تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :7242

تحلیل تصویری مدرسه آتن

فرسکوی مدرسه آتن گروهی از فیلسوفان نامدار یونان باستان را نشان می دهد که به دور افلاطون و ارسطو گرد آمده اند، هر کدام حالت ویژه خود را د ارند و به فعالیت خود سرگرمند.
دو لفظ "برجسته" و " طلایی" فی نفسه تشخص و اقتدار را القا می کنند.  هنرجویان این مدرسه گرد هم حلقه زده اند و با هم سخن می گویند، ایما و اشاره می کنند، مشغول اندیشیدن اند ، غرق در بحر تفکرند، و حالتی به خود گرفته اند که ذهن بیننده را به خود جلب و مشغول می کند.
مفهوم مدرسه ی آتن ، روح شام آخر لئوناردو داوینچی را القا می کند. رافائل میان افرد و گروه ها را برجسته می کند و با نظمی صوری میان آنها پیوند برقرار می کند.

این اثر چندان رنگ و روی روایت ندارد بلکه نمایش انواع مطلوب، شخصیتهای تاریخی و هم روزگار با صاحب اثر و تشخص بخشی به اندیشه است. اما پیش از ورود به بحث عنصر انسانی، داستان یا پیام اثر ، اثر را از "بُعد تاریخی هنر" و به صورت انتزاعی می نگریم.

فرسکویی که پیش روی ماست از طریق برخی تمهیدات تصنعی به تجربه ی بصری ما نظم و سامان می بخشد. اثر، حول محور دو پیکره می چرخد؛ تصویر در ابعاد بزرگ و به شکل نورگیر قوسی (یا پنجره مانند) است؛ معماری کلاسیک(در کنار همه ی ارزشهایی که القا می کند، بر فضای کار ، که پرسپکتیو است)، حاکم است. پیکره ها یکسان پراکنده شده اند؛ و نور جایگاه هر پیکره را مشخص می کند و نشان می دهد.

تمامیت اثر، مطلوب و جهان شمول است، زیرا به لحاظ زمانی عصر طلایی آتن را تا روزگار رافائل و به لحاظ مکانی، آتن را تا روم در بر دارد. معماری آن شبیه نقشه های "دوناتلو برامانته" برای بازسازی باسیلیکای "سان پیترو" است. رافائل جهانی می آفریند که قائم به خود، منطقی و قابل فهم است.

علاوه بر پیکره های انسانی موجود در نقاشی، که گردهمایی مردان دانشمند یونان گذشته است، دو تندیس در ساختنمان مدرسه خودنمایی می کند: "آپولون" ، پشتیبان هنرها که در چپ تصویر قرار گرفته و یک چنگ در دست دارد، و "آتنا"، در لباس "مینروا" ایزد بانوی فرزانگی که در ستون سمت راست قرار گرفته است.

از نگاه رافائل و هم روزگارانش ، غایت هنر، ایجاد لذت و تعلیم است، بهره گیری از ظرافت و زیبایی فن سخنوری در تربیت مخاطب و ایجاد حس پالایش و نو شدن یعنی همان کاتارسیس.

نقاشی او از هر جریان فلسفی که متاثر بوده، خواه از افلاطون در سمت چپ تصویر ، خواه از ارسطو در سمت راس تصویر ، لاجرم باید مخاطب را از کمال آفرینی اش ارضا کند.

از زمان "وازاری" هنرمندان کوشیده اند هویت پیکره های حاضر در این تصویر شگفت انگیز را تعیین کنند. رافائل از تمهیدی هوشمندانه برای شناساندن هر پیکره استفاده کرده است: هر فیلسوفی در نوع لباس پوشیدن، وسیله ای که به همراه داردو حالت کلی خود، نمایانگر دیدگاه و جهان بینی آن فیلسوف به زندگی است.

در کانون صفحه "افلاطون" کتاب کیهانی و عمده ی خود "تیمائوس" را در دست دارد که پایه ی بنیادین نئوافلاطون گرایی است که راه را برای مسیحیت باز کرد. افلاطون با انگشت به سمت آسمان اشاره می کند که نمایانگر دیدگاه او به وجود دنیای "مُثُل" است.

Aten 01

 

در سمت چپ وی "ارسطو" در هیاتی جوان تر، کتاب "اخلاق" را در دست دارد که همانند علمش ، مبتنی بر دانستنی های جهان مادی است.(تصویر1) این کتاب توضیح می دهد که چرا ارسطو نسبت به زمین پاسخی برای آسمان ندارد. به همین دلیل ارسطو دست خود را موازی با زمین گرفته ؛ گویی میان این دو قطب بزرگ فلسفی ، بحثی پیرامون شرح شگفتی های عالم از طریق عالم ایده و یا دیدگاه تجربی در جریان است.

بدین سان، بیننده ی فرهیخته، به سبب علاقه ای که به " ایستوریا"(1) دارد، در سمت چپ افلاطون، که بسیار شبیه لئوناردو داوینچی تجسم شده، استادش سقراط را بازمی شناسد که سرگرم توضیح قیاس صوری است و با دست به گروهی از جوانان که در حال بحث هستند اشاره می کند.

مردی که با ساز و برگ تمام خود دیده می شود و به سخنان سقراط گوش سپرده است " آلکیبیادس" است.

"اپیکور" هم مشغول مطالعه ی کتابی است که تقریبا عمود بر پایه ستون قرار دارد. نوجوان سمت چپ اپیکور " فدریکو گُندزاگا" ی جوان است. درست در جانب راست گندزاگا، فیثاغورث نشسته که در کار تالیف کتابی در باب نظریه ی تناسب است؛ کسانی که پشت سر و کنار فیثاغورث هستند یکی "ابن رشد" دستار به سر در حالت ایستاده است و دیگری "امپدوکلس".

مردی که متفکرانه نشسته و بر روی مصطبه ای مرمرین چیزی می نویسد "میکلانژ" در کسوت " هراکلیتوس" است.

جماعتی هم که در سمت راست ترکیب بندی نقاشی و در پیش زمینه حضوز دارند اینها هستند:

اقلیدس که دارد بر سطح لوحی گلی طرحی میزند، که به شکل و شمایل برامانته شبه است، "بطلمیوس" که با گوی بلورین جهان نما در دست و زرتشت با گوی بلورین مینونما.

Aten 02

آنان که به ما چشم دوخته اند رافائل (در طرف چپ) و " سودوما" هستند. در تصویر شماره3 می توانید تابلو را با نام فیلسوفان آن ببینید.

Aten 03

به سبب وجه جهان شمول این نقاشی است که عنصر انسانی یا روایی از هر حیث برازنده ی چنین طرحی شده است. مجموع این "رمزگان" ، اگر رمزگشایی گردد، ایده ی "فضیلت" (2) را به دست خواهد داد: یعنی همان کیفیات و خصوصیات منزلت، شایستگی ، عظمت و شکوهمندی که در رنسانس آن مایه مورد توجه بوده است. آلبرتی نیز به رغم وجود آینده ی بی ثبات و نامعلوم که از معانی ضمنی و مهم "فضیلت" به شمار می رود بر خصوصیاتی همچون استحکام و ثبات ، انگشت تاکید گذاشته است.

برخی پژوهشگران باور دارند که رافائل این گرو فیلسوفان را گرد هم می آورد تا دو مکتب را نشان بدهد: آرمان گرایی (ایده آلیست ها) و تجربه گرایی (امپرسیونیست ها).

 

پی نوشت‌ها:

  1. ایستوریا به معنای تلاش هنرمند برای بازنمایی حادثه و واقعه ی تاریخی  و یا مذهبی و یا اسطوره ای است تا مخاطب بتواند بادیدن آن درک بهتری از تاریخ، مذهب و ... داشته باشد.
  2. Virtus

 

سمیه رمضان ماهی - به نقل از بخش هنری تبیان



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید