تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :785

تهران پایتخت ... به کجا؟

  با شروع فصل سرد و رخ دادن پدیده  وارونگی و پیرو آن آلودگی هوا در تهران  ، دوباره بحث انتقال پایتخت گرم شده است. نظرات موافق و مخالف زیادی در این خصوص ابراز و دلایل مختلفی برای رد یا تائید آن ارائه می شود . هنگامی که صحبت از انتقال پایتخت می شود ، مجموعه ای از سوال های گوناگون در ذهن ایجاد می شود. اولین آنها و شاید مهمترینشان این است که چرا باید این انتقال صورت گیرد؟ به چه شکلی می خواهد صورت گیرد و با چه ابعادی؟ هدف از این انتقال چیست؟ دلایل این انتقال چیست؟ آلودگی هوای تهران؟ تراکم بیش از حد جمعیت و خودرو؟ زلزله خیزی تهران؟ یا اصولا اصل تمرکز زدایی و یا...

 این که قرار است چه بخش هایی از پایتخت به شهر دیگری منتقل شود خود می تواند راهنمایی برای این طرح باشد مثلا اینکه آیا قرار است همه فعالیت های سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ...  تهران به شهر دیگری منتقل شود یا فقط فعالیت های سیاسی منتقل می شوند مانند نمونه هایی که قبلا در جهان اتفاق افتاده است هم چون ترکیه ، برزیل، آلمان  ...

 

طبعا هر یک از این مقولات خود جای بحث فراوان و کار تخصصی طولانی مدت دارند که در این مختصر نمی گنجد اما به عنوان یک شهروند که کمی تخصصی تر به این موضوع نگاه می کند سوالات بیشتری  با کمی دقت یا شاید کمی وسواس بیشتر در ذهن  ایجاد می شود . در اینکه تهران شهر آلوده ، شلوغ و پر ازدحامی است جای شک وجود ندارد . مشکلات هرروزه هزاران نفر در این شهر بی در و پیکر بر کسی پوشیده نیست اما آیا چاره کار همین است؟ آیا اگر این انتقال صورت گیرد مشکلات تهران کم خواهد شد؟ آیا سرمایه گذاری عظیمی که در خصوص زیر ساخت های شهری برای تهران انجام شده است که حتما با در نظر گرفتن جمعیت مشخصی پیش بینی و انجام شده است ،  قرار است بدون استفاده بماند؟  یعنی هزاران کیلومتر خیابان ، تونل شهری  ، پل های هوایی ، بزرگراههای یک طبقه و دو طبقه که قطعا برای یک شهر بزرگ با جمعیت چند میلیونی در نظر گرفته شده است ، پارک های جدید ، شبکه های مترو ، اتوبوس و... بدون استفاده خواهند ماند  یا اینکه قرار است  همچنان چند میلیون نفر ساکن تهران از این امکانات استفاده کنند به این معنی که قرار است همچنان ساکن تهران بمانند  ولی اندکی از بار جمعیتی تهران بکاهیم و در شهر دیگری مجددا همین روش را ادامه دهیم. اصولا هنگامی که صحبت از انتقال پایتخت می شود یعنی همزمان  باید  هم برای شرایط جدیدی که متعاقب انتقال پایتخت از تهران به شهر دیگر به وجود می آید برنامه ریزی کنیم ( یعنی  برای تهرانی که دیگر پایتخت نخواهد بود اما باید بدانیم که قرار است چه نوع فعالیتی در آن انجام گیرد) و هم برای آینده  شهری که قرار است انتقال  به آن صورت بگیرد  و تبدیل به پایتخت جدید شود که ناگزیر مجموعه ای از کاربری های جدید  به آن منتقل و یا در آن  ایجاد  خواهد  شد. نتیجه انتقال این  کاربری ها این است که به هر روی می خواهیم جمعیتی را به شهر دیگری منتقل کنیم. زیر ساخت های جدیدی برای این شهر در نظر بگیریم، شبکه آب برای جمعیت پیش بینی شده که در آینده به آن شهر منتقل یا وارد می شوند در نظر بگیریم ، هم چنین شبکه برق ، تلفن ، فاضلاب و گاز. سیستم  جمع آوری زباله تعریف شود  ، سیستم حمل و نقل عمومی  شهری و مدیریت شهری پیش بینی شود  . فرودگاه بین المللی ایجاد شود  و متعاقب آن شبکه راه های شهری و بین شهری  علی الخصوص راه های  ارتباطی با تهران ، ایجاد پمپ های بنزین ، پمپ گاز ، پیش بینی و ساخت ساختمانهای ادارات و وزارتخانه های  دولتی ، پشتیبانی این تاسیسات و تاسیسات شهری مرتبط ، طبعا فضاهای فراغت و فضاهای سبز  برای جمعیت جدید و ...

صدها مورد است که زمانی که می خواهیم با برنامه ریزی شهری را منتقل کنیم باید به آنها بیندیشیم اما موردی که شاید به عنوان مسئله اصلی باقی می ماند این است که کدام شهر پتانسیل این انتقال را دارد؟ با در نظر گرفتن هر یک از شهر های بزرگ مشخص است که آنها نیز با مشکلاتی مشابه مشکلات تهران یا شاید در بعضی موارد حادتر،  دست به گریبانند.

اگر هر یک از شهر های کوچک را برای این منظور در نظر بگیریم طبعا میزان سرمایه گذاری لازم  در آنها بسیار بیشتر خواهد بود افزون بر اینکه شاید مسائل و مشکلات آنها در اصل تفاوت چندانی با مشکلات  شهر های بزرگ نداشته  باشد.

در هر حال شرایطی که  منجر به طرح انتقال تهران به شهر دیگرمی شود به شکلی در هر یک از شهرهای کشور نیز وجود دارد. مثل مسئله آلودگی هوا ، تراکم جمعیت و زلزله خیزی. مثلا در چند روز گذشته  اراک آلوده ترین هوا را در  شهرهای ایران  داشت و اهواز آلوده ترین مرکز استان بوده است.شهرهایی مانند اصفهان ، شیراز با مشکلات شدید آلودگی هوا و ترافیک مواجهند . بسیاری از شهرها با مشکل سیل گیری روبرو هستند . شهرهای غرب و جنوب کشور نیز علاوه بر مشکلات آلودگی هوا با مسائل کمبود زیر ساخت ها که بخشی از آنها ناشی از دوران  جنگ است روبرو هستند. مشکل آب رسانی به شهر ها و پیش بینی شبکه فاضلاب نیز در بیشتر شهرها وجود دارد.  از این دست موارد فراوان می توان یافت بنابراین شاید  باید  به دنبال راه حل های بنیادی تری بود. شاید تجزیه تحلی مشخص تری از این مشکلات باید انجام شود مثلا اینکه آیا آلودگی هوای هر یک از شهرها به دلیل موقعیت قرارگیریشان در نقطه خاصی است یا اینکه عملکردهای انسانی در ایجاد این آلودگی دخیل بوده است؟ آیا اگر شهری مثل تهران را به حال خود رها کنیم و به سراغ شهر دیگری برویم که  قرار است به عنوان پایتخت جدید در نظر گرفته شود مشکلات شهر تهران کم می شود یا این مشکلات به قوت خود باقی می مانند و برای شهر دیگری نیز همین مشکلات را بوجود آورده ایم. آیا با انتقال پایتخت از تهران مسئله زلزله خیز بودن تهران حل می شود و در  دیگر شهرها با این مشکل روبرو نخواهیم بود؟ آیا جلوی ساخت و سازهای بی رویه در تهران یا هر شهر دیگر گرفته خواهد شد و محدودیت های ساخت در ارتفاعات اجرا خواهد شد؟ اصولا با جمعیت چند میلیونی تهران که در ادارات و کارخانه ها و بخش خصوصی فعالیت دارند چه باید بکنیم؟ سوال اساسی تر شاید این باشد : چرا جمعیت تهران هر روز بیشتر و بیشتر می شود و نمی توان این رشد یا به عبارتی مهاجرت را مهار کرد؟

به هر روی شهری که قرار است این انتقال در آن صورت گیرد باید ظرفیت پذیرش چنین دگرگونی و رشدی را داشته باشد تا بار دیگر شاهد اشتباهات وسعی و خطاهای مکرری  که برای تهران اتفاق افتاد ،  در جای دیگری نباشیم.

هر گاه صحبت انتقال می شود به دنبال آن باید  گروه مهاجران از شهرها و روستاها را به  شهر هدف  در نظر داشت. این پدیده قطعا با شرایط فعلی اتفاق خواهد افتاد بنابراین روندی آغاز می شود که شاید چندان کنترلی بر آن وجود نداشته باشد این به این مفهوم است که پدیده های ناشی از مهاجرت شهر به شهر و روستا به شهر  در ابعاد وسیعی اتفاق خواهد افتاد مگر ریشه های این پدیده ها شناسایی و چاره اندیشی شود.  فراموش نکنیم که در حال حاضرتقریبا  بهترین و بیشترین  امکانات و زیر ساخت ها  در تهران ایجاد شده است مانند اینکه  با سابقه ترین دانشگاههای کشور در تهران اند ؛ تقریبا بهترین و مجهزترین  بیمارستانهای کشور ( به غیر ازچند بیمارستان فوق تخصصی که در چند سال اخیر ساخته شده اند و یکی دو بیمارستانی که از قدیم بوده اند)  در تهران ساخته شده اند ، بزرگترین فرودگاههای کشور در تهران است. بیشترین میزان ساخت و ساز در تهران انجام می شود. مراکز اداری در مقیاس بسیار عظیم درتهران قرار دارند ، مرکز اصلی رادیو تلویزیون در تهران است بنابراین زیر ساخت های اصلی آن در تهران واقع شده است ... از این دست موارد به فراوانی می توان ذکر کرد. چند سال پیش طرحی تصویب شد که به موجب آن اداراتی که فعالیت عمده شان مربوط به مناطقی به غیر از تهران بود، باید به همان منطقه  منتقل می شدند که ظاهرا هنوز هم در اجرای آن چون و چراهایی وجود  دارد و عملا طرح موفقیت چندانی نداشته است. بنابراین می شود علل این تجربه نه چندان موفق را بررسی و بر مبنای آن برای آینده تصمیم گیری کرد هر چند که ابعاد این طرح با طرح انتقال پایتخت بسیار متفاوت است اما بعنوان یک نمونه کوچک نواقص و ناکارآمدی های آن قابل تعمق است.

 

نباید از نظر دور داشت که اصل تمرکز زدایی بسیار  مطلوب است ؛ اینکه امکانات درشهر های مختلف  کشور بصورت مناسب و متعادل توزیع شود بسیار درست است  حتی چنانچه بشود مهاجرت معکوس از تهران و سایر شهرهای بزرگ به شهرهای کوچک اتفاق بیفتد ، بسیار خوب است اما چگونگی آن هم مهم است . چنانچه هدف از این انتقال تغییر پایتخت سیاسی باشد نگرش به موضوع از نوع دیگری خواهد بود . اما اگر قرار باشد پایتخت سیاسی و اقتصادی کشور تغییر کند طبعا هزینه ها و زمان آن بسیار عظیم است. در هر دو حالت برنامه ریزی های دقیق و هدفمند باید توسط تیم های خبره وزبده شهرساز، برنامه ریز ، معمار ، اقتصاد دان در کنار مسئولان به بررسی و برآورد زمان ، هزینه ، اثرات و دستاوردها ، معایب و مزایای  این طرح بپردازند.

پیش بینی وضعیت آب رسانی ،شبکه برق ، گاز ، تلفن ، شبکه راههای درون شهری و برون شهری ، رخ دادن  آلودگی هوادر حد غیر قابل کنترل و هم چنین آلودگی سایر منابع طبیعی ، افزایش سرسام آور قیمت زمین و مسکن ، ساخت وساز بی رویه ، ازدحام بی رویه خودروها و مشکلات ترافیکی ناشی از آن  و... برای شهری که هدف این انتقال خواهد بود از اولین مسایل و  نتایج این انتقال خواهد بود.

اما در کنار همه این موارد  مشکلاتی را که تهران در حال حاضر با آن دست به گریبان است ، نباید از یاد برد بلکه باید برای آن چاره اندیشی کرد حتی اگرچنین  انتقالی سریعا  صورت پذیرد برای مشکلات شهرهایی چون تهران  و سایر شهرهای بزرگ باید راه حل های مناسب یافت. همانگونه که مشکلات شهرهای کوچک را نیز نباید از یاد برد.

طرح انتقال پایتخت طرحی است که نمی توان بسادگی در خصوص آن اظهار نظر کرد .آینکه آیا این طرح درست و کارآمد خواهد بود یانه  نیاز به بررسی کارشناسانه دقیق دارد. اینکه مشکلات  تهران با فعال شدن این طرح کاهش می یابد جای تعمق دارد. اینکه این مشکلات در شهر دیگری بروز نکند نیز جای شک است از این رو که برای اصلاح مشکلات باید روشهای جدیدی را آزمود زیرا روشهای قبلی اگر می توانستند پاسخگو باشند حتما نتیجه مطلوب گرفته می شد.اما نمی توان طرحی را با چنین عظمت که می تواند بخش های بزرگی از شهرهای کشور را تحت تاثیر قرار دهد به یکباره و بدون کار کارشناسی رد یا قبول کرد. تجربه سایر کشورها و تجربیاتی که ظرف چندین سال در کشور خودمان بدست آمده می تواند راهنمای خوبی برای این امر باشد.

 

سوسن یزدانی - 16 /11 /92

 

 

 

موضوعات مرتبط : پایتخت    
استان مرتبط : تهران  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید