دوم اینکه مذهب تشیع در ایران از سوی شاه اسماعیل به‌عنوان مذهب رسمی اعلام شد. شیوه کشورداری شاه اسماعیل و ترویج مذهب شیعه مانع تجزیه ایران آشوب‌زده میان دو قدرت بزرگ عثمانی و خان‌های ازبک آسیای میانه شد. وی برای تعدیل سیاست‌های افراطی سران قزلباش، صوفیان و مریدان حیدری، علمای ایرانی و نیز جبل عامل، کوفه و بحرین را به تدوین کتاب‌های فقهی در زمینه شیعه دوازده امامی دعوت کرد. محقق کرکی که در نشر فقه و اصول مذهب شیعه اثنی اشعری شخصیت مهمی محسوب می‌شد، از جمله آنان بود. از جمله اقدامات شاه صفوی برای تجلیل از امامان شیعه ضرب سکه با نام ائمه اثنی‌عشری، قرار دادن نام ۱۲ امام شیعه به‌عنوان سجع مهر شاهی، تعمیر و توسعه آرامگاه امامان در شهرهای عراق و مشهد و نیز ایجاد ساختمان مقبره برای امامزاده‌ها در شهرهای ایران و طرح آب‌رسانی از فرات به نجف بود. شاه اسماعیل کلیه وظایف اداری و کشوری را به ایرانیانی سپرد که در اعتقادشان به تشیع جای شک و شبهه نبود و بسیاری از آنان پیشینه طولانی در کارهای دیوانی داشتند.

شاه اسماعیل به رسم‌ها و آیین‌های مذهبی و ملی بسیار علاقه نشان می‌داد و به ایجاد آبادانی و بناهای یادبود اهتمام داشت. مهم‌ترین آثاری که از دوران وی به یادگار مانده، عبارتند از چهار بازار دور میدان قدیم اصفهان، مدرسه ‌هارونیه و بقعه امامزاده‌هارون در اصفهان. وی بناهای یادبودی هم در اوجان فارس و شیراز و آبادان و ساختمان‌های متعددی در خوی و تبریز بنیاد کرد.  مورخان ضمن مقایسه شاه اسماعیل صفوی با اردشیر یکم ـ سردودمان ساسانیان - متفق‌القول نوشته‌اند که اردشیر نیز در سال ۲۲۵ میلادی در تیسفون با نطقی در برابر موبدان و بزرگان ایران همین قول را داده بود. تفاوت دو نطق دراین بود که اردشیر آیین زرتشت را دین رسمی [دولتی] اعلام کرده بود و به این ترتیب، ناسیونالیسم ایرانی در آن زمان برگرد آموزش‌های زرتشت سر برافراشت و این بار شیعه اثنی‌عشری زیربنای آن بود و هر دو شاه به قولی که داده بودند وفا کردند.