تاریخ آخرین ویرایش : چهار شنبه،21-6-1397
تعداد بازدید :22

تهران شهر بدون ‌معماری

زندگی‌ها به ویژه در تهران انگار با بتون مهر و موم شده و شهروندان را به زندگی بومی دسترسی نیست؛ این بتون‌ها یا همان نماد نیرومند جهان نو با پس‎راندن نمادهای سنتی طبیعی معماری در غرب و آمریکا و اروپا نیز چیرگی یافته است؛ برای نمونه در کارهای اُسکار نیم‎یر در کلیسای بریزلیا و جایگاه سازمان ملل دیده می‌شود؛ کم‌اند طراحانی همچو الوار آلتو و کین‌کوکما(ژاپنی) که از آجر و چوب زیاد در ساختمان‎ها بهره ببرند.

تهران را نه با معماریش می‌شود شناخت، نه از آرایش و پیرایش ظاهری آدم‌هایش؛ انگار پرتوهای معماری بسیار نیرومند است که با دگردیسی خود، مد شهروندانش را دیگرگون می‌سازد و از خلاقیت و شکوفایی می‌اندازد.

معماری آرمان‌گرا

«معماری، سامانه ارزش‎گذاری در هر دوره است» از دیگر باورهای اتو واگنر (۱۸۴۱ـ ۱۹۱۸) معمار اتریشی این بود که شهر مدرن بهتر است بر بنیاد نیازهای ماندگاران آن طراحی شود.‏

واگنر به جهان صنعت نیز خوش‌نگر بود ولی اگر زندگانی‌اش به جای ۵۷ سال تا ۱۰۰سال می‎پایید با دیدن آن‌ور چهره لگدمال‎گر صنعت به آن بدنگر می‌شد.

شگرد (استیل) واگنر در معماری، گرایش به ساختمایه (مصالح) مدرن در ساختارهای نو بود؛ اما او به همان اندازه که در سازه‌های معماریش نهان‌بین و آینده‎آگاه است در پهنه شهرسازی، نمودی نارکارا دارد؛ برای نمونه در طرح یک کوی مسکونی در وین (با هدف پیش‌گیری از بی‌سامانی) با کاشانه (آپارتمان‌های) ۵ ‎آشکوبهِ پیش‎پا افتاده اروپایی، یک معمار زمینگیر می‎نماید.

آزموده‌های دو شهر وین و تهران

گلمر خطیبی ـ دبیر نمایشگاه شهر بی‎انتها کم‌ترین هُنایش نمایشگاه را بدهربستن تجربه‎ها می‎داند: اتو واگنر از مهم‌ترین معماران پایان سده بیست در وین نقش بزرگی داشته است. او پروژه‌ای با نام شهر بی‌انتها دارد که گمان کردم بد نیست به بهانه به نمایش گذاشتن آن، متخصصان درباره‌اش گفت‏‎وگو کنند.‏

بی‌گمان در دوران ما جا دارد روش‌های تازه‌تر جایگزین پروژه‌های ۱۰۰ سال پیش شود و با دستاویز طرح شهر بی‌انتها، تجربیات دو شهر وین و تهران مقایسه شود. ‏

تهران نیز گیراییِ ویژه خود را دارد اما امروز وین یکی از بهترین شهرها به سبب کیفیت زندگی است و پر بیراه نیست که با ایده‎برداری از آن در کلانشهرها بهره برد.‏

در نمایشگاه۷۰ تابلو از کارهای واگنر و همزمان با نمایشگاهی در وین برگزار شده بود ولی نمایشگاه وین بخش گسترده‌تری از کارهای واگنر بود. نمایشگاه تهران بیشتر بر روی طرح شهر بی‌انتها و ساختار شهری تمرکز داشت که تابلوهایش از سوی من و دکتر نیرهاوس گرد آمده بود.‏

دوستان و دشمنان واگنر ‏

سفیر اتریش در تهران ـ استفان شولتز هم از بستگی‌های نزدیک و دور ایران و اتریش گفته است و هم از جایگاه واگنر در اتریش: در نمایشگاه، دستاوردهای چشمگیر و قابل توجه واگنر را در ۱۰۰ سال در پیش رو بود و این فرصت که با افکار این هنرمند برجسته آشنا شویم.‏

کارهای واگنر به گونه‌ای از دیگر معماران اتریش متمایز است زیرا در راستای تعالی شهر بود. او توانست معماری وین را مدرنیزه کند البته هواداران پرشور و مخالفان سرسخت نیز دارد.‏

ویژگی شبکه راه‌آهن، برخاسته از آینده‎نگاهیِ واگنر برای ترابری همگانی‌ست. شبکه راه‎آهن از شمار کارهای اوست و نمونه‌ مدرنیزگی شهر وین. ‏

نه تنها طرح‌های شهری بلکه کارهای تئوریک واگنر نیز ارزشمند است؛ به ویژه تحقیقی که او با نام شهر بی‌انتها انجام داده که بازنمای فضای شهری پیشرفته به گونه‌ای دلپسند است.‏

همراهی شاگردان واگنر با استادان تهرانی، تأثیر زیادی در این شهر داشته است. ویکتور گروئن یکی از شاگردانی است که با همکاری عبدالعزیز فرمانفرمایان نخستین طرح کلانشهر تهران را ارائه کرد. گابریل گورکیان یکی دیگر از شاگردان واگنر بود که ساختمان وزارت جنگ، وزارت صنایع و دیگر نمونه‌های دولتی را در تهران طراحی کرده است.‏

جایگزین‌های ناشایست

معاون هنری وزارت ارشاد باور دارد که اگر پیروی از سنت در معماری لحاظ نمی‏‎شود دست‎کم از آسیب به حریم ساختمان‎های قدیمی پرهیز شود: شهرهای قدیم ایران دارای هویت شهرسازی است، در معماری ۱۰۰ سال گذشته یزد و تبریز معماری با طبیعت و آداب و فرهنگ در ارتباط با مردم و خانواده است که با دیدن یک تصویر دورنما شهرها از یکدیگر قابل تشخیص بود؛ ولی آن‌چه امروز در معماری ما اتفاق افتاده آن را یک کشکول کرده است.‏

مگر دوره‌ای که معماران آلمانی در تهران شماری ساختمان دولتی مانند موزه و کتابخانه ملی را ساختند و همین الگو در شماری از خانه‎ها نیز در مرکز شهر پیاده شد، الگویی به نام معماری ویژه تهران پدید نیامد. ‏

معماری سنتی خانه‏های تهران وام‌دار شهرهای تاریخی ایران است؛ این خانه‎ها هنوز هم در جنوب تهران پابرجاست و گام‎آرام، جای خود را به آپارتمان‎هایی در دور و بر کوچه‎های تنگ می‌دهد. این شکل خانه‎سازی در بیشتر شهرهای قدیمی ایران مانند یزد، کاشان و تبریز نیز دیده می‌شود. در کنار نبود الگویی برای طراحی فضاهای همگانی و خانه‌ها در تهران، گواه نابودیِ مانده میراث معماری ایران خواهیم بود.

شماری از سازه‌های دولتی و همگانی در سال‎های گذشته جای خود را به ساختمان‎های جدید داده است. مجلس شورا به بنای مدرن سه‌گوش میدان بهارستان رفته است این سازه انگار از نیویورک آمده است. دژ آزادی (نماد تهران) با طاق‎، کاشی‎کاری و نقش هندسه، جایش به برج میلاد (معماری آسیای شرقی) داده است. شهرداری تهران تا توانسته بر پیکر شکسته کوی و برزن‌های شهر آسمانخراش و بلوار و اتوبان‎های سوار بر هم ساخته است. این آشفتگی در سازه‎های ناهمگن چهارراه ولی‌عصر دیده می‌شود.‏

در کنار ساختمان قدیمی تئاتر شهر (نماد تئاتر ایران) مسجدی تمام بتونی ساخته شده است؛ در سازه‌های سنتی اهمیت‎دادن به منظرگاه زیاد بود و به بستگیِ سنجیده میان‌سازه و چشم‎انداز رو به رو(جنگل، کوه، رود) اندیشیده می‏‎شد؛ که در ساخت و سازهای شهری از ورود به دایره آن‌ها پرهیز می‎شود مانند ره‎بانی از محیط طبیعی بنا، جلوگیری از ساخت سازه‎های بلند در نزدیکی بنا که به ویژگی تاریخی‌اش خدشه نزند و آشفتگیِ محیطی پدید نیاید، پرهیز از مواد ناهمگون در کنار بنا و جلوگیری از کاهش یا افزایش تراکم.

آنچه معمار را غنی می‌سازد

حسینی ـ معاون هنری وزارت ارشاد در ادامه می‌گوید که واگنر و امثال او هم به اشکال طبیعی و طبیعت توجه دارند و هم به حضور شهروندان و شهر را همانند یک ارگان یک‎پارچه می‎بینند: واگنر از بزرگ‎ترین معماران اتریش، ویژگی‎های خاص خود را در آثارش به نمایش گذاشته است. او در واقع یک عنصر را نمی‎سازد که از کنار سایر عناصر بگذرد بلکه هر بنایی را از نظر وضعی، کاربرد و نیازهایش می‎سنجد.

او تلاش می‎کند به شهر یک جلوه به هم پیوسته بدهد؛ برخلاف کسانی که فقط به واحدهایی که در اختیارشان قرار می‎گیرد می‏پردازند؛ به همین دلیل ممکن است واحدهای شهری هر کدام زیبایی خاصی داشته باشد اما در نهایت و در مجموعه شهری کل، یکپارچه و همگرا نباشد. معماران جوان با توجه به کارهایش از او می‎آموزند که به شهر و معماری باید به صورت کلیت به هم پیوسته نگاه کرد.‏

ایراد معماری و شهرسازی امروزی از همه ما است و نباید بین مسئول و غیر مسئول تفاوتی قائل شد. ما در تربیت نسل جوان معمار و مدیران هنری هم اقدامی نکرده‏ایم. متأسفانه در بسیاری از حوزه‌های فرهنگی و هنری کشور دارای مشکل هستیم.‏

شهرهای قدیم ایران دارای هویت شهرسازی است؛ در معماری ۱۰۰ سال گذشته یزد و تبریز معماری با طبیعت و آداب و فرهنگ مردم و ارتباطات خانوادگی عجین است که با دیدن یک تصویر دورنما شهرها از یکدیگر قابل تشخیص بودند. ما معماران بزرگ و مهمی داشتیم اما امروز از داشته‏‎هامان چشم‌پوشی کرده‏‎ایم و از طرفی به تجربیات جدید هم به عنوان کل یکپارچه نپرداخته‏‎ایم. شاید معماران ما در گذشته در بسیاری از حوزه‏‎های علم و هنر تخصص داشتند که در آثارشان هم بارز است. طراح فرهنگسرای نیاوران در دو رشته مردم‌شناسی و معماری تحصیل کرده است. تحصیل با توجه به دیدگاه مطالعاتی، فرد را غنی می‎سازد. تحصیلات کارآمد طراح در این زمینه کمک شایانی به او کرده است.‏

اما وقتی امروز صرف معماری و زیباساختن ساختمان برای ما مهم می‌شود ارزش‌هایی نیز فدا می‏شود؛ اما وقتی یک معمار با جامعه‏‎شناسی، روانشناسی، فرهنگ و هنر و پیوندهای عمیق و گسترده دارد معماری اصیل و با هویت ارائه می‏دهد.‏

آنچه امروز در معماری ما اتفاق افتاده آن را تبدیل به یک کشکول کرده است. معماری ما با کژ‎سلیقه‎گی، یک سامان پیوسته و هویت مستقل ندارد؛ باید یاد بگیریم سلیقه‎های مختلف را بپذیریم و رنگارنگیِ خوش جلوه‌های هنر را در ذهن مجسم کنیم و برای یک هویت کلی گام برداریم.‏

پیشینه پربار معماری ایران

رئیس شورای اسلامی شهر تهران می‌گوید پایتخت به لحاظ نمای ظاهری هویت‌باخته است: ایران به لحاظ معماری دارای پیشینه و تجربه فراوان است؛ در چنین شرایطی به دنبال معماری دیگر کشورها رفتن و تقلید از آن‌ها خیانت به هویت ملی است؛ معماری بی‌هویت یکی از موضوعاتی است که موجب تهی ‎شدن شهروندان از فرهنگ اصیل ایرانی می‎شود.‏

زنده نگه‎داشتن فرهنگ تنها در شعر و فلسفه نیست بلکه معماری هم در درون خود شعر و فلسفه را گنجانده است ضمن این که در دنیا هرگاه بخواهند فرهنگ ایرانی را نشان دهند یکی از نماهای ایرانی را به نمایش می‌گذارند.‏

شیوه طراحی نما پس از ساخت بنا، طراحی داخل و طراحی نما کار معمارانه‌ای است و باید برای ایجاد نما به عنوان بخشی از حجم کار ساخت و ساز از همان ابتدای طراحی برنامه‏‎ریزی شود.‏

شهر تهران به لحاظ نما شهری بی‎هویت است. آن چه امروز در شهر ساخته می‎شود به ویژه از لحاظ نما دارای هویت نیست؛ نتیجه این موضوع این که امروز شهری بی‎هویتی داریم.‏

تهران می‎توانست دارای هویت معماری باشد و معماری شاخص خود را داشته باشد ولی متاسفانه رها شد و به صورت فعلی در آمد و اصلاح آن مشکل و زمان بر است.‏

سبب چنین رخدادی با ریشه فرهنگی تقلید گرایی است. نیمی از ساختمان‌ها به وسیله کسانی ساخته می‌شود که فاقد تحصیلات دانشگاهی هستند و این افراد ساختمان خود را از روی نمونه‌های وارداتی می‎سازند.‏

برخی از ساختمان‌ها نیز برای تفاخر بر دیگران به گونه‏‎ای ساخته می‎شود که شایسته کشور ایران با معماری اصیل ایرانی نیست. مدل‌های این‌گونه نماها از دوران‌های گذشته، ساختمان‏‎های اروپایی تقلید شده‏‎اند که در قرون ۱۴ و ۱۵ میلادی گرایشی مجدد به آن‏‎ها ایجاد شد.‏

نمای این ساختمان به صورت نامتجانس ایجاد شده و به ساختمان‌های جدید چسبانده شده است. متأسفانه این گونه ساختمان‏‎ها توسط سازندگان تقلید می‎شود.‏

معماری رومی به عنوان یکی از اینگونه معماری‎های نامتجانس با معماری ایرانی در فروش ساختمان‏‎ها به عنوان یکی از محاسن عنوان می‎شود و این باعث تشویق در ساخت این گونه نماها می‌شود. رومیان بخشی از معماری خود را مرهون معماری ایرانی هستند به گونه‌ای که گنبد در معماری رومی تقلیدی از معماری ایرانی است.‏

این‌گونه نماها نشان‏‎دهنده پریشانی ذهنی طراح است. این‎گونه نماها چون بر پایه تقلید و مدگرایی ایجاد می‎شود مانند پوشاک پس از مدتی صاحب را خسته می‎کند؛ این در حالی است که نمی‎توان ساختمان را به مانند دیگر پدیده‌ها عوض کرد.‏

ساختمان ساخته می‎شود که تا مدت‎ها پابرجا بماند ولی صاحبش پس از چند سال به دلایلی همچون خسته‌شدن از نمای ساختمان و یا برای استفاده از اضافه بنا می‎خواهد خانه را تغییر دهد و ساخت‌اش موجب هدرشد منابع ملی است. ‏

‏ آیا منظر امروز شهر می‎تواند آرامش روانی ایجاد کند یا این منظر بیشتر اغتشاش روانی ایجاد می‎کند؟ بر این اساس در شورای شهر تهران بر آن شدیم کار جدی در این قلمرو انجام دهیم که چیدمان آن انجام شده است و امیدواریم در آینده به اهداف آن برسیم. بر اساس این مصوبه طرح ساختمان‏‎های شهرداری نیز باید در هیات داوری انتخاب شوند.‏

در حالی تمام پارلمان‌ها در جهان نشان‌گر فرهنگ آن کشور است و از زیباترین ساختمان‌ها در آن کشور است که ساختمان‏‎های شهرداری ما برای پارلمان محلی نمونه‏‎های خوبی برای معماری نیست و ساختمان‌های زشتی است.‏

در حالی ساختمان وزارت نیرو و بانک مرکزی باید به عنوان نمادهای ذخیره انرژی و اقتصاد کشور باشند که ساختمان‏‎های آن‏‎ها نمونه‎ای از هدر رفت انرژی شناخته می‎شود.‏

ساختمان‏های دولتی منبع و ثروت ملی است و باید برای سالیان و قرن‏‎ها باقی بماند و باید بر این اساس این ساختمان‌ها ساخته شود.‏

راز معماری شهر وین

معاون شهرسازی و معماری شهرداری نیز باور دارد: سازه فرهنگسرای نیاوران و نمونه‌های مشابه آن یادآور تلاش معماران نامی ایران است. امروز در خطوط اصلی شهر تهران می‌بینیم بیشتر طراحان برای دورانی است که توسط ویکتور گروئن و عبدالعزیز فرمانفرمایان انجام شد.‏

وین الگوی مناسبی در مدیریت شهری است. استمرار تاریخ در معماری وین بسیار به چشم می‌خورد و قدیم و جدید با مدیریت در کنار هم است. افق دید بلند واگنر در این جمله پیداست که هرآنچه کاربردی نیست، زیبا نیست. او در زمانی که مفهوم کلانشهر هنوز وجود نداشت، چنین دیدگاهی داشت. این هنرمند به چنین مباحثی پرداخته که نشان از دیدگاه گسترده او دارد.‏

علی‌ درویشی

برگرفته از رونامه اطلاعات 

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید