خود مسئله ای جداگانه است ،در مدت کوتاهی همه نشانه های محله گم شد وهمه در محله مثله شده خود بمثابه یک غریبه شدند وهمه اینها برای اینست که در ارزش گذاری شهر، ماشین و تردد آن دربالاترین حد توجه قرار گرفته وانسان چیزی فرض شده که خودش یک جوری از پس خودش بر بیاید و از اینجا مقابله ای نابرابر آغاز میشود.

           ساقی به جام عدل بده باده تا گدا           غیرت نیاورد که جهان پربلا کند

   در نگاهی موازی ،آیا چقدرنسبت باد و باران، کم آبیها، بی آبیها وشرایط قرار گیری کوه ها، گرم شدن هوا، ارتفاع ساختمانها در برابر جریان هوا،حساسیت گیاهان در مقابله با آلاینده ها ومیزان آفتاب و بسیاری سوالهای دیگر که بنظر جزئی هستند و جوابشان "ای بابا" است ولی معنی آنها چرخه زندگی است،  دربرنامه ریزی های کلان مد نظر بوده اند؟ به یاد می آورم درسال   1356 که می خواستیم پروانه ساختمان برای منزلی که هم اینک هم در آن زندگی می کنیم و در محله بسیار قدیمی دزاشیب قرار دارد،بگیریم،در شهرداری گفتند، در شمیرانات فقط تا دو طبقه اجازه ساخت داده میشود.اکنون در سال1392 به یمن تسهیلات بافتهای فرسوده و فروش تراکم، کوچه ما که از نوع کوچه باغهابود، سرتاسر تا نه طبقه خانه سازی شده وفقط  دو سه خانه از قدیم به جا مانده وحالا نه از آفتاب، نه از باغهای قدیمی و در ختان زیبای خرمالویش، نه از بادهای عصرگاهی ونه از کوه زیبای البرز،باشکوه ترین نشانه طبیعی تهران، که تا قبل از این ساخت سازها، از هر کجای کوچه ها قابل دیدن بود، دیگر خبری نیست و به جای آن قطار ماشینها،پیاده هائی که فقط باشتاب خودرا از برخورد باآنها می رهانند چون پیاده رونداریم وخدا به دادمان برسد روزهای برفی وبارانی که ماشینها بواسطه قدرتی که دارند و راننده ها به واسطه هم ذات پنداری با آن،چنان سر و وضعی برای پیاده میسازند که نه راه پیش دارد و نه پس. بعضی چیزها آنقدر بدیهی هستند که مثل تقابل روز و شب می ماند ولی نمیدانم چرا بدیهیات را بی توجه کنار میگذاریم وبه دنبال تبعات این بی توجهی ها می دویم و وامصیبتا سر می دهیم؟

               هرچه ما خواهیم کردن ،او بخواهد غیر آن          آنچه آن دلبر کند ما خود همان خواهیم کرد!

هم آتلیه ای محترم،قدر شما را می شناسم و شاید بهمین دلیل، به بهانه خواستم  سلامی گفته باشم و برای خودم محلی از اعراب بسازم.! می دانم که شما برای هر سوالی، چندین پاسخ گوناگون دارید،ولی درخواست اینست که به هیچیک از تعابیری که از طرف دیگران عرضه میشود بی اعتنا نباشید حتی اگر یک سال پائینی کم سواد باشد. میدانم که اینچنین هستید ولی فرمایش موی سفیدم موجب این سلسله جنبانی وجسارت شد.

              خوبچهر کشاورزی- آبان 1392

موضوعات مرتبط : روز تهران    
استان مرتبط : تهران  
عضو مرتبط : خوبچهر کشاورزی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید