Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1989

تهران سیر تحول (قسمت اول)

(مقالات گذشته-تیرماه 1375)

نهضت تجددخواهی مشروطیت كه موجب انقراض سلسله قاجاریه شد نگاه به غرب و كشورهای اروپایی داشت. دموكراسی و آزادی‌خواهی در مقابل عقب‌افتادگی و استبداد ناشی از یك و نیم قرن حكومت قاجاریه خواست تمامی ملت ایران بود. تفنن‌‌طلبی حكام قاجار، به‌ویژه ناصرالدین‌شاه، مظفرالدین‌شاه و احمدشاه كه برای ارضای لذات این حكمرانان هزینه‌های سنگین چندین سفر طولانی مدت آنها به خزانه ضعیف كشور تحمیل شد این حُسن را داشت كه مردم ایران فهمیدند دنیا تحولات بزرگی را پشت سرگذاشته است و اوضاع و احوال آن سوی دنیا، اروپا، با زمان اوایل سلسله صفویه كه تماس نزدیك با ایران برقرار شد كاملاً متفاوت است.

انقلاب فرانسه، سیستم پارلماتنارسیم انگلیس تغییرات و تحولات نرماندی و پروس كه همه آنها به نحوی در نقل گفتارها و سفرنامه‌های مختلف از جمله سفرنامه‌های ناصرالدین‌شاه و مظفرالدین‌شاه منعكس می‌شد، این جرقه را در ذهن ایرانیان هوشیار به‌وجود آورد، كه در دنیای این چنین شتابان به سوی پیشرفت و آزادی و دموكراسی، ایران چقدر مغبون و عقب‌مانده بود. شهرهای بزرگ ایران و به ویژه تهران به جنب و جوش افتاده بود.

عناصر جدید شهری مانند مطبعه‌ها، كافه‌ها باعث می‌شدند اكثر مردم حتی بی‌سوادها كه تعداد آنها بسیار زیاد بود، با تحولات جدید دنیا از طریق روزنامه‌ها و نقل سینه به سینه آشنا شوند. شهرها سكون و آرامش دیرین خود را كه ناشی از نحوه حكومت فئودالیسم بود به تدریج از دست می‌دادند و در آنها علائم رفت و آمدها و جنب‌وجوش‌های شهرهای كشورهای سرمایه‌دار و صنعتی، هر چند كُند و بطئی، بروز می‌كرد.

قالب و كالبد كهنه شهرهای بزرگ ایران به ویژه تهران دیگر تاب و توان تحمل این جنب و جوش‌ها را نداشت كوچه‌های تنگ و باریك، گذرهای خاكی، میدان‌های كوچك محلات اینك در اثر فشار تردد واگن‌های اسبی، ازدحام جمعیت و سفرها و رفت و آمدهای بی‌شمار پوست می‌تركاندند، خانه‌ها نیز نمی‌توانستند در قالب اندرون و بیرون محبوس باشند. معماری اندرونی كه نیمی از جمعیت زنان و كودكان را از غوغای شهرها به دور نگاه می‌داشت اینك مفهوم خود را از دست داده بود.

اگر زن‌ها سودای هم‌آوازی با مردان انقلابی مشروطیت را نداشتند (كه آنها چنین سودایی به سر داشتند) لااقل نوجوانان از این سودا بَری نبودند. پس همان‌گونه كه گذرها در زیر رفت و آمد واگن‌های اسبی كه در این اواخر به اتومبیل تبدیل شده بودند پوست می‌تركاندند. خانه‌ها نیز پنجره‌هایشان را به سوی معبرها می‌گشودند. بدین ترتیب معماری درونی و اندرونی خانه‌ها جای خود را به معماری كه نما و فاساد كه پنجره گشوده به خیابان و كوچه داشت واگذار می‌كرد. سكوهای كنار درهای ورودی اصلی خانه‌ها محل پچ‌پچ زن‌هایی شده بود كه از جفای رفته بر آنها و جفای رفته بر ملت ایران سخن‌ها داشتند.

شهر چاره‌ای جز تركاندن كالبد خود و پوست به دور انداختن نداشت. نه تنها دیوار تهران شاه طهماسبی كه دو دیوار (با حصار) تو در تو شهر و ارگ (محل سكونت‌گاه سلطنتی) را امن می‌كرد. بلكه دیوار فراخ‌تر شده ناصرالدین‌شاه شاهی نیز نمی‌توانست این همه جنب و جوش و تردد و تحرك را در خود محصور دارد و بدین ترتیب جدایی بین تهران و دیگر نقاط كشور را حفظ كند.

نقشه‌های مانده از آن روزگار نشان می‌دهد كه خیابان به معنی و مفهوم امروزی آن از زمان ناصرالدین‌شاه و تا آخر حكومت قاجار كم‌كم به عنوان یك عنصر مهم شهری كه توان تحمل تردد و تحرك جدید را داشته باشد به همراه میدان‌ها، آن هم نیز با مفهوم جدید شهرسازی كم‌كم گسترش می‌یابند.

میدان توپخانه با تعبیر و تفسیر شهر قرون وسطی كه باید در درون شهر محصور شده و دوازده دروازه‌ای تهران، صاحب دروازه‌هایی جداگانه برای كنترل آمد و شد باشد ساخته شده بود. دروازه‌هایی كه محله لاله‌زار، باب‌همایون و سنگلچ را از میدان جدا نگاه می‌داشتند. با وجودی كه در چهارسوی میدان، ساختمان‌ها با حجراتی كه در درون آنها توپ‌ها قرار داشتند تعریف جدیدی از میدان را در شهرسازی ایران باب می‌كردند. ولی این میدان باید آن طور ساخته می‌شد كه واگن‌های اسبی و بعدها اتومبیل به جای كاروان‌ها و احشام در آن تردد نمایند. حوض و فواره‌ای وسط میدان هوا و فضای تلطیف شده برای تجمع و تأمین روابط شهروندی، شهروندان تهران را فراهم می‌كرد. مردم از این میدان به سوی باغ‌های لاله‌زار و نگارستان كه به تدریج در آنها كافه‌ها و دكان‌ها و مغازه‌هایی به سبك اروپایی برپا می‌شد و هم‌چنین به سوی باغستان‌های سنگلچ رهسپار می‌شدند. جمعیت تهران چنان متراكم شده بود كه بدون حضور و تردد در این باغ‌ها و باغستان‌ها قابل تحول نبود.

در اصفهان وقتی كه مردم از معبری كه خیابان چهارباغ در آنها ساخته شده بود گذر می‌كردند، پلی در پیش روی داشتند كه صفای زاینده‌رود را در روح و كالبد آنها می‌دمید. سی و سه پل كه الله‌وردی‌خان، سردار شاه‌عباس، هم برای عبور و هم برای استفاده از زاینده‌رود به عنوان سیل‌بند و گردش‌گاه ساخته بود، پلی بود كه برعكس پل‌های امروزی ایران كه نماد ناهم‌گونی از كاربرد غلط تكنولوژی هستند، از معماری زیبا و موزونی برخوردار بود.

ولی تهران از چنین موهبتی (داشتن رودی در درون شهر و پلی مصفا بر آن)، محروم بود انارستان‌های تهران در هم كوبیده شد و خانه‌های خشتی، صفا و سرسبزی تهران طهماسبی را به هم ریخته بودند. شاید تاحدی باغ‌های نگارستان، لاله‌زا و قصر قجر و تا حدودی باغستان‌های سنگلج می‌توانست از تهران كه اینك نشیمن‌گاه و یا پایتخت بود خشكی‌زدایی كنند. مردم برای فرار از خشكی تهران به ییلاق، شمیرانات و باغ‌های زرگنده، صاحبقرانیه، قیطریه، تجریش، فردوس پناه می‌بردند و همان‌طور كه قبلاً گفته شد جاده‌ای برای وصل این نقاط به تهران نیز كشیده شده بود. جاده شمیران كه به دروازه دولت و دروازه شمیران وصل می‌شد.

وقتی سرتیپ رضاخان از فرماندهان فزاق از فرمان امیرهمایون فرمانده قزاقان منصوب شده از طرف احمدشاه سر باز زد و به همراه سیدضیاءالدین طباطبایی حمایت شده دولت انگلیس به سوی تهران قشون رهسپار كرد، در كاروانسرای سنگ در جنوب غربی تهران مدتی در انتظار ماند كه تا گزارش امیرهمایون به شاه برسد كه دیگر دورازه‌های ناصرالدین‌شاهی، تاب عراده توپ‌های قرن بیستمی را ندارد. پس آن همه خندق، تل و خاك، حصار و برج و بارو و دروازه عملكرد (function) خود را از دست داده بود. فرمان احمدشاه دائر بر عدم مقاومت در مقابل قشون قزاق و باز گذاردن دروازه‌ها به مثابه فرمان تغییر كالبد شهرسازی تهران بود كه دیگر به روش قرون وسطایی نمی‌توانست شهری زنده باشد. و این در حالی بود كه آخرین خاطره‌ایی كه از مقاومت شهر قرون وسطایی در ذهن‌ها بود مقاومت اصفهان بود و در مقابل اشرف و محمود افغان، تا آن حد كه مردم اصفهان به فرمان شاه سلطان حسین در درون حصار شهر آنقدر محاصره شده باقی ماندند كه آدم‌ها ابتدا از گرسنگی موش‌ها را خوردند و سپس لاشه‌های آدم‌ها را و در نهایت اسارت افغان‌ها را پذیرفتند.

هر چند خاطره‌ای دیگر نیز از حصار شهر در ذهن‌ها بود و آن گشودن دروازه‌های شهر شیراز توسط كلانتر خائن شهر به روی آغامحمدخان قاجار برای درهم شكستن مقاومت لطفعلی‌خان زند و كشت و كشتار و جنایات فجیع توسط آن خواجه، به هر حال تمامی این خاطرات دال بر این نكته بود كه دروازه‌ها و دیواره‌های قرون وسطایی شهرها عملكرد دفاعی خود را از دست دادند، حتی با وجود آنكه عملكرد حصار، برج و بارو، دروازه‌ها به غیر از وظیفه دفاعی آن وظیفه كنترل بر عبور و مرور به شهر داشتند، دروازه‌ها در شب بسته می‌ماندند و كسی را اجازه ورود نبود مگر كه جواز ویژه داشته باشد. برای تردد از دروازه‌ها جواز و یا بلیط الزام‌آور بود و در هر دروازه‌ای مامورانی به كار گمارده بودند تا اسامی افرادی را كه وارد یا خارج می‌شدند ثبت كنند. هیچكدام اینها، چه وظیفه دفاعی دروازه‌ها و حصار و چه وظیفه كنترل عبور و مرور، دیگر با زمان مطابقت نداشتند. در نتیجه شهرها باید گشاده به روی مسافران كه پی‌آمد آن هجوم مهاجران بود باز بمانند.

چرا كه مهاجران به راحتی به شهر دسترسی می‌یابند و این آغاز مهاجرپذیری شهرها به ویژه تهران بود كه تاكنون به عنوان یك معضل شهری حل نشده باقی مانده است. عامل دیگر تغییر و رشد تهران، تغییر ساختار حكومت بود چند سالی پس از كودتای 1299 سیدضیاءالدین طباطبایی و سرتیپ رضاخان، حكومت قاجاریه به سلطنت آخرین قاجارها، احمدشاه،‌ در هم كوبیده شد و رضاشاه به سلطنت انتخاب شد. این در حالی بود كه اتفاقات انقلاب اكتبر 1917 روسیه و غوغای قرارداد 1919 حكومت وقت با انگلیس (هرچند شاه قاجار آن را امضاء‌ نكرد) باعث بی‌قراری و پر جنب و جوشی تهران شده بود. تهران تكلیفش را با همسایه شمالی و سودای استعمارگرانه انگلیس هنوز مشخص نكرده بود. حكومت رضاشاه در آن زمان اگر آغاز یك تحول نبود به نشانه یك تحول آغاز شد.

به‌هر حال شهر و شهرسازی تهران نمی‌توانست در مقابل این تحولات بی‌تفاوت و تاثیرناپذیر باشد. ساختار حكومتی به تعریف جدیدی دست یافته بود و نمی‌توانست در درون حصار ارگ محصور و یا محبوس بماند. رفته رفته عناصر جدید شهری در كنار عناصر قدیمی شهر تعریف و شكل می‌پذیرفت و تهران بسوی نوگرایی و یا مدرنیزم سوق می‌یافت. تهران به عنوان پایتخت و با تمركز تمامی امور كشور در آن، باید عناصر حكومتی جدیدی را در خود جا می‌داد، عناصر شهری نظیر عمارات وزارتخانه‌های گوناگون ادارات، پادگان‌های نظامی، شهربانی، ژاندامری، دانشگاه و دارالعلوم‌های جدید،‌ مدارس متعدد دخترانه و پسرانه، بیمارستان‌ها، موزه‌ها، كتاب‌خانه‌ها،‌ پارك‌ها و گردش‌گاه‌ها، سینما‌ها، تأتر، مراكز عمده تجاری، سفارتخانه‌ها، ایستگاه‌ قطار برون شهری، رادیو، پست و تلگراف و صنایع نظیر قند و سیمان و چیت‌سازی و عوامل ارتباطی بین آنها، خیابان‌ها و میدان‌ها. رضاشاه هر چند قصر خود را در درون حصار ناصرالدین‌شاهی در محله‌ی حشمت‌الدوله ودر درون باغ‌های فرمانفرما به عنوان محل حكومتی احداث كرد ولی به خوبی می‌دانست كه سكونت جمعیت 250000 نفری در درون پهنه‌ای به وسعت 20 كیلومتر مربع نمی‌تواند دوام بیاورد. پس ضمن آنكه محل عناصر حكومتی نظیر وزارتخانه‌ها و ارتش و شهربانی و موزه و كتابخانه را در درون حصار در میدان مشق سابق و نزدیك محله ارگ سلطنتی و باغ‌شاه تعیین كرد برای تاسیس مراكز آموزشی و به ویژه دانشگاه به آن سوی دیوار روی آورد.

همان‌طور كه در پیش گفته شد، به علت آمد و شدی كه بین ایران و اروپا برقرار شد، به ویژه پس از آنكه ناصرالدین‌شاه سفرهای طولانی به اروپا انجام داد. در بافت قدیمی شهر تهران كه تاریخ ساخت آن به زمان شاه طهماسب صفوی می‌رسید تغییراتی به وجود آمد و ساخت خیابان هر چند درایران زمان صفویه و در شهر اصفهان مرسوم بود، در تهران در زمان ناصرالدین‌شاه آغاز و گسترش یافت. خیابان ناصریه (ناصرخسرو كنونی) كه ارگ را به دارالفنون و میدان توپ‌خانه وصل می‌كرد و بلوار سفرا و یا خیابان فردوسی كنونی از جمله چندین خیابان‌هایی بودند كه در زمان قاجارها احداث شدند.

در این زمان محمدحسین‌خان اعتمادالسلطنه كه چندین سال رئیس احتسابیه (شهرداری) تهران بوده به هشت خیابان بی‌آنكه نامی از آنها ببرد اشاره می‌كند: «و دیگر خیابان‌های داخله دارالخلافه است كه چهار خط آن به شكل مربع ابنیه ارگ مبارك را در میان گرفته و مربع دیگر به هزاران بار از آن بزرگتر خود شهر طهران قدیم را احاطه كرده است و از این هشت خط مزبور خیابان‌های دیگر بریده و به جمیع دروازه‌های دوازده‌گانه دارالخلافه ناصره كشیده شده است و خطوط خیابان‌های مستحدثات دیگر نیز كه از خلال محلات اخراج شده اینجا تصادف می‌كند و تقاطع می‌نماید و بر دو كرانه غالب این شوارع بی‌شمار همه جا غرس اشجار شده و حفر انهار گردیده است.

آن‌گاه خط خیابان را از دو دروازه جنوباً و شمالاً بیرون برده‌اند: از سمت جنوب به قصبه مشهد عبدالعظیم علیه التحیه و التكریم بركشیده‌اند و از سمت شمال به جمیع نقاط مهمه كه عبارت است از عمارات دولتی واقعه در سفح جبل البرز سهل‌الگای شمیران بگذرانیده‌اند. از طرفین این همه راه اشجار و میوه و لطف هوا و فرط صفا و شمیم گل‌ها و ریحان‌ها و نسیم باغ‌ها و بستان‌ها‌، عابرین را چنان منبسط و تردماغ می‌دارد كه خود رهنوردی و بیابان‌گردی كیفیت نزهت بوستان و باغ می‌بخشد و مابین تمام این خطوط خیابانات بیرونی و درونی به دست مهندسان چابك قیمان چالاك بر آیین معابر عامه ممالك اروپا شوسه شده است. همه جا عراده می‌رود و كالسكه می‌گردد و در بعضی از خیابان‌های داخله چراغ گاز و برق نیز ایجاد شده است و محض تنظیف و تصفیه خیابان‌های شهر هر ساله تقریباً شش هزار تومان نقد و جنس از جانب دولت جاوید اكتساب صرف عمله احتساب می‌شود.» مهندس محسن معتمدی در تحقیقی كه در كتاب جغرافیای تاریخی تهران به عمل آورده ضمن نقل مطالب بالا به نام این خیابان‌ها و تشریح موقعیت آنها اشاره می‌كند:

  1. خیابان علاءالدوله كه در سال 1312 خورشیدی در تدارك «هزاره فردوسی» نام خیابان فردوسی به آن نهادند.
  2. خیابان استخر كه ابتدای آن خیابان «سپه» امام‌خمینی فعلی و انتهای آن خیابان جامی است.
  3. خیابان امیریه كه هم‌اكنون نیز به همین نام شناخته می‌شود.
  4. خیابان سپهسالار كه از خیابان خانقاه شروع و به خیابان جمهوری شرقی ختم می‌شود.
  5. خیابان باغ صبا كه جزئی از خیابان دكتر شریعتی (جاده قدیم شمیران) است.
  6. خیابان جُبه‌خانه كه از چهارراه گلوبندك تا مسجد امام (مسجد شاه سابق) است.
  7. خیابان جلیل‌آباد كه جزیی از محله سنگلج بود.
  8. خیابان سرآب وزیر در حد فاصل میدان شاهپور و خیابان امیریه
  9. خیابان منیریه جنب خیابان امیریه
  10. خیابان مهدی‌خان در فاصله میدان شاهپور تا امیریه
  11. خیابان ناصریه یا ناصرخسرو فعلی
  12. خیابان باغ‌وحش كه امروز به نام خیابان اكباتان (ملت) مشهور است.

به هر حال تهران رضاشاهی كه جمعیت آن به علت تغییر ساختار حكومتی و ایجاد مراكز اداری و بوروكراتیك و هم‌چنین استقرار قشون و تأسیس شهربانی و ژاندارمری به تعداد قابل ملاحظه‌ای افزوده شده بود، مجبور بود برای گسترش بیشتر و جای دادن عناصر شهری جدید كه قبلاً نام آنها برده شد و ایجاد سكونت‌گاه متناسب زندگی كارگزاران دولت و سپاهیان و هم‌چنین مستقر ساختن محله‌های تجاری كه باید رفته‌رفته جایگزین بازار سنتی می‌شد و نیز استقرار صنایع جدید كه با احداث كارخانجات گوناگون رو به گسترش بود، دیوار ناصری را در هم نوردد واز چهار سوی شهر به آن سوی دیوار گسترده شود.

در فرم جدید شهر، خیابان‌ها می‌بایست وسعت و فراخی بیشتری برای تأمین تردد اتومبیل‌ها كه جایگزین درشكه‌ها و ترامواهای اسبی شده بودند داشته باشند.

همچنین میدان‌ها همان‌گونه كه در مورد میدان توپ‌خانه گفته شد، دیگر با فرم و شكل قرون وسطایی خود و دروازه‌هایی كه آنها را از معابر شهری جدا نگاه می‌داشت نمی‌توانستند در مقابل تردد وسایط جدید نقلیه و تردد جمعیت افزون یافته تهران عملكر مناسب داشته باشند.

هفت سال پس از روی كار آمدن رضاشاه به سال 1311 جمعیت شهر تهران بالغ‌بر 309689 نفر بود كه 249504 نفر آن در داخل حصار و برج و باروی تهران و بقیه 60635 نفر یعنی قریب یك چهارم ساكنان داخل محدوده در خارج از حصار سكونت داشتند و بدین ترتیب حصار و برج و باروی تهران كه به تدریج در اثر بی‌توجهی و از دست دادن عملكرد مناسب خود از اهمیت افتاده و رو به خرابی گذارده بود از سال 1311 رسماً تخریب و در سال 1316 تخریب آن و هم‌چنین دروازه‌های مربوط به آن اتمام یافت و خندق‌های پیرامون آن پر و به جای آن‌ها خیابان‌های جدید شاه‌رضا، شوش، شهباز و سی‌متری در شمال و جنوب و شرق و غرب حصار شهر ساخته شد اینك شهر تهران به شبكه‌ای از خیابان‌های وسیع و پهن شمالی و جنوبی و شرقی و غربی مبدل شده بود كه می‌توانست پاسخ‌گوی ارتباطات درون شهری بین محله‌های اداری، تجاری، مسكونی و صنعتی باشد.

تعداد پنج محله قدیمی شهر در زمان قاجاریه 1- ارگ، 2- بازار، 3- عودلاجان، 4- چاله‌میدان، 5- سنگلج و همچنین 6- محله جدیدالاتاسیس دولت در اوایل حكومت رضاشاه این محلات به ده محله در درون حصار افزایش یافتند كه محله‌های جدید عبارت بودند از: 7- قنات‌آباد، 8- حسن‌آباد، 9- قاجاریه، 10- شهرنو.

در این دوره و قبل از تخریب حصار، همانطور كه به جمعیت محله‌های درون حصار افزوده می‌شد، محله‌های جدید در خارج از حصار مانند محله‌های دروازه شمیران، عشرت‌آباد، تخت‌جمشید، دروازه قزوین و … به وجود آمدند.

كه طبقات جدید شهری، كارگران و كارمندان و نظامیان را در خود جای دادند. تشكیل طبقات جدید شهری نظیر سرمایه‌داران، صاحب‌منصبان عالی‌رتبه دولتی و ارتشی، تجار و كسبه صاحب اموال و سرمایه باعث شد تا محل سكونت آنها از دیگر طبقات اجتماعی نظیر كارگران، پیشه‌وران جزء، مهاجران و غربتی‌ها جدا شود و طبقات گروه اول بیشتر به طرف شمال شهر متمایل شدند. مهندس احمد سعیدنیا در مقاله ساختار شهر تهران معاصر به نقل از دكتر محسن حبیبی می‌نویسد:

برای نوسازی شهر، احداث خیابان یكی از اقدامات اساسی بود. هر روز پرچم‌های سرخ بر سر خانه‌ها نصب می‌شد و به دنبال آن مأموران شهرداری برای خراب كردن سرمی‌رسیدند.

برای توسعه خیابان‌ها و نوسازی شهر، در سال 1312 قانون تعریض و توسعه معابر از تصویب مجلس گذشت و برای اجرای طرح‌های نوسازی تهران، تسهیلات قانونی فراهم آمد. نقشه جدیدی ابتدا در سال 1309 و سپس در سال 1316 برای شهر تهران تهیه شد براساس این طرح شهر تهران تبدیل به شهر نوینی مطابق الگوی غربی می‌گردید.

از سال 1309 تعریض خیابان‌های خیام، ناصرخسرو، فردوسی، استانبول، شاه‌آباد، نظامیه،‌ سیروس، شاپور، امیریه، مولوی (اسماعیل بزاز) و خانی‌آباد شروع شده بود. در سال 1318 امتداد این خیابان‌ها و خیابان‌های پهلوی و كاخ احداث شدند. چهار خیابان دور شهر، خیابان‌های شاهرضا، شوش، شهباز و سی‌متری بر روی خندق‌های شهر كه در سال 1311 پر شده بودند، ساخته شدند.

در دوره رضاشاه در شمال شهر تهران یك شهر جدید احداث شد با ساختمان‌های نوین، خیابان‌های عریض مشجر و میدان‌های بزرگ قسمت جدید شهر در حول محور غربی ـ شرقی شاهرضا و محور شمالی- جنوبی خیابان فردوسی شكل گرفت. در این منطقه بیشترین ساختمان‌های دولتی و عمومی مانند، دانشگاه، بیمارستان‌ها، دبیرستان‌ها، سفارت‌خانه‌های خارجی و مراكز تمدنی جدید ساخته شدند. افتتاح هتل و كافه بلدیه (شهرداری) در سال 1311 در چهارراه پهلوی با حضور هیات دولت و سفرای خارجی صورت گرفت و سرتیپ بوذرجمهری رئیس بلدیه از میهمانان پذیرایی نمود. هتل‌ها و كافه‌ها، سینما و تأتر در خیابان‌های لاله‌زار به‌وجود آمدند.

در كنار مركز قدیمی شهر در محوطه ارگ قدیمی مركز عظیم وزارتخانه‌های دولتی قد علم كرد وزارتخانه‌ها و سازمان‌های ارتش و باشگاه افسران در محوطه ارگ سلطنتی و میدان مشق (باغ ملی) احداث شدند و كاخ‌های سلطنتی از مركز شهر به غرب شهر منتقل گردیدند و كاخ كامران میرزا به نام امیریه، تبدیل به دانشكده افسری شد.

مركز جدید دولتی با خیابان های منظم احاطه شدند. خیابان‌های خیام، بوذرجمهری، سپه، سوم‌اسفند، میدان توپخانه و خیابان فردوسی محل استقرار ساختمان‌های مختلف دولتی،‌ بانك‌ها و سازمان‌های نظامی گردیدند.

مراكز تجاری و خدماتی در طول خیابان‌های جدید مركز شهر جسته و گریخته به‌وجود آمدند. خیابان لاله‌زار و استانبول با پیدایش هتل‌ها، كافه‌ها، سینما و تئاتر و مغازه‌های جدید نقش گردش‌گاهی یافتند و مغازه‌های جدید در خیابان‌های ناصرخسرو، چراغ‌برق، سپه و بوذرجمهری بخشی از نقش تجاری بازار را به عهده گرفتند.

ادامه دارد ( قسمت دوم مقاله تهران سیر تحول)

بررسی و نوشته: بیژن کاموری مقدم
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

 

استان مرتبط : تهران  
عضو مرتبط :   


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید