تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1418

تجسمی تاریخی از آثارو ابنیه فرهنگی

تجسمی تاریخی از آثار و ابنیه فرهنگی

در حالیکه ممکن است مکانهای فرهنگی مندرج در فهرست میراث جهانی مستند شده ،تجزیه و تحلیل و طبقه بندی شوند و به احتمال قوی در مسیر بازسلزی مفیدی قرار گیرند .هرگز نباید از سرنوشت انسان تفکیک گردند.این مکان ها آثار بجای ماندنی رنجهای انسان و مصنوعات مادی تاریخ جهان هستند.در اینجا اعمال انسان به معرض نمایش گذارده می شود،اعمال شرافتمندانه و معنوی،اعمال قهرمانانه و غم انگیز.مکانهای فرهنگی آیینه تمام نمای گذشته در عصر حاضر است.کنوانسیون میراث جهانی تلاشی معتبر برای شناختن ویژگی های این میراث و ضمانت بقای آنها برای آینده است.

بسیاری از بناهای باستانی و شهرهای قدیمی چه مخروبه و چه قابل استفاده ،بطور غیر وصفی به کار افراد صاحب قدرت وابستگی دارد.فقط امپراتورها ،شاهزدگان،فرماندهان نظامی و ژنرال ها،پاپ ها و اسقفها می توانستند امر به گردآوری منابع اقتصادی و هنری مورد لزوم برای بر پا ساختن بناهایی بزرگ را بدهند و یا برای تخصیص فضاهای وسیع عمومی و مجتمع های ساختمانی لازمه مرکز شهر طراحی کنند.با وجود اینکه بسیاری از ابنیه فرهنگی مندرج در فهرست میراث جهانی به جهت ویژگی معماری زیبا و یا ساختار شهری خود معروفیت پیدا کرده اند،بعد تاریخی آنها هرگز نباید فراموش شود.

افراد خاندان سلطنتی که عمارات مسکونی باشکوهی برای خود بنا کرده اند ،گاهی از قدرت تخیلی قوی برخوردار بودند.معماری به جای مانده از آنها غالبا الهام بخش و احساس برانگیز است و گاهی هدف آن ارعاب می باشد.در اینجا معماری در حقیقت در خدمت اهداف دنیوی است.این موضوع درباره بسیاری از کاخ های معروفی که در فهرست میراث جهانی قرار گرفته اند صدق می کند،از قصرهای امپراتورهای مینگ در چین و تیموریان در فاتح پورسیکری هند گرفته تا کاخ های شاهان فرانسوی در شامبور،فونتن بلو و ورسای و یا منازل بزرگ لردهای انگلیسی در بلنهایم.مراکز تشریفاتی پرسپولیس(تخت جمشید) در جمهوری اسلامی ایران و تئو تی هوآکان در مکزیک ،هامپی در هندوستان و یا دیوار بزرگ چین و یا استحکامات ادوارد اول در گویند ویلز نیز از نظر بیان قدرت کمتر از آنها نیستند.

ملل حاکم تقریبا در همه ادوار تاریخ جهان بر آن بوده اند که معماری را بر پایه قدرت توسعه دهند.ساختار اداری،نظامی،قضایی و تشریفاتی آنها یادآور جاه طلبی ها ی گذشته است.گاهی در دوره یی از روشنگری و گاهی در دوره یی از ظلم و جور ولی تقریبا همیشه در دوره هایی از شکوه و عظمت مورد نظر.مثلا ساختمان هایی که مراکز شهرهایی تاریخی مانند شهر استانبول در ترکیه،حلب در جمهوری عربی سوریه و فاس در مراکش را تشکیل می دهند گواهانی بر حمایت مستمر دولت از معماری شهرسازی در طی قرون و اعصارند.این امر درباره ی شهرهایی اروپایی چون تولدو،فلورانس،بوداپست یا کراکو و همچنین ونیز که بلم های باشکوهش بصورتی معجزه اسا شهر را از تهدید وسایط نقلیه موتوری مصون ساخته نیز صادق است.

بعضی از حکمرانان اصلیتی خارجی داشتند و معماری تحت حمایت آنان به صورتی بین المللی بامحل هایی دیگر و دوره هایی دیگر ارتباط پیدا می کرد.فهرست میراث جهانی مکانهایی را که دارای شکوه وعظمت دوره استعماری است در بر می گیرد.مکانهایی چون شهر اوگزاکا در مکزیک،کورکو در رو،سالوادور دوباهیا در برزیل و حتی کبک در کانادا همگی دارای ویژگی های سبک اروپایی هستند.شهرهای دیگری تا سالهای اخیر از نظر توسعه مدرن ندیده گرفته شده اند و یا گاهی ساختمانهای آنها را تحت عنوان سنتی توصیف کرده اند با این قصد که بگویند این شهرها محیطی فرهنگی و اجتماعی بدون تغییری داشته اند،حتی اگر این امر بیشتر خیالی و تصوری باشد تا واقعیتی تاریخی بدین طریق شهرهای باستانی محصور شده ای چون شیبام در جمهوری دموکراتیک یمن،اصفهان در جمهوری اسلامی ایران ،یا قاهره در مصر فقط موزه های آثار تاریخی محلی و تمدنی دارای ویژگی های غیر قابل انکار نیستند بلکه گواهانی نیز بر طرق قدیمی زندگی درآن مکانها هستند که به سرعت در حال نابودی است.چنین ساختمان هایی نمی توانند از زندگی مردمی که در آنها زندگی می کنند مجزا باشد،حتی اگر این زندگی ها اجبارا در اواخر قرن بیستم تغییر پیدا کند.

بعضی از آثار تاریخی ممکن است به جهن ارزش نمادین تاریخیشان مورد تحسین قرار گیرند.مجسمه آزادی سمبل امیدواری برای هزاران مهاجرت کننده به آمریکا بود.آثار تاریخی دیگری مانند کوره های آدم سوزی در لهستان یاد آور قدرت انسان در تخریب خود هستند.با وجود این بیشتر مکانهای تاریخی نمی توانند بیانگر گوناگونی عظیم تاریخ انسان باشند .آنها متعلق به محیطی متغیر هستند که در آن نیازها و ایدئولوژی های متنوع انسانی به تحول خود ادامه می دهد.

مکانهایی فرهنگی که ارتباطشان را با گذشته قطع نکرده اند نیز موجودند.امروزه آنها ماترک متروکه،مخروبه و شاید اخیرا ترمیم شده تاریخ یا ما قبل تاریخند.بقایای شهر ممفیس در مصر،دلفی در یونان ،الحضر در عراق و شان شان در پرو همگی مصنوعات برجسته تمدنهای نابودشده اند.مختصات زمانی این مکانها فقط بوسیله فعالیتهای نوین پژوهش های باستان شناسی و صنعت تحرک روزافزون انسانی به نام توریسم به زمان حال کشانیده شده است.ابنیه معظم تاریخی دیگر تسلیم فرایندهایی تاریخی شده اند که به آنها اجازه باقی ماندن تا عصر حاضر به صورت معماری یا محیط شهری زنده ای را داده است.چنین ساختمان ها یا شهرهایی قرن ها مجددا مورد استفاده قرار گرفته است. و به این دلیل حتی اگر شده به صورتی تغییر یافته ،باقی مانده اند.

مرکز شهر رم با ظاهر رومی ،بیزانسی،میکلانژی و ساختمان های معاصرش ،بخش های متقاطع نشان دهنده ثروت یک امپراتوری و یک پایتخت با قدمت بیش از 200 سال را در اختیار می گذارد.رم هم مانند شهرهایی چون انورادهاپورا در سریلانکا،اورشلیم ،یا سانتیاگودووم پوستلا در اسپانیا،شهری زیارتی بود .ابنیه تاریخی مذهبی آن اقامت گاه پرستش گرانی از قبایل مختلف بود که همانند محیط زیست ساخته شده شهر به تحول خود ادامه می دادند.مراکز شهرهای دیگری که بخشی از میراث جهانی را تشکیل می دهند چشم انداز تاریخی خود را فقط در آینده توسعه خواهند داد.بر از یلیا یکی از این مراکز است که شاید از نظر طراحی بیشتر از همه شهرهای دیگر طبق آیین پایتختهای قرن بیستم طراحی شده است.

نهایتا ،مکانهای فرهنگی ثبت شده در فهرست میراث جهانی حلقه های ارتباط دهنده دوران گذشته با آینده است.از آنجایی که آنها محمل های مادی زمان هستند،برای بشر ارزشی فوق العاده دارند.مراحل سیر تاریخ حتی اگر به سرنوشت کار هر دولت وابستگی داشته باشد،به آنها محدود نمی شود.این جریان تاریخ را باید بیشتر از آن که میراثی ملی شمرد میراثی جهانی دانست اگرچه بنا به تعریف زمان حال فقط لحظه ای زود گذر است .ولی تنها زمانی است که بشر می تواند کنترل کردن آنرا آزمایش کند بنابراین شناختن و ارزش قایل شدن برای مکانهایی که در فهرست میراث جهانی قرار گرفتند به عنوان اثری مادی از هویت تاریخ بشر ضروری است.

وبسایت برای انجمن بوم آورد



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید