تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1521

بیائید باغ ایرانی بسازیم

دور تا دور جهان هنرشناسان و معماران و طراحان منظرمتفکر،" باغ ایرانی " را می شناسند. البته در دهه های اخیر این مفهوم با "باغ اسلامی" نیز شناخته شده، که علت آن وجود باغ های به سبک ایرانی در کشورهای دیگر منطقه و نفوذ فرهنگ معماری و باغسازی ایرانی، از شرق به هند و پاکستان، از شمال به سمرقند و بخارا،ازغرب تا شمال افریقا و اسپانیا، از قرنها پیش تا به امروز بوده است. باغ های ایرانی، با حوض و فواره وآب روان قناتش در شاه جوی اصلی ، همواره به همراه قصرها، کوشک ها،و عمارت های زیبا، با ایوان ها و تالارهای کاشیکاری و آئینه کاری، و ستونهائی که سقف های بلند منقوش بر آنها استوارند، در ایران ساخته شده اند و الهام بخش دیگر معماران جهان پیرامون بوده اند.

حتی المان ها و الگوهای اصلی معماری ایرانی مانند حیاط مرکزی مشجر،- برای ساختن خانه ها، مساجد، مدارس،و دیگر بناها در سرتاسر این سرزمین های پهناور الگو قرار گرفته اند و هنوز جهانگردان را از شرق و غرب به سوی خود فرا می خوانند. در سمرقندِ ترک زبان، باغ های عهد تیموری هنوز نام ایرانی خود را حفظ کرده اند: جهان نما، دلگشا. و در جنوب اسپانیا "باغ های الحمرا"ی گرانادا، گوی سبقت را در زیبائی و ظرافت هنرهای معماری که در بناهایشان به کار رفته، از جهان اسلام ربوده اند.

این گذشته های پرافتخار همه در حالیست که امروز درکشورمان ایران، هر روز باغ ها و عمارت های تاریخی کوچک و بزرگ گامی به سوی نابودی بر می دارند و به دست فراموشی سپرده می شوند. گاه تلی از خاک، و گاه مکانی برای بالا آمدن برجی و دکانی...

به تازگی مُد شده تقصیر را گردن: گسست فرهنگی تاریخی در دنیای مدرن، اقتصاد رانتی مریض، دوره و زمانه تسخیر شهرها توسط روستائیان علاقمند به شیوه ی زندگی مدرن آپارتمانی، و امثال آن می اندازند. غافل از اینکه خود ما، و به ویژه جامعه حرفه ای و طراحان و معماران مسئولیم! و در این دوره نه تنها به ارزشهای اصیل معماری و میراث مان کم توجهی کرده ایم، بلکه با سهل انگاری و گذاشتن سیاستها و ضوابط غلط برای ساخت و ساز در شهرها، دست سایرین و سودجویان را در تخریب باز گذاشته ایم.

چه سود که بگوئیم صدها هکتار باغ بی مثال در شمال تهران از بین رفت و هنوز می رود؟ مائیم که سکوت کردیم. خود مردم شهر را فروختند و ساختند و شرایط و ابزار فنی این روند قهقرائی هم البته به تدریج، توسط ما متخصصان و شهرسازان، در دفاتر مشاوره برای مسئولین در دولت و شهرداری فراهم شد. و بهانه های همکاری نیز مشخص و کلیشه ای در بین دوستان حرفه ای جا افتاد: "اگر من نکنم، دیگری خواهد کرد!" یا " قیمت زمین خیلی بالاست و باغ در شهر دیگر جواب نمی دهد!" به هر حال ، چه می شد گفت به مالک جدید باغی که به قصد پولسازی باغ را از مهاجری به غرب خریده؟ او با سرمایه اش اقتصاد مسکن را می چرخاند. باغ های شمیران و قصر الدشت شیراز هم می توانند به حومه های بالاتر بروند. این بود نتیجه سیاستهای شهرسازی دوره سازندگی در ایران...و لابد چاره ای هم نبود؟!

البته شهرداری ها هم اقدامات چشمگیری برای جبران این قضیه کردند. فضاهای سبز اطراف بزرگراه های تهران، به تدریج و واقعا به زیبائی ایجاد شدند. و معدودی باغ مانند باغ قیطریه در تهران توسط شهرداری خریداری و به پارک تبدیل شد... ولی هیچکدام باغ ایرانی نشد. یعنی، با اینکه به تدریج از آب قناتهای شمال تهران برای آبیاری فضاهای سبز عمومی استفاده می شود، اما اصول باغسازی ایرانی ( درختکاری به جای چمن کاری، تراس بندی به شیوه باغ تخت به جای حفظ شیب های تپه ها،و غیره) در آن رعایت نمی شود.

حال چه می توان کرد؟ برای تجدید منظر باغ ایرانی. برای نجات آنچه باقی مانده است.  برای استفاده از آن مفهوم و جوهر ناب باغسازی و معماری ایرانی...

پاسخ سهل و ممتنع است: استفاده از اصول و عناصر معماری و باغسازی ایرانی، البته به روش و با مصالح و تکنیک امروزی، درهر فرصتی که دست می دهد، و سعی در:

  • خرید باغ های قدیمی باقیمانده در تهران و دیگر شهرهای قدیمی ایران،
  • حفظ عمارتها و باغ های قدیمی، و استفاده جدید از آنها،
  • تشویق افراد توانا به خرید و وقف باغ های قدیمی،
  • جلب توجه معماران جوان به اصول فنی و معماری باغ ایرانی،
  • استفاده از المان های معماری ویژه باغ ایرانی مثل کوشک و تالار و دیوار و دروازه،
  • شناساندن معجزه ی قنات و بازیابی   و تعمیرقناتهای قدیمی،
  • حفظ فضاهای باز بزرگ عمومی در شهرها و ایجاد امکان تفرج وگردش در آنها برای مردم شهر ،
  • کاشتن درختان میوه و توت در تراس بندی ها با دیواره های خشکه چینی،
  • اختصاص باغچه ها و جالیزهای عمومی در محلات برای مردم محله،
  • کاشت درختان در حاشیه کوچه ها و خیابانهای جدید و قدیم شهر، و.....

واضحست که شیوه های زندگی امروزی عموم مردم را نمی توان به عقب بازگرداند، اما می توان تمام زیبائی های استفاده و تماس با باغ ایرانی را در فضاهای عمومی سبز شهری احیا نمود. این کار به آگاهی و اشراف و علاقه همگان، به ویژه مسئولین شهرداری ها به امکان پذیری این کار بستگی خواهد داشت. به امید آن روز...تلاش خواهیم کرد...    

ترانه یلدا

موضوعات مرتبط : باغ ایرانی   معماری و کیفیت زندگی    
عضو مرتبط : ترانه یلدا  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید