تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2080

تغییرات ریخت شناسی شهری از منظر نوستالژی (بندر انزلی)

 شکل گیری بافت های شهری قدیم در ایران (حدود هشتاد سال پیش به قبل) عموما بر دو پایه استوار بوده است، یکی مقتضیات و شرایط اقلیمی هر شهر و منطقه ودیگری مقتضیات حضور و حرکت و زیست شهروندان.

معابر و مسیرها را حضور و حرکت پیاده آدمها رقم میزد وبه همین دلیل کوچه ها، راسته ها، بازارها، گشایشها وهمسایگی ها دارای جزئیات و ظرایفی بودند که درک و دریافت انها تنها از طریق حرکت پیاده میسر میگردید. در دوره پهلوی اول با ورود ماشین به شهرها ،به جهت تسهیل در تردد ماشینها،خیابانها شکل گرفت و با افزایش تعداد خیابانها معماری بدنه خیابانها نیز شکل نوینی یافت . خیابانها و بدنه انها تحول شگرفی در بافت شهرها به حساب میامد زیرا دو عامل اشاره شده در شکل گیری شهرها نقش تعیین کننده ای در ایجاد آنها نداشت بجای اقتضائات اقلیمی نیازهای ماشینها جهت عبور و مرور و در ازای جزئیات ساختمانها ،احجام کلی بناها )که در حرکت سریع با ماشین بیشتر به چشم میاید ( الویت یافت.حضور خیابانها هرچند باعث چند پارگی بافتهای قدیمی گردید اما به دلیل خلاقیت و ذوق معمارانی که بناهای عمدتا عمومی ویا مسکونی جداره خیابانها را طراحی میکردند) همچنین با بهره گیری از تجارب کشورهای دیگر( هویتی مستقل یافت ودر طی چند دهه، معماری خیابانی در کنار بافتهای قدیمی در ذهن وخاطره مردم پذیرفته شد. بناهای عمومی با طراحی ویژه و متمایز خصوصا در مراکز شهرها که محل تجمع و فعالیتهای تجاری وعمومی بود در خاطرات جمعی ساکنان شهرها تشخص ویژه ای یافت چنانکه حتی برای مسافران و کسانی که بصورت کوتاه مدت در شهری حضور داشته اند بعنوان نمادی از آن شهر خاطره انگیز میشوند .تمام خاطرات ما دارای دو رکن اصلی میباشد :آدمها و بناها .

بخش مهمی از خاطرات کودکی ما خانه ها، کوچه ها ،نماها و فضاهایی است که به نوعی با آنها در تماس بوده ایم. در دو دهه اخیر با رواج ساخت و ساز به منظور کسب درآمد هر چه بیشتر، در تهران و به دنبال آن در شهرستانها این نوع ساخت با عنوان "بساز و بفروشی " با مولفه هایی چون کیفیت نازل ساخت، عدم توجه به معماری پیرامونی و عدم وجود زیبایی شناسی در طراحی و بدون نیاز به حضور یک مهندس معمار مجرب چون خوره ای به جان شهرها افتاد و به سرعت بناهای قدیمی عموما طراحی شده و هماهنگ با هم ناپدید و بجای آنهاساختمانهای جدید ناهماهنگ با حداکثر تراکم و طبقات جایگزین میشوند. در این بین به نظر میرسد حفظ و باززنده سازی بناهای قدیمی با ارزش )چه در بافت قدیمی و چه از نوع خیابانی (از نوع مسکونی ویا خصوصا عمومی خیابانی به عنوان یک میراث فرهنگی غیر قابل تکرار، عامل مهمی در ایجاد یک تشخص شهری و منبع اصلی تولید خاطرات چند نسل از کمترین اهمیت برخوردار میباشد.

یکی از شهرهایی که برای نگارنده از کودکی تا به حال در سفرها خاطره انگیز بوده است، شهر ساحلی بندر انزلی از بنادر مهم، به یاد ماندنی و سابقا زیبای استان گیلان است . بخش زیادی از خاطرات با معماری خیابانی مناطق مرکزی)خصوصا میدان مرکزی ( ، فضای مشرف به اسکله باری )تصویر شماره 1 -کروکی ( و سواحل سابقا عریض جلوی پلاژهای اجاره ای پر شمار حاشیه دریا تنیده شده است . پس از ازبین رفتن بخش اعظمی از ساحل دریا به دلیل پیشروی آب ،حدود دو دهه پیش،حالا نوبت به اضمحلال معماری خیابانی مناطق مرکزی است که طی یک دهه اخیر با سرعت، بناهای قدیمی دو تا سه طبقه با نماهای سفید رنگ یکی یکی تخریب گشته و بجای آنها ساختمانهایی بی هویت وبی

توجه به معماری منطقه با کاربری عموما بانک، سبز میشوند . بعنوان یکی از مهمترین و خاطره انگیزترین بخشهای مرکزی شهر میتوان به میدان مثلثی شکل مرکزی اشاره کرد که محل تلاقی سه خیابان مهم است،یکی خیابان و پل قدیمی ورودی شهر از سمت غازیان ، یکی خیابان گذرنده از میان بافت شهر )به موازات ساحل ( و دیگری خیابان نسبتا کوتاه منتهی به پارک ساحلی مقابل اسکله اصلی . چند سالی است که قسمت عمده ای از ضلع شمالی میدان تخریب و تبدیل به زمین مخروبه ای شده است که در فصول خشک بعنوان پارکینگ و در اوقات بارندگی تبدیل به حوضچه های آب میگردد )تصویر شماره 2) در مجاورت این زمین بنای دو طبقه زیبائی است که به دلیل اینکه سالهاست که بصورت متروکه درآمده و به آن رسیدگی نمیشود نمایش در اثر رطوبت قهوه ای شده و تعدادی ازشیشه های آن شکسته است و عنقریب است که تخریب شده و جای خود را به ساختمان بی هویت دیگری بدهد )تصویر شماره 3). ساختمان پست قدیم در همین امتداد که بنایی سه طبقه است ، با یک ملک فاصله نسبت به ساختمان فوق سرانجامی مشابه همان را دارد ما بین این دو بنای قدیمی ساختمان جدید یک بانک با سنگهای پلاک سفید به معماری منطقه میدان دهن کجی میکند  )تصاویر شماره  4 و 5 ( ، در ضلع دیگر میدان نیز دو ساختمان جدید بانک که تقریبا بیشتر این بدنه را در بر گرفته اند، همین وضعیت را دارند )تصویر شماره 6 ( و در ضلع سوم فقط یک ساختمان که حجمی پله ای داشته و نمای ان از آجر قرمز رنگ است نسبتا مورد رسیدگی قرار گرفته است و بقیه ساختمانهای دو و سه طبقه این جداره ) که البته ساختمانهای معمولی ولی هماهنگ با بقیه بافت است) همگی بر اثر رطوبت وضعیت نامطلوبی دارند وطبقات فوقانی برخی ازآنها متروکه شده اند و در معرض تخریب قرار دارند)تصاویر شماره 7 و 8 و 9) ازدیگر بناهای مهم این منطقه ساختمان شهرداری است که به دلیل اهمیت کاربری آن سرپا ترین بنای با معماری خاص و قدیمی شهر است که البته آسیبهای ناشی از رطوبت در نماهای

آن قابل توجه است والبته نمای به خیابان آن که ورودی سالن سینمای هلال احمر است با مصالح نورسیده الومینیم پوشانده شده هر چند رونقی نسبی به سینما داده است اما دریغ از ذره ای توجه به معما ری بومی شهر! ( تصویر شماره 10) سه سینمای دیگر این منطقه یکی روبروی سالن فوق الذکرو دیگری در میدان مرکزی  (جنب ساختمان پله ای شکل ( و سومی در مجاورت زمین خالی ضلع شمالی میدان به دلیل خصوصی بودن و عدم تناسب دخل و خرجشان وضعیتی اسفبار داشته و پس از تعطیلی یا متروکه شده اند یا انبار . در کنار این نابسامانیهای بصری بناها ، حضور تابلوها ،بنرها و تبلیغات که کمترین هماهنگی را به لحاظ ابعاد، رنگ و شکل بایکدیگر دارند  )و سطح قابل توجهی از معدود بناهای قدیمی را پوشانده است( مکمل این سمفونی گوشخراش و تاسفبار است. به این مجموعه قاب آلومینیمی وسط میدان را نیز باید افزود )تصویرشماره 11.  با نگاهی اجمالی به این محدوده، این سوال در ذهن شکل میگیرد که آیا واقعا در نظر ادارات و ارگانهائی نظیر شهرد اری و میراث فرهنگی این اضمحلال بناهای هویتمند و قدیمی و جایگزینی ساختمان های بی تناسب و همشکل بسازبفروشی اهمیتی دارد؟ آیا طراحی الگوئی  (به لحاظ تعداد طبقات ، مصالح ،رنگ و فرمهای نما (برای بناها ئی که در این محدوده ساخته میشوند آنقدرکار سختی است؟ آیا ایجاد مکانیسمی جهت تغیییر کاربری،بهسازی ، مرمت اصولی وباززنده سازی این بناهای محدوده مرکزی )حداقل (جزو وظایف اصلی ارگانهای فوق الذکر نیست؟ در ین محور ، از میدان تا پارک ساحلی مقابل اسکله که قدم بزنی تحلیل رفتن تدریجی بناهای قدیمی که به نوعی تحلیل رفتن خاطرات است حس خوبی ایجاد نمیکند. بخشی از خاطرات تجربه های شخصی است و برخی دیگر خاطراتی که از طریق سینما ماندگارشده اند : با نگاه به گوشه میدان فرامرز قریبیان با آن بارانی سفید بلند و کلاه شاپو در فیلم پلیسی "بندر مه آلود" )مرحوم امیر قویدل، 1370 ( بیادم میاید که در نمایی لانگ شات با ماشین میدان را دور زده و از پله های یکی  از ساختمانها بالا میرود و یا مغازه ی روبروی ساختمان شهرداری که مرحوم فیروز بهجت محمدی و نیکی کریمی در فیلم معمایی "سایه به سایه  " )علی ژکان، 1374 (چند بار به آنجا میروند و یا از بناهای خا طره انگیز محدوده مرکزی و خیابان موازی ساحل )منتهی به ساختمان شهرداری (نیز که در فیلم زیبا و ماندگار "ماهی ها عاشق میشوند  ")علی رفیعی، 1383 ( به عنوان لوکیشن اصلی دیده میشود، دیگر اکنون بسختی نشانی یافت میشود . به احترام سینما کلاه از سر برمیداریم که لا اقل با این چند فیلم در ثبت و ضبط این شهر خاطره انگیز برای خاطرات ما و آیندگان قدم موثرتری نسبت به ارگانهای مربوطه برداشته است...

 

bandare-anzali-1

 

bandare-anzali-2bandare-anzali-3
bandare-anzali-4bandare-anzali-5
bandare-anzali-6bandare-anzali-7
bandare-anzali-8bandare-anzali-9
bandare-anzali-8bandare-anzali-11bandare-anzali-12

  امید جوانبخت .............آذر ماه 1390

استان مرتبط : گیلان  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید