Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :915

تهران در جست و جوی فضای عمومی

(مقالات گذشته مهر ۱۳۸۵)

گفت و گو با انوشیروان نورفردی
جریان زندگی اجتماعی در شهرها تنها در رفع نیازهای مادی شهرنشینان خلاصه نمی شود بلکه در کنار توسعه ی زیربناها و تاسیسات که رفاه نسبی شهرنشینان را فراهم می کندمی بایست دیگر نیازهای معنوی و غیرمادی را نیز در نظر داشت و برای ایجاد، رشد و هدایت آن برنامه ریزی کرد که محمل تبلور چنین نیازهایی، فضاهای عمومی در سطح شهرها هستند. این در حالی است که پیش بینی فضاهای عمومی برای تعامل و ارتباط شهروندان با یکدیگر به طور مستقیم در پدید آمدن فرهنگ استفاده از امکانات و فضاهای عمومی شهری نقش عمده یی داشته و به مدیریت شهری کمک می کند.
به همین منظور و برای بررسی نگرش، انگیزه، برنامه ریزی و نحوه ی مدیریت فضاهای عمومی در تهران با انوشیروان نورفردی، معاون برنامه ریزی شرکت توسعه ی فضاهای فرهنگی وابسته به شهرداری تهران به گفت و گو نشستیم.

وی که دانش آموخته ی رشته ی برق از دانشگاه تهران است از 4 سال پیش مسئولیت برنامه ریزی توسعه ی فضاهای فرهنگی را بر عهده دارد و معتقد است همکارانش در معاونت های فرهنگی - اجتماعی مناطق، نسبت به لزوم وجود چنین فضاهایی و اصول حاکم بر طراحی و کاربری آن ها آگاهی کامل دارند. وی اما در مورد این که چرا شهروندان، نتایج این آگاهی را در سطح شهر احساس نمی کنند اظهارنظر نمی کند.

نکته های قابل توجهی در این گفت و گو به چشم می خورد که جالب ترین آن ها شاید شناسایی وجود شرکت توسعه افضاهای فرهنگی بود که اساسا می باید تنها نهاد برنامه ریزی و اجرای ایجاد فضاهای عمومی در شهر باشد چرا که در جریان جست و جوی یک مرکز و فرد پاسخ گو درباره ی این موضوع، بخش هایی نظیر روابط عمومی و امور بین الملل، معاونت اجتماعی و فرهنگی، معاونت برنامه ریزی، سازمان پارک ها و فضای سبز و مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهرداری تهران از وجود چنین شرکتی بی خبر بودند تا ما را به آن معرفی کنند! تنها عنصر راهنمای ما به این شرکت، تابلویی بود که در خیابان عباس آباد و در جلوی ویرانه ی سینما آزادی نصب شده بود!

کارکرد شرکت توسعه ی فضاهای فرهنگی چیست و چه وظیفه هایی دارد؟

شرکت توسعه ی فضاهای فرهنگی از شرکت های وابسته به شهرداری تهران است و وظیفه اش ساخت و ساز و توسعه ی فضاهای فرهنگی در سطح شهر است؛ فضاهایی فرهنگی، مذهبی، هنری، ورزشی و مانند این ها، در واقع هر فضایی که به نوعی با فرهنگ ارتباط پیدا کند، مسئولیت ساخت و ساز آن بر عهده ما است.

تهران در جست و جوی فضای عمومی

تا به حال و به طور مشخص چه پروژه هایی انجام داده اید؟

شرکت از سال 72 تاسیس شده و در طول این 13 سال، منشا توسعه ی زیادی در سطح فضاهای فرهنگی بوده است. در آغاز تاسیس شرکت بسیاری از فرهنگ سراهای امروزی در این شرکت سیاست گذاری، طراحی یا اجرا شده و به مرحله ی ساخت و بهره برداری رسیده اند. در حال حاضر هم ما پروژه های متعددی در سطح شهر در دست اجرا داریم و در سالیان گذشته سعی کردیم تمرکزمان بیشتر، بر روی ساخت و ساز و تعریف فضاهای فرهنگی باشد.

بخشی از فضاهای فرهنگی، فضاهای مکث و گفت و گو و فراغت است، آیا شما در ایجاد چنین فضاهایی هم فعال هستید؟

هر یک از این ها تعریفی ادارد، فضای مکث، فضای فراغت از کار، فراغت از زندگی، فراغت از تفریح. به نظر من هر فضایی در شهر اگر با دید فرهنگی نگریسته شود ویژگی هایی پیدا می کند. فضای مکث با افضاهایی که مورد نظر شماست از نظر من به صورت یک پاساژ یا واسطه است بین دو اتفاقی که در زندگی انسان می افتد. وقتی که بحث فردی مطرح می شود ممکن است پاساژی باشد بین زندگی و کار و وقتی که بحث جمعی مطرح است فکر می کنم همان چیزی است که منظور شما از فراغت است و جایی است که خانواده، جمع، گروهی از دوستان یا همکاران به آن جا می روند و از آن چیزهایی که بیش تر بودند جدا شده، در فضایی تازه قرار می گیرند. در دنیای امروز این مسئله مورد نظر است و روی آن خیلی تکیه می شود. اصولا ارتباط مردم با مردم و فضاهایی که بتوانند همدیگر را ببینند و با هم ارتباط برقرار کنند تاثیرات خیلی مثبتی دارد. هم چنین شهرنشینی پیآمدهای ویژه ی خودش را دارد. بحث کار، زندگی، بحث اقتصادی، زندگی آپارتمان نشینی و سرانه های فضاهایی که باید در اختیار شهروندان باشد مثل فضای خدماتی، فرهنگی، فضای سبز و ... همه ی این ها به سویی می رود که باید نقاط مکث و درنگ وجود داشته باشند.

ما در تهران فضاهایی داریم که پتانسیل هایی دارند. یکی از مباحث در این خصوص، احیای این فضاها است. البته احیای این ها این طور نیست که برویم دنبال سخت افزار و بخواهیم کار ویژه ای انجام دهیم. باید با فکر کار کرد. ما نمی توانیم به مردم بگوییم یک چاردیواری می کشیم و مجبورید که بیایید در این چاردیواری بایستید و با هم حرف بزنید یا بازی کنید! بلکه مردم خوشان باید ترغیب شوند، بیایند، بروند، استفاده کنند و ارتباط برقرار کنند.
حال برای این که این جوشش به وجود بیاید باید تمهیداتی بیندیشیم ما در 90 درصد از  پروژه های فرهنگی که در سطح شهر اجرا می کنیم ایجاد چنین فضاهایی را به مهندسان مشاور تاکید می کنیم. این موضوع دو مزیت دارد: یکی این که آن فضاها را ایجاد کرده ایم، دوم این که همان فضا باعث می شود که مجموعه ی فرهنگی ما بهتر کار کند. هدف ما از ساخت مجموعه ی فرهنگی این است که مردم از آن بهره ببرند. روش های استفاده از فضای فرهنگی یکی این است که مردم از آن بهره ببرند. روش های استفاده از فضای فرهنگی یکی این است که مدیر آن مجموعه تبلیغ کند و کلاس ها و فعالیت های فرهنگی مطلوب عرضه کند. یکی هم این است که مردم خودشان جلب شوند و دوست داشته باشند وارد این فضاها شوند.

یکی از نکته های صحبت شما این بود که ما فضاها را احیا کنیم، اما با این به هم ریختگی کالبدی شهر به لحاظ ساخت و ساز و مشکلاتی از این دست، آیا اصلا چنین فضاهایی باقی مانده است که به فکر احیای آن باشیم؟

بله. به هر حال در شهر، یک چنین فضاهایی را می شود شناسایی کرد. مثلا همان میدان گاه کوچک رو به روی ورودی دانشگاه تهران چنین فضایی است. کتاب فروشی های رو به روی دانشگاه خودشان یک فضای شهری به وجود آورده اند. این میدان گاه می تواند فضای مکث باشد. فضای جلوی تآتر شهر یا میدان رو به روی پارک ملت هم از این دست فضاها هستند.

تهران در جست و جوی فضای عمومی 

اما وقتی بحث احیا پیش کشیده می شود نخست باید ببینیم چه چیزی را می خواهیم بازیابی کنیم. وقتی در مرحله ی شناخت، شهر را جست و جو می کنیم می بینیم که از این فضاها کم نداریم این فضاها حتما نباید خیلی بزرگ باشند، چندین متر مربع نیز جواب نیاز ما را می دهد، فقط توجه می خواهد.

کافی است که مثلا در خیابان ها راه برویم و جاهایی را که هر روز تعدادی پیرمرد در گوشه یی می نشینند و با هم صحبت می کنند بررسی کنیم تا ببینیم آن ها چه نیازی برای این گپ و گفت و گویشان دارند و به آن نیاز پاسخ بدهیم. همین یک فضای درنگ است. بحث شناسایی مهم است و باید روی آن تاکید کنیم.

در برنامه های شما بحث شناسایی وجود دارد یا نه؟

تا آن جا که مربوط به پروژه های خود ما می شود بله. ما در پروژه های متعددی که در سطح شهر داریم وارد موضوع می شویم و روی آن کار می کنیم. در مواردی هم که مستقیما درگیر نیستیم موضوع را به شهرداری های مناطق گوش زد می کنیم. اگر آن مفهوم مورد نظر از فضا بخواهد شناسایی شود و یا پیشنهادی از جایی داده شود پیدا کردن، احیا و سامان دهی آن برای شهردار منطقه کاری ندارد و مناطق می توانند به سرعت وارد کار شوند. آغاز کار هم می تواند از پارک ها باشد، بخش هایی از این پارک ها را باید با این ویژگی ها تجهیز کرد و بعد به محله ها برسیم و ببینیم چه اقداماتی باید انجام داد. در مجموع، ارتباط ما با مناطق و سازمان زیباسازی به صورتی  است که بتوانیم فضاهای این چنینی را احیا کنیم.

در مناطق شهرداری کدام واحد مسئول درنظرگرفتن موضوع ایجاد فضای درنگ و گفت و گو در پروژه ها است؟

وقتی یک پروژه ی فرهنگی در منطقه ای تعریف می شود معاون فرهنگی اجتماعی  به عنوان دستگاه بهره بردار، معاون شهرسازی به عنوان کسی که باید به لحاظ فنی و مسائل شهرسازی پروژه را تعریف کند، معاون فنی - عمرانی منطقه به عنوان کسی که باید پروژه را اجرا کند و یا بر آن نظارت داشته باشد درگیر کارند. این ها همه نیروهای کارشناس اند و این گونه مسائل را می شناسند.

اما نگرانی این جاست که تجاری شدن پروژه ها باعث می شود که این جور فضاها در پروژه های شهری، زائد قلمداد شده و اعتنایی به آن ها شود!

اگر منظور شما دیدگاه اقتصادی است، باید بگویم که این طور نیست و ما از این بابت نگرانی نداریم، تنها بحث اجرایی شدن این موارد است که برای آن باید هماهنگی هایی در شهرداری انجام شود. این موضوع حتی در پروژه های عمرانی نیز شدنی است. فرض کنید در یک منطقه قرار است بزرگراهی احداث شود؛ برای این کار باید شهرداری منطقه آزاد سازی هایی انجام دهد.

در محدوده ی این بزرگ راه ها زمین هایی از مردم تملک می شود که به تبع آن فضاهایی در کنار پروژه پدید می آید؛ بعضی جاها نیز در تقاطع میدان هایی ایجاد می شود که باید برای آن ها فکری کرد. در دیگر پروژه های فرهنگی و مذهبی که به کار ما مربوط می شود کوشیده ایم به این سمت برویم که از فضاهای این چنینی هر چقدر هم کوچک باشد نهایت استفاده را در ایجاد فضاهای مورد نظر ببریم

مشخصا چه پروژه هایی را اجرا می کنید یا بر آن ها نظارت دارید؟

یکی از پروژه هایی که سازمان زیباسازی روی آن کار می کند در محور ولی عصر در حال اجرا است. یک سری پروژه هم در منطقه ی 5 تحت عنوان احیای فضاهای فراموش شده ی شهری داریم، فضای فراموش شده ی شهری مثلا فضاهای زیر دکل های فشار قوی است که ضوابط اجازه نمی دهد در ان ها کار خاصی انجام شود. این ها محدوده هایی در شهراند که بدون استفاده رها شده و معمولا در آن ها فضای سبز (عمدتا کاشت کاج) ایجاد می شود.

اما از آن جا که منظری دارند و فضای شهری به آن مشرف است می توان همان فضایی که شما اشاره کردید را در آن ها پیش بینی کرد. ما هم به دنبال این هستیم که بتوانیم از این گونه فضاها ایجاد کنیم. این ها پروژه هایی است که در مناطق دیگر به نوعی در دست اقدام است. در پروژه های دیگرمان نیز لزوماً آن فضاها نباید کنار خیابان باشد بلکه می تواند روی تراس یک مجموعه ی فرهنگی، داخل پارک یا در قسمتی که با شهر ارتباط دارد قرار گیرد.

به بحث شناسایی چنین فضاهایی اشاره کردید؛ آیا آماری از سرانه ی فضاهای فراغت و گفت و گو دارید؟

بله. سرانه های آن گرفته شده ولی چون عدد و رقم آن دقیق نشده، اعلام نمی کنم. در طرح جامع و طرح تفصیلی نیز که در حال انجام است به این موضوع اشاره شده اما در این زمینه کمبود زیادی داریم.

به منطقه ی 5 اشاره کردید. اما بعضی از مناطق هستند که بدون در نظر گرفتن چنین فضاهایی ایجاد شده اند؛ مانند منطقه ی نواب، آیا برای ایجاد فضاهای فراغت در چنین مناطقی طرحی دارید؟

بله؛ شهرداری به طور جدی وارد موضوع شده و برنامه ریزی هایی به ویژه برای منطقه ی نواب شده است و بناست تا یک شری فضاهای باز و فضاهای فرهنگی در محدوده ی نواب به وجود بیاید.

به نظر شما در نواب چه می شود کرد؟ ظاهرا به قدری ساختمان در این محل ساخته شده که دیگر فضایی برای خلاقیت باقی نمانده است؟

هر کاری که انجام می شود کاستی هایی دارد که باید آن ها را برطرف کرد. یکی از کاستی های نواب فقدان فضای شهری، فضای سبز، میدان های باز و فضاهای فرهنگی است، تا این حجم جمعیت ساکن را پوشش دهد. ما معتقدیم، اگر قرار باشد اهالی نواب برای رفتن به پارک، سینما، فرهنگ سرا یا برای خوردن یک چای یک سفر انجام دهند این خودش یک معضل می شود که به این منظور برنامه ریزی هایی شده است

فکر می کنید اصلا زمین خالی در نواب باقی مانده که بشود چنین فضاهایی ایجاد کرد؟

بله؛ هم در فازهای جدید و هم در لایه و سطح دوم نواب در شرق و غرب فضاهایی وجود دارد. یک سطح نواب در لایه ی کنار بزرگ راه ساخته شده اما در لایه ی بعد آن می توان چنین امکاناتی پدید آورد.

دیگری بزرگ راه شهید صیاد تهران است که در آن پارک های حاشیه یی کنار بزرگ راه ایجاد شده طوری که مردم برای استفاده از این فضاها باید کنار بزرگ راه پارک کنند که با توجه به سرعت خودرو های عبوری خطرناک است. پرسش این است که آیا قاعده و اصولی برای طراحی چنین فضاهایی وجود دارد یا خیر؟

اگر کنار بزرگ راه فضای سبز ساخته می شود قرار نیست ماشین ها بیایند کنار بزرگ راه بایستند و از فضای سبز استفاده کنند!

اما این فضا به گونه ای طراحی شده که مردم را به خود می خواند و برای استفاده از آن مجبورند کنار اتوبان پارک کنند!

قرار نیست چون یک فضای سبز کنار اتوبان است ماشین ها بیایند کنار اتوبان بایستند و از فضای سبز استفاده کنند و از طرف دیگر چون آن جا فضایی است که قرار است مردم از آن استفاده کنند قطعا باید برایش راهی پیدا کنند و از محله برایش دسترسی بگذارند. وقتی شما از فضاهایی نام می برید که همگی با واژه یی به نام امنیت عجین اند می بایست توجه ویژه یی به آن ها مبذول شود. وقتی من به عنوان یک پدر، فرزندم را به گردش می برم قرار نیست که نقش نگهبان بچه را بازی کنم. من هم باید با بچه ام لذت ببرم. بنابراین باید تمهیداتی جهت تامین امنیت اندیشیده شود. مثال شما (پارک حاشیه یی بزرگ راه صیاد) نمونه یی است که الان به صورت معیوب بهره برداری می شود. ما هر پروژه یی را که کنار بزرگ راه تعریف می کنیم مباحث کندرو و تندرو را هم طبق ضوابط در نظر می گیریم.

مواردی از این دست مستلزم هماهنگی هایی است که باید بین بخش های مختلف شهرداری صورت گیرد که مطمئنا بعدا اجرا می شود. اما در شرایط فعلی که مردم فضای سبز کم دارند و مجبور به استفاده از فضای یاد شده اند باید تا زمانی که شرایط برای پارک خودرو ها آماده شود، پلیس از توقف خودرو ها جلوگیری کند.

این در حالی است که در پارک گفت و گو این اتفاق نیفتاده است و هیچ کس خودرو اش را در محدوده ی اتوبان شهید چمران نمی برد چرا که برای پارک، پارکینگ اختصاصی وجود دارد.

بخشی از فضاهای داخل شهر، فضاهای بافت قدیم است که باز همان نگاه اقتصادی مبنی بر کوبیدن و ساخت پاساژ و آپارتمان بر آن حاکم است. آیا برای احیای چنین فضاهایی برنامه یی دارید؟

ما دو بافت داریم که گاهی وقت ها مفهوم آن ها مخلوط می شود : بافت فرسوده و بافت تاریخی.

این دو را باید از هم جدا کرد. بافت فرسوده و بافت تاریخی هر یک تعریف خودش را دارد. بافت فرسوده بالاخره باید درست شود. شما وقتی یک فرش فرسوده در خانه دارید یا باید آن را بفروشید و بروید فرشی نو بخرید و یا این که همان را تعمیر کنید. اما به نظر من ضرر و زیان بافت فرسوده در صورت رخ دادن حادثه برای شهر تهران خیلی بیشتر از ضرر و زیانی است که ما فکر می کنیم هم اکنون دارد اتفاق می افتد.

حالا شما چه برنامه ای برای احیای بافت های تاریخی مانند منطقه ی مروی دارید؟

بافت تاریخی، بیشتر در منطقه ی 12 تهران است. شهر داری منطقه ی 12 باید نگاه ویژه یی به موضوع داشته باشد. ما هم در کنارشان هستیم و کمک می کنیم. یعنی هر جایی که به کمک ما نیاز باشد ما هم وارد موضوع می شویم. البته بافت تاریخی فقط در آن جا نیست.

ما در محدوده محدوده ی ری و سعد آباد هم بافت تاریخی داریم. البته یک بار توسط این شرکت همه ی بناهای با ارزش و تاریخی شهر تهران شناسایی شده که پنج هزار بنای یاد شده در طرح جامع در زمره ی آن است که الان قابل دسترسی و استفاده است و باید دوباره این کار به روز شود. ما هم در بحث فضاهای تاریخی روی کرد احیا را به صورت جدی دنبال می کنیم.

دیدگاه شما نسبت به احیای چنین فضاهایی چگونه است؟

در پروژه یی که اشاره کردیم تیم کارشناسی ما با هماهنگی سازمان میراث فرهنگی کارهای چشم گیری انجام داده است. در این پروژه ساختمان ها را به صورت ممتاز، عالی، بسیار خوب، متوسط و بی ارزش ارزش گذاری کرده ایم. سپس بررسی می کنیم که هر کدام از این ها چه کاربردی می تواند داشته باشد.

مثلا برای ساختمان های با ارزش بسیار خوب شما می توانید با مرمت آن، هتل 3 ستاره یا مهمان سرا طراحی کنید و یا برخی پروژه ها که به صورت تخصصی تعریف می شوند. مانند طنز خانه ی تهران، مرکز اسناد شهرداری، پژوهش کده ی تاتر و... . به نظر من راه حل احیای فضاها و بافت های تاریخی استفاده از آن ها است.

ما برای گردش گاه های پیرامون تهران هم برنامه یی دارید؟

مطالعات همه جانبه یی در مورد گردش گاه های اطراف تهران در این شرکت انجام شده است و امروز، سازمان زیبا سازی روی آن برنامه ریزی می کند و هر جا که لازم باشد ما هم وارد می شویم. یکی از وجوه تمایز تهران با دیگر پایتخت های دنیا قرار گرفتن آن در کنار کوهستان های زیبا است که آن جا چند تا امام زاده ی خوب و درجه یک هم داریم. موضوع گردش گاه ها یک بحث سیستماتیک است.

گردش گاه های اطراف تهران هم رده دارند و چنان چه بافت طبیعی این ها را بررسی کنیم پی می بریم که تهران با لحاظ اکوتودیسم نیز بسیار غنی است. ضلع جنوب شرقی تهران نیز بی نظیر است. کوه بی بی شهربانو و دامنه ی آن که به خرابه های باستانی منتهی می شود فضای فوق العاده یی است که ما می خواهیم یک سری کاربری های فرهنگی_تاریخی در آن ایجاد کنیم. برج طغرل و امام زاده والده در آن جاست که این امام زاده والده خود دارای ویژگی های عجیبی است.

قبرستانی که در آن وجود دارد با ادم های نخبه یی که در آن دفن شده اند، بی نظیر است و وجود چشمه علی که برنامه ریزی مفصلی می طلبد و ما نیز مشغولیم. ما در تهران 7 دره ی خیلی خوب داریم که سامان دهی و به سازی این دره ها خود، پروژه یی وسیع است. در محدوده ی منطقه ی 5 نیز پروژه ی کوهسار را داریم که مبحث وسیعی است و دریاچه ی منطقه ی 22 هم که داستان خاص خود را دارد.

یکی از مباحث فراغت، آماده سازی فضای شهری برای استفاده مردم در شب هنگام است، آیا در این مورد نیز برنامه یی دارید؟

این ها موارد کلانی است که زیاد به این شرکت ارتباط ندارد. البته ما در طراحی پروژه هایمان باید به این نکته ها توجه کنیم اما این که بخواهیم زندگی شبانه در شهر ایجاد کنیم بحث پیچیده یی است و ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و امنیتی دارد. شما باید همه مباحث را باهم ببینید.

چنان چه شما بتوانید سرانه های فرهنگی فضاهای شهرتان را به صورت عادلانه در سطح شهر تامین کنید قطعا زندگی شبانه را هم می توانید در آن جا داشته باشید. من امیدوارم که با گسترش فضاهای فرهنگی و فراغت در سال های آینده این ایده تحقق یابد.

پس فعلا برنامه ی خاصی برای شهر شب اجرا نمی شود؟

در طرح تفصیلی منطقه ی 12 و مطالعاتی ک در حال انجام است مواردی دیده شده است. اتفاقا یکی از معضلات منطقه 12 این است که در طول روز، کار، فعالیت و جمعیت انبوهی در آن جا وجود دارد، اما پس از آن خالی از سکنه می شود. به این ترتیب می توان با ایجاد قابلیت های زندگی شبانه بسیاری از مشکلات را حل کرد.

روی فضاسازی پیاده راه ها چگونه کار می کنید؟

برنامه ریزی پیاده راه های سطح شهر به عهده ی سازمان زیباسازی است که هم اکنون برای خیابان ولی عصر در حال فعالیت اند. در این مورد ما تنها برای پروژه های خودمان برنامه ریزی می کنیم که باغ موزه ی دفاع مقدس یا باغ کتاب تهران از این جمله اند.

در پروژه های خودتان چه می کنید؟ مثلا در همین باغ موزه ی دفاع مقدس؟

باغ موزه ی دفاع مقدس، 20 هکتار زمین و 30 هزار متر ساختمان دارد. با توجه به سطح اشغال 10 در صدی اش ما فضای باز زیادی داریم. در این فضای باز مردم باید راه بروند و برای راه رفتن احتیاج به پیاده رو دارند که این پیاده رو باید تعریف شود. این که چه طور راه بروند، کجا بروند، با چه شیبی، از چه منظری و از کجا بگذرند و چه طور با ساختمان در ارتباط باشند، همه ی این ها چیزهایی است که ما باید در تعریف پیاده روها حتی در شهر مورد توجه قرار دهیم.

وقتی شما وارد مغازه ی یک فرد حرفه یی می شوید، برای چند دقیقه با شما کاری ندارد، ولی مغازه دار های بی تجربه تا وارد می شوید می گویند بفرمایید! مغازه دار با تجربه چند دقیقه شما را به حال خود وا می گذارد تا خوب نگاه کنی و با تجربه اش می فهمد که چه چیزی چشم شما را گرفته است. بحث پیاده روها هم همین است ما باید بگذاریم مردم راه بروند و نگاه کنند. قرار نیست ما در پیاده روها به مردم اطلاعات بدهیم.

یکی از فضاهای پر رفت و آمد تهران خیابان جمهوری است که با وجود مغازه های زیاد و حجم تردد پیاده هیچ فضایی برای استراحت در آن دیده نشده است. به نظر شما در خیابان جمهوری برای پیاده ها چه می شود کرد؟

شما باید اقتصادی فکر کنید و با دید گاه اقتصادی به این موضوع نگاه کنید. آن ها باید به کار خودشان ادامه دهند.

به نظر من در این مقوله باید نیاز سنجی شود که مغازه داران و مخاطبان آن ها دنبال چه هستند مثلا آن جا در آن محدوده، مغازه ی کوچکی وجود دارد که کباب هایی لای نان لواش می گذارد و عرضه می کند. اگر این مغازه می توانست تعدادی میز در پیاده رو بگذارد همان فضایی که مورد نظر شماست ایجاد می شود.

اما به خیابان جمهوری که برگردیم به نظرم در بدنه ی خیابان هم می توان فضاهای مکث ایجاد کرد اگر در لایه های عقب تر هم این اتفاق بیفتد اشکالی ندارد ولی باید برنامه ریزی و ایجاد فضا کرد چرا که خیابان جمهوری با برخورداری از سابقه ی کافه نادری حتما به چنین فضاهایی نیاز دارد.

بررسی و نوشته: علی کلانتری
نقل از ماهنامه شهر و ساختمان-مهر 1385
به نقل از وب سایت موسسه تاریخ شفاهی معماری و شهرسازی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

استان مرتبط : تهران  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید