Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :974

بوشهر- یادداشت های سبز2 (مقالات گذشته – فروردین 1387)

سیاست مداری انگلیسی، صد سال پیش بوشهر را "دریایی ترین شهر جهان " توصیف کرده بود. این مسافر از دریا و از جزیره ی کوچکی در نزدیکی بوشهر، به توصیف بندر پرداخته است. او وصف می کند که : بوشهر، وقتی از دور، در دریا با کشتی آن را نگاه می کنی، چنین به نظر می رسد که تا نیمه در آب قرار دارد و کرانه ای تشخیص داده نمی شود. از خشکی هم که به بوشهر نزدیک می شوی تقریبا همین چشم انداز را حس می کنی، یعنی تا وارد شهر نشده ای، حدود و ثغور شهر قابل تشخیص نیست.

بوشهر تا روزگار نادر شاه روستای ماهیگیری کوچکی بیش نبود و مردمانی کپرنشین داشت که سر پناه خود را از چوب و برگ درختان نخل می ساختند. از هنگامی که نادر شاه این منطقه را پایگاه نیروی دریایی خود کرد قلعه نادریه را بنا نهاد، کارخانه کشتی سازی به راه افتاد و حصارهایی کشیده شد. برج و باروها در ظلع جنوبی این شهر به آن کارکردی نظامی دادند. با باز شدن پای پرتغالی ها و سپس انگلیسی ها به سواحل خلیج فارس، بوشهر همواره از موقعیتی راهبردی برخوردار بود و ترکیب جمعیت آن تغییر کرد.

از یافته های باستان شناسی چنین بر می آید که بوشهر فعلی، با نام «لیان» باستانی، پیشینه ای چهار هزار ساله دارد که به عصر ایلامیان می رسد. سفال ها، گورستان خمره ای و آجرهای دیرینه در هشت کیلومتری بافت قدیم، در جنوب شبه جزیره پیدا شده اند. کاخ کوروش، بردک سیاه و گور دختر در تنگ ارم در دشتستان از حضور هخامنشیان و ساسانیان در منطقه دشتستان کنونی حکایت دارد. در سیراف جنوبی ترین مکان استان بوشهر، دیرینه شناسان از دو زمین لرزه ای سهمناک خبر می دهند که این بندر گاه بزرگ را ویران کرد و حالا بندر طاهری روی ویرانه های آن پا برجاست.

بنابراین از بوشهر کهن، جز در مناطق مهجور کوهستانی، مثل دشتستان و منطقه ی جم و ریز (جنوب شرقی بوشهر) نشانه چندانی نمانده است.

تاریخ جدید بوشهر به ویژه پس از حضور انگلیسی ها سیمایی دیگر به خود گرفته است؛ مهاجران لر و کرد، عرب های جنوب خلیج فارس و آفریقایی تبارها بخشی از ساکنان غیر بومی و جمعیت جدی استان بوشهر را تشکیل دادند فهنگ و هنر کنونی بوشهر متشکل از عناصری پراکنده از بافت مردمانش است و در طول زمان به آیین و آدابی پردوام تبدیل شده است. مراسم سینه زنی بوشهر، که بعدها در خوزستان وسایر مناطق جنوبی کشور جا افتاد، معجونی از عناصر فرهنگی عرب، آفریقایی، و فولکلور روستایی است.


آقای دهقان مدیر روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان بوشهر به مراسمی با نام «زار» اشاره می کند که از بومیان آفریقایی گرفته شده است و در مناطق جنوبی ایران شامل هرمزگان، قشم و بوشهر (کنگان و خارک) مرسوم است. در این مراسم بومیان اعتقاد دارند وقتی شخصی از نظر روحی و روانی دچار تزلزل می شود، ابلیس مانندی به نام «زار» بدنش را فرا می گیرد و همراه با نوعی موسیقی کوبه ای آفریقایی این روح پلشت را از بدن آسیب دیده خارج می کنند.

بوشهر  بوشهر

 

نوار ساحلی بوشهر نیز چشم انداز زیبایی دارد و شهرداری با تعبیه صندلی ها و فضاسازی نمای قابل قبولی به این شهر بخشیده است. البته جا دارد که در شب، این ساحل زیبا نورافشان تر شود و شاید به راه افتادن نیروگاه هسته ای مقامات را به این فکر هم بیاندازد که شب های بوشهر را نورانی تر کنند.

در روزهای بعد بوشهر را به سمت شهرستان های دشتستان، تنگستان و گناوه ترک کردیم. فرصتی دست نداد تا بتوانیم به جنوبی ترین بخش استان بوشهر یعنی بندر سیراف (یا طاهری) که زمانی پذیرنده کشتی های بزرگ بود برویم. همین قدر می دانیم که بندر سیراف فعلی بر روی بازمانده های این بندر باستانی بنا شده است. سیراف زمانی از بندرهای اصلی ایران و محل پهلوگیری کشتی های بزرگ آن زمان بود. بازرگانان سیرافی به دوردست های آسیا و آفریقا سفر دریایی می کردند و حالا آنچه بازمانده، حفره­های سنگی بر تپه هایی است که گویا پس از اسلام به عنوان قبر نیز استفاده شده اند.

توصیف منطقه حفاظت شده نای بند در جوار عسلویه، را نیز که در نوع خود بی نظیر است به عهده همکار ارج مندمان آقای دکتر اسماعیل کهرم می گذاریم که تجربیات ارزش مند خود را درباره گونه های گیاهی و جانوری این منطقه در جای دیگر برای خواننده محترم «سفر» بازگو می کند. در ادامه به دشتستان، یکی از جلوه های بازمانده تمدن کهن ایران و نیز تنگستان خاستگاه مردمان مقاوم و مبارز این سرزمین اشاره کوتاهی داریم.

دشتستان، جولان گاه نخل و تمدن

 

دماغه شمالی شبه جزیره بوشهر را از کنار اسکله بندر و گمرک به سمت جاده منتهی به برازجان بعد از گذر از میدان آزادی به سمت شرق می پیماییم. خ.در.ی تویوتای «آرمان» راننده گروه در مسیر برازجان قرار گرفته است. او بوشهری خوش مشربی است به ما گفت این تنها بزرگراهی است که بوشهر را به برازجان و از آنجا به شهرهای دیگر کشور متصل می کند و اگر سیلی بیاید یا معبری مسدود شود، ارتباط بندر بوشهر با دیگر شهر ها  از راه زمینی قطع می شود.

بزرگراه را که بپیمایی، به تدریج دشتی گسترده فرارویت آغوش می گشاید و آن دره های منتهی به دامنه های زاگرس است که تاچشم کار می کند آکنده از نخلستان های سبز و مسیرهای چشم نوازی است  که از رودهای همیشه جاری «دالکی» و «شاپور» سیراب می شوند. اینجا دشتستان است. این بهشت نخلستان ها به بخش های دالکی، مزارعی، سعدآباد، دروایی و شبانکاره معروفند که خرمای آن رزق و روزی مردمان را تامین می کند. منوچهر آتشی در توصیف این منطقه گفته است که این نخل ها زندگی را در تلخ ترین پهنه ی خاک ایران، به زیبایی قامت های بلند و برازنده ی خود و شیرینی رطب های آبدار خود می آرایند و پایدار می­دارند.

خرماها به راستی که احساس دارند و کافی است در فضای نخلستان قرار بگیری تا این حس را درک کنی. بی مناسبت نیست که واحد شمارش سه چیز را آن هم به این علت که احساس دارند «نفر» دانسته اند: یکی انسان، دومی شتر که به هنگام ناراحتی، گریه می کند و سومی نخل است که وقتی برگ های آن را ببری، به سرعت پژمرده می شود. جالب است بدانید که درخت نخل متفاوت از درختان دیگر است و جنس نر و ماده دارد. نخل درختی دو پایه است. تا گرده های «تاره»ی ـ خوشه های سفید رنگ پرطراوت یا در واقع شکوفه های خرما ـ درخت نر را به خوشه های ماده نرسانی، خرمایی حاصل نخواهد آمد. «تاره» ها که آماده ی لقاح و باروری شدند باید بر روی خوشه های ماده قرار بگیرند تا لقاح کامل شود. عجبا که این کارها را انسان ها باید به انجام برساند و ساقه های «تاره» ی نر را لای خوشه های «ماده» بگذارد تا لقاح کامل شود. این کار را «بودادن» می گویند تا به این ترتیب خرمای کم نظیر دشتستان به بار نشیند.

بععد از گذر ایامی، با تابش آفتاب سوزان جنوب بر دانه های ریز و سبز خرما؛ رنگ به زرد یا سرخ ـ بسته به نوع و نام خرما ـ می­گراید و به «خارک» تبدیل می شود و سپس رطب و  در نهایت خرما حاصل می آید. که این مراحل از اسفند تا مرداد و شهریور به درازا می کشد. اما زیبایی این مناظر، در تمام این دگرگونی ها، دیدنی و تماشایی است. در ادامه راه پنیر خرما هم نوش جان کردیم که آن را از ساقه درونی درخت های پیر خرما می گیرند که نرم و سفید رنگ است و طعم مطبوعی دارد. اما به فاصله چند دقیقه که از بدنه ساقه جدا شود و هوا بخورد رنگ قهوه ای پیدا می کند و از مزه می افتد. گذرتان به راه های دشتستان که افتاد، پنیر خرما را فراموش نکنید.

در دل نخلستان ها، دولت، منطقه ای را با نام سرقنات ـ وحدتیه ـ به عنوان طولانی ترین منطقه ویژه گردشگری تعیین کرده است تا در کنار رودخانه ها و چشمه هایی که در پهنه نخلستان پیچ و تاب دارد طرح های گسترده توسعه ای گردشگری به اجرا درآید و مردمان به روزی دیگر برسند.

در نزدیکی روستای زیراه سعدآباد آثار رشته قناتی قدیمی به صورت آبشاری حداکثر دو متری در دره ای حاصل خیز و زیبا فرو می­ریزد که خود پدیدآورده است. چشمه «زیراه» و آبشار «شول» (تلخ آب رود شور) در همان حوالی از مناظر دیدنی و به یادماندنی این منطقه هستند که مردم برای اوقات فراغت می آیند، امام اتراقگاهی هنوز ساخته نشده است تا دمی بیارایند و از فضای فرح بخش محیط بیشتر لذت ببرند. هر چند دولت برای نوروز امسال در تدارک برپا کردن اقامتگاه هایی مختصر و مفید در کنار این آبشارهاست.

برنامه این بود که پس از گذر از نخلستان ها به کاروان­سرای مشیر (دژ برازجان) برویم. دشتستان، از دیدگاه تاریخی نیز کهن ترین نشانه های حضور نیاکان مان را بر دامن خویش جای داده است و در این منطقه آثار شهرک های باستانی از دل خاک بیرون کشیده شد که مهم ترین آن ها ستون های قصری زمستانی  متعلق به دوره ی هخامنشی، ویرانه های شهر «توز» یا «توج» که معرب آن همان توز باستانی است و به پارچه های معروف آن شهره است، و آثار سالمی چون «گور دختر» در بیسکان برازجان را می توان نام برد. زمستان های سرسبز جنوب و بهار زودرس گرم سیری، شاهان و بزرگان آن روزگار را تشویق می کرد تا برای خود قصرها و کوشک هایی بنا کنند و آنچه که باعث تاسف است بی توجهی به این آثار در گذشته موجب شد که بی درنگ پس از کشف بخش هایی از آن به تاراج بروند.

هم اکنون تخت سنگی سیاه با آثار منقوش به شمایل بوشهرهخامنشیان در بردک سیاه بر روی زمین افتاده است و دیرینه شناسان میراث فرهنگی ترجیح داده اند با تلی خاک مابقی آثار را بپوشانند تا روزی روزگاری بودجه کافی برای کاووش بیشتر فراهم شود. در جای جای دشتستان و در دامن طبیعت، قدم گاه ها و زیارتگاه های متعددی جای گرفته اند که طی سالیان سال مردمان معتقد و علاقه مند را به سوی خود جذب کرده اند.

به کاروان سرای مشیر یا «دژ برازجان» می رسیم. این مکان در دوره بعد از کودتا 28 مرداد که محل نگهداری زندانیان سیاسی بود به جهنم برازجان نیز شهرت داشت. مهدی بصارده مسئول میراث فرهنگی شهرستان برازجان درباره وضعیت میراث فرهنگی و گردش گری شهرستان برازجان توضیح کوتاهی می دهد: « در شهرستان دشتستان 63 اثر تاریخی و باستانی شناسایی شده است که 17 اثرآن به ثبت ملی رسیده است. مهم ترین آثار تاریخی شهرستان دشتستان قبر پدربزرگ کوروش با نام «گور دختر» است که مقبره پاسارگاد از آن الهام گرفته شده است. در حوالی سد رئیسعلی دلواری نیز در منطقه شبانکاره در آینده جاذبه های بکر طبیعت گردی برای علاقه مندان فراهم می شود. وی می گوید طبق یافته های باستان شناسان تمدن فارس بعد از عبور از این منطقه شکل گرفته است و به لحاظ وجود نخل ها، نخلستان دشتستان مقام سوم را با 4 میلیون و 500 درخت نخل در سطح کشور دارد.»

دشتستان در محور ورودی استان بوشهر از استان فارس قرار دارد و مسافرانی که از خوزستان یا فارس می آیند به ناچار از این شهر می گذرند. این شهر از گذشته های دور نیز نقش گذرگاهی و راهبردی داشته است و گردشگران داخلی در عید نوروز و زمستان (از دی ماه تا اواخر فروردین) به دلیل هوای دلچسب و مطبوع به این منطقه می آیند. در این منطقه تنها دو میهمان پذیر وجود دارد و هتل 3 ستاره ای هم در دست احداث است. آقای بصارده تاکید می کند که اردوگاه ها و هتل هایی در بیرون شهر و درکنار آبشار «تلخ آب شور»، «فاریاب» و «زیراه» تا پیش از فروردین 87 به بهره برداری می رسد.

وی درباره کاروان سرای مشیر الملک به عنوان بنای شاخص شهر برازجان نیز گفت: این بنا در سال 1250 خورشیدی به دستور میرزا مشیرالملک شیرازی ساخته شد و از آن در زمان قاجار به عنوان کاروان سرا استفاده می شد. با توجه به آثاری که برجا مانده دشتستان منطقه گذرگاهی بوده است که به تدریج این کاروان سرا کاربری های چون دژ و زندان نیز پیدا می کند. در زمان رضا شاه و در زمان جنگ جهانی دوم به اشغال دول متفقین در می آید و عمده ترین معروفیت ان پس از کودتا مرداد 1332 است که زندان و تبعیدگاه مخالفان نظام پهلوی می شود و از آن زمان به عنوان «جهنم برازجان» از آن یاد می کنند. این دژ تا سال 76 در اختیار نظامیان بود و از سال 81 تحویل سازمان میراث شد تا  به هتل و مجموعه فرهنگی تبدیل شود، فرصتی دست داد تا از فضای نمور و تاریک یکی از اتاق های انفرادی آن دیدن کنیم زیر نور فلاش دوربین هنوز می توان تکه های بریده روزنامه هایی متعلق به اویل اتقلاب را بر دیوارها دید و حال و هوای آن روزهای نمور را به یاد آورد. سرباز مراقب این دژ گفت که دیواره روزنامه­دار به زودی تخریب می شود تا کاروان سرا مطابق طرح مهندس مشاور تکمیل شود. تصمیم گرفتیم عکس این بریده روزنامه را بگیریم چون می دانستیم در آینده ای نزدیک دیگر دیواره ای در کار نخواهد بود.

ماهنامه سفر -شماره 14 - فروردین 1387

بررسی و نوشته:همایون ذرقانی

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

                                                                                       

استان مرتبط : بوشهر  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید