تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :5758

تزئینات گچبری معماری عصر ایلخانی

سلسله ایلخانی از حدود سال 663 هـ ق تا 756 هـ ق بر ایران کنونی و سرزمین های اطراف آن حکمرانی کرد. تا اواخر قرن هشتم هجری قمری، حکومت های دست نشانده ایلخانی مانند آل مظفر، همچنان بر نواحی ای از ایران حکومت می کردند. آثار نفیسی از این دوران مانند ابنیه منطقه یزد باقی مانده است. هنر این دوره را می توان در حقیقت، تلفیقی از هنر شرق دور، آسیای مرکزی و هنر دوره های قبل ایران دانست. هنرمندان کوشیده اند تا با بهره گیری از این تاثیرات، آثار بدیعی را خلق نمایند که به مرور به سبکی مستقل تبدیل گشت. تزئینات ابنیه دوران اسلامی ایران، معمولاً از سه نوع مصالح آجر، گچ، کاشی و یا تلفیقی از اینهاست، که گچبری از دوران اولیه اسلام تا دوره تیموریان به عنوان عنصر قالب در تزئینات وجود داشته و عمده کاربرد آن در محراب ها و کتیبه های اجرا شده در بنا بوده است. احتمالاً به دلیل اهمیت عمده محراب، که نمادی مخصوص و عنصری باارزش در بنای مساجد بوده، حداکثر دقت و توجه در طراحی و اجرای آن مبذول می شده و چه عنصری بهتر از گچ می توانسته تمامی نبوغ و تبحّر هنرمند را به نمایش درآورد.

گچبری در ابتدا بیشتر به منظور پوشاندن سطوح زمخت و تزئین آن ها به کار گرفته می شد، اما در قرن پنجم هجری قمری، گچبری از حالت تزئینی ساده خود خارج شد و به شکل پوشش تزئینی منحصر به فرد درآمد. این هنر در دوره ایلخانی در گستره جغرافیایی وسیعی به عنوان عنصری تزئینی در معماری به کار رفته و از این دوران، آثار بسیار زیبا و بی نظیری به جای گذاشته است. متأسفانه محققان تاریخ هنر و باستان شناسان، به طور شایسته به آن ها نپرداخته و در نوشته ها و گزارشات خود، به اشاره ای از این هنر تزئینی در کنار آثار معماری بسنده کرده اند. با توجه به این نکته که ویژگی گچبری ایرانی در وهله اول در طراحی آن است و نقوش به کار رفته در آن، برگرفته از ذهن خلاق و پویای هنرمندان ایرانی است و همین هنرمندان خلاق اند که باعث تمایز و برتری نقوش تزئینی و تکنیک ایرانی از دیگر کشورها شده اند، در این پژوهش با ریزبینی و دقت بیشتر به مطالعه این تزئینات پرداخته شده تا بدین طریق بتوان آثار ذهن خلاق هنرمندان و روند به کمال رسیدن را در طرح ها و موتیف هایی که به وجود آورده اند، مشاهده کرد. در این باره، به بررسی ویژگی ها و نقوش مرسوم در تزئینات گچبری دوره ایلخانی و تأثیرات، تغییرات و نوآوری های صورت گرفته در این دوره خواهیم پرداخت.

جهت تحقق اهداف مورد نظر، از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی، به شناسایی گچبری های ایلخانی پرداخته و جهت تجزیه و تحلیل آن ها از روش تحقیق توصیفی - تحلیلی استفاده شده است و سعی شده از طریق مطالعات تطبیقی آن ها به ویژگی ها و کلیت نقوش مرسوم و خاص گچبری های دوره ایلخانی پی برد. محدوده این پژوهش، بناهای موجود در حیطه جغرافیایی ایران امروزی در زمان حکومت ایلخانیان است. با توجه به اینکه تعداد بناهای تاریخی موجود متعلق به این دوره در ایران زیاد است، ممکن است که تمامی بناهایی که دارای تزئینات گچبری متعلق به محدوده تاریخی مورد نظرند، معرفی نشده باشند. در این پژوهش، سعی شده است آثاری که از نظر نقوش تزئینات، شاخص و در نتیجه گیری موثرند، مورد بررسی قرار گیرند.

طی مطالعات مقدماتی و کتابخانه ای بر موضوع پژوهش، مشخص گردید که در زمینه آثار گچبری معماری اسلامی ایران به طور خاص، پژوهش جامعی صورت نگرفته است. باستان شناسان و متخصصان هنر ایران مانند آندره گدار، آرتور پوپ، لطف الله هنرفر و محمد یوسف کیانی در کتاب های خود به بررسی معماری ایران و معرفی برخی تزئینات وابسته به معماری پرداخته اند. دونالد ویلبر در زمینه معماری ایلخانی و تزئینات آن، پژوهش هایی انجام داده، و در مقوله گچبری به معرفی برخی تکنیک و شیوه های گچبری دوره ایلخانی پرداخته و اشاراتی به نقوش رایج در گچبری ها کرده است، اما نتوانسته به طور جامع، بازگوی این هنر در معماری ایران و به اوج رسیدن آن در این دوره باشد. برخی از محققان ایرانی مانند غلامعلی حاتم در رابطه با معماری عصر سلجوقی و تزئینات وابسته به آن، و مهدی مکی نژاد در رابطه با تزئینات معماری اسلامی ایران پژوهش هایی انجام داده اند که در نوع خود، به شناسایی بهتر معماری و هنر ایران کمک شایانی می کند. مکی نژاد، نقوش گچبری را به طور کلی به چند گروه نقوش انسانی و حیوانی، گیاهی، هندسی، خط و کتیبه تقسیم کرده که البته این تقسیم بندی در اغلب منابع موجود دیده می شود. متأسفانه تا کنون گچبری دوره ایلخانی با توجه به اینکه نقطه کمال و زیبایی این هنر در ایران است، از دیدگاه نقوش، به طور شایسته معرفی و سبک شناسی نشده است.

پیشینه استفاده از گچ در معماری ایران

قدیمی ترین کاربرد گچ در معماری ایران به تمدن فلات ایران باز می گردد که کاربرد آن به صورت لایه اندود بوده است. در نزدیکی محوطه «تپه حصار» دامغان، معادن گچ و آهک وجود دارد که از صادرات آن عصر بوده است. همچنین مهره های تزیینی گچی متعلق به هزاره چهارم پیش از میلاد از جنس گچ معادن در این مکان یافت شده است، اما برجسته ترین یافتههای تزئینات معماری از تپه حصار متعلق به آثار گچبری دوره ساسانی این محوطه است. مقابر پادشاهان ایلامی در اطراف «زیگورات چغازنبیل» و محوطه «هفت تپه» از نمونه های کهن کاربرد گچ به صورت اندود در معماری هستند.

براساس آنچه در دوران هخامنشیان باقی مانده، گچ به عنوان اندود یا بستر تزئین بر روی ستون های چوبی و نیز کف سازی بناها استفاده می شده است. در حفاری های کاخ اردشیر اول، در میان مصالح ساختمانی، قطعاتی از گچ کاری به رنگ سبز خاکستری، آبی روشن و سفید به دست آمده که برای پوشش دیوارهای خشتی به کار رفته بود. تا پایان دوره هخامنشیان، گچ بیشتر به عنوان مصالح ساختمانی و پوشش دهنده مطرح بوده و کمتر جنبه آرایه ای داشته اما در دوران های بعدی، در تزئینات کاربرد گسترده ای پیدا کرده است. در دوره پارتی، استفاده از گچ گسترش پیدا کرد و اسلوب ویژه ای یافت؛ برای مثال، گچبری های «کاخ آشور» و «کوه خواجه»، دو نمونه برجسته از تزئینات گچبری به صورت تلفیقی از نقش های یونانی و نقوش شرقی - ایرانی متعلق به این دوره است. همچنین از دوره اشکانی در خورهه محلات، گچبری های رنگی و غیررنگی متنوعی یافت شده است. هنر گچبری ساسانی در کهن ترین مظاهر خود، جانشین هنر گچبری پارتی است. آثار گچبری ساسانی، نمایانگر این واقعیت اند که هنرمندان این فن با حفظ قواعد کلی دوران قبل، هم ردیف حجاری های هخامنشی، شاهکارهای عهد خود را در آثار گچبری نمایان ساخته اند، بدین شکل که با کمال رساندن تکنیک، مواد و نقوش گچبری های دوران قبل به ابداع انواع طرح های گچبری دست یافته و در مجموع، باعث تحولاتی در هنرهای دیگر عصر ساسانی و هنرهای دوران اولیه اسلام در ایران و خارج از ایران شدند.

تزئینات گچبری پس از ورود اسلام در معماری ایران

در اوایل اسلام، ابنیه و تزئینات، تحت تأثیر هنر ساسانی بودند، با این تفاوت که در تزئینات، نقش حیوان و انسان حذف شده و نقوش اسلیمی که ریشه در هنر پیش از اسلام دارد، بیش از پیش نمودار گشت. نمونه هایی از این تغییرات را در طرح های موجود از تزئینات گچبری باقی مانده مسجد جامع عتیق شیراز (281 هـ ق)، دوره اولیه مسجد جامع اصفهان (قرن دوم هجری) و شهر تاریخی نیشابور (قرن 3 یا 4 هـ ق) می توان مشاهده کرد. یکی از زیباترین تزئینات گچبری در قرون اولیه اسلام (دوره آل بویه) مربوط به مسجد جامع نائین است، نقوش محراب گچبری آن، شامل طرح های گیاهی از جمله پالمت، نقوش کاجی شکل و برگ های کنگر است. همچنین این تزئینات، گل ها و دوایر تزئینی معمول دوره ساسانی دیده می شود. در مجموع، محراب این مسجد، نمونه کاملی از موتیف های گچبری متاثر از طرح های ساسانی در دوران اولیه اسلامی است. عناصر تزئینی ابنیه در دوره سلجوقی با تازگی و وسعت انجام گرفت. تزئینات گچبری دوره سلجوقی با انواع شیوه های گچبری مسطح، توپر و توخالی، برجسته، برجسته بلند، اَژده کاری(چند ضلعی های منظم) و رنگ آمیزی گچبری دسته بندی میشوند. از تکنیک های معمول این دوره، گچبری برجسته به همراه اَژده کاری است. رنگ آمیزی تزئینات گچی، پیش از دوره سلجوقیان رواج داشته و در این دوره زمینه ها و یا نقوش تزئینات گچبری رنگ آمیزی شده اند. بیشترین رنگ مورد استفاده، رنگ لاجوردی برای زمینه بوده که به نظر می آید برای ایجاد عمق و جلوه بیشتر، از این رنگ استفاده می کرده اند. رنگ های دیگر مورد استفاده این دوره، فیروزه ای، سفید، نخودی و قرمز است که در گچبری های مسجد جامع اردستان (533 هـ ق) قابل مشاهده اند. از زمان خوارزمشاهیان، می توان به محراب گچبری مسجد ملک زوزن اشاره کرد که هنوز پس از گذشت قرن ها، رنگ های تزئینات آن به دلیل شرایط محیطی که در آن واقع شده بود، بسیار درخشان اند.

بنابراین در دوره سلجوقیان، هنر گچبری به تکامل خود ادامه داد و تحولاتی در آن صورت گرفت که زمینه را برای شکوفایی آن در دوره ایلخانی فراهم کرد. از آنجا که سبک های تزئنی به کندی رشد می کنند و اغلب تزئینات دوره های قبل متوسلاند، می توان اذعان داشت هنرمندان گچبر دوره سلجوقی، گرایشی را بنا نهادند که در دوره ایلخانی به تکامل رسید. تزئینات گچبری معمول در دوره سلجوقی، در عصر ایلخانی به تدریج رو به دگرگونی رفت و پُرکاری و آراستگی زیاد، ویژگی گچبری این دوران شد. به وجود آمدن محراب های گچی گسترده با انواع اقلام خط، به ویژه گونه های مختلف کوفی، به کارگیری انواع گره های هندسی، نقوش اسلیمی و ختایی در لابه لای کتیبه ها با گل و برگ های پهن و نیز برجستگی و فرورفتگی زیاد نقوش، موجب تحولی عظیم و خلق شاهکارهای زیبای گچبری در دوره ایلخانی و به سرحدّ کمال مطلوب رسیدن آن شد. در دوره سلجوقیان، معماری و طراحی در مرحله آزمون و خطا بود، در صورتی که در دوره ایلخانیان، مسئله عمده، تلفیق و ترکیب اشکال ساختمانی و تزئینات بود. بارزترین ویژگی معماری ایلخانی، پیروی از الگوهای متداول عصر سلجوقی است. فعالیت های ساختمانی ایلخانی، آهنگی استوار نداشته و بیشترین ابنیه موجود در بین سال های 700 تا 736 هجری قمری ساخته شده اند.

آثار گچبری دوره ایلخانی

گچبری دوره ایلخانی برگرفته از گچبری سلجوقیان بود، اما به تدریج، تغییرات و نوآوری هایی در طراحی، تزئین و اجرای گچبری به وجود آمد. این تحولات در بسیاری از نمونه های گچبری باقی مانده از دوره ایلخانی قابل مشاهده است. بسیاری از آن ها را می توان حتی در یک نمونه و در کنار یکدیگر مشاهده کرد. در ادامه، این تحولات و ویژگی ها به همراه نمونه هایی از آن ها ارائه می گردد.

در دوره ایلخانیان، عناصر و جزئیات ساختمانی مشترک با دوره سلجوقی، ظریف تر و آراسته تر گردیده اند. این تغییرات در بناها نیز دیده می شوند. از یک سو، کشیدگی نمای ساختمان در خطوط صعودی پدید آمد و از طرف دیگر، کالبد ساختمان، سبک تر و نازک تر گردید. محراب ها نیز از این قانون پیروی کردند و کشیده تر شدند، به طوری که حتی محراب، کتیبه کمربندی دور تا دور بنا را قطع می نمود. تشخیص تفاوت بین ترکیب کلی محراب های گچی دوره سلجوقی و اوایل ایلخانی مشکل است. محراب ها، دارای ترکیب اصلی و عمده محراب (یعنی طاق نوک تیز بر روی ستون های کوچکی که فضای فرورفته ای را در برگرفته و چند ردیف مزین شده با اسلیمی و کتیبه از سه سمت گرداگرد آن) هستند، که پیش از آغاز دوره سلجوقی مرسوم شده بود. تزئینات گچبری نیز متأثر از تزیینات دوره سلجوقی اند، البته با تفاوت هایی که باعث تمایز تزئینات این دو دوره می شود. از جمله این تفاوت ها، تمایل بسیار به آراستگی و ظرافت در طرح و برجسته نمایی در اجراست که این خصوصیت در اکثر ابنیه متعلق به این دوره وجود دارد. تزئینات محراب مسجد جامع ارومیه (676 هـ ق) یکی از بهترین این نمونه هاست که احتمالاً قدیمی ترین محراب گچبری شده پس از استیلای ایلخانیان است. مهارت به کار رفته در اجرای محراب در نوع خود بی نظیر، و طرح و نقش آن، آراسته تر و پیچیده تر از نمونه های دوره سلجوقی است. از دیگرنمونه های شاخص و بی نظیر گچبری این دوران که درآن ها آراستگی و پرکاری فراوان دیده می شود، گچبری های بقعه پیربکران (712 هـ ق)، محراب مسجد جامع اشترجان (715 هـ ق) و محراب مسجد جامع ورامین (722 هـ ق) را می توان نام برد.

تزئینات گچبری معماری عصر ایلخانی

کتیبه های کوفی (که عموماً شامل آیات قرآن و یا احادیث پیامبر (ص) و امامان (ع) بوده و در انتهای کتیبه تزئینی، تاریخ و نام بانی و یا هنرمند نگاشته شده است)، از قرون اولیه اسلامی به عنوان تزئین و تبرک در ابنیه کاربرد داشته اند. در قرون اولیه اسلامی، کتیبه به چند شکل اجرا می شد: انواع کوفی به رنگ آبی تیره یا روشن و سیاه بر روی اندود گچ دور تا دور بنا نوشته می شد؛ دو نمونه ارزشمند آن در مسجد جامع نائین و کتیبه بقعه پیر علمدار دامغان (418 هـ ق) دیده می شود. این شیوه در دوره سلجوقی تکامل پیدا کرد و کتیبه های گچبری به شکل برجسته با تزئینات مختلف (کوفی موّرق ومشّجر) در ابنیه دیده می شود و در بعضی از آثار زمینه کتیبه به نقش اسلیمی مزین گردیده اند. در دوره ایلخانی، کتیبه ها آراسته تر، ظریف تر و مزیّن به نقوش اسلیمی با گل و برگ های متنوع شده که در برخی با برجستگی زیاد اجرا شده اند.



برگرفته از دوفصلنامه مطالعات معماری ایران - شماره 2 - زمستان 1391
بررسی و نوشته: عاطفه شکفته
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید