تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :3149

سیاوش تیموری - لزوم شناخت فرهنگ
فرهنگ، خصوصیات فرهیخته جوامع انسانی، از پیدایش بشر تا عصر حاضر است و مجموعه شناخت‌ها و معارف اكتسابی بشر، به پدیده‌های محیطی، جهت بهتر زیستن و پیشرفت از آغاز حیات،‌ انسان مهاجر بدون سرپناه و استمرار آن تا امروز، تعریف ساختار تمدن می‌باشد. فرهنگ و تمدن ایرانی سرشار از ارزش‌هاست و تاریخ سرزمین‌ ما گواه آن است و این شامل معماری گذشته، كه تجلی و زبان گویای فضا زیست جوامع كهن در پهنه كشور ما بوده، نیز می‌شود. معماری ایران دارای سبك و هویت بوده است، به بافت عرصه عمومی و عرصه‌های خصوصی و موجودیت‌شان در كالبد شهركاشان و یزد و... توجه كرده و دل‌بسپاریم. تجلیات ذوق و سلیقه، زیبایی و لطافت، عشق و محبت و روابط مردمی و سایر ظرافت‌های انسانی عجین شده با تار و پود شهر، كه برگ‌های زرین و زنده و گویای تاریخ اجتماعی و شهرسازی گذاشته‌اند، طی نیم قرن اخیر، به دست متولی نمایان ناگاه تخریب شده می‌رود تا برای همیشه از میان برود.

در آموزش آكادمیكی حرفه معماری، چنان‌چه تأكید به این ارزش‌ها شود، معمار جوان فارغ‌التحصیل از مراكز آموزشی كشور با تكیه به این ارزش‌ها در صحنه كار، طرح و ساخت ظاهر خواهد شد و اگر دانشجویان را مقلد تربیت كنیم كه (فعلاً بدین گونه است) دربازار كار با گروهی غیرمتعهد به ارزش‌ها روبه‌رو خواهیم بود كه مستقیماً به تقلید از اشكال و عناصر كهن و یا جدید اقدام می‌كنند، كه هر از گاه در جای جای شهر چهره می‌نمایند.

معماران از این دست، به تولد این فضاها كه متأثر از روش زندگی مردم یك جامعه، بافت اجتماعی اقوام، موقعیت جغرافیایی طبیعی و سیاسی، زمان و مكان، توان اقتصادی، قدرت تكنولوژی ساخت و... و فرهنگ مردم یك سرزمین است نمی‌اندیشند و با حوزه محدود دید و معرفت خود به آن‌چه باید بدانند و نمی‌دانند فقط شكل ظاهری فضاها و عناصر متشكله آن را در طرح‌ها خود لحاظ می‌كنند و با به‌به و چه‌چه عوام غیرمطلع استقبال شده و سلامت عمل خود را باور می‌دارندكه جای تأسف است.

در گستره شهر گردش كنیم، آیا فضایی قابل بحث كه بتواند بیان معماری معاصر باشد خواهیم یافت؟ آیا مرجعی برای كنترل كیفیت آثاری كه ساخته می‌شود هست؟
به هر تقدیر به عدم اهلیت حرفه معماری و شهرسازی همه دستگاه‌ها، ارگان‌ها، وزارتخانه‌ها و سازمان‌های عریض و طویل وابسته، شهرداری‌ها و دست‌اندركاران تأكید داشته و آنان را كم‌وبیش مسئول این نابسامانی می‌دانم. اینان اگر در اجرای قوانین دست و پاگیر تجدید نظر كرده و یا حداقل درمورد كسانی كه معماری‌شان صاحب سبك و سیاق است كوتاه بیایند و به ایشان اعتماد كنند و دست‌شان را در طراحی نبندند، در آینده در سطح شهر به آثاری كه چیزی تازه برای گفتن دارند، بر خواهیم خورد. منتهی چه كسانی و چه ارگانی و با چه معیارهایی، معماران صاحب سبك را شناسایی و بر آثارشان صحه خواهند گذاشت و آن‌ها را معرفی خواهند كرد؟ نتیجه معلوم است، نورچشمی‌ها همیشه در صحنه، صاحب سبك و سیاق شناخته می‌شوند و در آشفته‌بازار معماری، دكان دیگری باز خواهند كرد.

بزرگانی چون فرانك لویدرایت، آنتونیو گائودی، لوكربوزیه، گروپیوس، میس‌وندروه, آلوارآلتو، میكلوچی، كنزو تانگه، لویی كان و... چه در سرزمین خود و چه در ماورای مرزهای كشورشان آثاری را طرح و خلق كردند كه هرگز دست‌خوش تغییرات چهره، ناشی از قوانین خشك محلی و جاری برای عموم نشدند و به‌عنوان یك اثر هنری و شیئی موزه‌ای در فضای مردمی پا گرفتند، كه امروزه جزء مفاخر هنر معماری قرن بیستم و جاذبه‌های توریستی به ثبت رسیده و از آن‌ها شدیداً مراقبت می‌شود و مورد بازدید شیفتگان هنر معماری قرار دارند.

تكیه بر ارزش‌های گذشته

معماری گذشته ما از فرهنگ غنی برخوردار است كه معماری امروز ما می‌تواند به آن‌ تكیه داشته باشد. بریدن از ریشه‌ها و هویت‌های ملی تحول نیست، بلكه از بین بردن شناسنامه است. ارباب هنر در سراسر دنیا هرچه خلق كردند به ریشه‌های فرهنگی قومی گذشتگان آن سرزمین، تأكید داشتند. یوهان وان اسپركلسن در طراحی طاق دفانس (كه در شهر پاریس به‌منظور گردهمایی آزادانه انسان‌ها در آینده ساخته شده) دیدگاهی بسیار قوی به چند محور قابل و غنی در شهر پاریس دارد. وی از داخل بنای بسیار جالب مكعبی كه دل آن خالی است حجمی به اندازه كلیسای نتردام را دربر می‌گیرد و از سادگی به صلابت اهرام مصر می‌ماند، به دورنمای شهر پاریس می‌نگرد و نشان می‌دهد، می‌توان طرحی بسیار متحول عرضه كرد، اما به سایر ارزش‌هایی كه زبان گویای فرهنگ معماری ملت فرانسه و شهر پاریس است، احترام گذاشت و خلاصه به تشدید اثر علایم در موازات این فرهنگ پرداخت و نه تخریب آن.

هنگامی كه مركز فرهنگی ژرژ پمپیدو، در پاریس در محله Les Halls به كنكور گذاشته شد، رژه و پیانو طراحانی كه جایزه اول كنكور را از آن خود ساختند و طرح‌شان پا گرفت و به اجرا درآمد، ویژگی ایده‌شان این بود كه در بدنه‌های كریستال مانند و شفاف طرح، مجموعه‌ای از تصاویر معماری قرون گذشته (كه بیان تاریخ جوامع پیشین در شهر پاریس است و در جبهه‌های جانبی خیابان‌های اطراف استقرار دارند) منعكس گردیده و رؤیت می‌شد. این طرح در زمان خود جنجالی به پا كرد و یكی از موفق‌ترین‌ها بود. اینان سعی در تقلید از گذشته‌ها نكردند اما به ارزش‌های والای فرهنگ پیشینیان بسیار تكیه داشتند و آن را در آینه زمان حال به رخ بیننده كشیده بودند، ضمن آن‌كه از نیازهای انسان معاصر و تكنولوژی ساخت، غافل نبوده از سیستم استخوان‌بندی مدرن سه بعدی با لوله‌های فولادی ضد زنگ كه شركت كروپ آلمان آن را ساخت، استفاده نمودند و به بهترین وجه در پاسخ‌گویی به این مهم توفیق داشتند. این نمونه‌ها می‌تواند اندرزی برای دست‌اندركاران حرفه معماری، به‌ویژه طراحان جوان باشد.

موضوعات مرتبط : فرهنگ معماری    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید