تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :759

تخریب خانه های قدیمی در بافت سنتی شهر کاشان

خبر از تخریب خانه های قدیمی و سنتی آنهم از کاشان زیبا می رسد. بررسی بیشتر جزئیات موجب دلخوری و خودخوری بیشتر است و همین خبر کلی کافیست تا بتوان حدس زد پشت برنامه ی ساماندهی بافت شهری بازهم سوداگری و سودآوری کسانی است که دست اندر کارند و می توانند. اما شکایت نزد کی ببریم که اینجا و آنجا خود میراث فرهنگی یا غایب است یا منفعل است یا شریک جرم است و یا اگر مخالفت کند، مانند موضوع ساماندهی کف مسجد وکیل و مسجد جامع شیراز، و قبلا برج جهان نمای اصفهان، در برابر قدرتهای بزرگ پنهان و آشکار شکست خورده است.

کشور وسیع است و دست ها باز. صدا نمی رسد، رسانه ها درگیر نمی شوند. سخت است بتوان با چنگ و دندان از میراث فرهنگی خود، که در زمینه ی معماری نشان از سازگاری با محیط دارد و تا هنگامی که انسان در آن زندگی کرده و به آن رسیدگی و بوم غلطون چرخانده قرن ها پایدار مانده و حالا، ناگهان فرسوده، بیهوده، بیچاره و سزاوار مرگ شده است. عجیب که از مرگش عده ای شاد می شوند.

در شهرکی، گورکن گوژپشتی که همیشه تنها و عبوس بود ناگهان بسیار ثروتمند و توانگر شد. توانگری و قهقه به او نمی آمد و همانطور تنها و عبوس ماند. در این دوره گورکن ها قدرتمند و توانگر و ثروتمند می شوند. گورکن به گذشته کاری ندارد، به آینده هم کاری ندارد. اما مردم، عزیز خود را، پیش از این که برای همیشه زیر خاک از دیده پنهان شود به او سپرده اند. از او خوش رفتاری با تاریخی که ناتوان و خاموش شده میطلبند. از او می ترسند زیرا از مرگ می ترسند. گورکن بیچاره برایشان آنقدر مهم می شود که هدایا به او می دهند. شاید متوفی هم از ترس لعن و نفرین گوژپشتی که تحقیر کرده و قرارست خاکش کند خانه ای، زمینی، جایی را در وصیتنامه به نام او کند تا آمرزیده شود. پس از مرگ، گورکن از همه به بدن او نزدیکتر است و باید هوایش را داشته باشد. گوژ پشت گورکن ناگهان گوی سبقت را می برد و ثروتمند می شود.

این گورکن ها نه همیشه، اما در زمان بحران های اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی، روی بورس می افتند و پیروز میدان رانتخواری می شوند. از آنها انتظار رفتار اخلاقی نمی توان داشت زیرا با جایگاه اجتماعی و نوع کار خود همیشه بدبختی افراد و بزرگانی را دیده اند که فخر می فروختند، سینه سپر می کردند و گورکن را آدم حساب نمی کردند. گورکن هم نقطه ضعف انسان ها را که ترسشان از پس از مرگ است می شناسند و منتظرند وقت موعود برسد تا ثروت خودش به دستانش فرو غلتد. این گورکن نوعی همه جا هست. بخصوص در انقلاب، و آنگاه که انقلاب را خاک کرد بچه گورکن ها ازهرکجا فرا می رسند و جولان می دهند و قدرتمند می شوند. آنها زمین را از زیر پای خانه های سنتی و فرسوده خالی می کنند و سنت پایدار را بخاطر سوداگری خاک و نابود می کنند.

معمارانی که همکار گورکن هستند از شوق دست به هم میمالند و بخاطر هدف، وسیله ی بد را توجیه می کنند و می خواهند همه مانند خودشان باشند و می گویند "اگر تو بودی نمی کردی؟". زمانی خواستند کنار گنبد قابوس وشمگیر مجتمع تجاری بسازند. مبتکران آن پروژه بیشتر به مرده خورها می ماندند تا به گورکن. اما گورکن کارش مهمتراست. شوخی هم ندارد، کنار هم نمی آید چون می داند عاقبت همه به او نیاز پیدا می کنند. همه از او متنفرند اما هنگام بحران به او آویزان می شوند و از او طلب پوزش و آمرزش باهم می کنند. این هم قدرتی روی زمین، خدا را بنده نیست و هرکاری که زیبنده نیست انجام می دهد. مردم حوضه و روضه و روزه و محله و کوچه اعتراض پیش کی ببرند. کدخدا؟ کدخدا روزی اش و عقبه اش دست همین گورکن است. او هم از گورکن می ترسد. مردم هرچه بگویند خانه ها و معماری سنتی و محله ها و بازارش هوویت ماست. هوویت سرمایه است. نشان راهست. کافی است از آن استفاده ی بروز کنیم. ثروت است. اگر آن را تقسیم کنیم برای همه رفاه است. فایده ندارد! ثروت باید آنی باشد! کار را باید از پیچیدگی ها درآورد.

تخریب بسیار آسان است. بولدوزر بسیار توانا است. دانایی در اینجا و در این زمان معادل کش رفتن زمین زیر پای تاریخ است. نگران نباشید، تند و سریع می سازیم. درس خوانده ها به ما گورکن ها کمک می کنند. معماران برایمان نقشه میدهند و پیمانکاران می سازند. خدا کمک کند امام جمعه هم راه می آید. نه او. پسرش. ندارد؟ دامادش. کاشان از اصفهان مگر چه کم دارد؟ از شیراز چه کم دارد؟ ما که نخواستیم دره ی الله اکبر با پنج آسیاب را پر کنیم و دروازه ای به نام قرآن را تحقیر و کوچک کنیم و هتلی آنچنانی سر پیچ که همه ی دنیا ببیند بسازیم. ما فقط چند خاکِ کالبد مرده ی خانه و محله ای را تبدیل به فرصت می کنیم. ما فرصت می سازیم و به آنهایی که نه از دلسوزی که از ... سوزی انتقاد می کنند کاری نداریم مگر این که بتوانند مزاحم کار ما شوند. آن وقت فاضلابشان را بسته، خانه شان را پر می کنیم. مرمت خانه های گلی پر زحمت پر دردسر و هزینه بر است. آلبومی از عکس هایش درست می کنیم، حتی ماکت آن را عین خودش اما کمی کوچکتر می سازیم و در موزه می گذاریم و همین کافیست. بالاخره سازندگی همینست و آنهایی که توانستند بجایی برسند معطلش نکردند و از همین راه رفتند. به کره ی جنوبی نگاه کنید؟! ببینید بکجا رسیده است؟! مادر را اگر در این راه لازم باشد باید فروخت زیرا کاری که می بایست بکند را انجام داده و روی دست مانده و دیگر به درد نمی خورد. خودش هم میداند و فقط درد می کشد. باید راحتش کرد. درختان انار را باید کند و دور انداخت و بجایش استخر ساخت. درآمد و لذت استخر بسیار بیشتر است. انار هم گران شده و بدست خیلی ها نمی رسد. استخر هم نرسد. وانگهی، آنچه که در کشور ما زیاد است خانه های کهنه و فرسوده و مرده و بازارهای و آب انبارها و قنات های خشک و قدیمی است که بدرد نمی خورند و بیخود و بی جهت اینهمه زمین مرغوب با استعدادهای بالقوه را اشغال کرده اند. اینها باید تخریب شوند حتی شبانه، حتی اگر کسی در آنها باشد و نخواهد بموقع جابجا شود. زور بولدزر بیشتر است. ما مخالف حق معترضین نیستیم. می توانند اعتراض کنند .اما باید حد خودشان را که همان خطوط قزمز ماست رعایت کنند وگرنه این بد اخلاقی را در جای خود و به شکل مناسب پاسخ خواهیم داد.

 

خانه ای در محله طرخوران شهر تفرش واقع در استان مرکزی

خانه ای در محله طرخوران شهر تفرش واقع در استان مرکزی
عکس سمت چپ در مرداد و عکس سمت راست در آبان ماه سال 1392 گرفته شده
عکس توسط دانشجوی معماری آقای سینا کسروی گرفته شده
بعضی ها می گن که این خانه مادر دکتر حسابی بوده ولی سندی در دست نیست در حال حاضر

 

فرخ باور. 20 خرداد 94

استان مرتبط : اصفهان  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید