تاریخ آخرین ویرایش : چهار شنبه،19-7-1396
تعداد بازدید :44

تمدن وتوسعه پایدار یا پایداری با تمدن

     چندی است که در مورد توسعه پایدار مطالبی بسیار در جراید وکتابها درج گردیده است و در این راستاکتابی به نام تمدن وتوسعه پایدار به قلم محقق خانم مهندس فاطمه ظفرنژاد  منتشر شده  است نگارنده ضمن مطالعه کتاب مذکور نظرات وبرداشت ( آزاد ) خود را از آن  وسایر منابع ومطالعات به رشته تحریر در می آورد . برخی از مواردی که ذکر خواهدشد با نظرات نویسنده  همگرا وبرخی با نظرهای ذکرشده  متنافر ( دردو وادی مختلف )   است .

در کتاب تمدن وتوسعه پایدار در مورد بوم شناسی چنین آمده است :

 بوم شناسی بخشی از تمدن فرهنگ است . بوم شناسی یعنی اندرکنش میان موجودات زنده وموجودات مرده در تناسب با شرایط ویژه جغرافیایی ، اقلیمی ، زیستی در یک سرزمین .

بوم به معنی درون وبه معنی سرزمین است .

بوم شناسی چهار مفهوم زیر وابسته و پیوسته است :

1-سرزمین ، مرزبوم ، دست وکوه ، پیکره های طبیعی وجغرافیایی

2-آب وهوا واقلیم ( باد-باران-دما- نم ورطوبت )

3-تنوع زیستی وگیاه ودریا وجانداران زیست بوم .

4-انسان به مثابه بخشی از زیست بوم با فرهنگ وتمدن آیین ومرسومات خود ، پایداری زیست بوم های زمین در تمدنهای گذشته چنان از طبیعت بهره برداری می گردید تا کمترین میزانی در آن پدیدار شود .

تمدن :

بشر هر دوره برای خود تمدنی داشتند وبشر متمدن آن زمان زمین وطبیعت وموهبت را هدیه خداوندی می دانسته ولیکن بشر توسعه طلب امروز نه تنها ارزشهای معنوی را خرافات نامیده بلکه آنها را کنار گذارده است .

نظر نگارنده :

کره زمین از ملتها مختلف تشکیل شده وهریک از ملتها برای خود اعتقادات ورسومات وحتی اقلیم های مختلف دارند واز اعتقادات خود پیروی میکنند و اعتقادات خودرا برتراز سایر اعتقادات  می دانند  آنان به جای تعامل جایگاه تقابل را درپیش می گیرند واین تضاد باعث عدم پایداری وتوسعه میگردد . همان گونه که تاکنون ملت هایی که خود را متمدن می دانند با سایر ملتها تعامل نمی نمایند و همواره جنگ وجدل بین مدرنیسم وسنت گرا هست بنابراین رسیدن به یک تمدن وتوسعه پایدار بسی ناممکن و امکان پذیرنیست ..

 نظریه پردازان براین عقیده هستند که دنیایک دهکده است وباید کل جوامع خود را به آن تطیق دهند  در صورتیکه موقعیتهای جغرافیایی وطبیعت های مختلف زیستی  واعتقادات خاص خود عاملی در عدم همگرا بودن جوامع می باشد .

تمدن پدیده ای است پیوسته وپایدار اما جوهره حکمرانی مدرن ودولت تا پایداری کوتاه مدت است . این ناسازگاری هم در جوامع انسانی وهم محیط زیست کره زمین خودرا نشان داده است .

برنامه های از بالا به پایین دولتها درپی جهانی سازیها مغایر با بوم شناسی است وتفاوت اقلیمی ، جغرافیایی ، زیستی ، فرهنگی وتاریخی را نادیده میگیرند وتعادل طبیعی را برهم میزنند .

 هیچ الگویی جهانی نمیتواند برای همه امت ها وهمه جا تکرار شود و تنوع جغرافیایی واجتماعی وفرهنگی را نباید نادیده گرفت زیرا عدم ناسازگار ی جز تخرب ثمری نخواهدداشت و اقتصاد سرمایه وپول از مبانی حکمرانی خوب است .

حکمرانی خوب برپایه اقتصاد خودکفا وتولید بومی سازی  حفظ محیط زیست ساخته میشود

 زمانی که از تمدن ها سخن گفته میشود باید سعی در حفظ ارزشها در جوامع مختلف پایدار بود . با جنگ وخون ریزی واشغال سرزمین (کوتاه مدت یا بلند مدت ) نفوذ فرهنگ وتمدن کشورها  فاتح به مغلوب ایجاد میشود وپس از مدتی که ترک آن وادی می گردید اثرات مخرب در فرهنگ وتمدن آن دیار مشخص می گردید وبرخی اوقات این اثرات جزیی از تمدن آن جامعه می شد . رودخانه وطبیعت واقلیم جزو برنامه بوم شناسی میباشد ولیکن وجود انسان ودخالت در آنها باعث بهم خوردن نظم طبیعت وآشتفتگی محیط زیست می گردد که در دراز مدت اثرات منفی برزندگی انسان می گذرد .

تغییر مسیر رودخانه ها-حفر چاه های آب-نفت وبهره بردرای ناصحیح از طبیعت باعث دگرگونی در اقلیم می گردد .

درسالهای دور اقلیم در همه اوقات خود نگهبان خود بوده است .

 از بدو طبیعت سیستم اکوسیستم بر کره زمین حاکم بوده است ولیکن بدلیل سودجویی بشر واستفاده نادرست از طبیعت اکوسیستم بهم ریخته شده و از طبیعت جز خرابه از محیط زیست ولجن زار از دریاها چیزی باقی نمانده است .

زمانی که از توسعه پایدار سخن گفته می شود باید مشخص شود از کدام منظر سخن گفته می شود .

توسعه پایدار تمدن انسانی با تخریب طبیعت ویا پایداری تمدن انسانی همگام با طبیعت .

زمانی که بشر به منظور کسب درامد در هر محل که تشخیص دهد نسبت به احداث بنا ویا سایر تاسیسات اقدام می کند فراموش میکند که این کره زمین متعلق به آیندگان است . اتلاف انرژی-اتلاف آب-تغییرات آب وهوایی همه ناشی از دخالت در مولفه های  ناپایداری طبیعت است .

تمدنها را نمی توان با یکدگیر همگن نمود بلکه باید مشترک ویا مورادی را عنوان نمود که در کلیه جوامع وفرهنگ ها مورد پذیرش باشد که این یک تعامل تمدن هاست ودر غیر اینصورت همزیستی دوتمدن متضاد همانند همنشینی آب وآتش است . همه انسانها از کره زمین سهمی دارند همه نژادها برروی کره زمین محترم ویکسان هستند . اگراین مطلب را بعنوان پارامتر اصلی بپذیریم بنابراین عدم دخالت در طبیعت به منظور حفظ بقاء آن میتوان یک الگوی صحیح به ما ارائه دهد تا بتوانیم تمدنها را با یک توسعه پایدار محیط خود ودنیا همگن کنیم .

در دنیا کشورهای قوی وضعیف از نظر قدرتهای نظامی  تعریف شده اند که هریک برای خود یک برنامه استرتژیک وخط مشی را دنبال میکنند واکثر اوقات استیلای فرهنگی-نظامی و اقتصادی وحتی استیلای حکومتی را در برنامه دارند ومیبایست همگام با هرگونه برنامه حفظ طبیعت وپایداری آن را مد نظر داشته باشند که این چنین نیست وفقط به بهره برداری  مقاصد خود میاندیشند و مهم آنکه تارسیدن به یک مفاهیم کلی در مورد برنامه محیط زیست امکان هرگونه توسعه پایداری محیط زیست  در دسترس نیست .

امیداست جوامع مختلف  بمنظور بقاء ملت خودوبشریت از تخریب طبیعت واز بین بردن داشته های آن خودداری کنند .

هرچه که بسازیم می توانیم تخریب  و دوباره بازسازی کنیم ولیکن آیا میتوان دوباره کره زمین را آفرید وآیا دوباره می توان  کره زمین ومحیط زیست را ساخت .

بکارگیری انرژی های پاک و عدم اتلاف آب و رساندن آن به چرخه بازیافت میتواند به انسان بشارت زندگی و توسعه پایدار در محیطی سالم را بدهد .

اگر بتوانیم از بکارگیری سوخت های فسیلی خودداری کنیم و اگر بتوانیم شهرها ویا مجموعه اقامتی وکسب کار وبطور کلی محیط زندگی خود را طوری طراحی و بنا کنیم که کمترین زیان به طبیعت وارد شود نتیجه آن خواهد شد که از پیدایش برخی ناهنجاری های ذیست محیطی جلو گیری  از جمله بیماریهای نا علاج ویا صعب الاعلاج و..... جلوگیری خواهد شد .

شعار کارشناسان در امر سلامت  این است زندگی بدون دودو دخانیات و اولویت با بهداشت است نه درمان .

 مصرف دخانیات را به حد صفر برسانیم از  رها کردن فاضلاب ها و مواد مضر وحتی مفید  ( زباله )  در آب های جاری و دریاها جلوگیری کنیم و آسمان را زباله دان فضائی فرض نکنیم .

جامعه ای به توسعه پایدارمیرسد که انسانها با طبیعت و محیط و آسمان مهربان باشد . هر جامعه ای با هر مرام ومسلکی در دنیای خاکی زندگی میکنند از هوا و طبیعت و کره خاکی  وداده های خداوندی  باید استفاده معقول کنند تا دارای  پایداری زندگی و محیط خود گردیم .

تمدن پدیده ای است پیوسته وپایداراما جوهره حکمرانی مدرن ودولت تا پایداری کوتاه مدت است . این ناسازگاری هم در جوامع انسانی وهم محیط زیست کره زمین خودرا نشان داده است . برنامه های از بالا به پایین دولتها درپی جهانی سازیها مغایر با بوم شناسی است وتفاوت اقلیمی ، جغرافیایی ، زیستی ، فرهنگی وتاریخی را نادیده میگیرند وتعادل طبیعی را برهم میزنند . هیچ الگویی جهانی نمیتواند برای همه جا تکرار شود وگرنه تنوع جغرافیایی واجتماعی وفرهنگی را نادیده خواهد گرفت و ناسازگار ومخرب خواهدشد . اقتصاد سرمایه وپول از مبانی حکمرانی خوب است . حکمرانی خوب برپایه اقتصاد خودکفا وتولید بومی سازی ساخته میشود

چه باید کرد ؟

یکی از راهکارهای حفاظت زمین تغییر سبک زندگی است .

 تغییر در مصرف مواد غذایی-پوشاک-وسایل خانگی  وتغییر در مصرف انرژی وآب است .

در دوران مدرن  کنونی مصرف گرایی به فضلیت تبدیل شده وجماعت همرنگ شدن یا جامعه مصرف گرا هستند .ودر تمام موارد در حال مسابقه مصرف گرائی هستند  چه در بخش مواد غذایی وپوشاک و.....وهمچنین بخش مصرف نیرو وانرژی واستفاده غیر ازاتومبیلهای گوناگون که باعث هدر دادن انرژی های فسیلی وحتی انرژی های پاک شده است هزینه گزافی را پرداخت میکنند  .

باید دراین موارد چاره اندیشی شود وصرفه جویی ومصرف صحیح از موراد قیدشده انجام گیرد . بدین منظور نیاز به معماری سبز وسازگار با طبیعت درهمه زمینه ها میباشد ( د رتمام موارد معماری وجود دارد  همانند سیاست و شعر و....) .

اگر دراقتصاد خانواده صحیح مدیریت گردد  نیازی به تعویض  وسایل وخرید وسایل جدید نیست. این مدیریت باعث می شود که از خرید وسایل که از فلزات که از معدن ها  استخراج می شود کمترانجام شود ودر نتیجه ذخایر ملیوذخایر کره زمین  پایدار می مانند .

اصل دریافت وبازیافت  :

   دردنیای امروز دانشمندان به این نتیجه رسیده اند هیچ چیزی از بین نمی رود و نقش بازیافت نحوی آشکار می شود اگر وسایل فلزی که به دور انداخته میشود را جمع آوری نمایند از فلزات آنها میتوان دوباره استفاده نمود . فقط کافی است در چرخه تولید صنایع قرار گیرد .وامثالهم . .

خوب است که این مورد قابل تولید است . بیشتر مواد دور ریختنی انسانها از مواد هستند که قابل بازیافت هستند شیشه-آهن-آلومینیم وامثال آنها .

اقتصاد نادرست در ساخت وساز ساختمان باعث هدر رفتن ثروتهای ملی غیر قابل جایگزین میشود . در احداث ساختمان انواع سنگ های زینتی استفاده می شود ولیکن در هنگام تخریب این گنجینه بی بدیل ( سنگهای زینتی ) غیر قابل مصرف می گردد .

پایان سخن

انسان متمدن ( هرکشور یا امتی) باید سعی کند که در استفاده از نعمات خدادادی طوری استفاده کند که به طبیعت خدشه ای وارد نشود ویا موجبات دگرگونی محیط زیست و مخصوصا" آب وهوا نگردد.

طبیعت و آسمان زباله دان بشر نیست بلکه زادگاه ومرکز زندگی بشر است .

رها کردن زباله در انهار ویا دریا ها و همچنین رها کردن زباله های اتمی در  دریاها  وآسمان نتیجه ای جز از بین بردن و تخریب سیستم اکولوژی و داشته های موجود در کره زمین و آسمان برای بشر نتیجه ای  در برنخواهدداشت .

اگر این روند ادامه یابد مهندسی تخریب و دشمنی با محیط زیست جایگزین مهندسی سلامت محیط زیست وحفظ ارزشهای موجود ات از جمله انسان خواهد شد 

مهندسی تخریب آنچنان پیشرفت می کند که جلوگیری از بلایای آن بسیار مشکل وحتی غیر ممکن است .

نیم نگاهی به یمباران اتمی ابرقدرت امریکا در ژاپن بیاندازیم می توانیم مهندسی تخریب را ببینیم .

پس بیایید زندگی پایدار خودرا براساس انسانیت و زندگی قراردهیم و در این مورد نیاز به ساخت دهکده جهانی نیست .

                                                                                                                                             بیژن علی ابادی 

 

عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید