تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1865

تهران شهر خوبی نخواهد شد

 

خلاصه:

تعریف آرمانشهر برای تهران از نقطه نظر حریم،خلوت و دیگر پارادایم های قدیمی مربوط به خانه دیگر کهنه و بی اثر شده است.تهران باید برای آرمانشهر خود روی به فضاهای جمعی زندگی آورد.فضاهای شهری جدید که مردم در طول روز در آنجا زندگی کنند.این مهم را شرایط زندگی جدید،محیط های کاری ما،روابط جدید ما با دوستانمان تحمیل می کند.بی شک معماری ای که در جهت حل مشکلات مردم باشد بیش از معماری که بخواهد برای آنان خطوط جدید زندگی تعریف کند موفق است.این معماری،پنهانی آنان را تربیت میکندو فرهنگ سازی میکند.این معماری نازل نیست،فقط بجای اینکه سعی کند اصول قدیمی را به مرحله اجرا بگذارد،روش های جدید را تجربه میکند.پس موفق تر،محبوب تر و اثرگذار تر است.جالب تر آنکه این معماری بسیار ارزان،مینیمال و هنری است و نیاز به بودجه های کلان ندارد اما بسیار حل کننده است.

طوفان مغزی: (Brain Storming)

دیدن تجارب دیگر کشور ها و انتقال تجربیات به ایران امری خوب است اما چرا فقط آن بخش از اطلاعات قدیمی را می بینیم که به نفع ماست؟از طرفی چرا باید از آرمان های تاریخ مصرف گذشته حرف بزنیم وقتی در حل الفبای زمانه خود مانده ایم؟چرا رشته تخصصی ما این همه در جامعه ما غریب است؟ وقتی میدانیم فاصله فرهنگی از 500 کیلومتر دور تر از تهران فاصله 50 ساله به خود میگیرد چرا نگران هویت چهل تکه(شده)خود هستیم و سخن از آرمانشهر دینی میزنیم؟دین در قلب ماست،در فرهنگ ماست،در خون مردم ماست که باید تجلی یابد.وقتی می دانیم از یک خانواده پنج نفره چهار نفر از صبح تا شب در خیابان هستند و کار میکنند و تنها خانه را بعنوان خوابگاه می بینند چرا نگران ایوان و نور طبیعی هستیم.بیایید قبول کنیم این پارادایم هایی که بعنوان آرمان نگران آنها هستیم برای مردم ما نه تنها قابل فهم نیست که حتی مورد تمسخر نیز می باشد و برای همین است که معماری را لوکس می بینند.برای کشوری که سالانه 1.5میلیون خانه باید بسازد و مردم آن نیز همین را تنها میخواهند چرا ما باید بدنبال تعریف آرمانشهر پاریسی یا کالیفرنیایی باشیم؟وقتی که شرکت"تبدیل بالکن به فضای منزل"به غول اقتصادی تبدیل میشود ، این نشانه ای است از اینکه ما نیاز مردم را فراموش کرده ایم،حقیقت زندگی آنان را نمی بینیم و هدف گرفته ایم برای نیل به آرمانهای قدیمی!وظیفه ما چیست؟وقتی تنها درک مردم ما از ساختن برج در بافت کوتاه مرتبه تنها ضعیف شدن قدرت آنتن های شبکه وای فای اینتر نت آنها است چرا بحث های سنگین خلوت،حریم و ...را مطرح میکنیم تا معماری لوکس شود.من نیز به نوعی معماری خفیف،سبک،مشکل حل کن و کوتاه مدت اعتقاد دارم. راه حل های کوتاه مدت اثری بلند مدت دارند.من به این اصل بیشتر از طرح های کلان اعتقاد دارم.زیرا پتانسیل اجرایی ما در همین حد است.این حجم کاری را خوب میتوانیم از پسش بر بیاییم.اتفاقا مردم نیز با این اشل کاری راحت تر هستند.شاید با این کوچک بارقه های فرهنگی بتوان فرهنگ جدیدی تعریف کرد.زمانی آرمانشهر در بافت منازل تعریف می شد اما چه چیزی عوض نشده است که این موضوع عوض نشده باشد؟من اعتقاد دارم به همین میزان که توصیف آرمانشهر از نظر حیات در خانه  دیگر برای تهران قابل تعریف نیست،نسبتی جدید در حال تعریف است که غفلت از آن دردسر ساز خواهد بود.نوشتم که امروز همه در خارج از خانه زندگی میکنند اما شهر ما پذیرای این تغییر اجتماعی،اقتصادی نیست.بطور خلاصه شهر ما فضای جمعی ندارد.شهری که سطل زباله ندارد و باید زباله های خود را یا در سطل های بزرگ شهری بیاندازیم  یا در کیف خود نگه داری کنیم،بطور عیان صحبت می کند که من فضای زندگی جمعی ندارم.کنار گذر دارم اما آرام گذر ندارم.جای نشستن و استراحت ندارم.شهر من شهر دویدن است.نه نشستن و نظاره کردن.در شهر من حتی سیگار را باید سرپا کشید! جای گپ و گفت در تهران یعنی کافی شاپ،رستوران،تو تاکسی با موبایل،صف اتوبوس،تو مترو! به قیمت له کردن حقوق اولیه دیگران در محیط زندگی اجتماعی،تجاوز آشکار به ذهن دیگران که من میخوام پشت تلفن نزاع کنم،پچ پچ کنم و خلوت شهری تو را بشکنم و یک صورتحساب جالب با گزینه های عجیب حق سرویس،شش درصد مالیات بر ارزش افزوده و قیمت نهایی! این شهر آماده جهان جدید نیست.یک پریز در یک آلاچیق وسط پارک ندارد.لامپ ندارد.من نمیدانم چرا امنیت ملی اولویت اول ماست وقتی میدانیم بزه هنر اول ماست.ضربآهنگ ایدز از تورم چرا جلو زد؟شاید چون همه به خلوت رفتند،شاید چون شهر من جای نشستن و حرف زدن در زیر آفتاب و کنار سبزه نداشت....امنیت ملی ما 50 سال دیگر از جان مشتی بیمار روانی و  جسمی دفاع خواهد کرد!همه دنیا نگران امنیت ملی هستند اما مردم باید در سایه این امنیت رشد کنند،نه اینکه له شوند.شهر من آماده پذیرش مردم خسته از کار بعد از غروب خورشید نیست.شهر تاریک است.لامپ ندارد.پریز ندارد.زیرا احتمال بزه است! باید در این شهر بعد از کار فقط به خوابگاه برگردی و جلوی تلویزیون رفتار زشت،زننده و سبک را از فیلم های شبانه و مجریان آماتور ببینی.ما مشکل اصلی را که در حال تبدیل به بحران است را نمی بینیم و هدفی برای خود تعریف کرده ایم که اگر به آن برسیم باز مشکل داریم!در هیچ داستان و ضرب المثلی این چنین"فرو کردن سری در برف"را ندیدم.

Armanshahr 04

حتی در شهر آرمانی لوکوربوزیه نیز فضاهای زندگی جمعی بیش از فضاهای ساخته شده است و سعی شده بحث تراکم با بلند مرتبه سازی حل شود.اما از این آرمانشهر فقط ان بخشی را دیده ایم و هدف آرمانی خود قرار داده ایم که به نفعمان بوده  است.حتی اگر بحث مسکن در تهران حل شود،تهران شهر خوبی نخواهد شد.

فضای زندگی جمعی،حلقه گمشده معماری تهران فضای زندگی جمعی،حلقه گمشده معماری تهران

فضای زندگی جمعی،حلقه گمشده معماری تهران فضای زندگی جمعی،حلقه گمشده معماری تهران

عکس ها تزئینی نیستند!(واقعی هستند!)

علیرضا عظیمی

استان مرتبط : تهران  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید