تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1798

تعاملات فرهنگی در شهر

تعاملات فرهنگی در شهر
( هرچه باورها و کنش‌های یک ملت باهم‌دیگر سازگار باشند آن ملت دارای فرهیختگی و غنای فرهنگی بیشتر است).

به‌طورکلی شهرنشینی به مثابه شیوه­‌‌ای از زندگی تعریف شده است و می‏توان گفت که شهرنشینی شیوة غالب زندگی در جهان امروزه تشکیل می‌دهد. این شیوة زندگی در بسیاری از موارد با شیوة زندگی روستای تفاوت بنیادی دارد و به همین اساس، فرهنگ شهرنشینی نیز با فرهنگ روستای تفاوت اساسی دارد. البته  شهرنشینی و فرهنگ‌ هردو به یک شکل -‌شیوة زندگی یک ملت‌-  تعریف شده است؛ بنابراین آیا می‌توان گفت‌ تفاوت شهرنشینی با روستا‌نشینی به دلیل تفاوت در فرهنگ (‌شیوة زیست) آن است ‌یا این‌که چون شهرنشینی شیوة زندگی متفاوت از زندگی روستای است به همین دلیل دارای فرهنگ متفاوت است؟ پاسخ این پرسش را در آینده پی خواهیم گرفت اما اکنون می‌پردازیم به این پرسش که فرهنگ در شهر ‌یا این شیوة زندگی تحت تأثیر چه پدیده‌هایی قرار دارد؟ و کدام بخش از شهر بیشتر عرصة تعاملات و مبادلات فرهنگی است؟  شهر جای تنهایی و گمنامی‌است. این امر فرصت ‌تجربه­ی رویدادها و رفتارهای متنوع را فراهم می‌کند؛ زیرا دیگر آن محدودیت‌ها و قواعد سخت و انعطاف‌ناپذیر‌ سنتی و روستایی وجود ندارد. فرد خود را آزاد از قید‌و‌بند سنتی و پنهان از دید آشنایان، دوستان و اعضای فامیل خود احساس می‌کنند.  شهرجای است که در آن صدها انسان با سبک‌های مختلف زندگی، زبان متفاوت، ارزش‏ها، هنجارها، رسوم و عنعنات متفاوت زندگی می‌کنند. شهر جایی است که درآن انواع کالاهای اقتصادی (موتر، تلویزیون، لباس، مواد ساختمانی و موادغذای…) و فرهنگی (موسیقی، فیلم، کتاب، اخبار و مجلات‌) خارجی و داخلی تولید می‌شود و به مصرف می‌رسد . فرهنگ شهری همان قواعد و الزامات زندگی شهری است یا فرهنگ شهرنشینی همان قواعد و الگوهای رفتاری است‌ که برای زندگی شهری مناسب است و می‌تواند به زندگی شهری نظم ببخشد. یعنی برای زندگی‌کردن در شهر یکسری ارزش­ها قواعد و الزامات عام و کلی وجود دارد (مثل قوانین ترافیکی) که همة شهروندان ‌یک شهر باید رعایت کنند در غیر آن صورت، زندگی شهری با چالش‌ها و آسیب‌های جدی مواجه است. فرد شهرنشین  در طول روز صدها فرد را می‌بیند و با کسانی ارتباط  می‌گیرد که هیچ نمی‌شناسد. شدت روابط و گسترش ابزارهای ارتباطی مهم‌ترین پدیده‌هایی است که فرهنگ را تحت تأثیر قرار می‌دهد. شهر عرصة تکثر فرهنگی است‌. در شهر انواع مختلف خرده‌فرهنگ وجود دارد. شهر (فضای شهری) بستر تعاملات فرهنگی است؛ زیرا از یک طرف، انواع خرده‌فرهنگ‌ها بایکدیگر نزدیک می‌شوند و برخی از عناصر را از یکدیگر می‌گیرند و می­آموزند و از سویی دیگر، تکثر و تنوع رسانه‌ها و ابزارهای ارتباط جمعی میانجی تعاملات فرهنگی است و تغییروتحول فرهنگی را بیش‌از‌پیش سرعت می‌بخشد.  فضای شهری دو قسمت دارد: یکی فضای خصوصی یا حوزة خصوصی و دیگری فضای عمومی‌یا حوزة عمومی. به نظر می‌رسد که تعاملات فرهنگی بیشتر در فضای عمومی‌شهر اتفاق می‌افتد و این مطلب با تعریف و تحدید فضای عمومی‌و خصوصی امکان‌پذیر است.

  • فضای خصوصی: فضای خصوصی جایی است که در آن تنها یک یا چند فرد مثل خانواده، کارکنان یک شرکت و غیره زندگی می‌کنند. این فضا بسته بوده و در معرض دید دیگران قرار ندارد. اگر زندگی روزمره را به دو قسمت روی صحنه و پشت صحنه تقسیم کنیم، می­توان گفت که فضای خصوصی حکم پشت صحنه را دارد.
  • فضای عمومی: فضای عمومی‌جای است که همة شهروندان از آن استفاده می‌کنند و افراد متفاوت با اهداف و انگیزه­های‌ متفاوت در آن حضور دارند. فضای عمومی، فضایی است برای سیاست، داد‌و‌ستد، مبادله، مذهب، ورزش و فضای است برای زندگی مسالمت‌آمیز و برخوردهای عقلانی و غیر‌شخصی. فضای عمومی‌بستر روابط، آشنایی­ها، دوستی‌ها، مد و نمایش، تظاهر، آموزش و تجربه است. در فضای عمومی‌ما باکسانی ارتباط داریم که اصلاً نمی‌شناسیم؛ یعنی با غریبه‌ها سرو‌کار داریم. فضای عمومی‌بستر وقوع زندگی جمعی‌ است. در این فضای شهری است که شهروندان گردهم می‌آیند تا «من» خود را به «ما» تبدیل کنند و از این رهگذر شکوه قدرت و توان جمعی و گروهی را به نمایش بگذارند. در فضای عمومی‌است که کودکان اولین تجربة اجتماعی و گروهی (گروه نخستین) را به دست می‌آورند. در فضای عمومی‌نوجوانان و جوانان با هنجارها، ارزش‌ها و قواعد اجتماعی آشنا می‌شوند. در فضای عمومی‌سالمندان به خاطر تجربه و سن از حرمت برخوردار می‏شوند.

فضای عمومی‌بازهم به دو بخش باز و بسته تقسیم می‌شود:

بخش بستة فضای عمومی‌درواقع مخاطبان و علاقمندان خاص خود را دارد و ورود به این فضاها نیازمند هزینه، مجوز، کارت عضویت و بلیط یا تکیت است و هرکس به این فضا وارد نمی‌شود. استفاده‌کنندگان این فضا براساس علاقه و سلیقة خود یا نیازمندی و توانمندی مالی خود به این فضا وارد می‌شوند. از نمونه‌های فضای بسته می‌توان دانشگاه‌ها، مکاتب، مراکز آموزشی، سینما، تئاتر، فرهنگسرا، رستورانت، کودکستان، بیمارستان، خانة سالمندان و قهوه‌خانه‌ها را ذکر کرد. از نمونه­های فضای باز می‏توان میدان، فروشگاه، نمایشگاه، کوچه، پارک‌، ایستگاه موتر، فلکه و راهروها را در نظر گرفت. مهم‌ترین بخش فضای شهری که در تعاملات فرهنگی نقش دارد، فضای باز عمومی‌است و برخی اندیشمندان این بخش از فضای شهری را مهم‌ترین بخش فضای شهری می‌دانند و معتقد‌اند که این بخش فضای عمومی‌تضاد فرهنگی، نظم و سازگاری فضای شهری با نیازمندی‌های شهروندان‌، الگوهای متفاوت رفتاری و عام‌ترین ویژگی یک ملت را به نمایش می‌گذارند. این ویژگی عام را همة افراد متوجه نمی‌شوند مگر با چشم‌انداز متفاوت و نگاه گردشگری-‌سیاحتی (‌یک گردشگر در یک مکان، عام‌ترین پدیده و ویژگی یک جامعه را به‌راحتی می‌بینند در حالی‌که خود اعضای آن جامعه به‌آسانی متوجه آن ویژگی نمی‌شوند چون در متن آن قرار دارند‌) به‌طور مثال، دینداری مهم‌ترین ‌و عمومی‌ترین ویژگی  شهرکابل است که خود را در فضای عمومی‌نشان می‌دهد و یک فرد گردشگر به‌زودی این موضوع را درک می‌کند اما خود کنشگران اجتماعی متوجه نیست. مهم‌ترین ویژگی‌های فضای عمومی‌باز را می‌توان به شکل زیر برشمرد:

  1. استفاده‌کنندگان یا مخاطبان این فضا بیشتر از فضای عمومی‌بسته است و نمی‌توان مخاطبان و استفاده­‌کنندگان این دو فضا را با یکدیگر مقایسه کرد.
  2. استفاده از فضای شهری مجوز، بلیط، کارت عضویت نیاز ندارد. همة شهروندان بدون محدودیت می‌توانند از این فضا استفاده کنند.
  3. استفاده از این فضا مقید به زمان خاصی نیست مثل فرهنگسرا، سینما، تئاتر، دانشگاه و غیره؛ زیرا این فضاها در زمان‌های مشخص از روزهای هفته و ساعات روز قابل استفاده است. اما راهرو و خیابان در هر‌روز هفته و در طول روز قابل استفاده است مگر در شرایط استثنایی.
  4. در فضای شهری تنوع رویدادها، پدیده­‌ها، رفتار و افراد‌، بیشتر از فضای عمومی‌بسته است؛ زیرا در این فضا همة شهروندان حضور دارند اما در فضای عمومی‌بسته طیفی خاصی از افراد حضور دارند.
  5. حضور در فضای شهری (فضای عمومی‌باز) ممکن است بدون قصد و نیت قبلی باشد و بسیاری از برخورد‌ها و آشنایی‌ها تصادفی اتفاق می‌افتد. اما حضور در فضای عمومی‌بسته با نیت و قصد قبلی خاصی همراه بوده و انسان‌ها از قبل آمادگی آن را می‌گیرند.
  6. آموزش در این فضا به‌صورت غیر‌مستقیم، غیر‌رسمی‌و بی‌تکلف بوده و از این طریق تأثیر‌ عمیق‌تری بر فرد و جمع می‌گذارد.  بنابه این دلایل، فضای شهری (فضای بازعمومی) نقش عمده‌ای در تعاملات فرهنگی دارد. فضای شهری محمل و بستری برای شناخت‌ خرده‌فرهنگ­ها بوده و تکثر فرهنگی را به نمایش می‌گذارد. فضای شهری عرصه­ی مبادلات فرهنگی بوده و اسباب دگرگونی، پویایی،  تغییر و تحول فرهنگی را فراهم می‌کند. فضای شهری فرهیختگی و غنای فرهنگی یک ملت یا برعکس آن را بازتاب می­دهد. فضای شهری، نماد نظم و آرایش زندگی شهری است. فضای شهری  توسعه و رفاه شهروندان را بازتاب می­دهد. فضای شهری محل تبادل اطلاعات و اخبار روز و مهم‌ترین مرکز تعامل اجتماعی فرهنگی است. از همین رو، بسیاری از تابلوهای (بیلبوردهای تبلیغاتی) تبلیغاتی، اطاق‌های گران‌قیمت، دست‌فروشان‌… در فلکه‌ها، سر چهارراه‌ها، میدان­ها که محل تجمع افراد است وجود دارد.

نعمت حیدری‌نژاد
به نقل از روزنامه جامعه باز



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید