Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :3757

تحلیل مفهوم شهر

(مقالات گذشته-زمستان 1387)

شاید منطقی­تر باشد اول روشن کنیم منظور از واژۀ «مفهوم شهر» چیست. در حقیقت تا چه اندازه برای شناخت پارامترها و متغیرهایی که «شهر» را تعریف می­کنند به آن وارد شویم. تحلیل هر یک از این پارامترها مثل عوامل انسانی، فیزیکی، زیست محیطی، جغرافیایی و تاریخی، خود مسائل متعدد و مختلفی را در بر می­گیرد که به شهر هویت­های مختلفی می­دهد. مثل شهر سیاسی، شهر کشاورزی، شهر خدماتی، شهر دانشگاهی، شهر خوابگاهی و بالاخره شهر صنعتی  که در نتیجه مقیاس­های متغیری را در سرزمین که شهر یا شهرهایی را در بر می­گیرد، محدوده­هایی دارد که می­شود گفت مهم­ترین آنها محدوده­های ژئوفیزیکی است. گسترش روابط اداری در یک شهر به مناطق و شهر های دیگر می­تواند حتی در مقیاس یک کشور را در بر گیرد، اگر نخواهیم ارتباطات بین المللی منظور کنیم. ولی این تعاریف از وسعتی که مفهوم شهر می­تواند در بر داشته باشد، اینقدرها هم مهم نیست، همان طور که در کشورهای دیگر جهان، به صورت یک تعریف مشخص و تمام شده­ای از نقطه نظر سیاسی- اقتصادی، خدماتی و حتی جغرافیایی، واقعیت پیدا نکرده است.

به هر حال، از همه اساسی تر این است که مسائل بالقوۀ موجود در سرزمین و توزیع پتانسیل­های تولیدی و امکانات نحوۀ استفاده از آنها را در منطقه و احتمالاً در مناطق هم­جوار و در این صورت مسائل مربوط به حمل و نقل و راه­های ارتباطی، مورد مطالعه قرار گیرد. حتی اگر محدودیت­های هم برای سرزمین قائل شویم، باز می­شود گفت، منطقه­ای است که در آن ارتباطی بین فاکتورهای جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی، تاریخی و ... وجود دارد، این فاکتورها یک نوع روابط پایدار را در آن سرزمین ایجاد می­کند که محدودیت­های سیاسی و جغرافیایی را از بین می­برد.

مسائل مربوط به شهر، منطقه، سرزمین و روابط بین آنها، به یک طرح ریزی و آمایش سرزمین احتیاج دارد که در آن مطالعات، تحقیقات و برنامه ریزی­ها، هدف از مفهوم ایجاد شهر در یک سرزمین را مشخص می­کند، مثل:

  1. منالع موجود تا جایی که مربوط می­شود به مواد اولیه، نیروی برق، تولیدات و محصولات گشاورزی و منابع جنگلی.
  2. گسترش و توزیع هماهنگ نیروهای تولیدی در سرزمین.
  3. توزیع جمعیتی سرزمین و گسترش ناحیه­های مسکونی در رابطه با موقعیت­هایافتصادی، اجتماعی- فرهنگی، خدماتی و .... .
  4. تجهیزات تکنیکی منطقه مثل: نیروی برق، آب، گاز، سیستم فاضلاب و همچنین مسائل مربوط به ارتباطات، حمل و نقل.
  5. استفاده از منابع طبیعی، صنعت توریسم، تاریخی و فرهنگی. 

این نوع مطالعات مثل «شهر و ناحیه، شهر و سرزمین» گسترش خود را تا رسیدن به مطالعات ملی می­تواند پیش ببرد. تفاوت­هایی در روابط بین برنامه­ریزی­های اقتصادی و طرح­ریزی­های سرزمینی وجود دارد که انعکاس آنها در اهداف، از مطالعات مشخص می­شود. به هرحال وسعت دید روابط بینابینی مطالعات برنامه­ریزی­های اقتصادی و طرح­ریزی­های منطقه­ای و طزح­های جامع شهری زیاد و دز هم تنیده است.

شهرهای امروزی شاید به طریقی می­شود گفت، شهرهایی که از هیچ متولد شده­اند، به وسیلۀ خط و خطوطی که توسط شهرسازان روی کاغذ کشیده شده است، ساخته می­شوند که به طور معمول زندگی در آنها در طول قرن­ها با سرعت و کمیت بیشتر و کیفیت متفاوت با گذشته به زندگی خود تداوم می­دهد.

شهرهای قدیم سرشار از زندگی ساده در مقیاس­های کوچک با فواصل کم از یکدیگر، نوعی زندگی مشترک را ادامه می­دهند، ولی زندگی واقعی در شهرهای امروزی ما، دارای خصوصیات مشخصی هستند که مربوط می­شود به طرح­های توسعه و تغییراتی که در طرح­های جامع بر اساس موقعیت­های موجود، همیشه در تغییر و تحول بوده، باعث تغییر در محیط کار، مسکن و فضاهای شهری می­شود. 

به چند شهر به عنوان مثال توجه می­کنیم:

به پاریس می­رویم، اولین عنصری که نظر مارا جلب می­کند، وجود رودخانه «سن» است که از دو هزار سال تا امروز سایر عناصر شهری را در مسیر خود به وجود آورده  و حفظ می­کند، به طوری که این رودخانه در طول زمان تبدیل شده به محور مجهزی برای شهری چون پاریس امروز. داستان پاریس و«سن» از صدر ایجاد زندگی در مسیر آن، محور ملاقات­ها، برخوردها و داد و ستدهای بین شهری و شهر و روستا بوده است. در دو سمت این محور، راه­های ارتباطی زمینی و آبی همیشه برقرار بوده است که باعث ایجاد فضاهای متعدد اجتماعی، تجاری، سیاسی در طول محور گردیده است.

سیمای شهرهای آمریکایی را نگاه می­کنیم، کاملاً متفاوت است. در آنها با گام­های پیاده نمی­شود بر داشتی واقعی از سیمای شهری آمریکایی به دست آورد، بلکه لازم است با حرکت یک خودرو به گردش در شهر پرداخت تا بتوان عناصر مختلف آن را به یکدیگر مرتبط کرد و در نتیجه به واسطۀ مقیاس­های بزرگ، روابط بین شهر و طبیعت، شهر و منطقه، انسان و شهر، همه از هم گسیخته، منقطع و در تضاد است.    

اگر بخواهیم یک نگاه سریع به رابطۀ بین شهر و طبیعتی که آن را در بر گرفته بیندازیم، خواه ناخواه به تئوری­های لوکوربوزیه می­رسیم. ایده­هایی که بین سال­های 1922 تا 1956 به فرمول در آمد ولی هیچوقت به تجربه گذاشته نشد. آنچه که امروزه در مورد آن صحبت می­کنیم مسئلۀ تازه­ای برای معماران نیست، بلکه مسئله­ای است که در سال­های اخیر به فراموشی سپرده شده است.

اگر در پاریس رودخانۀ «سن»، در فلورانس رودخانۀ «آرنو» و در لندن رودخانۀ «تایمز»، عناصر شهری و ارتباطات را بهم می­دوخته، در ایران همین نقش توسط محور سرپوشیدۀ بازار صورت حقیقی به خود گرفته است.

در شهرهای ایران و سایر شهرهای مناطق گرم و خشک، بازار به صورت ستون فقرات اصلی شهر عملکردی همه­گانه داشته است. بازار در اصل« محور کار» تلقی می­شده که در رأس آن «داد و ستد» بوده است.محوری بوده که نقطۀ اصلی ایجاد مراکز اجتماعات انسانی در آن صورت می­گرفته (اقتصادی، سیاسی، مذهبی). این محور سرپوشیده در دو سمت خود، تار و پودهایی را به هم تنیده است که در بین انها استقرار و زندگی مردم به صورت کنگلومرایی هماهنگ، یکپارچه، پر و خالی، کلان و ره، جاسازی شده است. این بافت منظم با قاعدۀ هماهنگ که از یک وحدت انسانی (کار و زندگی) حکایت می­کند، در زبان و بیان فرهنگ شهرسازی خارج، تحت عنوان integrated cities یا integrate citta شناخته شده است. در زیر این سقف عظیم، اجتماعی در آرامش، صلح و صفا، در رابطّ معنوی با یکدیگر حیات را تسری می­دادند.

بحث در مورد «مفهوم» امروزی شهر که در مقابل شهرهای پیشین- با مفاهیم مختلف در آن- قرار می­گیرد، دنباتۀ مقولۀ این نوشتار را به همراه دارد. ولی مطالبی که به آن توجه خواهیم کرد به هیچ عنوان توضیحات مطالب مربوط به «مفهوم شهر» را کامت نمی­کند، بلکه آنها را در یک رویارویی دیگری قرار می­دهد. در این رویارویی برنامه ریزی شده، مشخص است که قوانین روبنایی خودگرا، مشروط به نظر می­رسند.

در حال حاضر به این نتیجه رسیده ایم که برای جمع بندی توضیحات، بهتر است کلیۀ موضوعات پیش فرض شده را کنار گذاشت و مسئله اینکه شهرسازی امروز که از سال­های 1347 به این طرف بیشتر مورد توجه  و بحث بوده، نوگرایی خود را در مقابل مقاومت­های متقابل، به کجا رسانیده است.

برای سال­های زیادی، آسان­ترین بهانه برای معماران در تهیه طرح­های جامع شهرها این بود که معماری گذشته (مجموعه­های معماری بافت­های قدیم) را به همین صورت دست نخورده نگاه داشته و توجه را به گسترش شهر و معماری معاصر امروزی معطوف داریم و به گسست بین ایده و فرم در دوران­های گذشته و جدید، توجه نداشته باشیم. نگرانی بیشتر معماران در سال­های قبل از انقلاب این بود که رابطه­ای بین فرم معماری و ایده­آل­های معمارانه از یک فرهنگ انتخاب شده ای که بتواند ایده­آل­های آنها را به حقیقت بپیوندد، پیدا کنند.

در مطالعات مربوط به معماری گذشته این نتیجه حاصل شده است که استادانی بوده­اند که موفق شده­اند مجموعه­ای از فضاهای معمارانه را، از ذره تا کلان، به نوعی در هماهنگی و تداوم درآورند که باعث شگفتی و حیرت امروز بینندگان گردد.

در مورد اینکه آیا این هماهنگی در تناسبات فضاها، شکل و فرم خارجی آنها، با طرح و نقشه همراه بوده یا فقط در ذهن و تصورات استادانۀ سازنده محفوظ بوده، شک و تردید ریادی وجود دارد. هنگامی­ که به فضاهای پر و خالی بین آنها می­پردازیم، می­شود گفت مفصل و چفت و بست­ها، ترکیبات معماری را به هم می­دوزد. مسئله تکنیک در معماری آن زمان محدود بوده، به همین جهت تنوع در ترکیب بوده که فضاهای یک بنا با دیگری متفاوت است، هر کدام مطابق عملکرد خود، شکلی جدید را ایجاد نموده. به هر حال این محدودیت تکنولوژیکی و مصالح و رنگ، باعث به وجود آمدن یک تیپولوژی خاصی شده که دارای بیانی است از یک وحدت در مقیاس شهری که این خود بر می­گردد به فرهنگ و تفکرات جامعه و نگاه آنها به زندگی و شهر، ( مسئله هویت شهری، روابط انسانی، مقیاس انسانی، فاصلۀ فضاهای مورد نیاز روز مره و ارتفاع ساختمان­ها در شهر).

در شهرهای گسترش یافته، مسئلۀ مهم، یافتن پلی است که تیپولوژی معماری در بافت­های قدیم را با تیپولوژی معماری در گسترش جدید را یه هم مربوظ می­سازد و همچنین آیا می­شود از بافت­های به هم تنیدۀ قدیم در گسترش جدید استفاده کرد؟( از خانه­های تک فامیلی له مجتمع­های مسکونی) از ساختمان­ها در محورهای مجهز قدیم به ساختمان­های صنعتی، از یک مجتمع نظام یافتۀ شهری ماهنگ به یک مجموعه از زون­بندی­های امروزی.

آنچه که امروز تحت عنوان مفهوم شهر از ان صحبت می­کنیم، مسئلل جدیدی برای معماران نیست، بلکه مسئلۀ ای است فراموش شده که به خاطر تمایلات و علاقه­مندی­های شخصی و سرمایه­های زیاد فردی، باعث به­هم ریختگی در مورفولوژی شهری و از بین رفتن هویت شهری، روابط انسانی و مقیاس انسانی شده است. ارتفاع زیاد ساختمان­ها به صورت دانه دانه باعث گسیختگی در مورفولوژی شده بدون اینکه ار مفهوم عقلایی مشخصی زمینه داشته باشد.

یه هر حال روشن است که امروز تغییراتی که در مقیاس شهری به وجود آمده  دورنمای شهر و طبیعت را بهم ریخته است. پیشرفت­های تکنولوژیکی و اجتماعی امروز، باعث گسسته شدن محدودیت­های بسته در خود قدم شده. آن محدودیت­ها دیگر اکروز در زندگی طبقات مختلف مردم دیده نمی­شود مکانیزه شدن باعث ایجاد شکاف بین شهر امروزی و رابطه با  طبیعت گشته است. مقیاس­ها در چشم انداز طبیعت عوض شده، همانطور که در مقیاس زندگیف کار و در مقیاس فضاها تغییر یافته است.

پیشرفت عظیمی که در سیستم ارتباطات ایجاد شده، ( چاپ، عکس، تلفن، سینما، رادیو، تلویزیون، وسایل حمل و نقل سریع هوایی، زمینی، آبی، جمعی و فردی) و از همه مهم­تر وسایل الکترونیکی که یک  فرد ثابت در یک مکان را با تمام دنیا مرتبط ساخته، باعث کوتاه شدن فاصله­های زمانی و فیزیکی شده  است و در نتیجه جدایی انسان­ها از یکدیگر را ایجاد کرده است.     

 

بررسی و نوشته: سیروس باور
فصلنامه هفت شهر - شماره25-زمستان 1387
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

   

موضوعات مرتبط : هویت و مفهوم شهر    
عضو مرتبط : سیروس باور  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید